لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

rsz_img_3386.jpg
مهر ۱۵, ۱۳۹۹

زهرا رمضان‌زاده؛ مراجعه‌کننده‌ای که شاید به اندازه چند مادر، تجربه بارداری داشته باشد اما هنوز خودش این حال شیرین را تجربه نکرده است.

رمضان‌زاده پس از سه بار تجربه ناموفق بارداری به فکر درمان اساسی افتاده و حالا که به صارم مرکز درمان ناباروری و نازایی مردان وزنان رسیده است ششمین تجربه بارداری خود را در حال طی کردن است.

این مراجعه‌کننده محترم صحبت‌های خود را اینگونه شروع می‌کند:

«سلام، سلام به همه‌ی صارمی‌ها. سلام به دکتر صارمی، مدیری که چنین مجموعه‌ای را مدیریت و رهبری می‌کند. سلام به دکتر سیما گیتی که پس از خدا تمام دل‌خوشی‌ام به تبحر، تجربه و حمایت ایشان است. سلام به تمام کسانی که در دنیا گره از مشکل کسی باز می‌کنند، چه روحی، چه جسمی و هر آنچه که حال کسی را روبراه می‌کند.»

پس از این سلام و علیک خاص، به خبرنگار صارم می‌گوید:

«در حال حاضر در هفته بیستم بارداری به سر می‌برم. اما اگر بخواهم شرح حال دقیق‌تری به شما بدهم باید به سال 94 برگردم. سالی که سومین سقط و بارداری ناموفق را تجربه کردم. به پیشنهاد یکی از دوستانم که خودش نیز تحت درمان بود به صارم آمدم و آزمایشات دوره‌ای را انجام دادم. نکته‌ای که از آن زمان در ذهنم باقی ماند و توجه مرا به خودش جلب کرد برخورد پرسنل و محیط صارم بود. این دو عامل باعث شد من به ادامه‌ی کار امیدوار و ترغیب شوم. پس از مدتی مشکل من تشخیص داده شد و یک بارداری نسبتا موفق داشتم و جنین و خودم برای ادامه‌ی مسیر مشکلی نداشتم و در هفته نوزدهم به سر می بردم که با تشخیص سندروم داون درجنین با دستور دکتر سقط صورت گرفت.»‌

رمضان‌زاده از طی ادامه مسیر گفت:

«زندگی ادامه داشت و من نیز به لطف خدا و تجربه دکتر گیتی امیدوارم بودم. به صورت اختیاری دوبار IVF ‌کردم که نتیجه نداد اما بار دیگر باید بگویم که پزشکم خیلی موافق با این موضوع نبود و معتقد بود من به صورت طبیعی می‌توانم باردار شوم. دوران درمان را طی می‌کردم و زیر نظر پزشک بودم که متوجه شدم بار دیگر باردارم. مسائل مربوطه به غربالگری را نزد خانم دکتر گیتی پشت سر می‌گذاشتم و ایشان با روحیه مثال‌زدنی و بی‌نظیری که دارند من را نیز به وجد می‌آوردند. در حال حاضر یک سال و نیم است که تحت درمان ایشان هستم و از از این حسن اتفاق خوشحالم. بعد از چندین بار سقط مکرر، فکر می‌کنم در حال نتیجه گرفتن هستم. با توجه به تجربه‌های مکرر قبلی گمان می‌‌کنم در حال حاضر شرایطم متفاوت است.»

از ارتباطش با نوزاد درون شکمش پرسیدیم:

«اوضاع من نسبت به مادرانی که برای بار اول باردار شدند بسیار متفاوت است و خیلی قابل قیاس نیست و این موضوع رابطه مادر و جنین رو خاص‌تر کرده. از آنجایی که خاطره خوبی از شنیدن صدای قلب جنین نداشتم در مراحل ابتدایی و شکل‌گیری قلب جنین توجهی به این صدا نمی‌کردم. راستش را بخواهید نمی‌خواستم دلخوشی کاذب و دلبستگی ایجاد شود. اما همانطور که عرض کنم پزشک من بسیار هیجان دارد و انرژی عجیبی در گفتارش است. این هیجان باعث شده خاطرات بد من پاک شود و دلخوش به روزهای پیش رو باشم. کمتر پزشکی می‌توانست این ارتباط را با من ایجاد کند و حالا دو سه هفته‌ای است که امیدوارتر از قبل شده‌ام.»

رمضان زاده صحبت‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد:

«همسرم اذعان دارد که رفتار خانم دکتر باعث شده حالت‌های بد گذشته را فراموش کنی و این بار طور دیگری هستی. واقعا نمی‌دانم چطور باید از خانم دکتر تشکر کنم. لبخندم را مدیون خانم دکتر هستم. این مصاحبه رامدیون ایشون هستم. این حالت‌ها را دو ماه پیش نداشتم و بعد از لطف خدا مدیون ایشان هستم و توان جبران ندارم. از همه عوامل بیمارستان متشکرم. از ورود به بیمارستان حس یک بیمار را ندارم و صرفا یک مراجعه‌کننده هستم. از لحظه ورودم تا پایان به هر شکلی که می‌توانم از پرسنل تشکر می‌کنم و باید بار دیگر به دکتر صارمی تبریک عرض کنم که با توانایی خود توانسته‌اند چنین مجموعه‌ای را گرد هم بیاورند و این چنین مدیریت کنند. »

او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید:

«مهمترین رسالت هر زن مادر بودنش است. رسالت یک مادر آموزش آموزه‌های انسانی و اخلاقی به فرزندش است. اینکه فرزندان نسل‌های آینده بدانند دنیا محل و عرصه تاخت و تاز طمع و حرص و آز نیست. اولویت من برای فرزندم، تربیت است و امیدوارم در این رابطه موفق باشم.


rsz_1rsz_img_4862.jpg
مهر ۱۵, ۱۳۹۹

هما دینوری از پرسنل زحمتکش و باتجربه‌ی بیمارستان صارم به حساب می‌آید

او که حضور 9 ساله را در صارم به یدک می‌کشد در حال حاضر در کلینیک غربالگری فعالیت می‌کند و از اینکه به قشر خاصی از مادران که برخی خیلی امیدوار نیستند کمک می‌کند اظهار رضایت می‌کند: «از اینکه در صارم و در کلینیک غربالگری مشغول به فعالیت هستم بسیار خوشحالم. غالب مراجعین ما مادرانی هستند که در حالت عادی صاحب فرزند نشده‌اند یا اینکه بارداری‌های سخت و پرخطر را تجربه می‌کنند. غالب آنها استرس و حتی ناامیدی در چهره‌شان نمودار است و در مقابل زمانی که در سونوگرافی جنین را می‌بیند شعف و خوشحالی‌شان دیدنی است. اینجا ما با خوشحالی و رضایت مراجعین خوشحالیم و غم آنها ناراحت می‌شویم

:دینوری صبحت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد

«در کلینیک غربالگری، مراقبت‌های خاصی برای مادران صورت می‌گیرد. خیلی از مادرها را دیده‌ایم که اصلا فکر ش را هم نمی‌کنند ‌بتوانند 9 ماه جنین را نگه دارند و در نهایت یک بچه سالم به دنیا بیاورند. همان‌هایی که پس از این مدت با کمال آرامش و در سر زندگی کامل، فرزندشان را به دنیا می‌آورند و مدتی بعد بچه در بغل آنها را می‌بینیم‌. از دیدن چنین لحظاتی خوشحال می‌شویم و خستگی از تن‌مان در می‌رود. در مرکز درمان ناباروری صارم از این لحظات بسیار زیاد رخ می‌دهد و بعضی مواقع فکر می‌کنم کاش تمام این لحظات را در دفترچه‌ای ثبت می‌کرد و هر بار با خواندن و یادآوری آنها خوشحال می‌شدم.»‌

پرسنل محترم غربالگری می‌گوید:

«چه بسیار مراجعینی که حتی قادر به راه رفتن نبودند و با ویلچر رفت‌وآمد می‌کردند اما نهایتا به نتیجه دلخواه رسیده‌اند. کار در غربالگری در کنار سختی‌های خودش که مراجعین خاصی دارد شیرینی‌های این‌چنینی هم دارد. غالب مراجعین ما بیمارانی هستند که از پزشکان دیگر نامه در دست دارند و به این بخش ارجاع شده‌اند. تعدادی زیادی هم از دیگر مراکز به صارم توصیه می‌شوند. در همه موارد تمام جوانب و آزمایشات بررسی و نهایت تلاش برای کمک به بیمار صورت می‌گیرد. وقتی ناراحتی، غم و استرس کسی را با یک نوازش کوچک و حتی گپ و گفتی گذرا تبدیل به آرامش می‌کنیم و لبخند رضایتشان را می‌بینم متوجه می‌شویم کارمان را درست انجام داده‌ایم.»‌

دینوری صبحت‌های خود را اینگونه به پایان می‌برد:

‌«مراجعین صارم به طور کلی پس از خدا به پزشکان، کادر درمان و پرسنل صارم دلخوش هستند و ما هم تمام تلاش خود را به کار می‌گیرم تا ناامید از اینجا خارج نشوند. امیدوارم هیچ بیماری بی‌بهره و بدون نتیجه از صارم خارج نشود و شفای کامل همه‌ی بیماران از خداوند خواستارم.»

ما هم به خانم دینوری و تمام پرسنل بخش غربالگری و البته تمام اهالی جزیره صارم خسته نباشید عرض می‌کنیم و برای یکایک شما بهترین لحظات را آرزومندیم.


DSC09747.jpg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

در ادامه گفت‌وگو با صارمی ها، امروز سراغ تینا جلالی‌پور رفتیم. پرسنلی که در کلینیک پریناتال مشغول به فعالیت می‌باشد

او درباره شروع فعالیتش در بیمارستان صارم می‌گوید:‌ «قبل از صارم، تجربه فعالیت در یک مرکز د رمانی را نداشتم. از شهریور سال گذشته به خانواده‌ی بزرگ صارم پیوستم و تجربه‌حضورم به یک سال نزدیک می‌شود. از همان ابتدا هم در کلینیک پریناتال بودم و گاهی فقط در حد چند روز در صورت نیاز و صلاحدید مسئولان به بخش‌های دیگر برای کمک رفته‌ام.»

جلالی‌پور درباره‌ی همکارانش نیز می‌گوید: «از اینکه کنار چنین همکارانی فعالیت می‌کنم بسیار خوشحالم. آنها در این مدت چیزی کم نگذاشته‌اند و با
با صبر و شکیبایی آموزش‌های لازم را به من داده‌اند و اصلا دریغ نکرده‌اند. از رفتارهای گرم و صمیمی تک‌تک آنها سپاسگزارم.»

کار کردن در یک مرکز درمانی برای جلالی‌پور تجربه‌ی جذابی است: «از کار کردن در صارم لذت می‌برم. از اینکه به هموطنانی که نیاز به کمک و راهنمایی دارند، کمک کنیم و پس از مدتی به نتیجه رسیدن تلاش‌های آنها را نظاره می‌کنیم لذت می‌برم و حس خوشایندی به من دست می‌دهد. چه خوب است شغل آدم‌ها ، همراه با کارهای انسان‌دوستانه باشد و خدا را شکر این شرایط در کار ما فراهم است.»


WhatsApp-Image-2020-07-19-at-14.11.16.jpeg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

لیدا احمدیان، کارشناس باسابقه‌ی آزمایشگاه IVF میهمان امروز گفت‌وگویمان است

شاید باورد کردنش سخت باشد اما سابقه‌ی او از سابقه‌ی بیمارستان صارم بیشتر است و نزدیک به دو دهه همکاری نزدیک با جناب آقای دکتر صارمی را در کارنامه‌ی خود دارد.

احمدیان با اشاره به سابقه حضورش می‌گوید: «من از سال 80 افتخاری همکاری با جناب آقای دکتر صارمی را دارم. در واقع سه ماه قبل از سال 1380 به کلینیک واقع در خیابان کریم‌خان اضافه شدم و پس از چند ماه طی کردن دوره‌ی آزمایشی رسما مشغول به فعالیت شدم. تا امروزی که با شما صحبت می‌کنم 19 سال و 4 ماه از فعالیت رسمی من می‌گذرد و خوشحالم این مدت افتخار همکاری با ایشان را داشته‌ام.»

کارشناس محترم آزمایشگاه IVF صارم می‌گوید: «در کار ما دقت حرف اول و آخر را می‌زند. حساسیت بسیار بالا، لازمه‌ی کار در آزمایشگاه IVF است و به همه‌ی همکارانی که در چنین مکان‌های فعالیت می‌کنند توصیه می‌کنم همیشه و همه‌جا این نکته را در نظر بگیرند؛ چرا که نتیجه کار ما بسیار تعیین‌کننده است و حتی باعث قوام یا جدایی در زندگی‌ها می‌شود.
باید بگویم که بهترین قسمت کار من نتیجه گرفتن مراجعین می‌باشد. برخی از آنها که ارتباط نزدیکتری با ما دارند و خبر بارداری‌شان را به ما می‌دهند بسیار خوشحال می‌شویم. »

از احمدیان خواستیم از فراز و فرودهای کارش برای ما بگوید: «نوع کار ما در کل طوری است که بالا و پایین زیاد دارد. به هر حال گاهی وقت‌ها به نتیجه می‌رسد و گاهی اوقات نتیجه رضایت‌بخش نیست. به خاطر دارم یکی از بیماران که روزهای تاسوعا و عاشورا برای آزمایش به بیمارستان مراجعه ‌کردند، آمدند و آزمایش خود را دادند.

پس از مدتی مشخص شد که نتیجه آزمایش رضایت‌بخش است و به لطف خدا و تلاش پزشکان و دیگر همکاران نتیجه گرفتند و فرزندشان به دنیا آمد. در چنین مواقعی بدون اینکه نسبتی با بیماران داشته باشیم خیلی خوشحال می‌شویم. رضایت و نتیجه گرفتن مراجعین برای ما بسیار اهمیت دارد و همیشه تلاشمان برای محقق شدن این موضوع است.»

او در ادامه می‌گوید:«تولد فرزند خودم هم در همین بیمارستان و در سال 89 بود. پسر ما حالا 10 ساله است و برای خودش مردی شده است و ما همچنان در این مرکز مشغول به فعالیت هستیم. تصور کنید بچه‌هایی که در سالهای ابتدایی فعالیت من به دنیا آمدند الان سنی نزدیک به 20 سال دارند. تعدادی از آنها تحصیلات دانشگاهی خود را دنبال می‌کنند و شاید مثلا یک آقا پسری حتی به خدمت سربازی رفته باشد. فکر کردن به این موضوع هم بسیار لذتبخش و جذاب است. »

احمدیان در ادامه‌ی گفت‌وگو بار دیگر به حساسیت کارش اشاره می‌کند و از نظارت دقیق آقای دکتر صارمی نیز چنین سخن به میان می‌آورد:

«همانطور که عرض کردم کار در آزمایشگاه اساسا حساس و پر استرس است. دائما باید مراقب باشیم تا تمام شرایط آزمایشگاه پایدار باشد. مثلا دستگاه‌های داخل انکوباتورها باید ثابت باشند تا اشکالی در نتیجه رخ ندهد. گاهی اوقات لازم است در روزهای تعطیل حضور داشته باشیم تا مشکل پیش آمده را رفع کنیم.

جناب آقای دکتر صارمی که حق پدری بر گردن تک‌تک ما دارند نیز در موضوع رعایت دقیق نکات و موارد لازم بسیار حساس هستند و با وسواس خاصی همه چیز را پیگیری می‌کنند. به همین دلیل معمولا نتیجه کار در آزمایشگاه IVF رضایتبخش است و این حاصل کار و نظارت دقیق در صارم است.»

کارشناس محترم آزمایشگاه صارم که کار خود را در آزمایشگاه آندرولوژی شروع و سپس به IVF آمده است در پایان صحبت‌هایش اینگونه می‌گوید: «از آقای دکتر صارمی که چنین محیط کار مناسب و خوبی برای ما به وجود آورده‌اند واقعا متشکرم و امیدوارم سایه‌شان همیشه روی سر ما و تمام پرسنل صارم باشد. امنیت کاری در صارم باعث شده است که من قریب به دو دهه در صارم به فعالیت بپردزام و همچنان با انرژی و پرانگیزه مشغول هستم. امیدوارم روزهای پیش رو برای همه همکاران پر از موفقیت و خبرهای خوب باشد. »

ما هم برای لیدا احمدیان و همکاران پرتلاشمان در آزمایشگاه IVF آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.


WhatsApp-Image-2020-07-18-at-11.47.02-3.jpeg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

کمتر کسی از پرسنل بیمارستان است که با فیروزه سه‌دهی آشنا نباشد یا حداقل یک بار کارش به او نیفتاده باشد

او خیاط واحد لنژ است و به هر دلیلی ممکن است حداقل یک بار کارتان با ایشان ارتباط پیدا کرده باشد.
فیروزه سدهی این روزها علی‌رغم آسیب مینیسک پا یشان در محل کار حاضر می‌شوند تا کارش عقب نیفتد.
خودش در این باره می‌گوید: «من واقعا به کارم علاقه دارم و در این شرایط نیز به صارم می‌آیم تا کار همکارانم را تا جایی که ممکن است انجام دهم. »

سدهی از سابقه حضورش در صارم همه گفت: « از خرداد سال 90 به خانواده‌ی بزرگ صارم اضافه شدم و حدود 10 سال است که در کنار آنها مشغول به فعالیت هستم. بعد از 4 سال به لنژ آمدم و در حال حاضر 6 سال است که خیاطی می‌کنم.»

جالب‌ترین خاطره‌اش برای اولین سال حضورش در صارم است: «اولین سالی که به صارم آمدم برای اولین بار بود که هنگام تحویل سال کنار خانواده‌ام نبودم. همسر و دخترم به شهرستان رفته بودند و من هم هنگام تحویل سال در بیمارستان بودم. به خاطر دارم که به لابی بیمارستان آمدیم و در کنار دیگر همکاران و آقای دکتر صارمی و همسرشان عکسهایی به یادگار گرفتیم.

آن موقع احساس کردم که همکاران من در صارم هم مانند خانواده‌ام هستند و احساس اینکه کنار همسر و دخترم نیستم ناراحتی بسیار کم‌رنگ‌تر شد. فضای بسیار صمیمی و دوست‌داشتنی برقرار بود و این حال و هوا را هنوز به خاطر دارم. واقعیت این است که ارتباط و کنار هم بودن ما در صارم شاید بیشتر از ساعاتی است که کنار خانواده‌ی خودمان هستیم. من 3-2 ماهی هست که برادر خودم را ندیده‌ام اما همکارانم را هر روز می‌بینم. این یعنی صارم هم در واقع خانواده‌ی من است و فرقی با خانواده‌ام ندارد.»

سدهی از نوع و حجم کارشان هم برایمان گفت: «از نوار دوزی لباس پرسنل، دوختن لباس برای پرسنل اتاق عمل، دوخت و دوز کلاه‌های مختلف پرستاری و بخش‌ها و همچنین مقنعه‌ها گرفته تا همه نوع تعمیرات لباس‌ها از جمله کوچک و بزرگ کردن لباس‌هایی که اندازه‌شان متناسب با برخی همکاران نیست را در اینجا انجام می‌دهم. در کنار همه‌ی اینها دوختن ملحفه، روبالشی، پرده‌ها و … نیز در داخل جزیره صارم انجام می‌شود و صرفا برخی کارهای سنگین و سری‌دوزی به بیرون از بیمارستان منتقل شده و به تولیدی‌ها واگذار می‌شود. »‌

سوال همیشگی این روزهایمان را از خانم سدهی نیز پرسیدیم و از شرایط کار در دوران شیوع کرونا جویا شدیم: «در این شرایط که کرونا همه‌گیر شده است تنها نگرانی‌ام ابتلا و انتقال آن برای خانواده است. البته من با مراجعین برخورد ندارم و غالب مواقع صرفا با همکاران خودم ارتباط دارم و در حال حاضر سلامتی تمام همکاران مدام در حال بررسی است و در صورت بروز موارد مشکوک سریعا بررسی می‌شود و به همین خاطر خیالم از این بابت در صارم راحت است. بیرون از بیمارستان نیز نهایت تلاش خود را می‌کنیم تا با رعایت موارد بهداشتی، زدن ماسک و … از ابتلا به آن جلوگیری کنیم. »‌

وقتی صحبت از ماسک به میان آمد خانم سدهی از روزهای ابتدایی شیوع کرونا برایمان گفت: «اگر خاطرتان باشد روزهای ابتدایی شیوع کرونا ماسک تقریبا نایاب شد. البته هنوز هم خیلی به راحتی در اختیار مردم قرار نمی‌گیرد اما آن موقع شرایط خیلی خاص‌تر بود. به همین دلیل تصمیم گرفته شد که ماسک را خودمان در صارم تولید کنیم و این وظیفه در واقع به من محول شد. وقتی دستور تولید ماسک به من منتقل شد حجم برخی کارهای جانبی را کم و شروع به تولید ماسک کردم.

در روزهای ابتدایی روزانه تقریبا 200 ماسک تولید می‌کردم و رفته رفته همکارانی که ماسک نداشتند از واحد لنژ ماسک دریافت می‌کردند و تقریبا همه‌ی همکاران ماسک می‌زدند و مشکلات کمی مرتفع شد. بعدها نیز ماسک از طرف بیمارستان تهیه شد و روال به حالت عادی برگشت.»

خیاط خوش‌برخورد بیمارستان صحبت‌هایش را اینگو نه به پایان برد: «واقعا به کارم علاقمندم و به همین خاطر کمتر پیش می‌آید که از کارم خسته شوم. بعضی از روزها فشار کار بسیار زیاد است اما این مشکلات و فشار کاری در همه مشاغل هست. خدا را شکر در صارم روزهای خاطره‌انگیزی را تجربه کرده همکاران بسیار خوبی دارم. برای همه همکاران و پرسنل محترم آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم روزهای خوش برای همه مردم سرزمینم در پیش باشد.»


WhatsApp-Image-2020-07-11-at-15.57.34-1.jpeg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

سارا ابراهیمی یکی از پرسنل تازه‌وارد صارم که حدود 5 ماه است در این جزیره فعالیت می‌کند

او یکی از پرسنل معاونت رسانه و فضای مجازی بیمارستان صارم است که وظیفه‌ی فیملبرداری و عکاسی اتاق عمل و زایشگاه را به عهده دارد.
ابراهیمی خودش را اینگونه معرفی می‌کند: «حدود 5 ماه است به تیم رسانه‌ای جزیره صارم اضافه شده‌ام و معمولا به فیلمبرداری و عکاسی از اتاق عمل و زایشگاه مشغول هستم. در این مدت زمانی که از منزل به سمت بیمارستان راه می‌افتم اصلا احساسم شبیه به آدم‌هایی که به محل کار می‌روند نیست. معمولا مردم وقتی به محل کار می‌روند خودشان را برای یک فعالیت انرژی‌بر و خسته‌کننده آماده می‌کنند اما من این حس را ندارم و با انرژی و شاد به سمت محل کارم می‌روم و این دلیلی ندارد جز اینکه اینجا و کارم را دوست دارم و از حضورم و انجام وظیفه‌ام لذت می‌برم. »‌

او درباره لحظه ثبت تولد نوزادان در اتاق عمل می‌گوید

: «در لحظه متولد شدن بچه‌ها در روزهای اول آنقدر منقلب می‌شدم که حد نداشت. باید اعتراف کنم که قبل از ورود به صارم نسبت به بچه‌ها هیچ حس خاصی نداشتم و اصلا دوست نداشتم اطرافم نوزادی وجود داشته باشد. اما از وقتی اینجا کار می‌کنم اینقدر حسم عوض شده که فکر می‌کنم بهترین حس دنیا مادر شدن است. زمانی که نوزادان معصوم و پاک را می‌بینم به این فکر می‌کنم که چقدر خوب بود همه‌ی ما آدم‌ها برای همیشه عمرمان اینقدر ساده، بی‌آلایش و معصوم می‌ماندیم. کسی در حق دیگری اشتباهی مرتکب نشود و به معنی واقعی کلمه انسان باشیم.»‌

ابراهیمی درباره مسئولیتش می‌گوید: «همیشه سعی می‌کنم مسئولیتم را به بهترین شکل انجام بدهم. معتقدم در یک سیستم و یک مجموعه کار همه‌ اعضای آن (همکارها) به هم گره خورده است و اگر یک نفر وظیفه‌اش را درست انجام ندهد کل ماجرا به سرنوشت خوبی منجر نخواهد شد. تصور کنید در یک دومینو یک یا دو قطعه کار خود را به درستی انجام ندهند، این باعث می‌شود کل ماجرا به نتیجه دلخواه نرسد. بنابراین یک مراجعه‌کننده زمانی رضایت کامل خواهد داشت که تمام اعضای صارم وظایفشان را درست و کامل انجام دهند. من به نوبه‌ی خودم سعی می‌کنم وظیفه‌ی محول شده را به درستی انجام بدهم تا زحمات دیگران هدر نرود.»

این پرسنل صارم با اشاره به لزوم برخورد کاملا حرفه‌ای با همه نوع سلیقه می‌گوید: «بیمارستان به خودی خود برای مراجعین استرس‌زا است. حتی اگر قرار باشد یک نوزاد به دنیا بیاید و خبر خوشی در راه باشد هم پدر و مادر و اطرافیان استرس فراوانی دارند. بارها پیش آمده مراجعین بدون دلیل موجه برخورد نامناسبی با پرسنل می‌کنند و بی هیچ بهانه‌ای بداخلاقی از خود بروز می‌دهند یا انتظارات عجیب و غریبی دارند. در این مواقع سعی می‌کنم خودم را جای آنها قرار بدهم و درک کنم چه استرس زیادی دارند. متوجه شوم چه روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌اند و هزار نوع فکر در سرشان می‌گذرد و تمرکز لازم را ندارند. بنابراین با سعه‌صدر و دادن حق به آنها سعی بر آرام کردنشان داریم تا دلخوری در میان نباشد. در زمان مناسب توضیحات کافی را نیز به آنها ارائه می‌کنیم تا فکر اشتباهی نکنند.»

ابراهیمی در پایان صحبت‌هایش با اشاره به شرایط شیوع کرونا گفت: «این شرایط خودش استرس‌زا است. حالا اگر از نظر روحی نیز آماده نباشیم احتمال ابتلا بیشتر هم می‌شود. سعی می‌کنم همه نکات بهداشتی و توصیه‌ها را در بالاترین حد رعایت کنم؛ چرا که ما در اتاق عمل کار می‌کنیم و سلامتی ما به سلامتی بچه‌ها و مراجعین گره خورده. در این مدت کوتاهی که به صارم آمده‌ام احساس می‌کنم اینجاهم خانه‌ام است و امیدوارم این 5 ماه به 5 سال و حتی بیشتر تبدیل بشود و در کنار همکاران مو فق به دانش‌اندوزی و کسب تجربه‌ی بیشتر شوم.»


bcbf9fbb-8be6-4427-8c68-f0b281b50ef3.jpg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

پریا محمدی که سابقه یک دهه فعالیت در بیمارستان صارم را یدک می کشد در دفتر جناب آقای دکتر صارمی مشغول به فعالیت میباشد و از این ماجرا بسیار راضی است

او راجع به محل های مختلف فعالیت خود در صارم می گوید: « در حدود 10 سال است در صارم هستم و سعادت همکاری با بخش های مختلفی را در این جزیره داشته ام. شاید بتوان گفت همه جای بیمارستان بوده ام.از کلینیک اطفال، ترخیص و پذیرش، بیمه، از من بپرس گرفته تا وقت دهی و … .در حال حاضر هم عاقبت به خیر شد هام )با خنده( و در دفتر مدیریت کنار آقای دکتر صارمی کار می کنم و از این موضوع کاملا راضی هستم و البته به آن افتخار می کنم که مورد اعتماد ایشان قرار گرفت هام. »

محمدی در ادامه می گوید:

«البته کار در این قسمت هم حساسی تها و استر سهای خاص خودش را دارد؛ چون انجام هماهنگ یهای مختلف، فیکس کردن جلسات، وجود میهمانان خاص و … از جمله موارد حساس است که باید به طور ویژه به آن اهمیت داد. از سویی دیگر اینجا دفتر شکایات و انتقادات هم هست و رسیدگی به برخی از مسائل که مراجعین نسبت به آن انتقاد دارند هم در این قسمت اتفاق می افتد. »

محمدی از نحوه ی رسیدگی به شکایات و انتقادات می گوید: «در موارد معدودی است که مراجعین با مشکلاتی روبرو می شوند و مرجع رسیدگی به آن بخش ریاست و مدیریت فنی بیمارستان است . در این مواقع ضمن دعوت مراجعین به آرامش به بررسی دقیق موضوع و ارائه توضیحات لازم می نماییم. شخصا خودم را جای آن مراجعه کننده م یگذارم و فکر می کنم که اگر مورد مشابهی برای من پیش بیاید من هم ناراحت می شوم یا خیر. برخی مواقع به دلیل بروز مشکل حجم مراجع هکننده به دلایل خاص، زمان حضور بیمار در بیمارستان کمی طولانی می شود که هم همکاران حق دارند و هم مراجعه کننده. به هر حال معمولا موضوع به خوبی و خوشی پایان می یابد. »

او با اشاره به شرایط خاص حاکم بر جامعه و البته مراکز بهداشتی می گوید: «در شرایط همه گیر شدن ویروس کرونا، در همه جا علی الخصوص مراکز ارائه خدمات بهداشتی استرس خاصی حاکم است.

هم مراجعین هم کارکنان با شرایط ویژه ای روبرو هستند و استرس قسمتی از ماجرا است. در شروع این ماجرا که ما فکر می کردیم هر کاری کنیم قرار است به این بیماری متبلا شویم و راه فراری وجود ندارد. اما با گذشت زمان
و آشنایی بیشتر با رو شهای انتقال و البته پروتکل های بهداشتی شرایط روحی مساعدترین نسبت به ماجرا پیدا کرده ایم. در حال حاضر مردم آگاه تر شده اند و برای رعایت ایمنی خود و البته دیگران فاصل هها را رعایت
می کنیم و نسبت به استفاده از ماسک و مواد ضدعفونی کننده و شستشوی مکرر دست ها اقدام می نماییم. امیدوارم هر چه زودتر از شر این ماجرا خلاص شویم و به روزهای طبیعی و دوست داشتنی قبل برگردیم. »

از خاطراتش جویا شدیم: «لحظه به لحظه کارم در صارم خاطره است. هر کدام را به صورت جداگانه می توانم سرلوحه زندگیام قرار بدهم. همانطور که گفتم دربخشهای مختلفی در بیمارستان کار کرد هام اما بیشترین زمانش در
بخش پذیرش بوده است.

حدود 4 سال در این قسمت بودم و ارتباط نزدیکی با مردم در این بخش داشتم. با بسیاری از آنها که زمان های طولانی به صارم می آمدند آشنایی نسبتا کاملی داشتم. به خاطر دارم که خانمی حدود یک سال و نیم برای رفع مشکل
نازایی در صارم رفت و آمد داشت و تحت درمان بود.

بعد از گذشت این مدت که به دو سال نزدیک می شد او را دیدم که باردار است. آنقدر خوشحال بودم که انگار خواهر خودم مشکلش حل شده و قرار است بچ هاش به دنیا بیاید. باور کنید شاید این اتفاق به طور واقعی برای خواهر خودم پیش می آمد هم همینقدر ذوق می کردم. بعد از مدتی برای کار پذیرش به صارم آمدند و بعدها که فرزندش را در بغلش می دیدم احساس می کردم بچه ی خودم است.

این اتفاقات در صارم پرشمار است اما تعدادی از آنها خاص و خاطر هانگیزتر است. یک احساس درونی در من وجود داشت که برخی مواقع این حال تها بوجود می آمد. خاطرم هست که خانواده ی این خانم واقعا استرس داشتند به قدری که استرس آنها به من نیز منتقل شده بود و پیگیر روند درمانش بودم و از او سوال می کردم که چه کرده و در چه مراحلی است. درمان نازایی و این اتفاقات خوب در صارم ، تفاوت بزرگ مرکز فوق تخصصی ناباروری صارم با سایر مراکز درمانیاست. هر زمان که گذشته را مرور م یکنم متوجه بسیاری از اتفاقات قشنگ و خاطرات شیرین می شوم که شاید کمتر شغل و محل کاری باشد که آن را برای پرسنل خود رقم بزند. خدا را شکر بابت این مجموعه، خدا را شکر بابت این همکارها و خدا راشکر برای همه چیز.


5a7aaab5-e9ab-4d00-804c-f15da1f08238.jpg
تیر ۲۹, ۱۳۹۹

زهره عابدینی، همکار پرسابقه‌ی جزیره‌ی صارم چند روزی است که فرزندش را به آغوش کشیده و این بار به عنوان یک مراجعه‌کننده مخاطب روزنامه صارم قرار گرفته است.

عابدینی با اشاره به سابقه حضورش در صارم می‌گوید: « 12 سال است که در جزیره صارم فعالیت می‌کنم. اگر بخواهم دقیق بگویم تیر ماه سال 1387 در صارم شروع به فعالیت کردم و حالا که با شما مصاحبه می‌کنم نیز دقیقا در تیر ماه قرار داریم و مقارن با آن روزهاست. »

این همکار گرامی که به تازگی مادر شده است در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: «در بخش NICU مشغول به فعالیت هستم و میزبان نوزادانی هستیم که کمی زودتر از موعد به دنیا می‌آیند یا اینکه مشکلات خاصی هنگام تولد دارند. ما زمانی‌که یک نوزاد وارد NICU می‌شود علاوه بر رسیدگی به نوزاد به مادر و پدر آن نوزاد نیز باید توضیحات کافی بدهیم و از نگرانی‌ آنها کم کنیم. حالا متوجه می‌شوم که آنها چه حالی دارند. واقعیت این است که من 17 تیر ساعت 19 برای سونو و چکاپ به بیمارستان آمدم که با خبر نسبتاً ناخوشایندی روبرو شدم.

آن روز من در هفته 37 بارداری بودم و بعد از چکاپ پایان بارداری را به من اعلام کردند و گفتند باید به صورت اورژانسی زایمان کنم. از آنجا که خودم در NICU فعالیت می‌کنم می‌دانستم نوزاد زیر 37 هفته نارس است که باید به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شود. تصور و تحملش برایم سخت بود. به لطف خدا ، دعای اطرافیان، زحمت پزشکان و همکاران عزیزم حال دخترم بسیار مساعد است و همانطور که می‌بینید در آغوشم قرار دارد. »‌

وقتی از خانم عابدینی پرسیدیم که شما که خودتان در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان فعالیت می‌کنید چرا از این موضوع نگران بودید، گفت: «این موضوع کاملا درست است. باور کنید زمانی که ما میزبان نوزادان مراجعین در این بخش هستیم هیچ کم و کاستی نمی‌گذاریم و دقیقاً حسی را که به نوزادان داریم مانند نوزاد خودمان است؛ مخصوصاً آنهایی که روزهای بستری‌شان طولانی می‌شود. این احساس عاطفی بین ما برقرار می‌شود و مانند فرزند خودمان به آنها وابسته می‌شویم و در عین حال می‌دانیم مادری که نوزادش در آنجا بستری می‌شود استرس زیادی دارد و سعی می‌کنیم آنها را آرام کنیم و از نگرانی برهانیم.

اما نمی‌دانم چه حکایتی است که خودم هم استرس زیادی گرفتم. جالب است بدانید که قبل از زایمان آنقدر در زایشگاه گریه کردم که همکاران زایشگاه اصلاً متوجه نمی‌شدند من چه می‌گویم. فکر می‌کردند اتفاق خاصی افتاده که حالم اینقدر بد است و زمانی که متوجه شدند صرفا موضوع زود به دنیا آمدن دخترم است به من دلداری می‌دادند و می‌گفتند از شما بعید است! شما که خودتان اینکاره‌اید و می‌دانید همه جوره به شما رسیدگی خواهد شد و جای هیچ نگرانی نیست.»

عابدینی در ادامه می‌گوید: «بین ساعت 19:35 لحظه ورودم به زایشگاه تا 22:30 که زایمان به اتمام رسید زمان خیلی طولانی برای من گذشت و خیلی استرس داشتم. اما خدا را شکر به لطف خدا و تلاش همکاران و پزشکان خبره‌ی بیمارستان صارم همه چیز به خوبی و خوشی پیش رفت و اتفاق ناخوشایندی نیفتاد.»

وقتی از نام نوزادش پرسیدیم گفت:‌«راستش را بخواهید هنوز به جمع‌بندی نرسیده بودیم و قرار بود اسم دخترمان را قبل از به دنیا آمدنش (5/5/99)انتخاب کنیم اما او عجله کرد و ما هم غافلگیر شدیم. البته الان دیگر نامش را انتخاب کرده‌ایم و اسمش «نورا» است. هر چند روز تولدش از پنج مرداد به هفدهم تیرماه جابجا شد اما تاریخ میلادی‌اش 7/7/2020 شده و بدون اینکه ما بخواهیم جابجایی انجام بدهیم به قول معروف «رُند» شده است. »

از پزشک معالجش جویا شدیم: «واقعا باید از خانم دکتر سیدی‌مقدم تشکر ویژه کنم. وقتی مراجعین نزد پزشک می‌روند، سوالاتی دارند که پزشکان نیز به آن پاسخ می‌دهند اما ما که خودمان دستی بر آتش داریم و جزو کادر درمان هستیم سوالاتمان بیشتر و تخصصی‌تر می‌شود و به همین دلیل می‌دانم پزشکان مخاطب ما نیز بیشتر اذیت می‌شوند. به همین جهت باید از دکتر سیدی مقدم تشکر ویژه نمایم که با صبوری، متانت و تجربه‌ی بالای خود تمام سوالات من را پاسخ می‌دادند و هیچ نگرانی خاصی برای من باقی نمی‌گذاشتند. البته زحمات سونوگرافی و یک سری راهنمایی‌دیگر را هم خانم دکتر گیتی کشیدند که انصافاً ایشان نیز بسیار زحمتکش و متبحر هستند و بر خود وظیفه می‌دانم از او هم تشکر نمایم.»‌

اینکه چرا صارم را انتخاب کردید سوالی است که از مراجعین مختلف می‌پرسیم اما پاسخ این سوال از یک پرسنل نیز جواب جالبی در پی دارد: «وقتی من در این سیستم کار می‌کنم یعنی قبولش دارم. مشخص است که نباید جای دیگر بروم . بارداری من تقریباً پرخطر به حساب می‌آمد و هیچ کجا بهتر از صارم نمی‌توانست به من کمک کند. »

عابدینی در پایان صحبت‌هایش با اشاره به فعالیت‌ها و آموزش‌های مجازی بیمارستان صارم گفت: «من صفحه اینستاگرام صارم را دنبال می‌کنم و زمانی که برنامه‌های زنده‌ی بیمارستان شروع می‌شود پیغامی برایم ارسال می‌شود که باعث می‌شود متوجه شروع آن بشوم و آن را تماشا کنم.
درست است که خودم پرستار هستم اما من هم مثل بسیاری از مادران سوالات زیادی دارم که به پاسخ اکثر آنها در این آموزش‌ها رسیدم. برخی سوالات مشترک است اما زمانی که پاسخ سوال خودم را نمی‌گرفتم به صورت کامنت مطرح می‌کردم که بسیار جالب است و در شرایط خاص کنونی این آموزش‌ها ارزش ویژه‌ای دارد. برنامه 9 ماه عاشقی برای شخص من بسیار مفید و جالب بود. به همه‌ی همکارانم در سراسر بیمارستان صارم خسته نباشید می‌گویم و برای همگی آرزوی سلامتی و بهروزی دارم.»


مصاحبه-خانم-قاسم-لو-پریناتال.jpg
تیر ۱۶, ۱۳۹۹

خانم قاسم لو یکی از پرسنل همیشه قبراق و سرحال صارم است که از همان ابتدا که خانواده بزرگ صارم پیوست در کلینیک پریناتال مشغول به فعالیت شد

او از فعالیتش می‌گوید: «در این 3 سال که به صارم آمده‌ام هر روز برایم پر از خاطره بوده و اینقدر همکاران و مراجعین خوبی داریم که از کار انرژی می‌گیریم. نباید از نقش ویژه سوپروایزر فوق‌العاده‌مان سرکار خانم قزلی در این ماجرا نیز بگذریم.»
قاسم‌لو از قبل از آمدنش به صارم برای مان گفت: «دنبال جایی با شرایط ایده‌آل و مناسب بودم. وقتی به صارم آمدم خیلی علاقمند شدم تا پذیرفته شده و مشغول به فعالیت شوم که خدا را شکر همین اتفاق افتاد و از خرداد 96 تا به حال در صارم بوده‌ام.»

قاسم‌لو با اشاره به محیط مناسب و همکاران دوست‌داشتنی در صارم می‌گوید: «اینها، دلایل خوبی برای ایجاد انگیزه برای هر روز آمدن به صارم هستند و به همین دلیل انرژی و پشت کار من هر روز بیشتر می‌شود. در شرایط سخت فعلی و با وجود بیماری کرونا نیز سعی می‌کنیم با غلبه بر نگرانی خود استرس را از مراجعه‌کنندگان دور کنیم و آنها را نیز به آرامش دعوت کنیم.»

قاسم لو در پایان می‌گوید: «امیدواریم به زودی این شرایط را پشت سر بگذاریم و در خانواده بزرگ صارم شاهد جشن‌ها و مراسم‌هایی باشیم که قبلا نیز برگزار می‌شد و به همراه همکاران و خانواده در آن شرکت کنیم.»


زهرا-بابایی-1.jpeg
تیر ۱۶, ۱۳۹۹

زهرا بابایی که حدود دو سال است در کلینیک دندانپزشکی صارم مشغول به فعالیت می‌باشد

خاطره جالبی از آمدنش به صارم دارد: «4-3 روز آگهی جذب نیروی صارم را می‌دیدم و برای تماس یا آمدن به اینجا اقدام نمی‌کردم؛ در واقع خیلی امیدوار نبودم. اما روزی با خودم گفتم چرا شانس خودم را امتحان نکنم و این شد که به صارم آمدم و همان روز یک مصاحبه را پشت سر گذاشتم و از همان روز از من خواستند مشغول به فعالیت شوم. با توجه به اینکه من آمادگی لازم را در آن روز نداشتم از فردای آن مشغول به فعالیت شدم و هنوز هم در کلینیک دندانپزشکی هستم.»

بابایی لذتبخش‌ترین لحظات خود در صارم را در لبخند مراجعین می‌داند: «وقتی مراجعه‌کنندگان لبخند می‌زنند برایم خیلی جذاب است. اول از رضایت آنها دوم از دندان‌های زیبا و درست آنها. ‌»

او در ادامه با اشاره به اینکه صارم محیطی امن برای پرسنل است و همه مثل یک خانواده هستیم می‌گوید: «برخورد تمام همکاران با هم مثل برخورد با اعضای یک خانواده است و به هم احترام خاصی می‌گذارند و این باعث شده کار کردن در این محیط خسته‌کننده نباشد.»

بابایی که از آبان ماه دو سال پیش در صارم شروع به کار کرده می گوید: «متولد دی ماه هستم و دو ماه پس از حضورم در صارم همکارانم برایم تولد گرفتند و واقعا آن روز برایم ماندگار شد. جا دارد از همکاران نازنینم شاه‌آبادی و آرمین خیلی تشکر کنم و البته خانم قزلی که کلینیک ما تحت نظر ایشان فعالیت می‌کند. »

بابایی از وضعیت شیوع کرونا نیز گفت: «واقعیت این است که دندانپزشکی از جمله امور بسیار دلهره‌آور برای بیماران در شرایط شیوع کرونا می‌باشد و ما برای اینکه بیماران خاطرشان آسوده باشد تمام کارهای استریل و ضدعفونی محیط و وسایل را جلوی چشمان انجام می‌دهیم و این باعث دلگرمی آنها می‌شود. به امید روزهای بدون کرونا برای هموطنانم.»


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.