لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

rsz_img_0004.jpg
مهر ۱۵, ۱۳۹۹

سمیرا فلاح، مراجعه‌کننده‌ای که در هفته 37 بارداری به سر می‌برد و به زودی معنا و مفهوم مادر شدن را کامل درک خواهد کردم.

او از آشنایی و رفت و آمدش به صارم می‌گوید:

«در هفته 37 بارداری هستم و مطابق قاعده حدود سه هفته دیگه باقی مانده تا زایمان کنم. از روز اول بارداری‌ام تحت نظر دکتر سیدی‌مقدم در صارم بودم و از انتخابم خوشحالم. هم از نظر پزشکم و هم از نظر بیمارستان و البته به طور کلی تمام پرسنل و کادر درمان. باید بگویم علاوه بر تمام سختی‌هایی که این دوران دارد و البته معطلی‌هایی که گاهی بیش از حد می‌شد اما انتخاب صارم می‌ارزید چرا که خیالم از همه چیز راحت بود و می‌دانستم حواس پزشکم به همه چیز هست و اینجا تمام امکانات گرد هم آمده‌اند تا مادران با خیال راحت صارم را انتخاب کنند و این 9 ماه تبدیل به خاطره‌ای ماندگار برای آنها شود. »‌

فلاح از ارتباطش با پزشک و بیمارستان می‌گوید:

«دکتر سیدی مقدم کمک‌های فراوانی به من کردند. واقعیت این است که ارتباط پزشک و مادران باردار خیلی شباهتی به ارتباط پزشک و بیمار ندارد و حالت خاص خودش را دارد. حال آنکه پزشکی مانند دکتر سیدی مقدم هم مقابل یک مادر باشد که دیگر فوق‌العاده می‌شود. ایشان علاوه بر پزشک بودن رابطه بسیار مناسبی نیز برقرار می‌کند و احساس راحتی به مراجعه‌کننده دست می‌دهد. من تمام آزمایش‌ها، مراقبت‌ها، عکس‌ها و خلاصه هر آنچه لازم بود را زیر نظر ایشان پشت سر گذاشتم و بسیار راضی هم هستم. امیدوارم این سه هفته هم به همین منوال طی شود و زایمانی بی‌دغدغه را تجربه کنم. خوشحالم که در صارم مادر می‌شوم و سال‌ها بعد به فرزندم خواهم گفت که تو در چنین مجموعه‌ی بی‌نظیری به دنیا آمدی.»

از رفت و آمد به صارم و سختی‌های خاص این دوران جویا شدیم:

«قبل از اینکه کرونا شیوع پیدا کند به سادگی به صارم می‌آمدم و حتی از تمام کلاس‌های آموزشی اینجا نیز استفاده می‌کردم. اما متاسفانه این بیماری تمام برنامه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را به هم ریخت و تقریبا هیچ چیز مطابق روال و برنامه پیش نمی‌رود. تمام سعی خود را می‌کنیم به غیر از مواقع ضروری از رفت و آمد به بیمارستان خودداری کنیم اما خودتان بهتر می‌دانید دوران بارداری، لحظات حساسی است که استرس‌های خاص خودش را دارد و خیلی نمی‌توانم دور از پزشک و توصیه‌ها آن بود. مخصوصا برای کسانی مانند من که اولین بار این موضوع را تجربه می‌کنند.»‌

فلاح صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد:

«ناگفته نماند که کلاس‌های مجازی و آموزش‌ها و پاسخ به سوالاتی که در اینستاگرام دارید یک قوت قلب برای من بود. همانطور که گفتم کلاس‌های آموزشی را قبل از شیوع کرونا دربیمارستان فوق تخصصی زنان و زایمان صارم شرکت می‌کردم اما بعد از کرونا این کلاس‌ها برگزار نشد و بهترین جایگزین آن همین کلاس‌های مجازی بود که از اینستاگرام صارم پخش می‌شد. با توجه به اعلام قبلی، زمان‌بندی می‌کردم و سعی می‌کردم غالب این برنامه‌ها را تماشا کنم و این خودش مزید بر علت بودکه به صورت حضوری و فیزیکی در بیمارستان حاضر نشوم. باید اذعان کنم که این کلاس‌ها بسیار جالب و جامع بود. بسیاری از سوالاتی که توسط دیگر بینندگان مطرح می‌شد دقیقا نقاط تاریک ذهن من هم بود و وقتی این سوالات مطرح می‌شد من هم به دقت پاسخ آن را دنبال می‌کردم و اگر نکته‌ و تذکری وجود داشت آن را اجرا می‌کردم.

برخی مواقع هم خودم سوال می‌کردم و در زمان پخش برنامه پاسخ آن را دریافت می‌کردم. حتی پزشک خودم نیز بارها در برنامه 9 ماه عاشقی حاضر شدند و سوالات را هم به بهترین شکل پاسخ می‌دادند. نکته جالب این برنامه‌ها تجربیات و سوالاتی بود که اصلا به ذهن من خطور نمی‌کرد اما این سوال و مشکل وقتی برای دیگر مادران ایجاد شده بود متوجه می‌شدم که ممکن است در آینده برای من نیز پیش بیاید و به همین دلیل آنها را نیز با دقت گوش می‌کردم و به همین دلیل است که می‌گویم این کلاس‌ها بسیار جامع و جالب بود.

در کل از آموزش‌ها و پرسش و پاسخ‌های فضای مجازی راضی بودم و از دست‌اندرکاران این برنامه که بدون هیچ هزینه و چشمداشتی آن را برگزار می‌کردند و همچنین کارشناسی که در این برنامه‌ها حضور پیدا می‌کردند تشکر می‌کنم. البته خواهش می‌کنم تمام این برنامه‌ها را ذخیره کنید تا هر زمان نیاز باشد بتوانیم آن را تماشا کنیم. برخی برنامه‌ها به صورت گلچین شده ذخیره می‌شوند و من شخصا دوست دارم تمام آن را اگر فرصت نکرده‌ام در زمان پخش زنده تماشا کنم بعدا در دسترس داشته باشم و بتوانم از آن استفاده کنم.»


IMG_1681.jpg
تیر ۹, ۱۳۹۹

وقتی سراغ یکی از زوجهایی که به تازگی جمع خانواده‌ی آنها 4 نفره شده است رفتیم تنها 12 ساعت از به دنیا آمدن نوزاد شان گذشته بود و عضو جدید خانواده‌شان دختر دومشان بود که چشم به این دنیا گشوده بود

مادر دخترخانم تازه متولد شده بعد از کلی خوش و بش می‌گوید: «از طریق یکی از دوستانم با صارم آشنا شدیم. دوران بارداری را در کرج تحت نظر پزشک دیگری بودم اما از اواخر زمان بارداری که به زایمان منتهی شد به صارم آمدم و تحت نظر خانم دکتر سیدی مقدم قرار گرفتم.»

این مراجعه‌کننده محترم به روزنامه صارم گفت: «دکتر سیدی‌مقدم بسیار مهربان و مهم‌تر از آن مسئولیت‌پذیر هستند و تمام حال و احوال من را تحت نظر داشتند. به طوری که با خیالی آسوده به روز زایمان رسیدم و یک زایمن طبیعی بدون نقص را تجربه کردم.»

از کیفیت زایمان و میزان رضایتشان هم برای ما اینگونه تعریف کرد:

«همانطور که گفتم سیر زایمانم بسیار عالی بود، پرسنل محترم بلوک زایمان و مامای مسئول ، خانم قاسمی واقعا به من کمک کردند و بودن آنها برای من قوت قلب بود. ضمن اینکه دکتر محمدی نیز در کنارم حضور داشتند و به طور کلی همه چیز برای یک زایمان طبیعی و بدون مشکل مهیا بود و این اتفاق نیز افتاد.بعد از زایمان مرا به بخش 3 منتقل کردند و آنجا نیز با استقبال و رسیدگی بسیار مناسبی روبرو شدم. الان که با شما صحبت می‌کنم حدود 10 ساعت است که در بخش 3 بستری هستم و در کنار دخترم در آرامش کامل به سر می‌برم.»

او در پایان صحبت نیز از خدمات ارائه شده در بخش قدردانی کرد: « خدمات و راهنمایی‌های خوب و ارزشمندی از قبیل نحوه‌ی شیردهی درست، واکسیناسیون نوزاد و آموزش زمان مراجعات بعدی و … بسیار عالی بود. من که دختر دیگری نیز دارم هم از این آمزوش‌ها استفاده کردم چه برسد به کسانی که اولین زایمانشان است.
در کنار همه‌این آموزش‌ها نکات آموزش روحی و روانی به پدر نوزاد است که واقعا عالی است. به نظرم علاوه بر مادر، پدر نیز باید آمادگی لازم برای اضافه شدن یک فرزند به خانواده را نیز داشته باشد. نحوه‌ی برخورد عاطفی با مادر باردار و … تمام مسائلی بود که به همسرم آموزش داده شد و بسیار عالی بود. از کلیه پرسنل صارم و مسئولان محترم این بیمارستان کمال تشکر و قدردانی را دارم»


WhatsApp-Image-2020-06-20-at-21.41.24.jpeg
تیر ۱, ۱۳۹۹

دکتر نیره سیدی‌مقدم در حاشیه برنامه 9 ماه عاشقی و در مصاحبه با خبرنگار صارم آنلاین گفت:

«دوران بارداری یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی مادران است. مادران باردار سعی می‌کنند تمام نکات آموزشی را به یاد بسپارند اما گاهی فراموش می‌کنند که ممکن است تمام آموزش‌هایی که به آنها از طریق سایت‌های مختلف و صفحات اینستاگرام داده می‌شود صحیح نباشد و اجرای آنها ممکن است مشکلات جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد. »

این فلوشیپ مراقبت‌های دوران بارداری در ادامه با اشاره به اثر آموزش درست در بارداری برای مادر و جنین افزود: «من توصیه می‌کنم مادران باردار به جای توصیه‌هایی که در سایت‌های نه چندان معتبر گذاشته می‌شود به پزشک معالج خودشان اعتماد کنند.
ما در بیمارستان صارم سعی کرده‌ایم شرایط یکسانی برای آموزش مادران باردار و سؤالات رایج آنها فراهم کنیم که هر شب یکی از همکاران من در گروه پریناتولوژی بیمارستان در برنامه زنده 9 ماه عاشقی به سؤالات مردم پاسخ می‌دهند.
چون اعتقاد داریم مادران بارداری که آموزش‌های درست می‌بینند زایمان راحت‌تری را تجربه می‌کنند و دوران بارداری را که ما از آن به عنوان 9 ماه عاشقی تعبیر می‌کنیم برایشان جذاب‌تر و دلپذیرتر خواهد بود. »

دکتر سیدی‌مقدم در پایان به تأثیر این برنامه و بازخوردهای مخاطبان آن در کلینیک اشاره کرد و گفت: «در بسیاری از بیماران که نزد من مراجعه کرده‌اند احساس رضایت از این برنامه وجود داشته است. آنها کسانی هستند که 9 ماه عاشقی را به صورت مستمر پیگیری می‌کنند و تشکر و قدردانی خودشان را در زمان ویزیت اعلام می‌کنند. ما وقتی این بازخوردها را می‌بینیم امیدوارتر می‌شویم. »


Screenshot-40-1200x680.png
آبان ۲۰, ۱۳۹۸

با پدر و مادرهایی زیادی در این مدت همصحبت شده‌ایم که فرزندانشان به صورت نارس به دنیا آمده بودند و نگرانی‌های زیاد و عجیب و غریبی به سراغشان می‌آمد.

بسیاری از آنها وقتی نوزادشان را می‌دیدند ناامیدی محض در چشمانشان موج می‌زد.
خودمانیم؛ اگر جای آنها بودیم شاید همین حس و حال را داشتیم. نوزادی که وزنش از یک کیلوگرم تجاوز نمی‌کند و بسیاری از اعضای بدن آنها به رشد کافی نرسیده‌اند.
از همه اینها گذشته با شنیدن جمله «ما تلاش خودمان را می‌کنیم شما هم دعا کنید» تمام آن ماههای انتظارشان و همه نقشه‌هایی که برای آینده نوزادشان کشیده‌اند یکی یکی جلوی چشمانشان رژه می‌روند.
روزهای پرالتهابی که پشت در NICU منتظر یک خبر خوش می‌نشینند. روزهایی که به ملاقات نوزادشان می‌آیند تا به او شیر بدهند و اندکی برای لالایی بخوانند.
هر روز در انتظار خبر خوب پزشک بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان که مثلا بشنوند که شبکیه چشم نوزاد شکل گرفته، حال عمومی‌اش خوب است و ….
با یکی دیگر از این زوج‌ها همصحبت شدیم.
پدر و مادر حسین آقا که البته الان در آغوش‌شان است و لذت داشتن او را هر لحظه و هر جا می‌چشند.

مادرش در همان ابتدای صحبت‌ها می‌گوید:

«پسرم روز به دنیا ‌آمدنش 960 گرم وزن داشت. یعنی حتی یک کیلوگرم هم نبود. همان اولین روز که به بخش NICU منتقل شد با دکتر مرتضوی صحبت کردیم و ایشان هم به ما گفت «تمام تلاش خود را خواهیم کرد، شما هم با توکل به خدا دعا کنید» در اینترنت جستجو و حال و اوضاع نوزادان این چنینی را می‌کردم. می‌دانستم مشکلات زیادی در پیش است و چشم‌انتظار خبر خوب از بیمارستان بودم.

پدر حسین هم می‌گوید:

«با خبر به دنیا آمدن پسرم در شوک بودم. اصلا قرار نبود به این زودی‌ها به دنیا بیاید. وقتی او را دیدم خیلی دلسرد شدم و بعید می‌دانستم عمرش به دنیا باشد. خیلی کوچک و بی‌جان بود. حالم خیلی بد بود و انرژی برای هیچ کاری نداشتم.»

مادر حسین به صحبت‌های همسرش اضافه می‌کند:

« حسین من خیلی کوچک بود، وقتی به NICU می‌رفتم پرستاران این بخش از من می‌خواستند با او صحبت کنم. به من می گفتند با پسرت صحبت کن. برایش حرف بزن. او هم می‌شنود و هم متوجه می‌شود. من هم مثل همسرم خیلی ناراحت بودم و در اتاقم فقط گریه می‌کردم. هم‌اتاقی من در بیمارستان به من دلداری می‌داد. فرق من با او این بود که نوزادش در آغوشش بود و پسر من در NICU. روز بعد از به دنیا آمدن پسرم وقتی می‌خواستم مرخص بشوم به NICU رفتم.

اصلا چهره پسرم معلوم نبود. چشم‌بند، ماسک اکسیژن و … . اصلا چهره او مشخص نبود. نمی‌دانستم او چه شکلی است. فکرش را بکنید با اینکه زایمان کرده و از بیمارستان ترخیص شده بودم ولی هنوز خانواده ما دو نفره بود. من و همسرم؛ همین. پسر من درست در شب اربعین به دنیا آمد و ما هم نام او را حسین انتخاب کردیم. »

مادر حسین آقا در صحبت‌های خود با رسیدگی بی‌نقص پرسنل NICU اشاره می‌کند: در روزهایی که پسرم در NICU بستری بود هر روز به او سر می‌زدم. مشکلات نوزاد ما یکی دو تا نبود. اما هر مشکلی که پیش می‌آمد به سرعت رسیدگی می‌شد و آن را حل می‌کردند. از تبحر و رسیدگی جناب آقای دکتر مرتضوی هم هر چه بگوییم کم گفته‌ایم و حق مطلب را بیان نکرده‌ایم. بعد از خدا، حسین را از بیمارستان صارم و دکتر مرتضوی داریم. »

پدر حسین می‌گوید:

«هر روز جویای حال فرزندمان بودیم. راس ساعت 11 مقابل بخش NICU منتظر آقای دکتر مرتضوی می‌ماندم تا حال پسرم را بپرسم. واقعا ایشان هر روز با لبخندی بر لب و بسیار با حوصله تمام جزئیات حال نوزاد ما را توضیح می‌داد. خونسردی و مهربانی ایشان مثال‌زدنی است. یک به یک همه چیز را توضیح می دادند و این باعث می‌شد دل ما کمی آرام بگیرد.»

مادر حسین می‌گوید:

«بیشتر از دو ماه در بخش یک بودم. پرسنل این بخش خیلی خوب هستند. هر روز به من روحیه می‌دادند و حتی توصیه‌هایی راجع به تغذیه و … هم به می‌کردند که بسیار مفید بود. بعد از زایمان در بخش 3 هم بستری بودم و آنها نیز واقعا فوق‌العاده بودند اما باید از پرسنل بستری یک، تشکری جانانه و یژه داشته باشم. تنها دلخوشی آن دوران من همصحبتی با آنها بود.

آنها دو ماه زحمت من را کشیدند؛ پیگیر کارهایم بودند و خلاصه هیچ چیزی برای من کم نگذاشتند. دست همگی درد نکند. هنوز هم دلم برای آنها تنگ می‌شود و هر بار به صارم می‌آیم دوست دارم به آنها سری بزنم و جویای احوالشان بشوم. این کمترین کاری است که از دست من بر می‌آید.»

پدر حسین میان صحبت‌های همسر خود می‌آید:

«مشکلات پسر ما بعد از به دنیا آمدنش خیلی زیاد بود. اما هر بار که به صارم می‌آمدیم محیط اینجا ما را آرام می‌کرد. برخوردهای عالی پرسنل حال خراب ما را روبراه می‌کرد. اینجا همه چیز سر جای خودش بود. استرس را از ما دور می‌کرد و آرامش به ما القا می‌شد. پرسنل بسیار خوب، بیمارستان بسیار خوب و نهایتا مجموعه‌ای رضایتبخش. همسر من از اکثر بخش‌ها و خدمات صارم استفاده کرده است.

آزمایشگاه، سونوگرافی، بخش پره‌ناتال و … همگی عالی بودند. از همه چیز که بگذریم می‌رسیم به پزشک محترم همسرم؛ سرکار خانم دکتر سیدی مقدم. واقعا ایشان بسیار باتجربه و متبحر هستند. باید از همه صارمی‌ها تشکر کنم. دست همگی درد نکند.»


IMG_7660-1200x800.jpg
شهریور ۱۷, ۱۳۹۸

اولین بار که وارد صارم شدم هیچ گاه فکر نمی کردم بعداز 2 سال احساس مادر شدن را خودم تجربه خواهم کرد.

همیشه از ارتباط با خانم های باردار و از راهنمایی هایشان لذت می بردم و وقتی خودم باردار شدم تازه فهمیدم خانم ها در این دوران چه سختی هایی را سپری می کنند. صبا نجفی از پرسنل پر تلاش جزیره ی صارم که به تازگی مادر شده است مخاطب خاص امروز روزنامه صارم است.گفت و گو ی ما با این همکار خستگی ناپذیرمان را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

خانم نجفی از ورودتان به صارم بگوئید.چگونه وارد اینجا شدید؟

صارم را سال 96 یکی از دوستانم معرفی کرد.آن زمان من به دنبال یک کار خوب و فضای مناسب برای حضور در آن می گشتم و ایشان به من پیشنهاد کردند صارم را انتخاب کنم.من هم قبول کردم و اینجا فرم استخدام پر کردم.پس از آن برای مصاحبه با من تماس گرفتند.خوب به یاد دارم همان روز اول که برای مصاحبه آمده بودم با خانم حبیبی صحبت کردم و ایشان شرایط را به خوبی برای من توضیح دادند.از همان روز آرامش صارم را درک کردم و به انتخابم اعتماد کامل پیدا کردم .مدتی گذشت و از اینجا با من تماس گرفتند که برای آغاز همکاری مراجعه کنم.واقعا آن روز از ته دل خوشحال شدم و تا حالا هم این رضایت ادامه یافته است. همه چیز این 2 سال عالی بوده است.

از دوران بارداریتان بگویید.پزشکتان چه کسی بود و این دوران برای شما چگونه سپری شد؟

برای من یکی از بهترین روزهای زندگیم دوران بارداری بود.در این دوران واقعا مشاوره های خوبی از پزشکم و سایر همکارانم که اطلاعات کافی در مورد این دوران داشتند به دست آوردم.
پزشک من سرکار خانم دکتر سیدی مقدم بود.آرامش ایشان به من هم آرامش می داد .استرس در دوران بارداری برای مادران باردار تا اندازه ای طبیعی است اما با راهنمایی ها و کمک های خانم دکتر سیدی مقدم توانستم بر این استرس ها غلبه کنم.در کل می توانم بگویم دوران باردای خوبی را پشت سر گذاشتم و با سلامت جسمی و روحی کامل با این دوران خداحافظی کرده ام.

در انتخاب پزشک معیار و ملاک مشخصی داشتید؟

من که خودم 2 سال است در قسمت نوبت دهی فعالیت می کنم اکثر پزشکان را به خوبی می شناسم و توانایی هایشان را درک کرده ام.به جرات می توانم بگویم تمام پزشکان صارم فوق العاده هستند اما بنده به دلیل ارتباط عاطفی و روانی خوبی که با خانم دکتر سیدی مقدم داشتم ایشان را انتخاب کردم و واقعا از انتخابم رضایت کامل دارم.

روز زایمان و اتاق عمل برای شما تجربه متفاوتی بود یا قبلا تجربه ی آن را داشتید؟

خیر.چنین تجربه ای نداشتم. من برای اولین بار مادر شدم و روز اتاق عمل کاملا حس متفاوتی داشتم.پرسنل و همکاران پر تلاش و کار بلد بنده در اتاق عمل با درایت و مسئولیت پذیری تمام کارها را انجام می دادند و به من احساس راحتی و آرامش می دادند.واقعا از تک تک آنها ممنونم.آنها من را مدیون محبت خودشان کردند.حتی پس از انتقال به بخش هم همکاران بخش بستری 3 در حق من سنگ تمام گذاشتند.اکنون و پس از زایمان که بدون شک یکی از دلچسب ترین اتفاقات زندگی من بوده است می گویم بسیار خوشحالم که 2 سال قبل وارد صارم شدم تا امروز از تجربه مادر شدن اینگونه احساس شعف و شادمانی کنم.

از جناب آقای دکتر صارمی تشکر ویژه دارم.اینجا جایی برای آسایش زنان ایران زمین است و من به عنوان یک زن ایرانی از ایجاد این چنین بیمارستانی که هم می توانم در آن با خیال راحت کار کنم و هم از آن خدمات درمانی با بالاترین کیفیت بهره مند شوم تشکر و قدردانی می کنم.

پسر من چند روز است که در صارم چشم به دنیا گشوده است و من بابت این هدیه ی ارزشمند، خدا را هزار بار شکر می کنم.سانیار کوچولوی من با ورودش به زندگیمان تمام سختی های دوران بارداری را از حافظه ی من پاک کرده است و این یکی از معجزات الهی است.
مادر شدن یکی از بزرگ ترین نعمت های خدادادی است که نصیب زنان شده است و من با تولد پسرم این حس را به خوبی تجربه کرده ام.
هر بار که به او نگاه می کنم سراسر وجودم را در شوق و شعف فرا می گیرد و همین با عث ایجاد احساس لذت در من می شود.مادری احساس متفاوتی است که چند روزی است مهمان تمام لحظه های من شده است.

سخن پایانی؟

از شما و تمام همکاران خوبم در قسمت های مختلف از واحد خودم که وقت دهی است گرفته تا دفتر پرستاری همکاران بخش بستری پرسنل کلینیک اتاق عمل سایر دوستان زحمت کشی که در قسمت های مختلف بیمارستان مشغول ارائه خدمت به مراجعین هستند سپاسگزارم و برایشان بهتر ین ها را آرزو می کنم.

ما هم برای شما و خانواده ی محترمتان آرزوی بهروزی و شادکامی می کنم و امیدواریم ساینار کوچولو زیر سایه پدر و مادرش آینده ای درخشان را تجربه کند.


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.