لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

مراجعین-مرکز-درمان-ناباروری-تهران.jpg
مهر ۲۷, ۱۳۹۹

برخی از مراجعین، صارم را از خودمان بیشتر و بهتر می‌شناسند. سابقه‌ی حضور خیلی از آنها از بسیاری از پرسنل پیشی گرفته واین ممکن نیست غیر از وجود یک اعتماد عمیق.

تعدادی از مراجعین نیز بیمارستان مجهز فوق تخصصی زنان و زایمان صارم را به صورت خانوادگی انتخاب کرده‌اند و بعضی از قرارهای خانوادگی‌شان نیز در صارم صورت می‌گیرد!
سمانه موسوی که در ماه پنجم بارداری به سر می‌برد و از نیمه‌ی راه گذشته، به همراه خواهر و دخترعمویش در کلینیک پری‌ناتال حضور داشت که با خبرنگار روزنامه صارم همکلام شد.

او از انتخاب صارم اینگونه گفت:

«خواهرم 8 سال پیش در صارم زایمان کرد و بسیار راضی بود. در حال حاضر هم حدود سه ماه به دیگر زایمانش باقی مانده و من هم 5 ماهه باردارم. چون خواهرم صارم را انتخاب کرده من هم قبل از بارداری برای معاینات ادواری به صارم آمدم و متوجه نظم و انضباط و البته تبحر پزشکان شدم. حالا هم که باردار هستم نزد پزشک خواهرم یعنی دکتر کرم‌نیای‌فر می‌آیم و این دوران را تحت نظر ایشان به سر می‌برم. نکته جالب این است که وقتی با خواهرم به صارم آمدیم دخترعمویم را هم در صارم دیدیم که از قضا او هم صارم را انتخاب کرده و باردار است. الان به صورت فامیلی به صارم می‌آییم و در نوع خودش خاص و جالب است.»

موسوی‌ها که هنگام مصاحبه در کنار هم نشسته بودند و محاسبه می‌کردند که کدامشان در چه زمانی مادر خواهد شد، با اشاره به روز اولی که متوجه شدند باردار هستند خاطرات خود را مرور می‌کردند. سمانه موسوی خاطره جالب روز اولی که خبر بارداری‌اش را شنید به خبرنگار صارم می‌گوید:

«همانطور که گفتم خواهرم باردار است ودو ماه دیگر پسرش به دنیا خواهد آمد. او در یکی از روزهاکه حدود یک ماهه باردار بود کمی حال و اوضاعش نامساعد بود احساس بدحالی داشت. من او را به بیمارستان آوردم تا ضمن انجام یک معاینه در صورتی که مشکلی وجودداشته باشد مرتفع کنیم. زمانی که او در اورژانس نشسته بود و منتظر بود که برای معاینه نزد پزشک برود، من هم احساس افت فشار کردم و کمی بدحال شدم. به خواهرم گفتم حالا که در بیمارستان هستیم من هم بروم نزد پزشک و یک معاینه بشوم.

پزشک برایم یک آزمایش نوشت و هنگامی که آن آزمایش را دادم متوجه شدم باردار هستم. در واقع من که به عنوان همراه با خواهرم به بیمارستان آمده بودم خودم متوجه بارداری‌ام شدم و برایمان بسیار جالب بود و خاطره‌ای ماندگار شد. آن روز چون حال خواهرم خوب نبود و خودم هم خیلی روبراه نبودم موقعیت مناسبی برای شنیدن چنین موضوع مهمی نداشتم اما به هر حال پیش آمده بود و از این بابت خوشحال بودم.»‌

این مراجعه‌کننده‌ی محترم می‌گوید گاهی اوقات با دخترش که هنوز به دنیا نیامده همکلام می‌شود و گپ و گفتی با هم دارند:

«گاهی با دخترم نبات گفت‌وگو می‌کنم و شرح حالی از محیط پیرامونش بعد از به دنیا آمدنش به او می‌گویم. مثلا اینکه تمام بچه‌های فامیل پسر هستند و او یکی یک‌دانه دختر هم‌سن و سالهای خود خواهد بود. اینکه سعی کند سر وقت به دنیا بیاید و عجله‌ای در کارش نباشد. همیشه به او می‌گویم کمی از زایمان و اتاق عمل و … می‌ترسم اما به خاطر تو تحمل می‌کنم. در نقطه مقابل هم فکر می‌کنم اگر او هم می‌خواست با من صحبت کند توصیه می‌کرد اینقدر استرس نداشته باشم، خیالم راحت باشد که حالش خوب است. از استرس به دور باشم و منتظر به دنیا آمدنش در صحت و سلامت باشم.»

از او درباره اولی نگاهش بعد از به دنیا آمدن دخترش پرسیدیم:

«واقعا تصور خاصی ندارم، چون تجربه‌ای ندارم. اما مطمئن لحظه‌ای باشکوه، هیجان‌انگیز و ماندگار خواهد بود. البته به شما بگویم که زمانی که برای اولین بار صدای قلب جنین را شنیدم برایم بسیار عجیب بود. قبل از سونوگرافی استرس عجیبی داشتم و مدام فکر می‌کردم خدای نکرده مشکلی وجود نداشته باشد که خدا را شکر همه چیز روبراه بود. من همان لحظه که صدای قلب جنینم را شنیدم بلافاصله به اطرافیانم که جویای احوالم بودم پیام دادم و به همه گفتم همه چیز روبراه است. »‌

او صحبت‌های خود را با اشاره به پزشکش ادامه داد:

«به نظرم من دکتر کرم‌نیای‌فر، پزشکی بسیار خاص است. شما در طول این صحبت بارها کلمه استرس را از زبان من شنیدید و من خودم اعتراف می‌کنم کمی ترس و استرس دارم. اما هر وقت خدمت دکتر کرم‌نیای‌فر می‌روم و ویزیت می‌شوم انگار آبی روی آتش ریخته می‌شود. تا چند هفته آرام و بدون نگرانی می‌خوابم و هیچ استرسی ندارم. این آرامش تا یکی دو رو ز مانده به ویزیت بعدی ادامه دارد و دوباره نگرانی سراغم می‌آید و منتظر انرژی مثبت دکتر کرم‌نیای‌فر در ویزیت بعد می‌مانم. ایشان چه حضور و چه تلفنی و یا از طریق پیامک همیشه پاسخگوی سوالات بیماران هستند و این قضیه بسیار مهم است و برای شخص من یک قوت قلب است. واقعا با حوصله هستند و باید بگویم بیش از 80 درصد نگرانی‌ها و حال و اوضاع روحی من پس از ملاقات با ایشان فروکش می‌کند.»‌

موسوی در ادامه می‌گوید:

«علاوه بر این روش‌ها که عرض کردم از طریق آموزش‌های آنلاین و ویژه‌برنامه‌های اینستاگرام صارم هم با تمام پزشکان از جمله پزشک خودم در ارتباط هستم و بارها سوالات خود را از طریق فضای مجازی مطرح کردم و بلافاصله پاسخش را نیز دریافت کرده‌ام. کارشناسان برنامه‌های مختلف اینستاگرام صارم با حوصله، دقیق و بی‌واسطه پاسخگوی مخاطبین هستند و واقعا این موضوع بی‌سابقه است. در بسیاری از برنامه‌های قبل از اینکه سوال خودمان را مطرح کنیم سوال دیگران را می‌خوانیم که گاهی سوال خودمان نیز هست. بعضی اوقات دسته‌جمعی و به صورت گروهی لایوها را می‌بینیم که برایمان تفریح هم هست و در کنار آموزش مثل بچه‌مدرسه‌ای ها شلوغ هم می‌کنیم و خلاصه اوقات خوشی را سپری می‌کنیم.»‌

او با اشاره به تنوع برنامه‌های آموزشی صارم می‌گوید:

«تمام برنامه‌ها جالب است اما بعضی از آنها خیلی خاص بودند. مثلا آن قسمتی که اتاق عمل و زایشگاه را به تصویر کشیده بودید و دکتر کرم‌نیای‌فر توضیحات بسیار جالبی درباره‌ی همه‌ی قسمتها ارائه می‌کردند ، بسیار جالب بود؛ به نحوی که همراه خواهرم تا کنون دو بار به صورت کامل آن را تماشا کرده‌ایم. آن فیلم تصورات من را کاملا تغییر داد و خیلی خوشحالم که بسیاری از استرس‌ها و نگرانی من از این طریق برطرف شد. امیدوارم پاینده و سربلند باشید.»


rsz_img_4968.jpg
مهر ۲۲, ۱۳۹۹

اضافه شدن عضو جدید به یک خانواده، موضوعی تکراری است که در صارم بارها و بارها شاهد آن بوده‌ایم . اما قصه زندگی هر کدام از این خانواده‌ها را که دنبال می‌کنی متوجه می‌شوی زمین تا آسمان با هم فرق دارند.

خانم نگار گلی‌تالاری از مراجعینی بود که به همراه همسرش گپ و گفتی با روزنامه صارم داشتند که مصاحبه جالبی از آب در آمد.

نگار گلی‌تالاری که فقط یک روز از مادر شدنش می‌گذشت می‌گوید:

«از لحظه به دنیا آمدن پسرم فقط دو بار او را دیده‌ام. به دلیل اینکه 8 ماهه به دنیا آمده در NICU بستری شده و در کنارم نیست. هنوز هم باور نمی‌کنم که مادر شده‌ام؛ حسی که سال‌ها برای آن تلاش کردم و می‌دانم چقدر لذتبخش است. اولین باری که امیرعلی (پسرم) را دیدم نتوانستم جلوی اشکم را بگیرم و از شادی گریه کردم.»‌

او لابلای صحبت‌هایش گریزی به روزهای ابتدایی بارداری‌اش می‌زند :

«سه روز پس از اینکه متوجه شدم باردار هستم هنوز باور نمی‌کردم. نه شب می‌خوابیدم و نه روز خوراک داشتم. کسانی متوجه این صحبت من می‌شوند که اتفاقی مشابه برایشان افتاده باشد. مدتی پس از بارداری‌ام برای سونوگرافی آمدم و صدای قلب جنین‌ها را شنیدم. من دوقلو باردار بودم که یکی از جنین‌ها در سه ماهگی سقط شد اما آن یکی وفادارتر بود و کنار مادرش ماند و حالا امیرعلیِ مادرش است. اولین صدای قلبی که شنیدم حال و هوای عجیب و غریبی به من دست داد. حسِّ بی‌نظیر مادر شدن. حتی هنوز هم باور نمی‌کنم.»

همسر خانم گلی‌تالاری نیز با اشاره به اینکه 25 ساعت پیش طعم شیرین پدر شدن را چشیده به خبرنگار صار م می‌گوید:

«الان که در خدمت شما هستم یک روز و یک ساعت است که پدر شده‌ام. به دلیل مشکلات زیادی که برای ما قبل از بارداری همسرم و طی این 9 ماه بر ما گذشته است نمی‌توانم احساس کنونی‌ام را با حس زمانی‌که هنوز امیرعلی به دنیا نیامده بود مقایسه کنم. حس آن زمان که به دنیا نیامده بود باورکردنی نبود؛ حتی همین الان که هست هنوز باور ندارم و البته نگرانم به خاطر اینکه فرزندم در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان به سر می‌برد.»

پدر امیر علی می‌گوید:

«واقعیت این است که برای داشتن فرزند راه سختی را پشت سر گذاشتیم. زمانی که همسرم باردار بود خیلی رفتار احساسی نسبت به بچه‌ی در راه‌مان به خرج نمی‌دادم تا نکند مادرش فکر کند من زیادی وابسته شده‌ام و اگر برای جنین اتفاقی بیفتد تبعات سختی خواهد داشت. من احساسم را نشان نمی‌دادم تا همسرم بیش از این نگران نشود و استرس نداشته باشد. همیشه و همه جا دیده‌ایم و شنیده‌ایم که مادر با جنین داخل شکمش نجوا می‌کند و با هم صحبت می‌کنند اما من به شکل خاصی با جنین در ارتباط بودم و در خیالم با امیرعلی صحبت می‌کردم.

زمانی که تکان نمی‌خورد با حسم با فرزندم صحبت می‌کردم و همان لحظات بود که همسرم می‌گفت تکان خورد! احساس می‌کردم جواب من را می‌دهد و این احساس اصلا با منطق جور نیست و نمی‌توان وصفش کنم. جملاتی مانند اینکه تو همه‌ی همه‌ی امید و نور زندگی ماه هستی و یا به خدا می‌سپارمت را همیشه زیر لب زمزمه می‌کردم. حالا هم دوست دارم بداند که که چقدر تلاش کردیم و سختی کشیدیم برای به داشتنش. البته او هم با همه‌ی سختی‌ها ساخت و الان چشم به جهان گشوده. از پسرم تشکر می‌کنم که ما را تنها نگذاشت . همان زمان‌ها که هنوز به دنیا نیامده بود احساسم به من می‌گفت که درکم می‌کند، مقاومت می‌کند و تمام تلاشش را به کار گرفته تا به دنیا بیاید.»‌

این پدر یک روزه با اشاره به تلاش‌های زیاد و تجربه‌های ناموفق برای داشتن فرزند صحبت‌های خود را اینگونه ادامه داد:

«ما تلاشهای مشابه زیادی کردیم که همسرم باردار شود اما این اتفاق نیفتاد. از قدیم می‌گویند بچه برای پدر و مادر عزیز است و نور چشم آنهاست. قدیمی‌ها که نسبت به زمان حال راحت‌تر و بدون دغدغه‌ی خاصی بچه‌دار می‌شدند و معمولا تعداد بچه‌هایشان زیاد است این را می‌گویند؛ ما چه بگوییم؟ من به همه‌ی زوجهایی که شاید مشابه ما چند سالی است فکر بچه‌دار شدن دارند اما این اتفاق مبارک برایشان نمی‌افتد می‌گویم بودن بچه در زندگی به شکل نامحدودی شیرین است. برای شیرین کردن زندگی‌شان تلاش کنند، خسته نشوند، کفش آهنی به پا کنند و با توکل به خدا جلو بروند.

شاید نتوانم حرف دلم را آنطور که باید انتقال بدهم اما به شما بگویم که بیش از حد تصورتان رفت و آمد داشتیم (6 سال مداوم و بدون وقفه). در صارم تقریبا همه پرسنل ما را می‌شناسند. از آزمایشگاه و ژنتیک گرفته تا کلینک‌های پره‌ناتال و … . برخی از آمایش‌هایی که ما دادیم به خارج از کشور منتقل می‌شد و نتیجه پس از مدتی به ما اعلام می‌شد. شاید هر کسی بود خسته می‌شد و ادامه نمی‌داد. اما معتقدم باید تلاش کرد و تقدیر را به خداوند سپرد. اگر روزی‌تان باشد قسمت می‌شودو اگر در تقدیرتان نباشد، با تلاش شما، خداوند هم نظر می‌کند و سرونوشت‌تان را تغییر می‌دهد. اینقدر که ما تلاش کردیم خدا هم در رودربایستی ماند و حالا امیرعلی چراغ خانه‌ی ما را روشن کرده است. »‌

سال گذشته همین روزها بود که به کربلا مشرف شدم و از خداوند خواستم به حق آن امام عزیز، به همت، تلاش و تبحر پزشکان صارم روزیِ ما را یک فرزند قرار دهد و کمتر از یک سال بعد فرزند ما به دنیا آمده. من در این 6 سال هر روز درگیر بودم و دروغ نگویم که خسته هم شده بودم اما ناامید نبودم.»‌

او در ادامه با اشاره به تلاش شبانه‌روزی پرسنل صارم در این جزیره می‌گوید:

«واقعیت این است که شاید من هیچ وقت کارم به صارم نیفتد و قسمت نشود از خدمات این بیمارستان استفاده کنم؛ بنابراین نیازی به تملق و چاپلوسی ندارم. اما خارج از انصاف است که از کادر درمان و پرسنل صارم تشکر و قدردانی نکنم. این تملق نیست؛ وظیفه است که بگویم واقعا سپاسگزارم. تمام پرسنل صارم در حق ما لطف داشتند. سرکار خانم‌ها شامی، علیها و حکاک در این سال‌ها سنگ‌تمام گذاشتند. ما آنقدر رفت و آمد داشتیم که آنها را نیز خسته کرده بودیم! برخی مواقع ما را به عنوان پرسابقه‌ترین مراجعه‌کنندگان به دیگر مراجعین معرفی می‌کردند و می‌گفتند مثل اینها خسته نشوید، پیگری کنید تا به نتیجه برسید.»‌

این مراجعه‌کننده‌ی خوش صحبت پزشک همسرش را نیز از یاد نبرد و اینگونه لب به تشکر باز کرد:

«من کارمند هستم و یک سری وظایف در حیطه اختیاراتم تعریف شده که موظف به انجام آن هستم. اگر خارج از وظایفم برای کسی کاری انجام دهم اسمش وظیفه نیست؛‌اسم آن لطف است و شاید مردانگی. پزشک همسرم در طول دوران بارداری خانم دکتر سیما گیتی بودند. ایشان فارغ از پزشک بودن و انجام وظایف پزشکی‌شان، خواهری کردند. ایشان علاوه بر علم و تبحرشان، بزرگواری می‌کردند و آنقدر وقت می‌گذاشتند که اصلا شبیه یک پزشک نبود. باور دارم علاوه بر لطف خدا، اگر ایشان نبود حالا من و همسرم پدر و مادر نشده بودیم.»‌

پدر امیر علی در پایان صحبت‌هایشان اینگونه اظهار نظر کردند:

«از همه چیز و همه‌جا گفتیم و تشکرهایی در حد توانمان به زبان آوردیم. اما همه می‌دانیم هیچ کدام از اینها مثل قطعات یک پازل چیده نمی‌شد مگر به لطف یک مجموعه‌ی کاربلد و منظم به نام صارم و در رأس همه‌ی امور جناب آقای دکتر صارمی. هرگز ایشان را ندیدم مگر لبخند بر لب و پر امید. هر زمان که ما را می‌دیدند یک جمله داشتند و آن این بود که «هیچ مشکلی نیست و مطمئن باشید بچه‌دار می‌شوید.» همین جمله ما را بسیار امیدوار می‌کرد و همین باعث شد طی این سال‌ها هرگز ناامید نشویم و ادامه دهیم. هیچ جمله‌ای نمی‌توانم بگویم غیر از اینکه تشکر کنم و یک دست‌مریزاد حسابی به همه‌ی صارمی‌ها عرض کنم.»

زمانی که صحبت‌های ما با پدر و مادر امیرعلی تمام شد؛ مادر بزرگ دوست‌ داشتنی که کنار این زوج خوش‌صحبت نشسته بود حُسن ختام ماجرا شدند و درباره زود به دنیا آمدن نوه‌اش اینطور گفت:

«نوه‌ی من هدیه‌ی امام حسین(ع) و کادر پزشکی بیمارستان صارم است. شاید اگر پدر امیر علی سال گذشته فرزندش را تا محرم سال بعد از خداوند نمی‌خواست، نوه‌ی من سر وقت به دنیا می‌آمد (با خنده!) اما چون ماه محرم داشت تمام می‌شد امیر علی به دنیا آمد تا قولش قول باشد. دست همگی درد نکند. همگی خسته نباشید.»


rsz_img_5312.jpg
مهر ۲۲, ۱۳۹۹

مرضیه شیرستانی به دلیل مشکل نازایی بارها مراکز مختلف را در اقصی‌نقاط کشور امتحان کرده و نهایتا به توصیه پزشکش به صارم آمده است.

البته این ماجرا به سال‌ها قبل برمی‌گردد و او حالا برای دومین بار می‌خواهد طعم بارداری و داشتن فرزند را تجربه کند.

شیرستانی صحبت‌هایش را اینگونه آغاز می‌کند:

«در شهر خودمان یعنی اهواز، تحت نظر پزشک بودم و برای باردرای درمان‌های متفاوتی را تجربه کردم که کارساز نبود. نهایتاً پزشکم مرا به آمدن به مرکز درمان نازایی زنان صارم تشویق کرد و من هم این توصیه را پذیرفتم و به صارم آمدم. خوشبختانه مشکلم مرتفع شد و خداوند به لطف خود و تجربه و تبحر کادر درمان صارم یک پسر به من هدیه کرد. در حال حاضر برای دومین بار است که باردار هستم و این بار قرار است یک دختر کوچولو به جمع سه نفره‌ی ما اضافه شود.»‌

او که در کلینیک منتظر بود نوبش برسد و نزد پزشک برود صحبت‌هایش را اینگونه ادامه داد:

«زمانی که خواستم به صارم بیایم خودم هم تحقیق کردم و یکی از دوستانم که صارم را می‌شناخت صحبت‌های پزشکم را تایید کرد و اینگونه شد که من د رانتخاب صارم مطمئن شدم. دوران باردرای‌ام را تحت نظر دکتر کرم‌نیای‌فر سپری کردم و دلیلش هم تجربه همان دوستم بودکه او هم بارداری خود را تحت نظر ایشان بود.

او واقعاً برای مراجعین وقت می‌گذارد و خودش نیز با اخلاق بسیار خوب و مهربانی فوق‌العاده‌ای که دارد واقعا دوست‌داشتنی است و هنگامی که با او ملاقات می‌کنم استرس از تمام وجودم خارج می‌شود. این انتخاب یکی از انتخابهای خوب زندگی‌ام بوده است. هم انتخاب صارم و هم انتخاب پزشکم. البته من شناختی از پزشکم نداشتم و دوستم که خودش حساسیت عجیب و بیش از حدی دارد وقتی دکتر کرم‌نیای‌فر را معرفی کرد مطمئن شدم که قطعاً انتخاب درستی است و همینطور هم شد. »‌

شیرستانی از احساس مادر شدن می‌گوید:

«همه خوب می‌دانیم که هیچ احساسی زیباتر از حس مادری نیست. این را من نمی‌گویم و قطعا تمام کسانی که تجربه مادر شدن دارند می‌توانند ادعای مرا تصدیق کنند. احساسم در حال حاضر که منتظر دومین فرزندم هستم نه تنها کمتر نشده بلکه دو چندان شده است. البته کمی از استرسم نسبت به بارداری اول کم شده است اما حساسم دو برابر است. حسی که باید به دو موجود زیبا که خداوند آن را به من هدیه کرده است، بورزم. از این بابت خدا را شکر می‌کنم.»‌

کمی به عقب برگشتیم و گریزی به گذشته زدیم. از زمانی که جواب تست بارداری‌ و حتی لحظه‌ای که ضربان قلب جنیشن را شنید جویا شدیم:

«خیلی منتظر این لحظه بودم. در واقع لحظه‌ای که جواب تستم مثبت اعلام شد در پوست خودم نمی‌گنجیدم. نمی‌توانم با کلمه و جمله بگویم که چه حسی داشتم. فقط این را بگویم که لحظه‌ای تکرار نشدنی برایم رقم خوردم. انتظاری که سر آمده بود و من به زودی مادر می‌شدم. روزی خاص و به یادماندنی برای خودم و همسرم که البته همراه با استرس بود. به هر حال ممکن بود پاسخی که ما دوست داشتیم به ما داده نمی‌شد. استرس زیادی قبل از شنیدنش داشتم. اولین باری هم که صدای تپش قلب جنین را شنیدم هرگز فراموش نمی‌کنیم. »‌

از او پرسیدیم اگر جنین شما قدرت تکلم داشت الان به شما چه می‌گفت:

«قطعا مرا دعوت به آرامش می‌کرد. می‌گفت خیلی سخت نگیرم و همه چیز درست پیش می‌رود. موضوع آنقدرها که شما سخت می‌گیری، دشوار نیست و شما بیش از حد حساس شده‌ای. این صحبت را از آنجایی می‌گویم که به دلیل شیوع بیماری کرونا که همزمان با بارداری من شده است من واقعا سختی زیادی کشیدم و به همه چیز حساس شده‌ام. به همین دلیل فکر می‌کنم اگر دخترم می‌توانست صحبت کند چیزی شبیه به این جملات که گفتم به من می‌گفت.»‌

در انتهای صحبت‌های شیرانی زمانی که صحبت از بیماری کرونا شد از او درباره‌ی برنامه‌های آنلاین صارم پرسیدیم:

«صفحه اینستاگرام صارم را به طور کامل دنبال می‌کنم و سوالات خودم را در پست‌های منتشر شده قبل از پخش برنامه‌ها مطرح می‌کنم. تا به حال چندین بار سوال کرده‌ام که پاسخ همه‌ی آنها را به طور کامل از کارشناس برنامه‌تان گرفته‌ام. گاهی هم سوالی که من قصد طرح آن را داشتم توسط دیگر مخاطبین مطرح می‌شد و من به همین دلیل از طرح تکراری سوال انصراف می‌دادم اما پاسخ آن را می‌گرفتم. واقعا برنامه‌های جالب و جامعی است و برای ما مادرانی که در این روزهای سخت با شرایط دشواری روبرو هستیم کارساز و به معنی واقعی کلمه به دردبخور است. دست همگی درد نکند. خسته نباشید. »


rsz_img_5162.jpg
مهر ۲۲, ۱۳۹۹

ثمن عزیزی کمتر از دو ماه است که باردار شده و اولین بار در بیمارستان فوق تخصصی زنان و زایمان صارم متوجه این خبر خوش شده است.

با او که پس از سه سال ازدواج در کنار همسرش از اینکه به زودی جمع‌شان سه نفر خواهد شد بسیار خوشحال است گپ و گفت کوتاهی انجام دادیم.

عزیزی از اولین تجربه بارداری‌اش برای ما اینطور گفت:

«7 هفت و 5 روز است که باردار هستم و این اولین تجربه‌ی من است. حدود سه سال است که ازدواج کردیم و تقریباً موقعش بود که یک نفر دیگر به خانواده‌ی ما اضافه شود و خدا را شکر قرار است این اتفاق به زودی بیفتد. »‌

او از انتخاب صارم برای طی کردن دوران مراقبت بارداری می‌گوید:

«وقتی شروع به تحقیق در این باره کردم بسیاری از اطرفیان وآشناها که تجربه بارداری و زایمان داشتند صارم را معرفی کردند. چندی پیش نیز همسرم در این باره تحقیق کرده بود که دوستانش همگی صارم را تأیید کرده بودند.

به همین جهت ما هم به این توصیه‌ها گوش کردیم و خوشحالیم از این گزینش. در صارم تحت نظر دکتر شیدا آریانا هستم و او آنقدر مهربان، خوش‌اخلاق، خوش‌ذوق و با حوصله است که فکر می‌کنم بهترین انتخاب را کرده‌ام و از هر دو انتخابم، یعنی بیمارستان و پزشکم کاملا خوشحال و راضی‌ام. صارم واقعا یک بیمارستان تمام عیار برای بارداری و زایمان است که همه چیز سرجای خود قرار دارد و از نظر تجهیزات و تبحر کادر درمان خیال‌مان را راحت کرده است. »

از روزی که متوجه بارداری‌اش شده خاطره‌جالبی دارد:

«روز اول به همراه مادرم به بیمارستان آمده بودم و زمانی که بارداری‌ام مسجل شد از فرط خوشحالی نتوانستم خودم را کنترل کنم و اشک ریختم. تازه این اول راه بود. چرا که همسرم همراهم نبود و بعد از آنکه به خانه رفتیم تازه به او گفتم که به زودی پدر خواهد شد. تقریبا 24 ساعت چیزی نمی‌گفت و در شوک بود. وقتی با او صحبت می‌کردم می‌گفت آنقدر خوشحالم که نمی‌توانم صحبت کنم.

همسرم خیلی بیشتر از من علاقمند بود که یک فرزند به جمع‌مان اضافه شود و به این آرزویش نزدیک‌تر شده بود. خودم هم زمانی که تست بارداری‌ام مثبت در آمد لحظه‌ای بعد تازه متوجه شدم که بزرگ شده‌ام. حقیقتش این است که آغاز زندگی مشترک یک طرف ماجراست و مادر شدن یک طرف دیگر. وقتی متوجه شدم که قرار است مادر شوم احساس عجیبی به من دست داد که خیلی نمی‌شود توضیح داد و باید آن را بیشتر حس و تجربه کرد.»

او صحبت‌های خود را اینطور ادامه داد:

«احساس در آغوش گرفتن فرزند خیلی خاص و عجیب است. یک لحظه فراموش نشدنی و ماندگار در تمام طول عمر. همین امروز برای اولین بار صدای قلب جنین را شنیدم. چطور می‌توانم حال و احوالم را در آن لحظه توضیح بدهم؟ برای بیان این حالت یا کلمه‌ای ساخته نشده است یا من بلد نیستم! در کل باید بگویم خیلی ذوق‌زده شدم. خانواده‌ی خودم و همسرم هم در خانه منتظرن که خبر جدید را بشنوند و این خودش پروسه‌ای دیگر است!»

عزیزی می‌گوید برخی اوقات با جنینش همصحبت می‌شود:

«تقریبا تمام اتفاقات روز و پیرامون خودم را با او در میان می‌گذارم و فکر می‌کنم متوجه هم می‌شود. شاید برایتان جالب باشد زمانی که عصبانی هستم یا قرار است با صدای بلند و عصبانیت چیزی بگویم یا بشنوم دستم را روی شکمم می‌گذارم و به او می‌گویم این چیزها را نشنود! به او توضیح می‌دهم که اتفاق خاصی نیفتاده و اینها یک شوخی است. دوست ندارم شاهد هیچ اتفاقی غیر از خبرهای خوب و شادی باشد. البته ناگفته نماند که دوست دارم اگر او هم صحبتی با من دارد بگوید و خیالم را از سلامت و به موقع بدنیا آمدنش راحت کند. بگوید حالش خوب است و سر وقتش به دنیا خواهد آمد.»

از توصیه برای مادر شدن برای دیگران نیز برای ما گفت:

«در اطراف همه‌ی ما خانواده‌های زیادی هستند که یا عامدانه یا از روی مشکلات بچه‌دار نمی‌شوند. همیشه دعا می‌کنم که خداوند به آنها نیز نظر کند و جمع خانواده‌شان را با داشتن فرزند گرم کند.از تصور اینکه دیدن فرزند دیگران برای برخی خانواده‌ها غصه و حسرت به بار بیاورد اذیتم می‌کند.»

جنسیت فرزند خانواده‌ی عزیزی هنوزمشخص نیست:

«پسر و دختر بودنش مهم نیست و امیدوارم در وهله‌ی اول سالم باشد. البته فکر می‌کنم همسرم دختر را کمی بیشتر دوست دارد اما واقعا تفاوتی ندارد و همانند همه‌ی پدر و مادرها ما فقط دعا می‌کنیم سلامتی‌اش کامل باشد.»

عزیزی در پایان صحبت‌هایش گریزی هم به آموزش‌های مجازی بیمارستان صارم زد:

«تا الان که هنوز مراحل بسیار ابتدایی بارداری را پشت سر گذاشته‌ام کمتر به این برنامه‌ها و آموزش‌ها احساس نیاز می‌کردم اما با دیدن چند برنامه‌ی زنده و پرسش و پاسخ در صفحه اینستاگرام صارم متوجه شدم که از همین شروع کار باید به آنها با دقت کامل توجه کنم و نکاتی که درباره مراقبت‌های این دوران به مادران توصیه می‌شود به کار بگیرم. امیدوارم در آینده مخاطب جدی‌تر این برنامه‌ها بشوم و برخی نگرانی‌ها و سوالات ذهنی‌ام را بدون مراجعه و رفت‌وآمد، آن هم در این شرایط سخت، مرتفع کنم. به امید روزهای خوب در آینده و صحت وسلامت همه‌ی مردم بالاخص کادر درمان.»

تهیه شده در معاونت رسانه مرکز درمان ناباروری ونازایی تهران “صارم”


rsz_سپیده_قنبری.jpg
مهر ۲۲, ۱۳۹۹

تجربه مادر شدن لحظه بی‌نظیری است که فقط زنانی که چنین لحظه‌ای را دیده‌اند می‌توانند درباره ان اظهار نظر کنند.

تکرار این تجربه، نه تنها این لذت را تکراری نمی‌کند بلکه طعم آن را دو چندان می‌کند. حال اگر این لحظه با فراغ بال و اطمینان خاطر رخ دهد که شیرینی‌اش خاص‌تر هم می‌شود.
سپیده قنبری؛ مراجعه‌کننده‌ی عزیزی است که دومین تجربه‌ی بارداری اش در صارم می‌گذارند.

با او گپ و گفت کوتاهی داشتم:

«پسر اولم 3 ساله است و حالا باردار دوم را تجربه می‌کنم که این دومی هم پسر است. پرهام که حالا کمی از اطراف خود درک و فهم دارد کمی درباره وارد شدن عضو جدید خانواده‌مان اطلاع دارد اما سن و سالش تا حدی اجازه این درک را به او می‌دهد . خیلی خوشحال است که به زودی داداش کوچکش هم به دنیا خواهد آمد .»

از آشنایی‌اش با بیمارستان فوق تخصصی زنان وزایمان صارم و انتخاب این بیمارستان سوال کردیم:

«تعدادی از دوستانم که تجربه زایمان در صارم را داشتند اینجا را به من معرفی کردند. البته پس از اینکه آنها صارم را به من توصیه کردند خودم به فضای مجازی رفتم و در اینستاگرام با صفحه بیمارستان فوق تخصصی زنان وزایمان صارم آشنا شدم. کامنت‌های مردم و البته فعالیت شما را در اینستاگرام دیدم و به نظرم رسید که می‌تواند همان مرکز مورد اطمینانی باشد که به دنبال آن هستم. به صارم آمدم و متوجه شدم این تعریف و تمجیدها بی‌مورد نبوده و انصافاً از انتخابم خوشحالم.»

او صحبت‌های خو د را این طور ادامه می‌دهد:

«بعد از انتخاب صارم ، دکتر آریانا را به عنوان پزشکم انتخاب کردم و دوران بارداری خود را تحت نظر ایشان سپری کردم و در حال حاضر در ماه ششم بارداری هستم و تقریبا دوسوم راه را رفته‌ام و تا سه ماه آینده پسرم دومم را در آغوش خواهم کشید.»‌

از نگرانی‌های احتمالی و استرس‌های دوران باردار ی سوال کردیم:

«با توجه به اینکه بارداری دوم را تجربه می‌کنم یک سری از نگرانی‌ها و سوالات ذهنی برایم حل شده است و می‌دانم قرار است چه اتفاقی در آینده رخ دهد و چه مسائلی را در پیش خواهم داشت. اما اینکه بگویم استرسی ندارم، درست نیست. در واقع هر بارداری برای خودش یک پروسه جداگانه است که در بارداری دوم چاشنی تجربه را نیز در کنارش دارم. باید بگویم نوع نگرانی و سوالات در بارداری دومم متفاوت است و به حداقل رسیده اما هرگز از بین نمی‌رود. »‌

قنبری می‌گوید گاهی با پسر دومش که چند ماه دیگر به دنیا می‌آید صحبت هم می‌کند:

«با هم درد و دل می‌کنیم. از او می‌خواهم که سر وقت به دنیا بیاید و عجله نکند. بعد از به دنیا آمدن هم پسر خوبی باشد و ما را اذیت نکند! زمانی که اولین بار صدای قلب نوزادم را شنیدم متوجه شدم قرار است بار دیگر مادر شوم. مادر شدن برای من که همین الان هم مادر هستم طعم و حس بسیار خاصی دارد. حسی که تصورش هم جالب و بی‌نظیر است چه رسد به کسی که اولین تجربه‌اش را طی می‌کند.»

او درباره اولین لحظه‌ای که نوزاد اولش را دید می‌گوید:

«زمانی که اولین بار ، پرهام پسر اولم را در کنار من گذاشتند و او را دیدم تنها فکر و ذکرم سلامتی او بود. فقط دعا می‌کردم سالم باشد و هیچ بیماری و مشکلی نداشته باشد. بعد از اطمینان از این ماجرا، تازه به چهره‌اش دقت کردم که چه شکلی است و شبیه چه کسی است. واقعیت این است اولی و مهمترین مؤلفه ذهنی هر کسی سلامت است و فرزند به هر شکلی باشد عزیزترین موجود برای یک مادر است.»

او که در ابتدای صحبت‌هایش به فضای مجازی و آشنا شدن با صارم از طریق اینستا اشاره کرده بود در این باره می‌گوید:

«از غالب برنامه‌های فضای مجازی صارم استفاده می‌کنم. از برنامه‌های پنجشنبه که ویژه آموزش مادران باردار است هرگز عقب نمی‌افتم و آن را حتماً تماشا می‌کنم. برنامه‌های پرسش و پاسخ هم برایم بسیار جالب است و خیلی از موضوعاتی که اصلا به ذهنم نمی‌رسد را در سوال دیگران می‌بینم و متوجه می‌شوم چنین مشکلی نیز ممکن است رخ بدهد. به همین دلیل این برنامه‌ها را دنبال می‌کنم و پاسخ سوالات برایم خیلی جذاب است. در واقع سوالات دیگر مادران گاهی سوال من هم هست و با دقت جواب را پیگیری می‌کنم. این برنامه‌ها به نظرم با توجه به شرایط فعلی بسیار مفید و کارآمد است.»‌

ما هم برای این مراجعه‌کننده‌ی عزیز بهترین آرزوها را داریم و امیدواریم تجربه‌ای شیرین و به یادماندی را در صارم داشته باشند و پسر دومشان در کمال صحت و سلامت چشم به دنیا بگشاید.

 


مهر ۲۲, ۱۳۹۹

خانم باقرزاده که در آخرین ماه بارداری به سرد می‌برد و به زودی نوزادش را در آغوش خواهد کشید در کلینیک پر‌یناتال مخاطب روزنامه صارم قرار گرفت و گپ و گفت کوتاهی را با هم داشتیم.

باقرزاده با اشاره به نحوه آشنایی و انتخاب بیمارستان فوق تخصصی زنان و زایمان صارم و پزشکش به خبرنگار صارم گفت:

«از اطرافیان پرس‌وجو کردم و تعدادی از آنها که تجربه حضور در صارم را داشتند، چه دوران مراقبت‌های باردرای و چه زایمان، اینجا را تایید کردند و از توصیه‌ی آنها استفاده کردم و من نیز به صارم آمد.

یکی از همکارانم که زایمانش را در صارم انجام داده بود دکتر میرفندرسکی را معرفی کرد و به همین دلیل پزشکم را نیز به توصیه‌ی این همکارم انتخاب کردم و از هر دو انتخابم خوشحالم. این همکارم در دوران بارداری نیز تحت نظر ایشان بود و خیلی راضی به نظر می ‌رسید. الان متوجه شدم که این رضایت بی‌جهت نبوده است. البته به دلیل اینکه من خودم در غرب تهران زندگی می‌کنم انتخاب بیمارستان صارم برای من دو سر برد بود و در حال حاضر نیز روزهای پایانی بارداری را پشت سر می‌گذارم و به امید خدا به زودی نوزادم را در آغوش خواهم کشید.»

او صحبت‌هایش را اینگونه ادامه داد:

«مهمترین فاکتور برای انتخاب یک مرکز درمانی، پزشک و کادر درمان آن است که از این بابت خیالم از مرکز درمان نازایی صارم راحت بود. اما پس از مراجعه به بیمارستان، زوایای جدیدی از مولفه‌های رضایت از یک مرکز درمانی و بیمارستان برای من آشکار شد و آن دیگر پرسنل بیمارستان بودند که به نظر من در جلب رضایت مراجعین به اندازه کادر درمان مهم و تأثیرگذار هستند. من در صارم علاوه بر تبحر و تجربه کادر درمان، برخورد شایسته و حرفه‌ای را از پرسنل بیمارستان دیدم و این برایم بسیار ارزشمند است. نظم و انضباط بالا، دیسیپلین فوق‌العاده، پاکیزگی و نظافت فوق‌العاده، ادب، احترام و خلاصه همه چیز در صارم در بالاترین حد استاندارد رعایت می‌شود. »‌

از دوران بارداری و اینکه مادر شدن چه حسی دارم پرسیدیم:

«این دوران، یک برش عجیب و خاص از زندگی زن‌هاست. با عشق خاص و حس خوبی شروع می‌شود. به مرور سختی‌ها و مشکلاتش نیز نمایان می‌شود و مادران با زحمت فراوان و رعایت کردن بسیار ی از نکات از جنین مراقبت می‌کنند. واقعیت این است اگر عشق و علاقه مادری نباشد محروم شدن از بسیاری از کارهای روزمره برای طی کردن دوران بارداری هیچ توجیه دیگری نخواهد داشت.

عواطف جدید و غیرقابل پیش‌بینی د روجود یک زن باردار به وجود می‌اید که رفته رفته قوی‌تر و خاص‌تر می‌شود. زمانی که به قدرت خداوند یک موجود جدید در وجود شما در حال شکل گرفتن است فقط و فقط یک احساس خاص و از خودگذشتگی می‌تواند به کمک بیاید و این سختی‌ها را قابل تحمل می‌کند. »‌

از باقرزاده سوال کردیم که اگر جنین شما در حال حاضر قادر به صحبت کردن بود به نظرتان چه می‌گفت:

«سوال سختی است اما به نظرم اگر می‌توانست صحبت کند می‌گفت دوست دارد زودتر به دنیا بیاید. هم خودش راحت شود هم مادرش. شاید می‌گفت دیگه خسته شدم و دوست دارم راحت بخوابم، رحت تغذیه کنم و خلاصه اینکه حرفش این می‌شد که کی تموم میشه این دوران!»

او با اشاره به روز اولی که متوجه شد باردار است می‌گوید:

«صبح روزی که برای من مسجل شد که باردار هستم یک یادداشت که به زودی پدر خواهی شد به همراه چکاپ مثبت بارداری را در خانه و جایی که همسرم ببیند گذاشتم و به سر کار رفتم. زمانی که او یادداشت را خوانده بود و متوجه ماجرا شده بود با جیغ و دست و هورا به شادی پرداخته بود و به همین حالت هم به استقبالم آمد. من و همسرم در آن روز حال خاصی داشتیم که نمی‌شود با کلمه و جمله آن را بیان کرد. در واقع بسیاری از احساسات را نمی‌شود بیان کرد و این هم از آن دسته است. یک حسی که انگار خداوند ما را هنوز دوست دارد به آدم دست می‌دهد. وجود یک انسان جدید در کالبد یک انسان دیگر چیزی غیر از این نیست.»

از حال و احوال دوران بارداری‌اش می‌گوید:

«در این دوران، موجودی متفاوت نسبت به قبل می‌شود. هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ روحی. سرشار از شوق و ذوق و احساسات خوب می‌شوی. ضمن اینکه برای رعایت نکات این دوران به مشاوره‌ها و رسیدگی‌های خاص این دوران نیاز داری. در همین راستا علاوه بر تشکر فراوان از پزشکم باید از برنامه‌های فضای مجازی مرکز درمان ناباروری صارم نیز یاد کنم که برخی سوالات و آموزش‌ها سربزنگاه‌ها به کار می‌آمد و باعث بالا رفتن اطلاعات، یافتن راه چاره و البته کم شدن استرس من شده بود.

در واقع بهترین راه حل سوالات ذهنی و به تبع آن رفع نگرانی در هر زمینه‌ای آگاهی است و از طریق این برنامه‌ها این اتفاق افتاده و من در برنامه‌ها می‌دیدم که مردم سوالات خود را بسیار دقیق مطرح می‌کردند و پزشکان نیز تمام آنها را به بهترین شکل علمی و تجربی پاسخ می‌دادند.به امید روزهای خوب زندگی می‌کنیم و برای آن روزها دعا می‌کنیم.»


rsz_لیلا_شاه_مرادی.jpg
مهر ۲۱, ۱۳۹۹

لیلا شاه مرادی، مراجعه‌کننده‌ای است که از استان مرکزی به بیمارستان فوق تخصصی زنان و زایمان صارم رفت و آمد دارد و این دومین تجربه‌ مادر شدنش است. مسیر طولانی رفت و آمد و البته سختی‌های خاص این دوران که کرونا به شکل ناجوانمردانه‌ای در حال مبارزه با سلامتی مردم است دلیل بر این شد که چند کلامی با او همصحبت شویم.

شاه‌مرادی در ابتدای صحبت‌هایش با اشاره به پزشکش و دلیل انتخاب صارم می‌گوید:

«5 سال پیش در بیمارستان صارم طعم بی‌همتای مادر شدن را چشیدم. در واقع از سال 1390 پیگیر یک بیمارستان تخصصی برای طی کردن دوران بارداری و همچنین زایمان بودم که با تحقیقات فراوان و توصیه دوستان به نام صارم رسیدم. با اینکه من در شهرستان ساوه زندگی می‌کنم اما سلامتی خود و فرزندم اینقدر می‌ارزید که کیلومترهای زیادی را طی کنم و به صارم بیایم. همان تجربه‌ی خوب کافی بود که بار دیگر پس از گذشت این سال‌ها، به صارم بیایم و مراقبت‌های دومین باردرای‌ام را هم در جزیره‌ی صارم بگذرانم. پزشکم دکتر سیدی مقدم می‌باشد و از ابتدایی‌ترین روزهای بارداری تحت نظرشان بودم. »‌

او با اشاره به حس زیبای مادر شدن می‌گوید:

«من الان مادر یک پسر 5 ساله هستم و حس مادر شدن را کامل چشیده‌ام. اما بارداری دومم هم همانقدر برایم جالب و دوست‌داشتنی است. اگر بخواهم مقایسه‌ای بین زمان بارداری و بعد از به دنیا آمدن نوزاد داشته باشم باید بگویم هر دو خاطره‌انگیز و خاص است. زمان بارداری در واقع دو نفر هستی. همیشه با هم صحبت می‌کنیم و او هم با تکان‌هایش درد و دل می‌کند.

هر وقت دلگیری، خوشحالی، گریانی و یا هر حالت دیگری که داری او هم همین حس را دارد. از هر مادر ی که سوال کنی تکان‌های جنینش در دوران بارداری را هرگز فراموش نمی‌کند و آن را جزو بهترین خاطرات خود می‌داند. پس از به دنیا آمدن هم که گفتن ندارد؛ هر لحظه‌اش پر است از شادی و شعف. رشد و نمو لحظه به لحظه فرزند، غذا خوردن، دندان در آوردن، صحبت کردن، راه رفتن و خلاصه همه چیز دوران بزرگ شدن فرزند خاطره‌ای بی‌بدیل است که خداوند تجربه‌کردن آن را به مادران هدیه کرده است.

به خاطر دارم که در دوران بارداری اولم قبل از همه چیز اسم پسرم را انتخاب کردم و او را به اسم صدا می‌کردم. در واقع پس از مدتی وقتی اسمش را می‌آوردم متوجه می‌شد که خطابم به اوست و بلافاصله عکس‌العمل نشان می‌داد. به او خوش‌آمد می‌گفتم و آمدنش را به دنیا خیر مقدم می‌گفتم. برای همه زنان دنیا آرزوم می‌کنم این حس را تجربه کنند. بعضی چیزها هست که تا خودت تجربه نکنی جان مطلب را درک نمی‌کنی و بارداری و مادر شدن از آن دسته است.»

شاه مرادی با اشاره به بارداری دوم و تفاوت‌هایش می‌گوید:

«الان که با شما صحبت می‌کنم در هفته 29 بارداری به سر می‌برم و 75 درصد مسیر را طی کرده‌ام. تفاوت این بارداری با اولین تجربه‌ام به غیر از آمادگی بیشتر خودم، نگرانی کمترم است که آن هم به خاطر شناخت صارم و کادر درمان بسیار متبحر آن است. چون یک بار این تجربه را در صارم داشته‌ام و حالا می‌دانم هیچ مشکلی برای من پیش نخواهد آمد. ضمن اینکه علاوه بر خودم حالا پسر کوچکم نیز با داداش خود که به زودی به دنیا خواهد آمد صحبت می‌کند و برایش توضیحات جالبی می‌دهد. شاید برایتان جالب باشد که او برای عضو جدید خانواده پیشاپیش خرید هم می‌کند. صحبتهای جالبی هم بین آنها رد و بدل می‌شود. از ابراز علاقه گرفته تا روبوسی و دعوت به دنیا آمدن. خلاصه کنار هم دنیایی دارند. »

از او پرسیدیم اگر جنین شما می‌توانست صحبت کند دوست داشتید چه چیزی از دهانش بشنوید:

«مطمئنم به من می‌گفت عاشقم است و از صمیم قلب دوستم دارد. چرا که من هم همین حس را به او دارم. من تا وقتی جان در بدن دارم مراقبش خواهم بود و او هم خوب این را می‌داند. »‌

بخش دیگری از صحبت‌های خانم شاه‌مرادی به برنامه‌های آموزشی بیمارستان صارم در فضای مجازی اختصاص داشت:

«د رحال حاضر نگرانی درباره کرونا بین مردم وجود دارد و این حس در مادران باردار دو برابر است. چرا که خودشان نیز دو نفر هستند. تنها استرسی که این روزها دارم همین موضوع است وبه جهت بُعد مسافتی که من دارم سوالات و مشکلات زیادی برایم پیش می‌آمد که باعث نگرانی من می‌شد. اما آموزش‌های صارم در تلویزیون اینستاگرامی‌اش قسمت اعظم این مشکل را مرتفع کرد. من در بارداری اولم چنین تجربه‌ای نداشتم اما این روزها تمام سوالاتم را از طریق همین برنامه مطرح می‌کنم و بلافاصله جواب آن را می‌گیرم. این بی‌نظیر است. علاوه بر سوالات خودم از سوال و تجربه مادران دیگر نیز بهره‌مند می‌شوم و پیشاپیش برخی سوالات که ممکن است در آینده برای من پیش بیاید را می‌شنوم و با پاسخ آن آشنا می‌شوم.

بارها متوجه شده‌ام که نگرانی‌ام بی‌مورد است و یا اینکه برای رفع آن باید چه کنم. از مراجعات مکرر و بی‌مورد آن در هم در این شرایط جلوگیری می‌شود و به نظرم باید یک تشکر جانانه از بیمارستان صارم بابت این ویژه‌برنامه‌ها انجام دهم. تفاوت عمده برنامه‌های صارم در فضای مجازی با دیگر برنامه‌های مشابه ارتباط نزدیک با پزشکان و طرح سوالات به ساده‌ترین روش و گرفتن پاسخ آن در کوتاه‌ترین زمان است. این چیزی نیست که حتی در تلویزیون هم تکرار شده باشد یا حداقل من از آن مطلع نیستم. در نهایت از تمام پزشکان، کادر درمان و کلیه صارمی‌ها تشکر می‌کنم.»


rsz_1صفر_پور.jpg
مهر ۲۱, ۱۳۹۹

وقتی تجربه‌ای را برای دوم تکرار می‌کنی یعنی اینکه اولین بار از آن خاطره‌ای شیرین و دلپذیر داشته‌ای که برای دوم هم آن را انتخاب کرده‌اید.

حالا اگر برای این تجربه‌ی شیرین همراهان قبلی را بار دیگر در کنار خود داشته باشی نشان از اوج تجربه‌ی شیرین و موفق گذشته دارد.
محبوبه صفرپور، مراجعه‌کننده‌ی محترمی که امروز با روزنامه صارم همکلام شده است، مادری است که 4 سال قبل در صارم دخترش را به دنیا آورده است و حالا پس از گذشت این مدت، بار دیگر برای به دنیا آوردن فرزند دومش به صارم مراجعه کرده است.

صفرپور در این باره می‌گوید:‌

«بر اساس تحقیقات و البته تعاریفی که از صارم شنیده بودم صارم را انتخاب کردم و طول بارداری و زایمانم را زیر نظر دکتر میرفندرسکی به سر بردم و از انتخابهایم بسیار راضی بودم.

به همین جهت حالا پس از گذشت چهار سال بار دیگر به صارم آمده‌ام و دوباره دکتر میرفندرسکی را به عنوان پزشکم انتخاب کرده‌ام و امیدوارم همان تجربه شیرین‌ بار دیگر برای من تکرار شود. »‌

او از رفت و آمدش به صارم اینگونه می‌گوید:

«برخی مراجعات لاجرم اتفاق می‌افتد و نمی‌توان کاری کرد، اما بسیاری از آمد و رفت‌ها به دلایل سوال‌ها و نگرانی‌هایی است که در مدت بارداری ذهن یک مادر را درگیر خود می‌کند و به دلیل شیوع کرونا باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد اما از مدتی که ویژه‌برنامه‌ها و آموزش‌های مجازی و اینستاگرامی صارم آغاز شده است هیچ دلیلی برای مراجعات بی‌دلیل و نگرانی‌های آن وجود ندارد.

تقریبا هر شب ساعت 20 بیننده برنامه‌های آموزشی شما بوده‌ام و بارها پاسخ سوالاتی را که مطرح کردم را از زبان کارشناسان و میهمانان برنامه شنیدم که بسیار ارزشمند و جالب بود. البته خواهش می‌کنم ساز و کار ذخیره کردن تمام این لایوها را فراهم کنید تا در صورتی که در زمان پخش زنده موفق به این تماشای آن نشدیم، بتوانیم بعدا آن را ببینیم و سوالات ذهنی‌مان رفع شود.»‌

صفرپور از تفاوتهای تلویزین اینستاگرامی صارم با تلویزیون صدا و سیما می‌گوید:

«به طور کلی چنین برنامه‌ای در تلویزیون وجود ندارد که بخواهیم مقایسه کنیم. برای مراجعه‌ی امروزم تعدادی سوال ذهنی داشتم که شب گذشته پاسخ آن را از کارشناس برنامه 9 ماه عاشقی شنیدم و همین باعث می‌شود زمان حضورم نزد پزشک کوتاه‌تر و وقت پزشک و دیگر بیماران کمتر گرفته شود. »‌

این مراجعه‌کننده‌ی محترم در پایان صحبت‌های خود می‌گوید:

«در حال حاضر در ماه هشتم بارداری به سر می‌برم و فاصله‌ی زمانی کوتاهی تا زمان وجود دارد. همانطور که همه می‌دانیم در بازه‌ی زمانی عجیبی در تاریخ به سر می‌بریم و همه چیز خاص شده است. به همین دلیل این بارداری من با بارداری قبلی‌ام بسیار تفاوت کرده است، اما شیرینی فرزند اول و دوم یکسان است و خواهر بزرگتر این آقا پسر که یک ماه دیگر به دنیا می‌آید برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کند.

تمام مشکلات و خاطرات این روزها را برای پسرم نوشته‌ام و منتظرم می‌مانم تا بزرگ که شد دفترچه‌ی خاطرات این روزها را به او بدهم تا مطالعه کند و بداند که در چه برهه‌ی زمانی خاصی به دنیا آمدن و چه زحماتی را برای سلامتی‌اش کشیده‌ام و از چه چیزهایی محروم بودیم تا او دچار مشکل خاصی نشود. امیدوارم این روزها هر چه زودتر برود و تبدیل به خاطره شود و همگی با صمیمت خاص ایرانی‌ها در کنار هم زندگی کنیم. »


rsz_زهرا_گیوه_کش.jpg
مهر ۲۱, ۱۳۹۹

زهرا گیوه‌کش که اولین تجربه بارداری خود را سپری می‌کند به زودی مادر یک دوقلو خواهد شد و به قول قدیمی‌ها جنسش جور می‌شود.

او که کمتر از دو ماه به زمان زایمانش باقی مانده می‌گوید:

«اوایل ماه هشتم بارداری‌ام هستم و میان در آغوش کشیدن فرزندانم و البته پایان 9 ماه کنار هم بودن قرار دارم. از طرفی دلم برای این 9 ماه تنگ خواهد شد و از سویی دیگر لحظه‌شماری می‌کنم برای در آغوش کشیدن آنها. ولی قطعا زمانی که به معنی واقعی کلمه مادر شوم طعم و لذت دیگری دارد و سختی‌های این دوران که البته شیرینی‌هایی هم داشت به پایان می‌رسد.»

گیوه‌کش صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد:

«سال گذشته به سفر کربلا رفته بودم و تقریبا دو ماه پس از آن سفر باردار شدم؛ آن هم دوقلو. فرزندانم را هدیه امام حسین(ع) می‌دانم و امیدوارم فرزندانی سالم و صالح باشند. یکی از فرزندانم پسر است که نام حسین را برایش انتخاب کرده‌ام و دیگری که دختر است را هلما نامگذاری کرده‌ام. در دوران بارداری بسیاری از مواقع با آنها صحبت می‌کنم و هر جا می‌روم توضیحات کافی را برایشان می‌دهم.

مثلا وقتی در خانه راه می‌روم اتاقشان را نشان می‌دهم، پدرشان را که از راه می‌رسد معرفی می‌کنم و حتی پدرشان نیز با آنها صحبت می‌کند. روزی که به دنیا بیایند کلی اطلاعات از دور و بر خود دارند و خیلی غریبگی نخواهند کرد.»‌

مراجعه‌کننده محترم از حس و حالش نیز برای ما گفت:

«واقعا نمی‌شود حس و حال زمان بارداری و انتظار برای مادر شدن را توصیف کرد. زمانی که با خبر شدم باردار هستم شور و شوق عجیبی در من بوجود آمد که بعد از مشخص شدن بارداری دوقلویی تبدیل به شوک شد. خیلی به دردسرهای آن فکر می‌کردم که بعدها با تفکر بیشتر متوجه شدم این لطفی است که شامل حال من شده است و شیرینی‌های آن قطعا بیش از دردسرهایش خواهد بود. چه بسیار زوج‌هایی که برای داشتن یکی از آنها لحظه‌شماری می‌کنند و حال با به دنیا آمدن و اضافه شدن این دو فرزند به جمع خانواده‌ی ما، زندگی‌مان چقدر دلنشین و زیباتر خواهد شد.

بسیار امیدورام و دعا می‌کنم تمام خانواده‌هایی که منتظر داشتن یک فرزند هستند هر چه سریعتر به لطف و کرامت خداوند و البته تبحر و تخصص پزشکان، دامنشان سبز شود و رنگ و بوی زندگی‌شان با داشتن فرزند تغییر کند. زمانی که این فرزندان به دنیا بیایند و کم‌کم از آب و گل در بیایند واقعا معنی خانواده شکل می‌گیرد و خدا را صدهزار مرتبه شکر که این اتفاق به زودی در خانواده‌ی ما رخ خواهد داد.»

وقتی از انتظاراتش از فرزندانش پرسیدیم می‌گوید:

«هنوز که خیلی زود است از آنها انتظاری داشته باشم اما امیدوارم بچه‌های خوبی باشند و پدر و مادرشان را اذیت نکنند و در آینده برای خانواده و جامعه‌ انسان‌های مفیدی باشند.»‌

گیوه‌کش صحبت‌های خود را اینگونه به پایان می‌برد:

«بعد از بارداری من که دوقلویی است و یکی پسر و دیگری دختر است به این نکته مطمئن‌تر شدم که خداوند ما را خیلی دوست دارد و در نگاه کلان‌تر همچنان به انسان‌ها امیدوار است. واقعیت این است که ما آدم‌ها مقابل عظمت و خلقت خداوند بسیار ناچیز و کوچک هستیم و او با عظمت و مرحمت خودش، لطفش را شامل حال بندگانی همچون من کرده است. تنها کاری که می‌توانم انجام دهم شکر خداست و البته اینکه از زحمات کادر درمان و پرسنل بیمارستان بسیارمجهز صارم نیز باید تشکر ویژه‌ای کنم. از پزشکم خانم دکتر میرفندرسکی تا همه‌ی ماماها، پرستاران و خلاصه تمام صارمی‌ها. در آینده‌ای نزدیک هم زحمت من به عهده پرسنل محترم اتاق عمل و بخش‌ نیز خواهد بود که پیشاپیش از آنها نیز تشکر و قدردانی می‌کنم. همگی خسته نباشید. خداقوت.»


rsz_img_0004.jpg
مهر ۱۵, ۱۳۹۹

سمیرا فلاح، مراجعه‌کننده‌ای که در هفته 37 بارداری به سر می‌برد و به زودی معنا و مفهوم مادر شدن را کامل درک خواهد کردم.

او از آشنایی و رفت و آمدش به صارم می‌گوید:

«در هفته 37 بارداری هستم و مطابق قاعده حدود سه هفته دیگه باقی مانده تا زایمان کنم. از روز اول بارداری‌ام تحت نظر دکتر سیدی‌مقدم در صارم بودم و از انتخابم خوشحالم. هم از نظر پزشکم و هم از نظر بیمارستان و البته به طور کلی تمام پرسنل و کادر درمان. باید بگویم علاوه بر تمام سختی‌هایی که این دوران دارد و البته معطلی‌هایی که گاهی بیش از حد می‌شد اما انتخاب صارم می‌ارزید چرا که خیالم از همه چیز راحت بود و می‌دانستم حواس پزشکم به همه چیز هست و اینجا تمام امکانات گرد هم آمده‌اند تا مادران با خیال راحت صارم را انتخاب کنند و این 9 ماه تبدیل به خاطره‌ای ماندگار برای آنها شود. »‌

فلاح از ارتباطش با پزشک و بیمارستان می‌گوید:

«دکتر سیدی مقدم کمک‌های فراوانی به من کردند. واقعیت این است که ارتباط پزشک و مادران باردار خیلی شباهتی به ارتباط پزشک و بیمار ندارد و حالت خاص خودش را دارد. حال آنکه پزشکی مانند دکتر سیدی مقدم هم مقابل یک مادر باشد که دیگر فوق‌العاده می‌شود. ایشان علاوه بر پزشک بودن رابطه بسیار مناسبی نیز برقرار می‌کند و احساس راحتی به مراجعه‌کننده دست می‌دهد. من تمام آزمایش‌ها، مراقبت‌ها، عکس‌ها و خلاصه هر آنچه لازم بود را زیر نظر ایشان پشت سر گذاشتم و بسیار راضی هم هستم. امیدوارم این سه هفته هم به همین منوال طی شود و زایمانی بی‌دغدغه را تجربه کنم. خوشحالم که در صارم مادر می‌شوم و سال‌ها بعد به فرزندم خواهم گفت که تو در چنین مجموعه‌ی بی‌نظیری به دنیا آمدی.»

از رفت و آمد به صارم و سختی‌های خاص این دوران جویا شدیم:

«قبل از اینکه کرونا شیوع پیدا کند به سادگی به صارم می‌آمدم و حتی از تمام کلاس‌های آموزشی اینجا نیز استفاده می‌کردم. اما متاسفانه این بیماری تمام برنامه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را به هم ریخت و تقریبا هیچ چیز مطابق روال و برنامه پیش نمی‌رود. تمام سعی خود را می‌کنیم به غیر از مواقع ضروری از رفت و آمد به بیمارستان خودداری کنیم اما خودتان بهتر می‌دانید دوران بارداری، لحظات حساسی است که استرس‌های خاص خودش را دارد و خیلی نمی‌توانم دور از پزشک و توصیه‌ها آن بود. مخصوصا برای کسانی مانند من که اولین بار این موضوع را تجربه می‌کنند.»‌

فلاح صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد:

«ناگفته نماند که کلاس‌های مجازی و آموزش‌ها و پاسخ به سوالاتی که در اینستاگرام دارید یک قوت قلب برای من بود. همانطور که گفتم کلاس‌های آموزشی را قبل از شیوع کرونا دربیمارستان فوق تخصصی زنان و زایمان صارم شرکت می‌کردم اما بعد از کرونا این کلاس‌ها برگزار نشد و بهترین جایگزین آن همین کلاس‌های مجازی بود که از اینستاگرام صارم پخش می‌شد. با توجه به اعلام قبلی، زمان‌بندی می‌کردم و سعی می‌کردم غالب این برنامه‌ها را تماشا کنم و این خودش مزید بر علت بودکه به صورت حضوری و فیزیکی در بیمارستان حاضر نشوم. باید اذعان کنم که این کلاس‌ها بسیار جالب و جامع بود. بسیاری از سوالاتی که توسط دیگر بینندگان مطرح می‌شد دقیقا نقاط تاریک ذهن من هم بود و وقتی این سوالات مطرح می‌شد من هم به دقت پاسخ آن را دنبال می‌کردم و اگر نکته‌ و تذکری وجود داشت آن را اجرا می‌کردم.

برخی مواقع هم خودم سوال می‌کردم و در زمان پخش برنامه پاسخ آن را دریافت می‌کردم. حتی پزشک خودم نیز بارها در برنامه 9 ماه عاشقی حاضر شدند و سوالات را هم به بهترین شکل پاسخ می‌دادند. نکته جالب این برنامه‌ها تجربیات و سوالاتی بود که اصلا به ذهن من خطور نمی‌کرد اما این سوال و مشکل وقتی برای دیگر مادران ایجاد شده بود متوجه می‌شدم که ممکن است در آینده برای من نیز پیش بیاید و به همین دلیل آنها را نیز با دقت گوش می‌کردم و به همین دلیل است که می‌گویم این کلاس‌ها بسیار جامع و جالب بود.

در کل از آموزش‌ها و پرسش و پاسخ‌های فضای مجازی راضی بودم و از دست‌اندرکاران این برنامه که بدون هیچ هزینه و چشمداشتی آن را برگزار می‌کردند و همچنین کارشناسی که در این برنامه‌ها حضور پیدا می‌کردند تشکر می‌کنم. البته خواهش می‌کنم تمام این برنامه‌ها را ذخیره کنید تا هر زمان نیاز باشد بتوانیم آن را تماشا کنیم. برخی برنامه‌ها به صورت گلچین شده ذخیره می‌شوند و من شخصا دوست دارم تمام آن را اگر فرصت نکرده‌ام در زمان پخش زنده تماشا کنم بعدا در دسترس داشته باشم و بتوانم از آن استفاده کنم.»


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.