لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

48512-1200x668.jpg
شهریور ۱۸, ۱۳۹۹

مادر شدن در کنار استرس‌ها، هیجانات و سختی‌هایی که دارد شیرینی مختص به خودش را نیز دارد

این نظر خانم مرضیه میرحسینی است که نوزادش دو ماه زودتر از موعد چشم به جهان گشوده و حالا در NICU بستری است.میرحسینی درباره حال نوزادش در این روزها می‌گوید: «نوزادم در 7 ماهگی به دنیا آمد و به همین دلیل در بخش NICU بستری است. البته با همت، تجربه و امکانات صارم و صارمی‌ها اوضاع و احوال فرزندم روبراه است و خدا را شکر نگرانی خاصی وجود ندارد.»

او از کنار خدماتی که در این دوران از صارم گرفته است نیز به سادگی نمی‌گذرد: «بارزترین مشخصه‌ی صارم رفتار پرسنل، پرستارها و … و البته تخصص پزشکانش می‌باشد. تقریبا از یک سال قبل از بارداری با صارم آشنا شدم و برای گذراندن یک دوره‌ی بارداری مناسب تحت نظر پزشکان صارم قرار گرفتم. واقعیت این است که هیچ احساسی در دنیا برای یک زن مانند حسی که زمان بارداری دارد، نیست.

بارداری حس بی‌نظیری است که برای تمام زنان دنیا آرزو دارم. خوشحالم این حس را تجربه کردم. البته سختی‌های خودش را دارد اما در مجموع شیرین است و به تجربه‌اش می‌ارزد. در این دوران به کمک اطرافیان بالاخص پزشکان نیاز داریم که پزشکان صارم این وظیفه را به خوبی و به نحو احسن به سرانجام می‌رسانند.»

او در ادامه می‌گوید: «از اینکه نتوانستم تمام 40 هفته را میزبان نوزادم باشم، ناراحتم اما وجود بخش NICU در صارم خیال مرا از این بابت راحت و از میزبان نارحتی من کم کرده است. البته من و فرزندم همچنان به کمک پرستارها و پزشکان نیاز داریم. دعا کنید فرزندم به زودی مرخص شود و دفعه بعد با فرزندم در آغوشم با شما به گفت‌وگو بپردازم.»

با مرور خاطرات خانم میرحسینی به گذشته و زمانی که هنوز فرزندش به دنیا نیامده بود، برگشتیم: «اولین بار که صدای قلب جنین را شنیدم برایم غیرقابل باور بود. در واقع می‌دانی که اتفاقی خوب افتاده است اما مانند یک رویا است. زمان شنیدن صدای قلب ناخودآگاه به یاد خدا افتادم و حواسم خیلی به بچه نبود. به این فکر می‌کردم که قدرت عجیبی در این اتفاق وجود دارد. جسمی که هنوز شکل نگرفته دارای قلب است و ضربان دارد.این اتفاق یک معجزه‌ی عجیب، همیشگی و تکراری در دنیا است. »

میرحسینی صحبت‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم همه‌ی خانم‌های باردار در 3 ماهه‌ی اول، بیشتر درگیر حال خودشان هستند تا ارتباط داشتن با جنین و حس مادر بودن. اما بعد از گذشت این زمان، ارتباط بین مادر و نوزاد شکل می‌گیرد. در واقع از زمانی که حرکات جنین شروع می‌شود تازه متوجه می‌شوی که در آینده‌ای نزدیک قرار است مادر شوی. من که نوزادم در 7ماهگی به دنیا آمد احساس می‌کنم خیلی زود گذشت. حالا که نوزادم در شکمم نیست جای خالی‌اش را احساس می‌کنم. بعضی اوقات فکر می‌کنم وجودش در درونم شیرین‌تر بود و دلم برای روزهای بارداری تنگ شده.

دوران بارداری مثل یک خواب طولانی است. جای خالی حرکت‌های نوزادم در درونم را به شدت حس می‌کنم. از زمانی که جنیست بچه مشخص می‌شود نوع ارتباط کامل‌تر می‌شود. من که از اول نوزادم را گوگولی خطاب می‌کردم و وقتی تنها بودیم با هم بیشتر صحبت می‌کردیم.

بعد که مشخص شد نوزادم پسر است مانند یک آقا پسر با او صحبت می‌کردم و از او می‌خواستم دعا کند مشکلی در دوران بارداری پیش نیاید و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود. اسم پسرم را «حامی» گذاشتم که پشت و پناه پد رو مادرش باشد. »‌

این مادر خوش‌ذوق و خوش‌صحبت خطاب به مادران و کسانی که قصد بارداری دارند می‌گوید: « بچه آوردن حس می‌خواهد؛ منطق هم می خواهد؛ توصیه می‌کنم قبل از اقدام کردن برای بارداری سلامت خودشان (مادر و پدر ) را چک کنند. هر اقدام برای سلامتی خودشان لازم است انجام دهند و بعد از آماده‌ی مادر و پدر شدن شوند.

بارداری سالم نیاز به سلامت قبل از بارداری نیز دارد. بارداری سالم باعث روحیه‌ی بهتر می‌شود.همه زنان دنیا باید مادر شدن را تجربه کنند. حس از خودگذشتی و احساس‌های مشابه که بعد از مادر شدن شکل می‌گیرند و کامل‌تر می‌شوند. در دوران بارداری باید سختی‌ها را تحمل کنی و از خودت بگذری. به طور کلی می‌توانم ادعا کنم که بارداری و به دنبال آن مادر شدن باعث رشد و ارتقاء انسان می‌شود. یک بار دیگر باید بگویم که مادر شدن با تمام سختی‌هایش می‌ارزد و حالتی بی‌نظیر و تکرارنشدنی است.»

مخاطب امروز روزنامه صارم صحبت‌هایش را اینگونه به پایان برد: «دعا می‌کنم تمام زنان سرزمینم بارداری و مادر شدنشان را به بهترین شکل تجربه کنند و این این دوران سخت و شیرین به ماندگارترین برش زندگی‌شان تبدیل شود. وجود مراکزی مانند مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری صارم، پزشکان همچون پزشکان صارم، کادر درمان و پرستارانی همچون کادر صارم این دوران را به دورانی ماندگار و بی‌خطر تبدیل می‌کنند.»


IMG_6652-1200x674.jpg
بهمن ۱, ۱۳۹۸

گاهی اوقات در زندگی شرایطی پیش می‌آید که باید با یک تصمیم سرنوشت خودتان را مشخص کنید. تلاش برای رسیدن به هدف یا دست کشیدن از هدف و تن ندادن به سختی‌ها.

مخاطب امروز روزنامه صارم سرکار خانم مریم میرزایی؛ تا 22 هفتگی، بارداری نرمالی را پشت سر گذاشته بود تا اینکه مشکلات زیادی باعث شد به دنبال بیمارستانی مجهز و البته پزشکی حاذق باشد.

خانم میرزایی در این باره می‌گوید:
اولین بارداری‌ام بود و تا هفته 22 بارداری مشکلی وجود نداشت. تا اینکه دچار خونریزی‌های زیادی شدم. برای رفع مشکلات پیش آمده تحقیق کردم و بیمارستان صارم و سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر را به من معرفی کردند. از هفته 22 زیر نظر ایشان قرار گرفتم و با بیمارستان صارم آشنا شدم. در این مدت از ایشان و بیمارستان خیلی راضی بودم.

از لحظه اولی که دکتر کرم‌نیای‌فر را دیدم انرژی مثبت دریافت کردم و یک حس خوب به من می‌گفت که همه چیز به خوبی و خوشی به پایان خواهد رسید. واقعیت این است که در یک پروسه درمانی، بین بیمار و پزشک یک اعتماد دوطرفه باید برقرار باشد و در غیراینصورت نمی‌توان به نتیجه کار امیدوار بود.

فکر می‌کنم میان من و خانم دکتر کرم‌نیای‌فر چنین حسی برقرار شده بود و ایشان هر چه می‌گفتند من تمام و کمال رعایت می‌کردم و واقعا خانم دکتر هم سنگ تمام گذاشتند. در بسیاری از موارد به دلیل نگرانی‌هایی که داشتم با ایشان در تماس بودم و با پیامک یا زنگ زدن، سوالات خود را مطرح می‌کردم و ایشان با سعه صدر و حوصله فراوان تمام مشکلات من را پاسخ می‌دادند. اینکه یک پزشک در تمام طول شبانه‌روز به تمام پیامک‌های بیمارش پاسخ می‌دهد یعنی اوج اخلاق حرفه‌ای و مهربانی. واقعا باید از ایشان قدردانی کنم.

از خانم میرزایی در ادامه صحبت‌هایشان د ر مورد روند مراقبت‌های دوران بارداری و زایمانشان پرس‌وجو کردیم:

«مدتی خونریزی و دردهای موضعی در ناحیه شکم داشتم که با داروها و مراقبت‌هایی که خانم دکتر تجویز کردند مرتفع شده بود. در هفته 29 بارداری‌ام دچار دردهای به شدت زیادی شدم که قطع و وصل می‌شد. به همین دلیل فکر کردم که ممکن است درد زایمان باشد. با شرایط اورژانسی به بیمارستان آمدم. خانم دکتر کرم‌نیای‌فر پس از معاینه تشخیص دادند که باید زایمان صورت گیرد و اینگونه شد که زایمان در هفته 29 بارداری من رخ داد. در واقع چیزی حدود 11 هفته زودتر از موعد مقرر.»

زایمان زودرس برای نوزاد خانم میرزایی، مراقبت‌های خاص خودش را می‌طلبد. در این باره از ایشان پرسیدیم:

«در واقع در صورتی که زایمان صورت نمی‌گرفت هم جان خودم در خطر بود و هم نوزادم. شاید اگر تشخیص دکتر کرم‌نیای‌فر نبود اکنون زنده نبودم. تشخیص و کمک به موقع پزشکم باعث شد که الان خودم در بخش ICU بیمارستان صارم و نوزادم هم در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) بستری شود. قبل از زایمان چیزهایی شنیدم که جفت در وضعیت خوبی نیست و اینکه الان هر دو نفر سالم هستیم لطف خدا و تلاش پرسنل و کادر درمان صارم می‌باشد.»

از نظرشان درباره صارم پر سیدیم:

«در این مدت به بسیاری از اطرافیانم صارم را پیشنهاد کرده‌ام و می‌دانم از معرفی صارم به دیگران سربلند خواهم شد. من هنوز نوزادم را ندیده‌ام ولی می‌دانم پرسنل محترم همانند فرزند خودشان تمام رسیدگی‌های لازم را خواهند کرد و از این حیث اصلا نگران نیستم. همگی خسته نباشید و دست تک‌تک‌ صارمی‌ها مخصوصا پزشکم سرکار خانم کرم‌نیای‌فر درد نکند.»


دکتر-سیدی-e1578573229473-1200x847.jpg
دی ۱۹, ۱۳۹۸

شاید بارها شنیده باشید که کسی از اوج به حضیض نزول کرده باشد و همه چیز را یکجا از دست داده باشد. عکس این موضوع نیز در برخی مواقع صدق می‌کند. از هیچ به همه چیز رسیدن.

تا به حال برایتان پیش آمده که هیچ روزنه امیدی برایتان باقی نمانده باشد. از هیچ چیز و هیچکس کاری برای شما بر نیاید و گره‌ای از مشکلاتتان باز نکند.
دراین طور مواقع اگر خداوند راهی مقابل شما بگذارد و دری برای شما باز شود، آن وقت است به خواست و قدرت خدا را به چشم می‌بینید. قطعا برای اجرای خواست خدا، کسی باید وسیله شود. در گفت‌وگوی امروز با سحر حسینی، مادری که نوزاداش را در شرایطی بسیار وخیمی در صارم به دنیا آورد؛ متوجه می‌شوید که اگر خداوند بخواهد غیرممکن، ممکن می‌شود حتی اگر تمام دنیا جلوی آن بایستند.

خانم حسینی، از آشنایی‌ و دلیل اولین مراجعه‌تان به مرکز درمان سقط مکرر صارم برای ما بگویید:

از ابتدای باردار شدنم، زیر نظر دکتر متخصص زنان و زایمان قرار گرفتم. در ماه هشتم بارداری‌ام متوجه مشکل بزرگی شدیم به طوری که پزشکم دیگر من را نپذیرفتند و گفتند امیدی به زنده ماندن فرزند شما نیست. شکم به شکل وحشتناکی بزرگ و همه چیز عجیب بود. نزد پزشک دیگری رفتم و ایشان یک سونوگرافی برای من نوشتند و توصیه کردند برای انجام سونوگرافی به صارم بیایم. این شد که برای اولین بار به صارم آمدم.

بعد از مراجعه‌تان به مرکز درمان ناباروری صارم چه اتفاقی افتاد؟‌

من در آن زمان بسیار نگران بودم و حال و احوال خوشی نداشتم. به همین دلیل شاید آن روز متوجه خیلی موارد نبودم اما الان که به صارم نگاه می‌کنم می‌بینم واقعا اینجا از درب ورود تا همه جای بیمارستان، آرامش‌بخش و خاص است. آن روز که با نگرانی فراوان وارد صارم شدم و پرسنل ناراحتی شدید من را دیدند و من را خدمت خانم دکتر گیتی راهنمایی کردند.

ایشان بعد از یک معاینه اولیه، از من خواستند که فردای آن رو بیایم. من روز بعد خدمت ایشان رسیدم و او مثل یک خواهر (در این لحظه خانم حسینی بغض کردند و لحظاتی اشک ریختند) مرا پذیرفتند و کارهایم را انجام دادند. همانطور که گفتم شکم من آنقدر بزرگ شده بود که توانایی نشستن و برخاستن نداشتم. ایشان دستم را می‌گرفت با من راه می‌رفت. کمک می‌کرد بخوابم، بنشینم. (در این لحظه بار دیگر اشک چشمان خانم حسینی را فرا می‌گیرد.) سونوگرافی توسط خانم دکتر گیتی انجام شد.

بعد از سونوگرافی مرکز درمانی صارم چه شد؟‌

پسرم، آرتا قرار بود دی به دنیا بیاید اما من 8 آذر 96 در صارم بستری شدم تا حجم آب شکم من را کم کنند. خانم دکتر گیتی نزدیک به دو لیتر از آب شکم من را خارج کردند. بعد از آن هر چقدر تلاش کردند نوار نوزادم را بگیرند، نشد. آن روز در مرکز درمان ناباروری و نازایی مردان و زنان صارم بودم که شب حالم بد شد. به همین دلیل خانم دکتر گیتی شبانه به بیمارستان برگشتند. 9 آذرسزارین شدم و نوزادم به دنیا آمد.

خوب به خاطر دارم بچه که به دنیا آمد مانند یک توپ بزرگ بود که دست و پا داشت. نفس نداشت، علائم حیاتی نداشت. بچه را می‌دیدم که از جلوی من بردند تا اقدامات لازم را انجام دهند. همسرم با بچه بالا رفت که آنجا با پزشکی به نام آقای دکتر سیدی آشنا شدند. همان لحظه به خاطر آوردم که آن پزشک اول من که متاسفانه وظیفه خود را کامل انجام نداد قرار بود برای مراقبت‌های بعد از به دنیا آمدم نوزادم من را خدمت آقای دکتر سیدی معرفی کنند اما نه تنها ایشان را معرفی نکردند بلکه خودشان را نیز نتوانستیم پیدا کنیم. اما گر خدا بخواهد اینطور می‌شود و ما به طور اتفاقی ایشان را در صارم پیدا کردیم. ما نمی‌دانستیم ایشان در صارم فعالیت می‌کنند و شماره تلفن یا نشانی ایشان را نداشتیم.

آقای دکتر سیدی، ساعت 11:30 دقیقه شب به دلیل گزارش این موضوع به بیمارستان برگشته بودند و قبول زحمت کردند که پسر من را جراحی کنند. یک لیتر و نیم از شکم آرتا آب کشیدند. آرتا مشکلات زیادی از قبیل انسداد روده و … داشت که پس از جراحی قسمتی از روده‌ها هم از شکم او بیرون ماند و با همان وضعیت در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بستری شد.

در NICU چه اتفاقاتی افتاد؟

پسرم از نهم تا 22 آذر ماه در این بخش بستری بود. بعد از آن به مدت 5 روز در منزل از او نگهداری کردیم. از آنجایی که بخشی از روده بیرون از بدن بود و اینکه آرتا نسبت به شیر من حساسیت داشت و شیر نمی‌خورد باعث شده بود که آب بدنش را به سرعت از دست بدهد و حال خوبی نداشته باشد. دوباره آرتا را به صارم آوردیم و جناب آقای دکتر مرتضوی دستور بستری نوزادم
را دادند.

بعد از بستری شدن چه اتفاقی برای آرتا افتاد؟‌

خوب به خاطر دارم که روز 26 آذر ماه بود که آرتا دوباره بستری شد و 28 آذر جراحی دوم آرتا انجام شد. آن روز جناب آقای دکتر سیدی ایران نبودند که مشکلات شدید اینترنتی نیز وجود داشت. با همه این مشکلات آقای دکتر مرتضوی از طریق فضای مجازی (ایمو) به صورت تصویری با جناب آقای دکترسیدی ارتباط برقرار کردند و در تمام مراحل جراحی با هم در حال گفت‌وگو بودند.

در این جراحی روده‌هایی که از شکم بیرون بود را به داخل شکم بردند تا دوباره عمل دفع به صورت طبیعی انجام شود. آن جراحی با تخصص متخصصین زبده و با اخلاق و متعهد صارم با موفقیت انجام شد و 12 دی، آرتا اولین دفع را انجام داد و و 2 روز بعد مرخص شد. خدا را شکر که او در حال حاضر از وضعیت جسمی مناسبی برخوردار است.

امروز چرا به صارم آمده‌اید؟

از آنجیی که آرتا کمی مشکل بیضه داشت به صارم آمدیم تا یک جراحی سرپایی انجام شود و به امید خدا غروب هم مرخص می‌شود. در ضمن امروز ختنه هم انجام می‌شود.

به طور کلی چه امتیازی به صارم می‌دهید؟

باید به جناب آقای دکتر صارمی به خاطر چنین بیمارستان فوق‌العاده‌ای تبریک بگویم. در بسیاری از بیمارستان‌ها چه دولتی و چه خصوصی، وقتی از درب بیمارستان وارد می‌شوی، انرژی منفی به شما تزریق می‌شود. از اوضاع ظاهری و آلودگی گرفته تا رفتار نه چندان مودبانه و برخی مواقع طلبکارانه همگی مواردی هستند که هرگز در صارم ندیدم.

با پزشکان و کادر درمانی صارم که برای آرتا زحمت کشیدند چه صحبتی دارید؟

تا آخرین روز عمرم مدیون دکتر گیتی، دکتر سیدی، دکتر مرتضوی و به طور کلی خانواده بزرگ صارم خواهم بود. هرگز این بزرگواران را فراموش نخواهم کرد. آرتای من در دو سالگی آقای دکتر سیدی را می‌شناسد و ارتباط خوبی با ایشان دارد. او هم می‌داند ایشان چقدر در حقشان لطف کرده است. زمانی که آرتا در صارم بستری بود دو شب در اتاق مادران بودم و آنجا وقتی با پرسنل آن قسمت صحبت می‌کردم دریافتم که دلیل تمایز صارم با سایر مراکز، حس انسان‌دوستی، انجام وظیفه و کار تیمی است. آن روزها حتی پرسنل خدمات که برای نظافت می‌آمدند هم مهربانانه گفتگو می‌کردند و به من روحیه می‌دادند.

پرسنل درمان راهنمایی‌های به موقع و مناسبی را می‌کردند و همگی باعث شد که در حال حاضر فرزندم در صحت و سلامتی در کنار ما باشد. ما از اوج ناامیدی در صارم به اوج امید رسیدیم. قدرت خدا را در صارم دیدم.

همزمان با صارم، جای دیگری هم می‌رفتید؟ یا تشخیص‌های انجام شده در صارم را با پزشکان دیگری نیز چک می‌کردید؟

وقتی به صارم می‌آمدم از همه جا ناامید بودم. همه جا را امتحان کرده بودم و به صارم رسیده بودم. امیدم به خدا و بعد به صارم بود و آنقدر اوضاع در صارم خوب پیش رفت که دلیلی برای این کار وجود نداشت. صارم خانه امید من بود و هست.
این را از ته دلم می‌گویم. (در این لحظه بار دیگر خانم حسینی منقلب می‌شود و کمی مکث می‌کند). همین الان هم که دکتر گیتی را می‌بینم ایشان را در آغوش می‌گیرم. حتما خدمت دکتر سیدی می‌روم و عرض ادب می‌کنم. باور کنید دلبستگی و وابستگی عاطفی عجیبی به مجموعه صارم و این پزشکان محترم دارم. خوب به خاطر دارم روزهایی که در صارم بودم حتی روز جمعه هم دکتر سیدی به من و آرتا سر می‌زد که برای من خیلی ارزشمند و روحیه‌بخش بود.

حرف پایانی؟‌

یک نکته را خیلی دوست داشتم بگویم که الان به یادم آمد. وقتی آرتا به دنیا آمد خیلی دوست داشتم به پرسنل مبلغی را به عنوان شیرینی و مشتلق تقدیم کنم. من و یا همسرم هر چه تلاش کردیم هیچ کسی از پرسنل درمان گرفته تا خدمات و … قبول نکردند. حتی از قبول یک شکلات هم تفره می‌رفتند. ما بعدها متوجه شدیم این یکی از خطوط قرمز صارم است و ارتباط مالی بین پرسنل با مراجعین وجود ندارد. باور کنید مراکز درمانی آدم را مانند پول می‌بینند. بعد از سلام و علیک انتظار دارند چیزی به آنها تقدیم کنیم و آدم را در رودربایستی می‌گذارند. اینجا حتی این موضوع هم وجود نداشت. صارمی‌ها همگی خسته نباشید. جناب آقای دکتر صارمی دست مریزاد. جناب آقای دکتر سیدی، عمر و سلامتی‌تان پایدار. سرکار خانم دکتر گیتی، شما همه چیز تمام هستید، زنده باشید.


IMG_9619-1200x800.jpg
آذر ۲۳, ۱۳۹۸

عکس های جشن کودکان نارس که در تاریخ 27 آبان 98 در بیمارستان صارم برگزار شد

این عکس های زیبا از نوزادانی است که به دلایل مختلف زیر 32 هفته به دنیا آمده و نیاز به مراقبت در NICU داشته اند.

همکاران پرتلاشمان در این بخش از آنها مراقبت کرده و اکنون این کودکان قشنگ و جذاب را تحویل جامعه داده اند.

امیدواریم همیشه موفق و سربلند باشید کوچولوهای دوست داشتنی
عکس یک گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس دو گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس سه گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس چهار گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس پنجم گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس ششم گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس هفتم گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری

عکس هشتم گزارش مربوط به جشن بیمارستان فوق تخصصی ناباروری


IMG_5363-1200x674.jpg
آذر ۲۳, ۱۳۹۸

انتظاری جذاب و شیرین که در بعضی مواقع پایانی غمناک پیدا می‌کند.

پدر و مادر بعداز مراقبت لحظه به لحظه در دوران بارداری انگار قدرت به پایان رسیدن این دوران را به صورت طبیعی پیدا نمی‌کنند و میهمان کوچولوی آنها به دلایل مختلف زودتر تصمیم به تولد می‌گیرد. علم پزشکی این اتفاق را زایمان زودرس خوانده و نوزادان حاصل از این نوع زایمان نوزادان نارس می‌نامد. این نوع زایمان‌ها تعداد قابل توجهی از تولدها را به خود اختصاص می‌دهند و همین موضوع باعث اهمیت آن در علم پزشکی شده است.

در دسته بندی انواع بارداری‌ها و با توجه به مطالعات صورت گرفته معمولا نوزدانی که حاصل از درمان ناباروری هستند بیشتر در این دسته قرار می‌گیرند و پیش از زمان موعود به دنیا می‌آیند. به همین جهت مراکز درمانی و بیمارستان‌هایی که در شاخه درمان ناباروری فعالیت می‌کنند بیشتر با این گونه بیماران مواجه هستند. البته لزوما همه نوزادان نارس هم حاصل روش‌های کمک‌باروری نیستند.

دکتر سید مازیار مرتضوی فوق تخصص نوزادان و مسئول بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) بیمارستان فوق تخصصی صارم در این باره می‌گوید: «این نوزادان از همان دقایق ابتدایی زندگی نیاز به مراقبت ویژه دارند. عوارضی که این نوزادان را تهدید می‌کند باید از اولین لحظات تولد با پایش لحظه به لحظه کنترل و رفع شوند و هر اندازه که تیم درمانی و مراقبتی در بخش NICU بتواند این عوارض را از بین ببرد شانس بقای نوزاد افزایش می‌یابد.»

وی با اشاره به این عوراض افزود:

:‌« مشکلات تنفسی، قلبی – عروقی، خونی، گوارشی، متابولیک و غددی، عصبی، کلیوی و انوع عفونت‌ها یک نوزاد نارس را تهدید می‌کند. مشکلاتی که هر کدامشان می‌تواند باعث مرگ او شود.»

مراکز درمانی که نوزادان نارس در آنجا به دنیا می‌آیند باید یک بخش مراقبت ویژه نوزادان مجهز داشته باشند. درکنار این موضوع تخصص و تبحر پزشکان، پرستاران و سایر کادر NICU‌در مراقبت از آنها بسیار مهم است و کوچکترین تعللی می‌تواند باعث مرگ نوزاد شود.

دکتر مرتضوی با مهم خواندن این موضوع NICU بیمارستان فوق تخصصی صارم را یکی از مجهزترین مراکز کشور خواند و گفت:

«توجه به بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان یا NICU در بیمارستان صارم همواره جزو اولویت‌های اول بوده است و ما تمام امکانات لازم را برای مراقبت حداکثری از آنها به صورت یک جا تجمیع کرده‌ایم و خوشبختانه حاصل این تفکر مثبت را اکنون و با آمار خیره‌کننده‌ی بقای این نوزادان به دست آورده‌ایم. مراقبت از یک نوزاد نارس آن هم زمانی که در سنین بسیار پایین به دنیا می‌آید آن قدر حیاتی است که بسیاری از مراکز از عهده‌ی آن بر نمی‌آیند و معمولا نوزادانی با سن بارداری 25 و 26 هفته یا زنده نمی‌مانند و یا اگر پس از مراقبت زنده بمانند هم دچار عوارض شدید مغزی و جسمی می‌شوند.

اما خوشبختانه در صارم و در بخش NICU‌ این مراقبت‌ها نتیجه داده است و تعداد قابل توجهی از نوزدانی که در سن 25 هفته به دنیا می‌آیند بدون مشکل خاصی تحویل خانواده داده می‌شوند.»

هر ساله روز 17 نوامبر که مصادف با 26 آبان ماه است از طرف سازمان یونیسف به نام روز جهانی نوزادان نارس نامگذاری شده است و در این روز در سراسر جهان با دعوت از نوزادان نارس و خانواده‌های آنها، مراسم‌های ویژه‌ای برگزار می‌شود. در بیمارستان فوق تخصصی صارم هم همزمان با روز جهانی نوزادان نارس مراسمی برگزار شد که تعداد زیادی از خانواده‌های نوزادان نارس با در آغوش داشتن فرزندانشان شرکت داشتند.

نکته جالب توجه در مراسم برگزار شده در این روز حضور جمع کثیری از خانواده‌هایی بود که چند سال از تولد نوزادشان می‌گذشت و بدون هیچ عارضه‌ای اکنون کودکی چند ساله به همراه خود به جشن آورده بودند که مانند سایر کودکان هم‌سن‌وسالشان تحرک، شادابی و شیطنت‌های کودکانه را داشتند.

دکتر ابوطالب صارمی با تاکید بر آمار قابل توجه NICU در بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی صارم به تلاش‌های خستگی ناپذیر پرسنل این بخش اشاره کردند و گفتند:

«اینکه نوزادان در سنین پایین تحت مراقبت قرار بگیرند و زنده بمانند شاید در ظاهر موضوع مهمی به نظر بیاید اما اهمیت داستان زمانی خواهد بود که این نوزادان بتوانند بدون عارضه به زندگی برگردند. با توجه به شرایط سخت زندگی برای خانواده‌ها، نوزدانی که دارای مشکلات جسمی، حرکتی، مغزی و .. می شوند نه تنها به لحاظ روانی در آسایش و خوشبختی آنها موثر نخواهند بود بلکه ممکن است مشکلات عدیده‌ای را برای پدر و مادرشان به وجود بیاورند اما زمانی که یک نوزاد نارس با مراقبت‌های شبانه‌روزی و با برطرف کردن تمام عوارض ناشی از زایمان زودرس پس از دوره مراقبتی در NICU سالم به آغوش مادر تحویل داده می‌شود.»

مدیر عامل بیمارستان فوق تخصصی ناباروری صارم با اشاره به عملکرد رضایتبخش پرسنل NICU این بیمارستان خاطر نشان کردند:‌

«ارزش این مراقبت صد چندان می‌شود. من بسیار خرسندم که تلاش همکارانم در بخش NICU بیمارستان فوق تخصصی درمان نازایی باعث برگرداندن زندگی به تعداد زیادی از کودکان امروز و آینده‌سازان فردای ایران زمین شده است و اکنون لبخندی که بر لبان پدر و مادرانشان می‌بینم من را بیش از پیش خرسند کرده است.»

رئیس پژوهشکده صارم در ادامه سخنانش به طرحهای تحقیقاتی متعددی که توسط محققان و پژوهشگران این مرکز در حال انجام است اشاره کردند و افزودند:

«پژوهش و مطالعات مستمری در رابطه با نحوه مراقبت و چگونگی برطرف شدن عوارض زایمان‌های زودرس توسط همکارانم انجام شده است و خوشبختانه حاصل این پژوهش‌ها، تحقیقات و مطالعات علمی را امروز به صورت عملی می‌بینیم. دوران بارداری یکی از مهمترین دوره‌های زندگی خانم‌هاست. مخصوصا در بانوانی که بارداری آنها با استفاده از روش‌های کمک‌باروری بوده است. در این گونه بارداری‌ها با توجه به شرایط ویژه‌ای که مادر و جنین دارند نیاز به آموزش و مراقبت و پایش مستمر دارند و اگر جنین دوران بارداری را به صورت طبیعی به پایان نرساند ممکن است بخش از عملکردهای جنین دچار اختلال شود.
NICU باید شرایطی را برای نوزاد متولد شده ایجاد کند که تک‌تک‌ نواقص را پوشش داده و او را از عوارض مختلفی که ممکن است برایش بوجود بیاید مصون نگه دارد. خوشبختانه NICU بیمارستان صارم با بهره‌گیری از امکانات مدرن و پرسنل با تجربه و کارآمد توانسته است نوزادانی با شرایط حاد و وزن تولد 550 گرم را تحت مراقبت قرار داده و آنها را زنده و بدون هیچ عارضه‌ای تحویل خانواده‌هایشان دهد. این یکی از افتخارات مجموعه صارم است و مشابه آن در دنیا کم‌نظیر است.

البته باز هم تاکید می‌کنم ممکن است در سایر مراکز درمانی در ایران و حتی خارج از کشور نوزادانی با وزن 550 گرم زنده بمانند اما نکته مهم در بروز عوارض در قسمت‌های مختلف بدن آنها مخصوصا مغز است که اگر کنترل نشود و عوارض پابرجا بماند زندگی نوزاد متولد شده در ادامه با سختی‌های فراوانی همراه خواهد بود که زندگی خود او و خانواده‌اش را تحت تاثیر قرار داده و از کیفیت آن می‌کاهد.»

زهره عابدینی سرپرستار بخش NICU بیمارستان فوق تخصصی درمان سقط جنین صارم هم با اشاره به جشن ویژه روز نوزادان نارس به خبرنگار صارم گفت:‌

«این جشن را در سایر مراکز هم برگزار می‌کنند اما نکته‌ای که وجود دارد این است که ما با دعوت از خانواده‌هایی که نوزاد آنها زیر 32 هفته به دنیا آمده است می‌خواستیم افرادی را به جشن دعوت کنیم که نوزادانشان شرایط حاد و بسیار سختی داشتند که تعدادشان چند برابر سایر مراکز بود. در اصطلاح علمی به نوزادانی که زیر 34 هفته به دنیا می‌آیند پره‌مچور یا نارس می‌گویند که اگر می‌خواستیم از این افراد دعوت کنیم تعداد آنها بسیار بالاتر می‌رفت و ما با در نظر گرفتن تمام شرایط از خانواده‌هایی دعوت کردیم که سن بارداری‌شان دو هفته پایین‌تر از زمان اعلام شده بود.

جشن شکوفه‌های نارس در بیمارستان صارم با مشارکت تعداد قابل توجهی از خانواده ها و پرسنل و پزشکان NICU‌به همراه مدیر عامل و مسئول فنی بیمارستان صارم برگزار شد و این برای ما به عنوان اعضای بخش NICU بیمارستان افتخار بزرگی است. مشابه این جشن را ما در هیچ کدام از مراکز درمانی دیگر نداشته‌ایم و این نشان‌دهنده‌ی توجه و اهمیت بیمارستان صارم و مدیریت آن به بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) و این شکوفه‌های نارس است.»


Screenshot-40-1200x680.png
آبان ۲۰, ۱۳۹۸

با پدر و مادرهایی زیادی در این مدت همصحبت شده‌ایم که فرزندانشان به صورت نارس به دنیا آمده بودند و نگرانی‌های زیاد و عجیب و غریبی به سراغشان می‌آمد.

بسیاری از آنها وقتی نوزادشان را می‌دیدند ناامیدی محض در چشمانشان موج می‌زد.
خودمانیم؛ اگر جای آنها بودیم شاید همین حس و حال را داشتیم. نوزادی که وزنش از یک کیلوگرم تجاوز نمی‌کند و بسیاری از اعضای بدن آنها به رشد کافی نرسیده‌اند.
از همه اینها گذشته با شنیدن جمله «ما تلاش خودمان را می‌کنیم شما هم دعا کنید» تمام آن ماههای انتظارشان و همه نقشه‌هایی که برای آینده نوزادشان کشیده‌اند یکی یکی جلوی چشمانشان رژه می‌روند.
روزهای پرالتهابی که پشت در NICU منتظر یک خبر خوش می‌نشینند. روزهایی که به ملاقات نوزادشان می‌آیند تا به او شیر بدهند و اندکی برای لالایی بخوانند.
هر روز در انتظار خبر خوب پزشک بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان که مثلا بشنوند که شبکیه چشم نوزاد شکل گرفته، حال عمومی‌اش خوب است و ….
با یکی دیگر از این زوج‌ها همصحبت شدیم.
پدر و مادر حسین آقا که البته الان در آغوش‌شان است و لذت داشتن او را هر لحظه و هر جا می‌چشند.

مادرش در همان ابتدای صحبت‌ها می‌گوید:

«پسرم روز به دنیا ‌آمدنش 960 گرم وزن داشت. یعنی حتی یک کیلوگرم هم نبود. همان اولین روز که به بخش NICU منتقل شد با دکتر مرتضوی صحبت کردیم و ایشان هم به ما گفت «تمام تلاش خود را خواهیم کرد، شما هم با توکل به خدا دعا کنید» در اینترنت جستجو و حال و اوضاع نوزادان این چنینی را می‌کردم. می‌دانستم مشکلات زیادی در پیش است و چشم‌انتظار خبر خوب از بیمارستان بودم.

پدر حسین هم می‌گوید:

«با خبر به دنیا آمدن پسرم در شوک بودم. اصلا قرار نبود به این زودی‌ها به دنیا بیاید. وقتی او را دیدم خیلی دلسرد شدم و بعید می‌دانستم عمرش به دنیا باشد. خیلی کوچک و بی‌جان بود. حالم خیلی بد بود و انرژی برای هیچ کاری نداشتم.»

مادر حسین به صحبت‌های همسرش اضافه می‌کند:

« حسین من خیلی کوچک بود، وقتی به NICU می‌رفتم پرستاران این بخش از من می‌خواستند با او صحبت کنم. به من می گفتند با پسرت صحبت کن. برایش حرف بزن. او هم می‌شنود و هم متوجه می‌شود. من هم مثل همسرم خیلی ناراحت بودم و در اتاقم فقط گریه می‌کردم. هم‌اتاقی من در بیمارستان به من دلداری می‌داد. فرق من با او این بود که نوزادش در آغوشش بود و پسر من در NICU. روز بعد از به دنیا آمدن پسرم وقتی می‌خواستم مرخص بشوم به NICU رفتم.

اصلا چهره پسرم معلوم نبود. چشم‌بند، ماسک اکسیژن و … . اصلا چهره او مشخص نبود. نمی‌دانستم او چه شکلی است. فکرش را بکنید با اینکه زایمان کرده و از بیمارستان ترخیص شده بودم ولی هنوز خانواده ما دو نفره بود. من و همسرم؛ همین. پسر من درست در شب اربعین به دنیا آمد و ما هم نام او را حسین انتخاب کردیم. »

مادر حسین آقا در صحبت‌های خود با رسیدگی بی‌نقص پرسنل NICU اشاره می‌کند: در روزهایی که پسرم در NICU بستری بود هر روز به او سر می‌زدم. مشکلات نوزاد ما یکی دو تا نبود. اما هر مشکلی که پیش می‌آمد به سرعت رسیدگی می‌شد و آن را حل می‌کردند. از تبحر و رسیدگی جناب آقای دکتر مرتضوی هم هر چه بگوییم کم گفته‌ایم و حق مطلب را بیان نکرده‌ایم. بعد از خدا، حسین را از بیمارستان صارم و دکتر مرتضوی داریم. »

پدر حسین می‌گوید:

«هر روز جویای حال فرزندمان بودیم. راس ساعت 11 مقابل بخش NICU منتظر آقای دکتر مرتضوی می‌ماندم تا حال پسرم را بپرسم. واقعا ایشان هر روز با لبخندی بر لب و بسیار با حوصله تمام جزئیات حال نوزاد ما را توضیح می‌داد. خونسردی و مهربانی ایشان مثال‌زدنی است. یک به یک همه چیز را توضیح می دادند و این باعث می‌شد دل ما کمی آرام بگیرد.»

مادر حسین می‌گوید:

«بیشتر از دو ماه در بخش یک بودم. پرسنل این بخش خیلی خوب هستند. هر روز به من روحیه می‌دادند و حتی توصیه‌هایی راجع به تغذیه و … هم به می‌کردند که بسیار مفید بود. بعد از زایمان در بخش 3 هم بستری بودم و آنها نیز واقعا فوق‌العاده بودند اما باید از پرسنل بستری یک، تشکری جانانه و یژه داشته باشم. تنها دلخوشی آن دوران من همصحبتی با آنها بود.

آنها دو ماه زحمت من را کشیدند؛ پیگیر کارهایم بودند و خلاصه هیچ چیزی برای من کم نگذاشتند. دست همگی درد نکند. هنوز هم دلم برای آنها تنگ می‌شود و هر بار به صارم می‌آیم دوست دارم به آنها سری بزنم و جویای احوالشان بشوم. این کمترین کاری است که از دست من بر می‌آید.»

پدر حسین میان صحبت‌های همسر خود می‌آید:

«مشکلات پسر ما بعد از به دنیا آمدنش خیلی زیاد بود. اما هر بار که به صارم می‌آمدیم محیط اینجا ما را آرام می‌کرد. برخوردهای عالی پرسنل حال خراب ما را روبراه می‌کرد. اینجا همه چیز سر جای خودش بود. استرس را از ما دور می‌کرد و آرامش به ما القا می‌شد. پرسنل بسیار خوب، بیمارستان بسیار خوب و نهایتا مجموعه‌ای رضایتبخش. همسر من از اکثر بخش‌ها و خدمات صارم استفاده کرده است.

آزمایشگاه، سونوگرافی، بخش پره‌ناتال و … همگی عالی بودند. از همه چیز که بگذریم می‌رسیم به پزشک محترم همسرم؛ سرکار خانم دکتر سیدی مقدم. واقعا ایشان بسیار باتجربه و متبحر هستند. باید از همه صارمی‌ها تشکر کنم. دست همگی درد نکند.»


2efdd65c-e680-4285-9abe-9e93dd83dfde-1200x900.jpg
مهر ۸, ۱۳۹۸

گفت‌وگو با مادری که پس از 18 سال فرزندش در صارم به دنیا آمد

یک وقت‌هایی در زندگی آرزوی داشتن چیزی را داریم و آن را در ذهن می‌پرورانیم. اما تا زمانی که آن را به دست نیاورده باشیم همچنان در تخلیات خود روزهای داشتنش را تصور می‌کنیم. اما خیلی هم مشکل نخواهیم داشت اگر هیچ وقت به آن آرزو نرسیم؛ چرا که طعم داشتنش را هرگز به صورت واقعی نچشیده‌ایم.

اما خدا نکند چیزی را داشته باشیم و آن را از دست بدهیم. آن وقت است که از لحاظ روحی و روانی اوضاع مناسبی نخواهیم داشت. به قول خانم پهلوانی، تا چیزی را نداریم که هیچ… اما زمانی که یک بار طعم داشتنش را بچشیم و دوباره آن را از دست بدهیم خیلی سخت و تلخ است.

سرکار خانم منصوره پهلوانی، مادری است که پس از 18 سال باردار شده بود و با دلیل تولد زودرس نوزادش روزهای سختی را سپری کرده تا از سلامتی فرزندش مطمئن شود. روزهایی که نمی‌دانست آیا واقعا مادر شده است یا خیر؟‌
حالا با کیک تولد 5 سالگی فرزندش به صارم آمده است.

گفت‌وگوی ما را بخوانید:

خانم پهلوانی ضمن عرض خیر مقدم، لطفا شرح حال کوتاهی از آشنایی‌تان با صارم و اولین مراجعه‌تان به ما بگویید.
سال 93 به دلیل مشکلات فیزیکی بدنم، احساس کردم مشکل کلیه دارم و برای چکاپ و آزمایش کلیه به بیمارستان مراجعه کردم. با آزمایشاتی که انجام دادم متوجه شدم کلیه‌ام مشکلی ندارد و من باردار هستم. لحظه‌ای که متوجه شدم باردار هستم بسیار شوک بودم.

چرا شوک بودید؟‌مادر شدن که خوشحالی دارد نه شوک شدن؟

آن زمان 18 سال بود که در انتظار داشتن فرزند بودم. وقتی بدون هیچ دارو و جراحی و درمان خاصی باردار شده بودم آن هم پس از گذشت دو دهه از زندگی مشترکمان، برایم عجیب و تکان‌دهنده بود. عجیب‌تر از همه چیز این بودکه من 24 هفته بود باردار بودم و متوجه نشده بودم. بچه‌ام دختر بود و علی‌القاعده 3-2 ماه دیگر به دنیا می‌آمد.

این مدت چگونه گذشت؟‌

دخترمن خیلی عجله داشت. روزی که متوجه شدم باردار هستم به مدت 2 روز در مجهزترین مرکز درمان ناباروری صارم زیر نظر دکتر کرم‌نیای‌فر به خاطر دیابت بارداری بستری شدم. پس از مرخص شدن یک هفته طول نکشید که دوباره به مرکز درمان سقط مکرر صارم برگشتم. این بار به خاطر زایمان. حدود 10 روز بعد از اینکه بارداری‌ام را فهمیدم فرزندم به دنیا آمد. نوزدهم ماه رمضان و در شبهای قدر بود که متوجه بارداری‌ام شدم و عید فطر فرزند من به دنیا آمده بود.

با این اوصاف قطعا فرزند شما در NICU بستری شده است.

بله، مونیلا در 26 هفته به دنیا آمد و آن زمان به من گفتند که این اولین نوزادی است که اینقدر زود و در 26 هفته در صارم به دنیا آمده است. در صارم تلاش‌های زیادی برای فرزندم انجام دادند. آن روزها را هرگز از یادم نخواهم برد.
تلاش بسیار زیادی توسط کادر درمان صارم انجام شد که مونیلا زنده بماند. الان که با شما صحبت می‌کنم 5 سالش تمام شده. وقتی یادم می‌آید که 960 گرم بیشتر وزن نداشت و حالا برای خودش خانمی شده است بیشتر متوجه تلاش صارمی‌ها می‌شوم.

آن زمان که نوزادتان در NICU بستری بود حالتان چطور بود؟

از طرفی موج پیام‌های تبریک دوست و آشنایان به ما می‌رسید و از طرفی بسیار استرس داشتیم که اصلا این فرزند ما زنده می‌ماند یا خیر؟ زمانی که مرا به اتاق عمل می‌بردند با این پیش‌زمینه که قرار است دخترم را سقط کنم وارد اتاق عمل شدم. با اشک و گریه وارد اتاق عمل شدم. دکتر کرم‌نیای‌فر در آن شرایط بسیار سخت متبحرانه در اتاق عمل فرزند مرا به دنیا آوردند و او را به تیمی که از بخش NICU در اتاق عمل بودند تحول دادند. آن چند ساعت سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. حدود 20 ساعت بعد ا زبه دنیا آمدن مونیلا هنوز به من اجازه نداده بودند او را ببینم. در بخش قدم می‌زدم و وقتی صدای گریه یک نوزاد را از اتاق می‌شنیدم واکنش نشان می‌دادم. با حسرت فرزند و مادر را تماشا می‌کردم و می‌ترسیدم حسرت
به دل بمانم.

بعد از اینکه فرزندتان را دیدید چه حالی داشتید؟‌

به من می‌گفتند تا 3 هفته هیچ چیز معلوم نیست. حال خوبی نداشتم. فقط دعا می‌کردم و البته گریه می‌کردم. همسرم می‌گفت چرا گریه می‌کنی. من در پاسخ می‌گفتم تا وقتی بچه نداشتیم که هیچ… حالا که خودش به ما بچه داده چرا باید دوباره از ما بگیرد. خیلی می‌ترسیدم که مونیلا را از دست بدهم.

از فعالیت پرسنل NICU بگویید.

اولین باری که دکتر مرتضوی را دیدم، روی خندان و گشاده ایشان به من انرژی داد. واقعا صبحت‌های ایشان آرامشبخش بود. هر روز به طور کامل حال نوزادم را تشریح می‌کرد. من کوچکترین اطلاعی از حال و اوضاع نوزاد نارس نداشتم و دکتر مرتضوی خیلی متبحرانه اطلاعات کاملی را به من داد. ایشان شرایط و پیشرفت سلامتی و حال مونیلا را به صورت روزانه به من توضیح می‌دادند. از مشکلات و مقاومت بدن گرفته با شکل گرفتن چشم و …

مونیلا چه زمانی مرخص شد؟‌

بعد از 48 روز که در NICU بود مرخص شد. واقعا در طول آن مدت حال خوبی نداشتم. واقعا اگر برخورد مناسب پر سنل و پزشکان NICU و سایر بخش‌ها نبودحال ما بدتر از قبل می‌شد. هر وقت به NICU می‌رفتم و زنگ را می‌زدم، اگر لحظه‌ای از زمان معمول دیرتر در را باز می‌کردند حالم به هم می‌ریخت. فکر می‌کردم چیزی شده که نمی‌خواهند به من بگویند. جانم به لب می‌رسید تا در را باز کنند و بچه‌ام را ببینم و خیالم راحت شود. هر وقت صدای «آلارم» دستگاه‌ها را می‌شنیدم همه بدنم می‌لرزید. حتی زمانی که در منزل بودم و صدای شبیه به آن را می‌شنیدم از لحاظ روحی و روانی به هم
می‌‌ریختم.

پس از مرخص شدن مونیلا خانم، مشکل خاصی پیش نیامد.

با سفارش جناب آقای دکتر مرتضوی، مراقبت‌های خاصی را شروع کردیم که مهمترین آن چشم مونیلا بود. دو سه سال میهمان بیمارستان فارابی بودیم و معاینات چشم را به طور دقیق انجام می‌دادیم تا خطر نابینایی رفع شود که خدا را شکر رفع شد. حالا هم قرار از سال بعد که به مدرسه می‌رود عینک بزند و مشکلی برای بینایی نداشته باشد.

از صارم راضی بودید؟

مگر می‌توانم راضی نباشم. از مجموعه بیمارستان صارم، جناب آقای دکتر صارمی، جناب آقای دکتر مرتضوی، سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر و کل کادر درمان و پرسنل محترم صارم صمیمانه سپاسگزارم. من پس از 18 سال صاحب فرزند شدم و با تلاش صارمی‌ها توانستم طعم مادر شدن را بچشم. دست‌مریزاد.

حرف پایانی؟‌

از شما که بسیاری از خانواده‌های ناامید را امیدوار به زندگی کرده‌اید و رنگ و بوی تازه‌ای به زندگی‌ آنها بخشیده‌اید صمیمانه متشکرم. امیدوارم مشکل تمام خانواده‌هایی که فرزند ندارند حل شود و زندگی جدید با فرزند را تجربه کنند که دنیای متفاوت است.


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.