لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

عکس-ویرایش-شده-عکس-گزارش-برنامه‌ها-و-آموزش‌های-بیمارستان-صارم.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۹

ملیحه اصغری، از مراجعینی است که طعم شیرین مادر شدن را در مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری تهران صارم چشیده است و حالا نوزادش را در آغوش گرفته است. او و همسرش که برای مراجعه به کلینیک، در لابی بیمارستان حضور داشتند با ما همکلام شدند.

اصغری از نحوه‌ی آشنایی‌اش با صارم و این انتخاب می‌گوید: «بیمارستان بسیار مجهز صارم را از قبل می‌شناختم اما بعد از زایمان یکی از اقواممان در صارم و رضایتش، از انتخاب صارم مطمئن شدم. پزشکم نیز خانم دکتر نیک‌نفس بود که واقعا بسیار خوش اخلاق و حاذق هستند که با آرامش برخورد می‌کنند و همه‌ حرف‌های مراجعه‌کننده را می‌شنوند و تمام سوالات را با حوصله پاسخ می‌دهند.

این تمام انتظاری است که ما مادرها از بیمارستان و پزشکمان انتظار داریم که در صارم به بهترین شکل اجرا می‌شود.»
او صحبت‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد: «در حال حاضر که شرایط بهداشتی خاصی در جامعه حکمفرماست و به دلیل شیوع بیماری کرونا، محدودیت‌هایی حاکم است و همه باید آن را رعایت کنیم که دوران بارداری من هم منطبق بر همین زمان بود، صارم در فضای مجازی خوب ظاهر شد و برنامه‌های پرسش و پاسخ مفیدی در ساعات مشخص از تلویزیون اینستاگرامی صارم پخش شد.

من زمانی که نزد دکتر نیک‌نفس می‌رفتم صفحه اینستاگرام ایشان را دنبال می‌کردم. دکتر نیک‌نفس در صفحه خود اعلام کردند که برنامه‌ای به نام 9 ماه عاشقی هر روز ساعت 20 از صفحه اینستاگرام صارم پخش می‌شود و خود ایشان نیز در برخی روزها در این برنامه‌ها حضور خواهند داشت. به همین دلیل صفحه اینستاگرام صارم را نیز دنبال کردم که با دنیای مجازی جدیدی که برای من در آن دوران بسیار مفید بود آشنا شدم.

هر گاه می‌خواستم سوالی که در ذهنم دارم مطرح کنم متوجه می‌شدم این سوالها توسط دیگران نیز مطرح شده و من هم جواب خودم را از سوالات دیگران می‌گرفتم. البته هنوز هم از این برنامه‌ها استفاده می‌کنم و در ساعت 15 نیز آموزش‌های جالبی برای مادران باردار و مادرانی که تازه زایمان کرده‌اند ارائه می‌شود.»

محیا اصغری در پایان صحبت‌های خود ضمن تشکر و تقدیر از پرسنل و پزشکان صارم می‌گوید: «از تمام کسانی که در این مدت برای راهنمایی و رفع نگرانی مادرها طی 9 ماه بارداری‌شان تلاش کردند، تشکر می‌کنم. واقعا در این مدت عاشقانه منتظر دیدن فرزندمان بودیم و البته نگرانی‌های زیادی هم داشتیم که به لطف خدا و زحمت پزشکان و دیگر پرسنل صارم در حال حاضر فرزندم در آغوشم است و هیچ مشکل خصای نیز وجود ندارد. امیدوارم تمام مادران ایران زمین سرزنده و سرحال و بدون هیچ مشکلی دوران بارداری خود را سپری کنند.»


rsz_img_3483.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۹

با عاطفه عینی که همین روزها طعم مادر شدن را خواهد چشید و وارد مرحله‌ی جدید از زندگی‌اش خواهد شد؛ گپ و گفت کوتاهی انجام دادیم.

عینی در ابتدای صحبت‌هایش از نحوه‌ی آشنایی با صارم و وضعیت کنونی اش برای ما اینگونه گفت: « همکارهای همسرم که با بیمارستان بسیار مجهز ایران “صارم” آشنا بودند، ما را هم با صارم آشنا کردند و مطابق توصیه و تجربه‌ی آنها خانم دکتر کرم‌نیای‌فر را انتخاب کردیم و از این انتخاب خوشحالیم.
ایشان بسیار باحوصله، مهربان و با تجربه هستند و تمام حال و احوال مرا دقیق تحت نظر دارند. باید جو کلی بیمارستان صارم را نیز از یاد نبریم که بسیار جالب و پرانرژی است. در حال حاضر 39 هفته باردار هستم و چیزی به بدنیا آمدن نوزادم نمانده است. در این مدت فکر می‌کنم از تنهایی درآمده‌ام و هر وقت که لازم باشد با نوزادم صحبت می‌کنم. جالب است که عکس‌العمل‌هایش در حالت‌های مختلف فرق دارد.
موقع خوشحالی به شکلی است و هنگام بی‌حوصلگی نوع دیگر. نوزاد قسمتی از وجود مادر است و غیر از این هم انتظار نمی‌رود. در واقع حس مادری و مرحله‌ی جدید زندگی‌ام علاوه بر همسر بودن به عنوان مادر بودن قابل توصیف نیست و فقط می‌توان آن را احساس کرد و نمی‌توان وصف کرد.»

از شرایط کرونا وسختی‌های دوران بارداری جویا شدیم:

«به هر حال کسی نیست که از این شرایط قسر در رفته باشد و در سختی نباشد. سختی ماجرا برای ما چند برابر بود و نگران حال خودمان که بودیم هیچ، نوزادم نیز به شدت نیاز به مراقبت داشت. رفت و آمد به بیمارستان هم استرس خاص خودش را داشت که با برنامه‌ها و آموزش‌های راه دور که توسط بیمارستان فوق تخصصی درمان ناباروری صارم اجرا شد بسیاری از این مشکلات برای من مرتفع شد. پزشکانی که میهمان برنامه بودند صفر تا صد همه چیز را توضیح می‌دادند و این بسیار ارزشمند بود. در این برنامه‌ها اطلاعات مفیدی ارائه می‌شد که حاوی پاسخ تمام سوالات و نگرانی‌های من بود. سختی‌های این دوران قابل انکار نیست ولی هر لحظه‌اش پر از عشق و عاطفه است. حتما اگر جای نوزادم بودم از مادرم که اینقدر نگران و مراقبت من است تشکر می‌کردم. »

عینی پایان صحبت‌هایش را هم به روز زایمان اختصاص داد:

«روز زایمان مثل یک رویا است. فکر می‌کنم آن روز از خواب بیدار می‌شوم. خیلی علاقمندم ببینم چه خواهد شد. بسیار کنجکاوم برای آن روز. این چه شکلی است و شبیه کیست؟! به خاطر ایامی که در آن قرار داریم نام حسین را برای پسرم انتخاب کرده‌ایم و هر لحظه چشم انتظار قدم‌های مبارکش هستیم. به همه زنان سرزمینم که در شرایط مشابه من هستند سفارش می‌کنم خیلی مراقب باشند و این روزها را با حوصله بگذرانند که شاید روزی دلشان حتی برای سختی‌های این روز نیز تنگ شود. هیچ چیز ارزشمندتر از فرزند برای مادر نیست.»


rsz_capture.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۹

حنان علویان، مراجعه‌کنندی مرکز درمان سقط مکرر صارم که در هفته سی و پنجم بارداری و به قول خودش «چند قدم مانده به انتهای بارداری» به سر می‌برد گپ و گفت کوتاهی با خبرنگار صارم داشت.

او از دوره‌ی بارداری خودش اینطور یاد می‌کند: «واقعاً دوران بارداری در کنار روزهای خوش و بیادماندنی، با مشکلات زیادی هم همراه است. تجربه تلخ بارداری‌های گذشته‌ام هم مزید بر علت بود تا دوران سختی را پشت سر بگذارم.»
وقتی جویای تجربه تلخ گذشته‌اش شدیم؛ گفت: «چهار باردار ی ناموفق و سقط داشتم. انواع و اقسام و در زمان‌های مختلف. یکی در هفته 16، دیگری در هفته 18، آن یکی در هفته 24 و خلاصه تجربه‌های ناموفق و تلخ زیاد. این بار هم در هفته دهم مشکلی پیش آمد که تقریبا نگهداری جنین غیرممکن شده بود. آقای دکتر صارمی و خانم دکتر گیتی با پذیرفتن مسئولیت نگه داشتن جنین و ریسک بالای آن باعث شدند فرزند من سقط نشود. مهم‌ترین دلیلشان برای چنین تصمیمی، سابقه‌ی گذشته‌ی من بود و به همین دلیل به شکل شکل ویژه برخورد می کردند.»

از رسیدگی‌ها و نگرانی‌های خانم دکتر گیتی گفتند:

«دکتر گیتی عمل سرکلاژ شکمی را روی من انجام دادن دو بعد از آن جراحی تقریبا هر شب جویای احوال من بودند. هر شب پیامک می دادند. از مصرف داروهای تجویز شده می‌پرسیدند و خلاصه روی همه چیز نظارت داشتند. در واقع ایشان یک بسته کامل درمانی چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی برای من تجویز کرده و پیگری می‌کردند. مشکلات زیاد دیگری از قبیل مشکل گوارشی و … نیز وجود داشت که این دکتر نازنین همه چیز را با جزئیات کامل نظر داشتند. واقعیت این است که هر لحظه منتظر سقط پنجم بودم و فکر نمی‌کردم روزی برسد که در هفته 36 بارداری به مرکز درمان ناباروری صارم بیایم و با خوشحالی بخواهم با شما صحبت کنم. واقعا امرو، روزی است که توقع نداشتیم آن را ببینیم. خودمان با پای خودمان برای زایمان بیاییم. حداقل انتظارم ایجاد شرایط اورژانسی بود و همیشه نگران این بودم که در آن روز موفق بشویم دکتر گیتی را ببینم و خودشان من را عمل کنند یا خیر؟»

علویان صحبت‌های خودش را با تمام احساسش اینگونه ادامه داد:

«بعد از خدا، تمام امید ما به نگهداری و مراقبت دکتر گیتی بود که به لطف خدا به نتیجه رسید. واقعا نمی‌دانم با چه کلماتی یا به چه روشی می‌توانم از این همه لطف و مرام دکتر گیتی تشکر کنم. تا یک مقطعی فکر نمی کردیم حتی با تلاش‌های شبانه‌روزی‌مان فرزندمان به سلامت بماند اما گرنگهدارمن آنست که من می‌دانم، شیشه را دربغل سنگ نگه می دارد.»

از هر دری که صحبت می‌کردیم حنان علویان به موضوع دکتر گیتی برمی‌گشت: «در دوران بارداری و طی آزمایش‌های مختلف، نکته مهم برای ما نگهداشتن نوزادم بود اما خانم دکتر گیتی همیشه تاکید داشت قرار نیست به هر قیمتی صاحب فرزند شوید. مهم این است که صاحب فرزندی سالم بشوید و من باید از سلامتی نوزاد مطمئن و آن را تضمین کنم. واقعا ایشان مثل یک خواهر، مثل یک قو م و خویش بودند تا پزشک. »

او در ادامه می‌گوید: «علاوه بر پزشکم، منشی ایشان هم خیلی زحمت می کشید. روزهایی که نبودند مشکلات زیادی داشتم. حتی خانم دینوری، نیازی و به طور کلی تمام پرسنل زحمت زیادی برای من کشیدند. بارها از پرسنل محترم تا خود خانم دکتر، با ویلچر من را جابجا می کردند و می بردند داخل اتاق و … . در تمام مراجعاتم به من اورژانسی رسیدگی می کردند و در کمتر از 10 دقیقه بیمارستان را ترک می‌کردیم. »‌

در ادامه با همسر خانم علویان نیز همصحبت شدیم:‌«من باید یک تشکر ویژه از همسرم کنم که در این مدت که تقریبا استراحت مطلق داشتند خیلی سختی کشیدند. برای مادر شدنشان زحمت فراوانی را متحمل شدند که ممنونم از او. در کنار او، خانواده‌ی محترم همسرم نیز مراقبت شبانه‌روزی از ایشان را بر عهده داشتند نیز واقعا تلاش کردند و همیشه ممنون و متشکر خواهم بود از آنها. کادر درمان صارم و علی‌الخصوص خانم دکتر گیتی نیز نیازی به گفتن ندارد و همه چیز را همسرم توضیح دادند.

در این دوران که همسرم بارداری‌های ناموفقی را پشت سر گذاشتند هرگز پزشکی نظیر ایشان ندیدم. سطح علمی و البته کارهای روان‌شناسانه و پیگیری‌های بسیار دقیق نکاتی بود که او را از دیگر پزشکانی که تا کنون تجربه کرده بودیم مجزا می‌کرد. خوب به یاد دارم به دقت و زمان‌های مختلف داروها و حتی دوز ومصرف آنها را تغییر می‌دادند و بسیار دقیق پیگری می‌کردند که کاملا رعایت شود. الان هم امیدوارم که فرزندم پس از این همه زحمت و سختی که توسط همسرم و خانم دکتر گیتی کشیده شده است سالم به دنیا بیاید و بتوانیم روزی این زحمات را جبران کنیم. خلاصه اینکه در صارم همه برای ما سنگ تمام گذاشتند. دست همگی درد نکند.»


المیرا-1200x649.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۹

المیرا ، مادری است که فقط دو گام از چهل هفته بارداری‌اش باقی مانده بود که با انرژی و سرحال در حال طی کردن آن بود و به زودی قرار است مادر شود.

مادری که 38 هفته، شبانه‌روزش را در کنار فرزندش گذرانده بود و حالا فقط چند روز مانده تا اینکه بتواند حاصل زحمات چند ماهه‌اش را در آغوش بکشد.

از علت انتخاب مرکز درمان نازایی ایران صارم جویا شدیم:

«پزشک و بیمارستانم را از طریق یکی از دوستانم که تجربه خوبی برای زایمان در صارم داشت انتخاب کردم. پزشکم دکتر کرم‌نیای‌فر بودند و واقعا از این انتخاب خوشحالم.»

از دفعات حضورش در بیمارستان فوق تخصصی صارم می‌گوید:

«در شرایط کرونا رفت و آمد مشکلات خاص خودش را دارد. از قضا بارداری من هم همزمان شد با این پدیده‌ی شوم.ابتکاری که در صارم خرج شد به کار من آمد. منظورم برنامه‌ها و آموزش‌های آنلاین است. چیزی که در مدارس، دانشگاه‌ها و … هم اجرا شد و نسبتاً موفق هم بود. در برنامه‌های آنلاین صارم چیزی فراتر از انتظار رخ داد و باید بگویم که تقریبا همه لایوها را دیدم؛ مخصوصا لایوهای خانم دکتر کرم‌نیای فر که پزشک خودم بود و هر چهارشنبه ساعت 20 منتظر صحبت‌هایشان می‌نشستم. یکی از استثنائی‌ترین برنامه‌های تلویزیون اینستاگرامی صارم گشت در اتاق عمل و زایشگاه بود که بسیاری از سوالات و پرداخته‌های ذهنی من را پاسخ داد. از اینکه محیط زایشگاه را دیدم بسیار خوشحال بودم و کمی از دلهره‌ام را کاهش داد. در سایر برنامه‌ها هم غالبا بیننده پروپاقرصی بودم و بسیاری از مواقع زمانی که کامنت‌ها باز می‌شد سوالم را مطرح می‌کردم و همیشه هم جواب سوالم را می‌گرفتم. »‌

از تفاوتهای برنامه‌های آموزشی بیمارستان فوق تخصصی ناباروری صارم با دیگر برنامه‌ها پرسیدیم:

«اگر بخواهم یک مقایسه میان برنامه‌های شما با دیگر برنامه‌ها مانند برنامه‌های تولیدی در صدا و سیما داشته باشم می‌توانم بگویم تمام نکات آموزشی که در تلویزیون دیده بودم با یک جستجوی ساده در اینترنت نیز به آن دست پیدا می‌کردم اما سوالات و پاسخ‌های که توسط پزشکان حاذق صارم در فضای مجازی مطرح می‌شد حرف روز بود و در همان لحظه توسط مخاطبین مطرح می‌شد. مشکلاتی که برخی در همان لحظات با آن دست وپنجه نرم می‌کردند را مطرح و بلافاصله جوابشان را به بهترین شکل می‌گرفتند. در تلویزیون برای دیدن یک برنامه نیم ساعته باید یک ساعت هم آگهی بازرگانی تماشا کنی و گاهی موضوع اصلی برنامه را فراموش می‌کنی؛ چیزی که در صارم اصلا وجود نداشت. برنامه‌های شما شامل تنوع بسیار زیاد در نوع سوالات و کارشناسان حاضر در برنامه بود. »‌

حال و احوال نوزادی که در چند روز آینده به جمع خانواده‌شان اضافه خواهد شد را جویا شدیم:

«تقریبا در تمام لحظات این 9 ماه با فرشته د اخل شکمم صحبت می‌کردم. تمام اتفاقات این ماه‌ها را برایش در دفتری یادداشت کرده‌ام که بعدها مطالعه کند. کمی شرمنده‌اش شدیم که به خاطر کرونا خیلی از کارها را نتوانستم برایش انجام بدهم اما امیدوارم وقتی بزرگ شد متوجه شود که همه به خاطر حفظ سلامتی خودش بوده. امیدوارم روزی به من بگوید که مادر بسیار خوبی برای هستی و قدر زحماتم را بداند. البته الان هم فکر می‌کنم با من حرف می‌زند. وقتی شادم یا غمگین با حرکاتش متوجه حالت‌هایم می‌شود. من قبل از بارداری بسیار با تحرک و در انجام کارها عجول بودم اما از زمانی که دو نفر شده‌ام بسیاری از کارها را انجام نمی‌دهم و یا با طمأنینه فراوان و با حتیاط انجام می‌دهم.

به طور کلی بارداری سختی فراوان دارد و این روزها با پیشرفت علم و وجود مراکزی مانند صارم از سختی‌ها کم شده است. گاهی که به گذشته فکر می‌کنم متوجه می‌شوم مادران ما واقعا سختی فراوان کشیده‌اند تا ما را به دنیا بیاورند و بزرگمان کنند. حالا هم که به لطف خدا قرار است مادر شوم خیلی خوشحالم که زن هستم و دلم برای مردها که نمی‌توانند این حال را درک و تجربه کنند می‌سوزد. ضمنا اینکه خیلی‌ها می‌گویند شرایط برای به دنیا آمدن بچه فراهم نیز می‌گویم در هر شرایطی مادر شدن لذت دارد. تجربه این لذت را از دست ندهید.»

المیرا حرفهایش را اینگونه به پایان می‌برد:

«هر شب فکر می‌کنم دخترم «جانان» چه قیافه‌ای دارد. هر زمان که لحظه در آغوش کشیدنش را تصور می‌کنم از خوشحالی اشک می‌ریزم. دخترم دقیقا روز تولد همسرم به دنیا خواهد آمد و امیدوارم با قدم دخترم، کرونا از کشورمان برود و کمی آسوده‌تر به ادامه زندگی‌مان بپردازیم. به لطف خدا امیدواریم و همین که به قدرت خداوند هنوز نوزادی به دنیا می‌آید به این معنی است که خدا به انسان امیدوار است و ما باید بدانیم زندگی زیبایی‌های خودش را دارد. شاید بعد از به دنیا آمدنش برای تکان‌های درون شکمم دلم تنگ شود!»


rsz_img_2132-scaled-1.jpg
شهریور ۱۸, ۱۳۹۹

چند روز پیش خانمی در بیمارستان صارم زایمان کرد که خودش 32 سال پیش توسط آقای دکتر صارمی به دنیا آمده بود “در واقع خانمی که 32 سال پیش زیر نظر دکتر صارمی مادر شده بود حالا نظاره‌گر تولد نوه‌اش در بیمارستان صارم بود”

خانم ناطقی صحبت‌های خود را از 33 سال پیش شروع می‌کند: «33 سال پیش پس از 20 سال زندگی مشترک و  درمان مشکل ناباروری در یکی از بیمارستانهای تهران به دکتر صارمی مراجعه کردم. خوب به خاطر دارم که اولین ملاقاتم با آقای دکتر صارمی پس از ساعتها انتظار جلوی اتاق عمل بود که شرح حال مختصری به ایشان دادم و آقای دکتر که به خاطر حضور چند ساعته در اتاق عمل بسیار خسته بودند با حوصله صحبت‌های من را گوش دادند و از من خواستند هفته بعد مراجعه کنم. هفته بعد از اولین ملاقاتم نزد ایشان رفتم و پس معاینه و انجام آزمایش خطاب به من گفتند: «کی گفته شما نمی‌توانی بچه داشته باشی». با این جمله‌ی آقای دکتر همان لحظه احساس کردم نوزادم در شکمم است و مشکل نازایی 20 ساله‌ی من پایان یافته است.

با نشاط و انرژی عجیب و غریبی شروع به درمان و رعایت توصیه‌های آقای دکتر کردم. حتی زمانی که دکتر صارمی به دلیل جنگ و ناامنی توصیه می‌کردند کمتر به بیمارستان مراجعه کنم قبول نمی‌کردم و پرامید و با همت فراوان به صورت مداوم تا 6 ماه مراجعه می‌کردم. روزانه بین 3 تا 18 آمپول توسط آقای دکتر و همسر محترمشان که در کنارشان مشغول به فعالیت بودند به من تزریق می‌شد. این درمان‌ها ادامه داشت تا اینکه به تعطیلات عید نوروز رسیدیم و هم آقای دکتر و هم خودم به مسافرت رفتیم.»

ناطقی با انرژی خاص صحبت‌هایش را ادامه داد: «من در مسافرت کنار خانواده بودم و از قضا خیلی هم جنب و جوش داشتم. غافل از اینکه خداوند عنایت کرده و من باردار هستم. پس از تعطیلات به همراه خواهرم خدمت دکتر رسیدم و پس از سونوگرافی مشخص شد باردار هستم. البته تجربه آقای دکتر صارمی به کار آمد و ایشان به خاطر اینکه احیاناً هول نشوم و اتفاقی برای جنین نیفتد با لحن خیلی ساده و بدون هیجان گفتند احتمال دارد باردار باشی و هنوز قطعی نیست.

اما به لطف خدا و زحمات و دانش آقای دکتر من باردار بودم و رفته رفته به توصیه آقای دکتر و رعایت نکات مراقبتی که ایشان گوشزد می‌کردند به روزهای پایانی باردرای رسیدم و دخترم صحیح و سالم با وزن 3 کیلو و 350 گرم به دنیا آمد. معمولا نوزادان پس از به دنیا آمدن گریه و شیون زیادی می‌کنند اما دخترم من از همان اول ساکت بود و بر خلاف سایر نوزادان اصلا گریه هم نمی‌کرد. واقعا محیا به هیچ وجه من را اذیت نکرد!»

از نکاتی که ناطقی به آن تأکید داشت و چند بار تکرار کرد این بود که دکتر صارمی بسیار با عاطفه و مهربان است: «هرگز نظیر دکتر صارمی را در ایران ندیدم. ایشان از جزئیات زندگی من خبر داشتند و تمام علم و دانش خود را برای کمک به من به کار گرفتند. همیشه دعا کرده‌ام که اگر دست به خاک بزنند جواهر شود. تمام مصاحبه‌های تلویزیونی ایشان را با دقت تماشا می‌کردم و آن روزهای خودم را به یاد می‌آوردم. 9 ماه تمام هر روز و هر شب با دخترم در شکمم نجوا می‌کردم و خدا را شکر که پس از 20 سال «محیا» را به من هدیه داد. به خاطر عمق رابطه‌ی عاطفی‌ام با محیا حتی با اینکه برایم امکان‌پذیر بود دیگر باردار نشدم و تمام حواس و وقت خودم را برای مراقبت از محیا به کار گرفتم.»

ناطقی با اشاره حضورش در صارم می‌گوید: «سال‌ها از آن ماجرا گذشت. دخترم عروس شد. باردار شد. شنیدم که دکتر صارمی در اکباتان بیمارستان فوق تخصصی ناباروری صارم را مدیریت می‌کند. دخترم را نزد ایشان آوردم و گفتم این دختر شماست. حالا خودش می‌خواهد مادر شود. هر روز هم که به صارم می‌آیم پیش منشی دکتر می‌روم و فقط دوست دارم چهره‌ی ایشان را تماشا کنم. دخترم هم تحت نظر دکتر نیک‌نفس قرار گرفتند و حالا نوه‌ام به دنیا آمده است.»

او با اشاره به خدمات ارائه شده در صارم می‌گوید: «من در چهره‌ی تک‌تک پرسنل صارم از جلوی در ورودی تا اتاق عمل و بخش‌ها چهره‌ی دکتر صارمی را می‌بینم. همگی مهربان، کاربلد و خوشرو هستند. 52 سال از زندگی مشترک من می‌گذرد و من یک دختر و یک نوه دارم. البته دامادم هم مثل پسرم است. برخی مواقع یک سری خاطرات از آن 20 سال نداشتن فرزند جلوی چشمانم رژه می‌رود و در کنار خیلی از معضلات و مشکلاتی که داشتم فقط دلخوش به دکتر صارمی بودم.

قطعا اگر ایشان نبودند من نه مادر می‌شدم نه مادربزرگ. الان که مادربزرگ شدم احساسم از زمان مادر شدنم نیز عجیب‌تر است. بی‌نهایت خوشحالم، قبل از به دنیا آمدن نوه‌ام هم با او صحبت می‌کردم. وظیفه‌ام می‌دانم بار دیگر از همه‌ی صارمی‌ها تشکر کنم و از خداوند بخواهم که به تمام زوج‌هایی که فرزند ندارند، نوزادی هدیه کند تا چراغ زندگی‌شان روشن‌تر از قبل باشد و سال‌های سال با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.»


48512-1200x668.jpg
شهریور ۱۸, ۱۳۹۹

مادر شدن در کنار استرس‌ها، هیجانات و سختی‌هایی که دارد شیرینی مختص به خودش را نیز دارد

این نظر خانم مرضیه میرحسینی است که نوزادش دو ماه زودتر از موعد چشم به جهان گشوده و حالا در NICU بستری است.میرحسینی درباره حال نوزادش در این روزها می‌گوید: «نوزادم در 7 ماهگی به دنیا آمد و به همین دلیل در بخش NICU بستری است. البته با همت، تجربه و امکانات صارم و صارمی‌ها اوضاع و احوال فرزندم روبراه است و خدا را شکر نگرانی خاصی وجود ندارد.»

او از کنار خدماتی که در این دوران از صارم گرفته است نیز به سادگی نمی‌گذرد: «بارزترین مشخصه‌ی صارم رفتار پرسنل، پرستارها و … و البته تخصص پزشکانش می‌باشد. تقریبا از یک سال قبل از بارداری با صارم آشنا شدم و برای گذراندن یک دوره‌ی بارداری مناسب تحت نظر پزشکان صارم قرار گرفتم. واقعیت این است که هیچ احساسی در دنیا برای یک زن مانند حسی که زمان بارداری دارد، نیست.

بارداری حس بی‌نظیری است که برای تمام زنان دنیا آرزو دارم. خوشحالم این حس را تجربه کردم. البته سختی‌های خودش را دارد اما در مجموع شیرین است و به تجربه‌اش می‌ارزد. در این دوران به کمک اطرافیان بالاخص پزشکان نیاز داریم که پزشکان صارم این وظیفه را به خوبی و به نحو احسن به سرانجام می‌رسانند.»

او در ادامه می‌گوید: «از اینکه نتوانستم تمام 40 هفته را میزبان نوزادم باشم، ناراحتم اما وجود بخش NICU در صارم خیال مرا از این بابت راحت و از میزبان نارحتی من کم کرده است. البته من و فرزندم همچنان به کمک پرستارها و پزشکان نیاز داریم. دعا کنید فرزندم به زودی مرخص شود و دفعه بعد با فرزندم در آغوشم با شما به گفت‌وگو بپردازم.»

با مرور خاطرات خانم میرحسینی به گذشته و زمانی که هنوز فرزندش به دنیا نیامده بود، برگشتیم: «اولین بار که صدای قلب جنین را شنیدم برایم غیرقابل باور بود. در واقع می‌دانی که اتفاقی خوب افتاده است اما مانند یک رویا است. زمان شنیدن صدای قلب ناخودآگاه به یاد خدا افتادم و حواسم خیلی به بچه نبود. به این فکر می‌کردم که قدرت عجیبی در این اتفاق وجود دارد. جسمی که هنوز شکل نگرفته دارای قلب است و ضربان دارد.این اتفاق یک معجزه‌ی عجیب، همیشگی و تکراری در دنیا است. »

میرحسینی صحبت‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم همه‌ی خانم‌های باردار در 3 ماهه‌ی اول، بیشتر درگیر حال خودشان هستند تا ارتباط داشتن با جنین و حس مادر بودن. اما بعد از گذشت این زمان، ارتباط بین مادر و نوزاد شکل می‌گیرد. در واقع از زمانی که حرکات جنین شروع می‌شود تازه متوجه می‌شوی که در آینده‌ای نزدیک قرار است مادر شوی. من که نوزادم در 7ماهگی به دنیا آمد احساس می‌کنم خیلی زود گذشت. حالا که نوزادم در شکمم نیست جای خالی‌اش را احساس می‌کنم. بعضی اوقات فکر می‌کنم وجودش در درونم شیرین‌تر بود و دلم برای روزهای بارداری تنگ شده.

دوران بارداری مثل یک خواب طولانی است. جای خالی حرکت‌های نوزادم در درونم را به شدت حس می‌کنم. از زمانی که جنیست بچه مشخص می‌شود نوع ارتباط کامل‌تر می‌شود. من که از اول نوزادم را گوگولی خطاب می‌کردم و وقتی تنها بودیم با هم بیشتر صحبت می‌کردیم.

بعد که مشخص شد نوزادم پسر است مانند یک آقا پسر با او صحبت می‌کردم و از او می‌خواستم دعا کند مشکلی در دوران بارداری پیش نیاید و همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود. اسم پسرم را «حامی» گذاشتم که پشت و پناه پد رو مادرش باشد. »‌

این مادر خوش‌ذوق و خوش‌صحبت خطاب به مادران و کسانی که قصد بارداری دارند می‌گوید: « بچه آوردن حس می‌خواهد؛ منطق هم می خواهد؛ توصیه می‌کنم قبل از اقدام کردن برای بارداری سلامت خودشان (مادر و پدر ) را چک کنند. هر اقدام برای سلامتی خودشان لازم است انجام دهند و بعد از آماده‌ی مادر و پدر شدن شوند.

بارداری سالم نیاز به سلامت قبل از بارداری نیز دارد. بارداری سالم باعث روحیه‌ی بهتر می‌شود.همه زنان دنیا باید مادر شدن را تجربه کنند. حس از خودگذشتی و احساس‌های مشابه که بعد از مادر شدن شکل می‌گیرند و کامل‌تر می‌شوند. در دوران بارداری باید سختی‌ها را تحمل کنی و از خودت بگذری. به طور کلی می‌توانم ادعا کنم که بارداری و به دنبال آن مادر شدن باعث رشد و ارتقاء انسان می‌شود. یک بار دیگر باید بگویم که مادر شدن با تمام سختی‌هایش می‌ارزد و حالتی بی‌نظیر و تکرارنشدنی است.»

مخاطب امروز روزنامه صارم صحبت‌هایش را اینگونه به پایان برد: «دعا می‌کنم تمام زنان سرزمینم بارداری و مادر شدنشان را به بهترین شکل تجربه کنند و این این دوران سخت و شیرین به ماندگارترین برش زندگی‌شان تبدیل شود. وجود مراکزی مانند مرکز فوق تخصصی درمان ناباروری صارم، پزشکان همچون پزشکان صارم، کادر درمان و پرستارانی همچون کادر صارم این دوران را به دورانی ماندگار و بی‌خطر تبدیل می‌کنند.»


rsz_img_2366-1.jpg
شهریور ۴, ۱۳۹۹

آمده بود که برای اولین بار صدای قلب جنین را بشنود

. هیجان داشت و با تمام وجود لحظه شماری می‌کرد که انتظار چند دقیقه ای برای ورود به اتاق سونوگرافی سریع تر سپری شود و او به آرزوش برسد. سحر یکی از مادرانی است که جزیره صارم را برای مادر شدن انتخاب کرده است و به گفته‌ی خودش تاکنون از همه چیز رضایت داشته است.

خودش می‌گوید:« من برای آزمایشات قبل از بارداری به صارم مراجعه کردم.

خوشبختانه همه‌ی آزمایشات خوب بودند. هم خودم هم همسرم قبول کردیم که برای اینکه بخواهیم فرد دیگری را به دنیا دعوت کنیم باید قبل از این دعوت همه‌ی این شرایط را برایش فراهم کنیم و چون می‌دانستیم که صارم از هر نظر کامل است اینجا را انتخاب کردیم.

البته ما از قبل هم با بیمارستان صارم در ارتباط بودیم. خواهرم دوبار زایمان داشت و هردوبار تحت نظر خانم دکتر کرم نیای‌فر و بیمارستان صارم بود؛ چون ایشان خیلی راضی بود من هم صارم و دکتر کرم نیا‌ی‌فر را انتخاب کردم.»

سحر رستمی که لابه‌لای حرف هایش هر از گاهی نگاهش را به سمت پذیرش کلینیک غربالگری برمی‌گرداند و منتظر خواندن نامش بود تا به آرزویش که شنیدن صدای قلب جنین بود برسد؛ ادامه داد: «از روزی که وارد صارم شدم با اینستاگرام بیمارستان آشنا شدم و آن را دنبال می‌کنم. وقتی برنامه های زنده را شروع کردید بسیار خوشحال شدم. واقعا مفید و کاربردی است. مادران باردار دغدغه های زیادی دارند و این برنامه ها آن ها را کاملا آرام می‌کند. من تقریبا همه‌ی برنامه‌ها را دنبال می‌کنم.

پزشکان گروه پریناتال و خود جناب آقای دکتر صارمی وقتی برنامه زنده دارند را حتما نگاه می‌کنم. خیلی ممنونم و از همه‌ی پزشکان، عوامل برگزارکننده و خود جناب آقای دکتر صارمی بسیار تشکر می‌کنم.
در این شرایط که نمی‌توانیم از منزل خارج شویم به راحتی پاسخ همه‌ی سوالاتمان را از پزشکان و راهنمایی‌هایشان در برنامه‌های زنده دریافت می‌کنیم.

من به همه ی مادران پیشنهاد می‌کنم که حتما این برنامه ها را دنبال کنند. واقعا مفید است. همان روزی که نام 9 ماه عاشقی را شنیدم به معنای آن فکر کردم. واقعا بهترین اسمی که می توانید برای آن انتخاب کنید همین اسم بود؛ چون ما در دوران بارداری لحظه به لحظه را عاشقانه سپری می‌کنیم.9 ماه عاشقی بهترین توصیف از 9 ماه بارداری است. امیدوارم همیشه موفق و موید باشید.»

ماهم از سرکارخانم سحررستمی سپاسگذاریم و برایشان آرزوی سلامتی و موفقیت می‌کنیم.


WhatsApp-Image-2020-08-04-at-10.42.19-1.jpeg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

آخرین روزهای9 ماه عاشقی رو سپری می کرد

روزهای آخر، آنچنان برایش خاطره‌انگیز و جذاب شده بود که هرلحظه و هرساعت انتظار برایش پر از حس و حال خوب بود. خودش می‌گفت: «من دخترم را 7 سال پیش در همین جزیره‌ی دوست داشتنی به دنیا آوردم. در طول مدت مراجعه‌ام به صارم، هربار خاطره شیرین و احساس خوب را تجربه کردم. حالا که کم کم روز های زیبای بارداری دومم به پایان می رسد احساس می‌کنم پر از آرامش و آسایش شده ام.»

دخترش کنارش نشسته بود و به مادرش که با احساسی برخاسته از عمق وجودش کلمات را ادا می‌کرد خیره شده بود. مادر ادامه داد: «این کوچولوی دوست داشتنی را 7 سال پیش با مراقبت بسیار خوب و عالی خانم دکتر نیره سیدی مقدم از خدا هدیه گرفتم. تقریباً در 9 ماه بارداری هر هفته به صارم می‌آمدم.

پرسنل کلینیک، ماماها و شخص دکتر سیدی‌مقدم بسیار راهنمایی‌های درستی انجام می‌دادند. این پایش و مراقبت مستمر باعث می شد تا اگر کوچکترین مشکل یا اختلالی ایجاد می شود در اولین فرصت متوجه شوم و نسبت به درمان و حل آن اقدام کنم. خوشبختانه همه چیز تحت کنترل بود و من رضایت کامل داشتم و دارم. این دومین بارداری من است و خوشحالم که هر دو مرحله را با بیمارستان صارم و پرسنل خوب آن و خانم دکتر سیدی مقدم بوده ام.»

صحبت از 9 ماه عاشقی کرد و اینگونه ادامه داد: «برنامه 9 ماه عاشقی بسیار خوب و مفید بوده است. نه تنها برای مادران باردار، بلکه برای پدران هم تاثیر بسیار زیادی داشته اسست. استرس های ناشی از کمبود اطلاعات در این دوران کمتر می‌شود و همین موضوع یکی از ارزشمندترین اثرات این برنامه است. در تمام طول بارداری چالش‌های زیادی پیش روی مادر بوجود می آید که حل کردن آنها اطلاعات و دانش تخصصی می خواهد.

برنامه 9 ماه عاشقی باعث می شود این چالش‌ها را حل کنیم و در جهت سپری کردن دوران بارداری با کیفیت بالا بسیار کمک‌کننده است. به نظر من اگر پدران و مادران که در حال گذراندن 9 ماه بارداری هستند این روزها و ویژگی های آن را بشناسند، می توانند به راحتی آن را خاطره‌انگیز کنند.

من هرشب پیگیر برنامه 9ماه عاشقی هستم و تاکنون پاسخ سوالات بسیار زیادی را از آن دریافت کرده‌ام. گاهی اوقات خودم سوال پرسیده‌ام و بعضی وقتها هم از سوالاتی که دیگران مطرح کرده‌اند استفاده کرده‌ام. اکنون که در روزهای آخر این 9ماه‌ی زیبا هستم، با آرامش و راحتی زیادی در انتظار به دنیا آمدن فرزندم هستم و این را مدیون اطلاعات کامل و درست پزشکان بیمارستان در ویژه‌برنامه‌های تلویزیون اینستاگرامی صارم هستم.

به نظر من حتی نامی که برای این برنامه‌ها انتخاب شده است هم در ایجاد آرامش موثر است. من الان 9 ماه بارداری را 9 ماه عاشقی می دانم و از تلاش همه عوامل این برنامه و پزشکان محترم قدردانی می کنم.»

صحبت‌هایش که به انتها رسید از روی صندلی‌ لابی بلند شد و به سمت کلینیک پریناتولوژی قدم برداشت. او که در طول گفت‌وگو حواسش به دختر نازنین و زیبایش بود داشت آماده می‌شد که آخرین معاینه‌ها و کارهای هفته پایانی بارداری‌اش را انجام دهد و کم کم آماده شود تا دومین هدیه ی خداوند را در صارم تحویل بگیرد.

برای این مادر عزیز که متأسفانه فراموش کرد خودش را برای ما معرفی کند و خانواده محترمش آرزوی سلامتی و بهروزی داریم و به همکارانمان در کلینیک پریناتولوژی و سرکارخانم سیدی مقدم هم خسته نباشید و خداقوت می گوییم.


WhatsApp-Image-2020-07-19-at-11.13.34.jpeg
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

با سلام و احترام و تشکر فراوان از دکتر صارمی و دکتر بهرامی

که تلاش فراوان در جراحی و مداوای دخترم فاطمه حسینیان نموده و همچنین تشکر از بخش پرستاری سرکار خانم‌ها رشیدفر، اسلام‌دوست، مقدم، کریمی، منصوری، توکلی، کربلائی و سایر عزیزان و همچنین از دکتر هاشمی که تلاش زیادی در مدت بستری متحمل شدند.
بخش خدمات سرکار خانم‌ها فیضیان، عروجی، سلمانی، محمدیان، نصرآبادی، زینب‌پور و سایر گرامیان.
در کل از کلیه عزیزان بیمارستان بخش بستری 2 و بخش جراحی، بیهوشی و سایر عزیزان که بدون چشمداشت، با عشق و علاقه به بیماران رسیدگی و در جهت بهبوئد آن تلاش نمودند تشکر خالصانه را دارم.
با تشکر – فاطمه حسینیان


هلیا-وحیدپور-1200x665.png
مرداد ۱۵, ۱۳۹۹

خانم هلیا وحیدپور از مراجعینی است که مدتی قبل در بیمارستان صاحب فرزند شده است

از نحوه آشنایی و چرایی مراجعه به صارم از او جویا شدیم: «نام بیمارستان صارم را از اطرافیان، دوستان، آشنایان و اقوام خیلی شنیده بودم. البته آن زمان کار خاصی با صارم نداشتم. به صورت پیش‌بینی نشده متوجه شدم که باردار هستم. به همین دلیل از آنجا که با نام صارم آشنا بودم اقدام به تحقیقات دقیق‌تر و بیشتر کردم. برای این کار علاوه بر تحقیق مجدد از کسانیکه تجربه حضور در صارم را داشتند به اینترنت مراجعه کردم. با جستجویی که انجام دادم سایت بیمارستان را پیدا کردم و با گشت و گذار داخل سایت بیمارستان، با نحوه‌ی نوبت‌دهی، اسامی پزشکان و البته خدمات قابل ارائه در این مرکز آشنا شدم. »

وحیدپور در ادامه صحبت‌هاش با اشاره به اینکه هنوز برای انتخاب صارم نیاز به تحقیق بیشتر داشت می‌گوید: «صرف مراجعه به سایتی که مدیریت آن توسط بیمارستان انجام می‌شود برای من کافی نبود. به همین دلیل به فضای مجازی و اینستاگرام مراجعه کردم. صفحه اینستاگرام صارم را دنبال کردم و با پست‌ها، آموزش‌ها و از همه مهم‌تر کامنت‌های مردم روبرو شدم. خیلی دقیق نظرات مردم را مطالعه می‌کردم و نسبت به عقیده ی آنها نسبت به کل بیمارستان و البته تک‌تک پزشکان حساس بودم. با مطالعه کامل آنها به نام دکتر میرفندرسکی رسیدم. در این مرحله با مراجعه به سایت بیمارستان، از دکتر میرفندرسکی وقت گرفتم و در روز و ساعت مقرر با صارم آمدم.»

این مراجعه‌کننده‌ی محترم در ادامه می‌گوید: «زمانی که به صارم آمدم و به پزشکم مراجعه کردم تقریبا مطمئن شدم که انتخاب درستی انجام داده‌ام و این تحقیقات بیهوده نبوده است. همه چیز مرتب، با کیفیت بالا و به درستی انجام شد. البته من زمانی به صارم آمدم که باردار بودم و متوجه شدم حتی می‌توانستم قبل از بارداری به صارم بیایم و از خدمات ویژه مراقبت‌های پیش از بارداری نیز استفاده کنم. »

و حیدپور نسبت به میزان رضایت خود از پزشکش نیز نظراتی داشت: «در یک کلام خیلی راضی بودم. ایشان با حوصله برای همه مراجعین وقت می‌گذاشتند به و اندازه‌ی کافی و تا زمانی که تمام نقاط مبهم ذهنی ما رفع شود توضیح می‌دادند. هیچ فرقی نداشت ما اولین مراجعه‌کننده باشیم یا آخرین. همیشه قبراق و سرحال و با حوصله بودند. 9 ماه باردرای‌ام را با رضایت کامل پشت سر گذاشتم و تقریبا هیچ مشکلی بوجود نیامد. »

او از روز زایمانش برایمان اینگو نه گفت: «در یکی از روزهای آخر بارداری ام که به صارم آمده بودم ضمن تاکید همیشگی در صارم که در هر نیم ساعت، بچه باید حداقل سه حرکت داشته باشد متوجه شدم که فقط یک حرکت از جنین رخ داده است و دکتر میرفندرسکی با معاینه دقیق و انجام آزمایشات لازم، ختم بارداری را اعلام کردند و من به صورت اورژانسی به زایشگاه منتقل شدم. حتی با این وجود نیز یک زایمان خوب را پشت سر گذاشتم و فرزندم در سلامتی کامل به دنیا آمد.»

از روز بستری‌اش نیز خاطره جالبی دارد: «بعد از زایمان به بخش منتقل شدم. در این قسمت به قدری به من رسیدگی می‌شد و به اندازه‌ای من راحت بودم که خوب به خاطر دارم وقتی مرخص شدم خیلی ناراحت بودم. باور کنید من در بیمارستان خیلی راحت‌تر از خانه بودم و وقتی اطرافیانم از دلیل ناراحتی‌ام سوال می‌کردند می‌گفتم دوست داشتم همچنان در بیمارستان باشم. دلم برای بخش تنگ شده بود و دوست داشتم برگردم.»

وحیدپور صحبت‌هایش را اینگونه به پایان می‌برد: «به تمام مخاطبین و اطرافیان خودم که احتمالا از من راهنمایی بخواهند می‌گویم صارم را بدون هیچ تحقیقی انتخاب کنید؛ اگر ناراضی بودید مسئولیتش با من. به صارم بیایید در آرامش کامل دوران بارداری خود را سپری کنید و یک زایمان بدون نقص و ایمن را پشت سر بگذارید. در صارم همه چیز حرفه‌ای و دقیق و البته آرام و پرانرژی است. به صارم بیایید تا کارتان در آرامش انجام بشود.»


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.