لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

rsz_img_4213.jpg
دی ۲۳, ۱۳۹۹

یاسمن آزمند، مراجعه کننده‌ای است که در سومین ماه بارداری خود به سر می‌برد و هر از گاهی به بیمارستان صارم سر می‌زند.

آزمند از نحوه‌ی آشنایی و اینکه چرا صارم را انتخاب کرده، می‌گوید:

«در مدت کوتاه اخیر، اطرافیان و آشنایانم چندین زایمان، دوران مراقبت‌های بارداری و البته موارد دیگر درمانی‌‌شان را در صارم انجام داده‌ و رضایت کامل داشتند. به دلیل تعریف‌های زیادی که شنیدم صارم را انتخاب کردم و نزد دکتر کرم‌نیای‌فر در حال گذراندن مراقبت‌های دوران بارداری‌ام هستم. حالا که با شما صحبت می‌کنم در ماه سوم بارداری‌ام و یک سوم راه را طی کرده‌ام.»

او پیرامون رفتار و برخورد پرسنل نیز رضایت کامل دارد:

«از خانمی که جلوی لابی حضور دارند، ماماهایی که قبل از پزشک با ما صحبت می‌کنند تا تمام کادر درمان همگی با اخلاق و حاذق هستند و تکمیل بودن خدمات ارائه شده در بیمارستان صارم همگی باعث شده از انتخاب خود رضایت کامل داشته باشم و از خدمات مفیدی بهره‌مند شوم.»

آزمند در ارتباط با شرایط بارداری، مشکلات این دوران و حس مادری می‌گوید:

«در اولین مراجعه‌ام به صارم استرس فراوانی داشتم. یکی از مراحل جالبی که در صارم قبل از مراجعه به پزشک وجود دارد صحبت کردن با ماماها می‌باشد که این مورد برایم بسیار خاص و مفید بود. زمانی که من برای اولین بار نزد ماما مراجعه کردم ، استرس فراوانی داشتم؛ اما سوالات کامل، جامع و روش صحبت کردن آنها تمام نگرانی من را برطرف کرد و به طور کلی کوچکترین نقطه‌ی مبهمی در ذهنم باقی نماند. حضور آنها هم از نظر روحی و هم از نظر خدمات پزشکی ایده‌ی بسیار جالب و کاملاً کاربردی است. دوران بارداری دورانی سخت و در عین حال شیرین است، مادران خودمان هم همیشه می‌گویند که تا مادر نشوی متوجه حس مادری نمی‌شوی و این یک تعریف کامل و واقعی از حس مادری است. واقعاً نمی‌شود این احساس را بیان کرد و فقط باید تجربه نمود.»

از او درباره‌ی ارتباطش با فرزندی که در راه است پرسیدیم:

«شبها قبل از خواب خیلی به او فکر می‌کنم و بعضی اوقات چهره اش را نیز تصور می‌کنم. هنوز دختر یا پسر بودنش مشخص نیست اما در دو هفته اخیر احساس خاص‌تری نسبت به او پیدا کرده‌ام. هر چند کرونا کمی معادلات روزمره را به هم ریخته است اما این هم بخشی از تاریخ زندگی ماست و باید با مراقبت از آن به سلامت بگذریم. در این دوران به دلیل مشکلات رفت و آمد و حضور در بیمارستان، از برنامه‌های آموزشی اینستاگرامی صارم نیز خیلی استفاده کرده‌ام و برایم جالب بود که سوال خودم بین سوالاتی بود که پزشکان پاسخ دادند. این برنامه‌ها به قدری جالب است که حتی اگر زمان کوتاهی هم تماشا ‌کنیم سودمند است و کارشناسان برنامه دقیقا دست روی سوالات پرتکرار می‌گذارند و ابهامات ذهنی مخاطبین را رفع می‌کنند.در بسیاری از برنامه، نیازی به طرح سوالم ندارم و مطمئنم از طرف خیلی مخاطبین دیگر مطرح خواهد شد و جوابش را هم خواهم شنید.»

آزمند به سایر مادران و مراجعین توصیه‌ای جالب دارد:

«یکی از مواردی که توصیه می‌کنم همه‌ی مراجعین به آن عمل کنند کنار گذاشتن رودربایستی و خجالت مقابل پزشک است. تا زمانی که این مورد رفع نشود بسیاری از موارد ذهنی مراجعین حل نمی‌شود و این ابهامات مراجعه‌کننده را دچار استرس و نگرانی خواهد کرد. شخصا به قدری با خانم دکتر کرم‌نیای‌فر راحت هستم که هیچ سوالی را بدون پاسخ گرفتن کنار نمی‌گذارم و این باعث شده صمیمت زیادی هم بین ما ایجاد شود و به قول معروف راحت باشم. »‌

پایان صحبت‌های این مراجعه‌کننده در ارتباط با آینده‌ی فرزند است:

«همانطور که گفتم جنسیت فرزندم هنوز مشخص نیست اما اگر او پسر باشد، به دلیل علاقه‌ی زیاد پدر و همسرم به فوتبال، احتمالا ورزشکار می‌شود که ورزش فوتبال در اولویت خواهد بود. اگر هم دختر باشد که خودم خیلی برایش طرح و برنامه دارم. یکی از فانتزی‌های ذهنی‌ام این است که خواهرانم، موهای دخترم را به مدل‌های مختلف ببافند و من از دور تماشا کنم و لذت ببرم. در کل امیدوارم فرزندم برای جامعه فردی مفید و سازنده باشد و از تمام عوامل بیمارستان صارم که مجموعه‌ای چنین با کیفیت را برای ارائه‌ی خدمات تشکیل داده‌اند تشکر و قدردانی می‌کنم. »


rsz_img_4358.jpg
دی ۳, ۱۳۹۹

معصومه یزدی‌نژاد، پرستار محترم اورژانس که از سال 1394 در صارم حضور دارد و دراین مدت تجربیاتش بیش از پیش شده و حالا یک پرستار بسیار باتجربه است که 15 سال سابقه کار را در کارنامه‌ی خود دارد.

او در ابتدای صحبت‌های خود می‌گوید:

«از سال 94 به صارم آمده‌ام و در این مدت 5 ساله، همیشه محل کارم را دوست داشته‌ام و این علاقه هر روز نسبت به قبل بیشتر شده است. دو عامل بسیار مهم من را به کار در صارم علاقمند کرده است که کماکان این عوامل ادامه دارد. اولین عامل رفتار پرسنل نسبت به یکدیگر و برخورد آنهاست که بسیار محترمانه و مهربانانه است. این عامل که نام بردم بسیار مهم است و به جرأت می‌توانم بگویم مهمترین عامل حضور و ادامه‌ی کارم در صارم است. نکته‌ای که در شغل ما وجود دارد این است که با مراجعه‌کنندگان مختلف سر و کار داریم و به تعداد آنها اخلاق و رفتار مختلف را می‌بینیم. بر ما مشخص و مبرهن است کسی که از بیرون ازمجموعه به یک مرکز درمانی مراجعه می‌کند خیلی رفتار و روحیات پایداری ندارد و ممکن است از نظر روانی به هم ریخته باشد. بنابراین ما احتمال هر نوع برخوردی را از آنها می‌دهیم و به روش‌های مختلف سعی می‌کنیم اوضاع را کنترل و مد یریت کنیم. اما از همکاران خود انتظار بهترین رفتار در کمال احترام را داریم. این موضوعی است که در صارم کاملا دیده می‌شود و همگی آن را رعایت کرده و محیط کار را جذاب و دوست‌داشتنی می‌کند و باعث می‌شود در طول زمان کار آنچنان خسته نشوی و با انرژی به کار خود ادامه بدهی. عامل دیگری که من در صارم خیلی به وضوح آن را دیدم و بسیار برایم اهمیت داشت بهداشت و تمیزی بیمارستان بود. واقعا باید به دست‌اندرکاران این امر دست‌مریزاد گفت و از آنها تشکر کرد. صارم در حد اعلی تمیز و بهداشت در آن بسیار مهم است و رسیدگی‌ها در این باره مثل بسیاری از قسمتهای دیگر خیلی خوب است. شاید این نکته از نگاه برخی افراد کم‌اهمیت باشد و به نظرم موضوع بسیار مهیم است که وظیفه خود می‌دانستم که آن را بیان کنم.»

یزدی‌نژاد با اشاره به انتخاب شغل و رشته‌تحصیلی‌اش می‌گوید:

«زمانی که رشته پرستاری را انتخاب کردم مهمترین دلیلش محدودیت در انتخاب بودو خیلی با علاقه این کار را نکردم. احساس می‌کردم کسی که در این رشته تحصیل می‌کند و می‌خواهد کار کند خیلی باید قوی و صبور باشد و اراده‌ی آهنین می‌خواهد. اما پس از ورود متوجه شدم به آن علاقمند شده‌ام و رشته‌ام را دو ست دارم. احساس کردم خدا مرا در این راه کمک می‌کند و به همین دلیل با قدرت ادامه دادم. معتقدم پرستاری و به طور کلی شغل و روحیات و رفتار روزمره تأثیر مستقیم به روی هم دارند. ذات خود آدم و رفتارش در کار و بالعکس تاثیر دارد و روحیه‌ آدم‌ها با توجه به نوع شغلش در زندگی شخصی‌اش نیز موثر است .»‌

او صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می دهد:‌

«به طور کلی کار بالینی را دوست دارم و موضوعی که آن را بیشتر از قبل جذاب می‌کند تماشای التیام درد بیماران است. خوب شدن مریض‌هاخستگی آدم را برطرف می‌کند. »‌

پرستار باتجربه‌ی اورژانس بیمارستان صارم با یک خاطره‌ی جالب صحبت‌هایش را به پایان می‌برد:

«بین ساعت 3 تا 4 صبح بود که یک آقای میانسال وارد اورژانس شد و گفت به دلیل اینکه سَرِ دلش می‌سوزد نیاز به شربت معده دارد و از ما تقاضای شربت معده کرد. من از او خواستم محل دقیق سوزش (سَرِدلش) را نشان دهد و اینکه از چه زمانی این سوزش شروع شده است. زمانی که بین سینه‌اش را نشان داد و گفت از دیشب پس از انجام ورزش شروع شده است من مشکوک به علائم قلبی شدم و از او خواستم برای اطمینان بیشتر یک نوار قلب بگیریم. خیلی ناراحت شد و گفت که خودش ورزشکار است، استاد دانشگاه است (که درست می‌گفت و استاد یکی از دانشگاه‌های خوب دولتی بود) و مطمئن است مشکل معده دارد و حالا هم مسافر است و باید برود شمال و وقت این کارها را ندارد. من هم خیلی اصرار داشتم که یا نوار قلب باید بدهد یا اینکه برود و تقاضای شربت معده نکند. خلاصه اینکه از ما اصرار و از او انکار، به اتاق نوار قلب رفت و پس از گرفتن فشارش که روی 16 بود، نوار را که گرفتم و متوجه یک فاجعه شدم. نوار قلب خیلی خیلی وحشتناک بود و تمام لیدها تغییرات به نفع سکته قلبی داشت. علائم حتی در معرض سکته قلب هم نبود، کاملا یک سکته تمام و کمال بود. برای اینکه نترسد موضوع را به خودش نگفتم و از او خواستم روی تخت منتظر باشد. پزشک و همکاران اورژانس را به اتاق بردم، کد سکته قلبی اعلام شد و ایشان را با ویلچر به اتاق کد بردیم. داروهای لازم را به او دادیم و منتظر اورژانس شدیم تا او به یک مرکز قلب منتقل شود. هر چند او همچنان معتقد بود ما کارهای غیراصولی و بی‌ربط انجام می‌دهیم و او مشکلی ندارد. اما بعدها به بیمارستان آمد و خیلی تشکر کرد که زندگی‌اش را نجات دادیم در حالی که آن شب خیلی اصرار داشت که ما فقط کار بیهوده انجام داده‌ایم! عذرخواهی و تشکر کرد. »


rsz_img_4166.jpg
آذر ۱۸, ۱۳۹۹

زهرا عرب‌سلمانی، مراجعه‌کننده‌ای که در هفته بیست و ششم بارداری به سر می‌برد میهمان روزنامه امروزمان است.

او که پیش از این در صارم نبوده و تحت نظر پزشکان در مراکز درمانی دیگری بوده است برای ادامه درمانش نیاز به یک مرکز تخصصی داشته که صارم را به اون توصیه کرده‌اند. ماجرا را از زبان خودش بخوانید:‌

عرب‌سلمانی می‌گوید:

«پس از ازدواج تا مدتی تمایل به داشتن فرزند نداشتیم. با گذشت زمان تصمیم گرفتیم که بچه‌دار شویم که متوجه وجود مشکلی در این راه شدیم. با مراجعه به پزشکان مختلف مشکل مرتفع شد و باردار شدم. همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه در یکی از سونوگرافی‌ها مشخص شد جنین رشد کافی را نداشته است و ضعیف است، خودم نیز فشار خون بالا داشتم. من را به متخصص قلب ارجاع دادند و این متخصص پس از معاینه و اکو و گرفتن نوار قلب برایم دارو تجویز کردند، اما کاری برای جنین انجام نشد. پس از یک ماه مجدد سونوگرافی کردم و همچنان مشکل جنین پابرجا بود و هیچ اتفاق مثبتی برایش نیفتاده بود. حتی دکتر سونوگرافی تأکید کرد که از ماه پیش تا کنون چرا نزد یک متخصص پره‌ناتال مراجعه نکرده‌ام و وقت را از دست داده‌ام.»

او در ادامه می‌گوید:

«آن زمان بود که دست به کار شدیم و با پرس‌وجوی فراوان دنبال تغییر پزشکم بودم و یک مرکزمجهز زنان را جویا شدم. یکی از دوستانم که جزو کادر درمان یکی از مجهزترین بیمارستانهای تهران بود بیمارستان صارم را به من معرفی کرد. تأکید داشت که به صارم بیایم و به دلیل خطری که جنین و خودم را تهدید می‌کرد دکتر گیتی را به من معرفی کرد. با تماسی که با بیمارستان صارم داشتم اصرار کردم که نوبت دکتر گیتی را برایم رزرو کنند. خانم دکتر هم که حسابی سرش شلوغ بود حالاحالاها وقت نداشت اما با توجه به وضعیت اضطراری که من داشتم قبول کردند که وقت بدهند. بلافاصله با وضعیت نه چندان مناسبی نزد ایشان آمدم و دکتر گیتی هم پس از معاینات اولیه و شرح حال‌گیری، خیلی ناراحت شدند که چرا من اینقدر دست‌دست کرده‌ام و زمان را عقب انداخته‌ام. »

عرب‌سلمانی در ادامه گفت:

«دکتر گیتی معتقد بود اگر زودتر می‌آمدم، نیازی به بسیاری از کارها نبود و با دارو وضعیت خودم و جنینم را کنترل می‌کرد و به این اوضاع دچار نمی‌شدم. به هر حال با توجه به شرایط بدی که داشتم، همسرم را هم به داخل مطب آورد و توضیحات مبسوطی از شرایط جنین، خودم و راه‌های پیش رو دادند. بسیار با حوصله، با اخلاق و علمی تمام شرایط را تبیین کردند و انتخاب را به عهده‌ی خودمان گذاشتند. توصیه ایشان این بود که برای رسیدن به شرایط پایدار، بهتر است چند روز تحت نظر باشم و در بیمارستان بستری شوم. ما هم به این توصیه‌ی ایشان گوش دادیم و الان من در صارم بستری هستم. این شرایط تا زمانی که خونرسانی به جنین به حالت عادی برگردد و اوضاع و احوال خودم و نوزادم به شرایط تحت کنترل پزشک دربیاید ادامه خواهد داشت تا خیال ما و پزشکم راحت شود.»

وقتی نظر این مراجعه‌کننده خوش‌صحبت را راجع به حس مادری و شرایطی که پس از تولد نوزادش پیش خواهد آمد می‌گوید:

«درباره‌ی حس مادری واقعا نمی‌شود اظهار نظر کرد. من هنوز هم نمی‌توانم این احساس را کامل بیان کنم و باید کمی بیشتر زمان بگذرد اما واقعیت این است که هیچکس نمی‌تواند راجع به این شرایط اظهار نظر کند مگر اینکه خودش تجربه‌ی آن را داشته باشد. من که هنوز مادر نشده‌ام، حس مادری را با هیچ حال دیگری عوض نمی‌کنم. حال خوب مادر شدن را برای تمام زنان سرزمینم آرزو می‌کنم. امیدوارم همه‌ی کسانی که امید دیدن چنین روزی را دارند حتماً آن را تجربه کنند. مادر شدن را زمانی که برای خودت اتفاق بیفتد متوجه می‌شوی.»‌

اتفاق جالبی که مقارن با بستری شدن این خانم در بیمارستان صارم رخ داده بود، همزمانی با زادروزش بود. پرسنل محترم بخش یک نیز به همین دلیل برایش کم نگذاشته بودند و اجازه ندادند با توجه به شرایط موجود او احساس تنهایی کند. او در این باره می‌گوید:

«زمان زیادی نیست که با صارم آشنا هستم، اما اینجا همه مثل اعضای خانواده‌ی خودم با من رفتار می‌کنند. با توجه به شیوع ویروس کرونا و وضعیتی که وجود دارد، امکان مراجعه اطرافیان و ملاقات نیست و از قضا من روز تولدم بستری بودم. به همین دلیل در این بخش برایم تولد گرفتند و این برای من خیلی ارزشمند بود. ابتدا که بستری شدم به شدت از نظر روحی به هم ریخته بودم و با توجه به عدم امکان ملاقات با دیگران، احساس تنهایی داشتم اما با این شرایط حال و هوایم به طور کلی تغییر کرد و واقعاً خوشحال شدم و روحیه گرفتم. از تمام پرسنل محترم تشکر و قدردانی می‌کنم.»

او در پایان صحبت‌هایش نیز بار دیگر با اشاره به خدمات بسیار خوب صارم و پزشکش گفت:

«تمام بیمارستان صارم قابل ستایش است. از بنیانگذار آن گرفته تا تمام پرسنل همگی در حد اعلی هستند. از جناب آقای دکتر صارمی به دلیل تأسیس و مدیریت چنین مجموعه‌ای، سرکار خانم دکتر گیتی به دلیل تبحر، تجربه، اخلاق و رسیدگی فوق‌العاده‌اش و پرسنل بخش یک به دلیل مهربانی بیش از حد و رسیدگی به من واقعاً تشکر می‌کنم و امیدوارم در تمام روزهای زندگی‌شان شاد و سلامت باشند. »‌

تهیه شده در معاونت رسانه بیمارستان فوقتخصصی زنان و زایمان صارم


rsz_img_2810.jpg
آذر ۱۸, ۱۳۹۹

شیرین مرشدی، مراجعه‌کننده‌ای که نزدیک به سه سال است با بیمارستان صارم درارتباط است و قسمت‌های مختلف آن را از خودمان بهتر می‌شناسد.

مانند بسیاری از مراجعین دیگر پس از کش و قوس فراوان و نتیجه نگرفتن از سایر مراکز درمانی حالا به صارم آمده و …. مابقی گفت‌وگو را از زبان خودش بشنوید:‌

مرشدی از سابقه آشنایی‌اش با صارم و شروع مراجعه‌اش می‌گوید:

«20 شهریور 1396 یک بارداری ناموفق داشتم که همراه با سقط به پایان رسید. مدتی پس از آن ماجرا متوجه شدم که به طور طبیعی باردار نمی‌شوم و احتمالا مشکلی وجود دارد. خواهرم در بیزینس بیمه فعالیت می‌کند و ارتباطاتی هم با سازمان انتقال خون داشت. تحقیقاتی کردیم و متوجه شدیم چندین نفر از پرسنل سازمان انتقال خون با مشکلات مشابه به صارم مراجعه کرده‌ و نتیجه گرفته‌اند. به همین دلیل خواهرم توصیه کرد به مرکز درمان ناباروری و نازایی صارم بیاییم. منزل ما در اراک است و بُعد مسافت هم داشتیم اما به آمدن و امتحان کردنش می‌ارزید.»

این مراجعه‌کننده‌ی اراکی صحبت‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد:

«برای اولین بار 27 تیر 1397 به صارم آمدیم. پس از انجام آزمایشات و معاینات لازم و بررسی‌های مورد نظر و با توجه به سن من که 43 سال بود، IVF روی من انجام شد. 7 جنین فریز شد و چند جنین هم بارگزاری شد که مطابق بسیاری از IVF ‌ها که در مرتبه اول معمولاً به نتیجه نمی‌رسد، موفقیت‌آمیز نبود. اینجای کار بود که سرکار خانم دکتر بهرامی، با مطالعه دقیق شرایط من و گروه خونی‌ام که O- بود، گروه خونی همسرم را نیز تحت بررسی قرار داد که O+ بود؛ به همین دلیل خون من را تحت آزمایشات دقیق‌تری قرار دادند و متوجه شدند که آنتی بادی من پایین است و به تجویز ایشان شروع به لنفوسیت‌تراپی کردم. در لنفوسیت‌تراپی، من باید پلاکت خونی را می‌گرفتم که گروه خونی منفی باشد و این پلاکت باید متعلق به یک آقا می‌بود که نسبت فامیلی نیز با ما نداشته باشد. دو هفته بعد از هر لنفوسیت‌تراپی، آزمایش می‌دادم و نتیجه را خانم دکتر بهرامی بررسی می‌کرد که خدا را شکر شرایط مناسب شده بود. ایشان به ما گفتند که پس از چند مرحله که شرایط ایده‌آل‌تر شود احتمال باردرای شما به حالت طبیعی وجود دارد و شاید نیازی به IVF نباشد. واقعا تشخیصشان بسیار درست و دقیق بود. بعد از پنجمین تزریق، به شکل طبیعی باردار شدم.»

مرشدی در ادامه می‌گوید:

«بیش از دو سال است که این مسیر را از اراک به تهرا ن می‌آییم ولی باور کنید ذره‌ای برایم خسته‌کننده نبوده است. با انگیزه فراوان می‌آیم و خدا را شکر نتیجه هم گرفته‌ام. یکی از دلایل انگیزه و اطمینان من، خود بیمارستان صارم است. اینجا همه چیز کنار هم مهیا است و نیاز نیست برای آزمایش، سونوگرافی، تصویربرداری و … به بیرون از مجموعه مراجعه کنیم، سرگردان باشیم و اتلاف وقت زیادی هم شود. مخصوصا برای ما که از راه دور می‌آییم و این موضوع برایمان بسیار مهم است.»

وقتی از حس مادر بودن از او سوال کردیم، نفس عمیقی کشید و بغش را فرو برد و گفت:

«حس مادری… چه باید بگویم؟ مگر از این حس بهتر و بالاتر داریم؟ در مراجعه قبلی زمانی که دکتر به من گفت صدای ضربان قلب جنین را می‌شنود، حال عجیبی داشتم. جایی میان زمین و آسمان سیر می‌کردم. یک احساس آرامش عجیبی در من حکمفرما شد. بعد از آن سونوگرافی تمام استرس حاکم بر من یکباره رخت بربست و انگار همه چیز دور و برم آرام شد. از آن زمان به بعد لحظه لحظه رشد و حجم گرفتنش را احساس ‌می‌کنم. سربه‌سرش می‌گذارم و با او صحبت می‌کنم. از او بابت عصبی بودن گاه ‌و بیگاهم عذرخواهی می‌کنم و می‌خواهم مرا آرام کند و مایه‌ی آرامش من باشد. به همسرم هم گفته‌ام که اگر روزی به دنیا آمد در مرحله اول که دعا می‌کنم صالح و سالم باشد. در مرحله دوم اینکه اگر دختر باشد قطعاً اسمش «آرامش» خواهد بود. »‌

مرشدی با اشاره به نقش بسیار مهم و تأثیرگذار همسرش در این باره می‌ گوید:

«این راه اگر چه شیرین و عجیب بود اما به هیچ وجه به نتیجه نمی‌رسیدم مگر با همکاری و همراهی همسرم. گاهی اوقات اینقدر عصبی می‌شدم که کلافه بودم و سردرگم اما همسرم با آرامش کنارم بود و من را هم آرام می‌کرد. او همیشه می‌گفت ازدواج حتما نباید منجر به داشتن فرزند باشد. من و تو با هم یک خانواده‌ایم و کنار هم می‌مانیم. من که به غیر از خودت چیزی نمی‌خواهم و همین که کنار هم هستیم احساس آرامش می‌کنم. جالب است که از این کلمه (آرامش) در طول زندگی‌مان خیلی استفاده می‌کنیم و دوای بسیاری از دردهایمان بوده است. به همین دلیل هم این نام را برای فرزندم – البته ااگر دختر باشد – انتخاب کرده‌ایم. واقعیت این است که اگر همراه و همتای من نبود شاید من این راه را ادامه نمی‌دادم. در تمام مراجعاتم همسرم کنارم بود و این کفایت می‌کرد که ادامه بدهم. همسر نقش بسیار مهمی در این موضوع داشته و دارد و از او تشکر می‌کنم.»‌

او در پایان با ابراز رضایت از روند درمانش در بیمارستان صارم می‌گوید:

«من مراحل قبل از بارداری را نزد دکتر بهرامی بودم که با تشخیص فوق‌العاده ایشان مشکل من مرتفع شد و زندگی ما تغییر کرد. پس از مسجل شدن بارداری‌ام برای طی دوران مراقبت‌های بارداری که ان‌شاءالله ختم به زایمان موفقیت‌آمیز شود، تحت نظر دکتر سیدی‌مقدم هستم و الان هم در هفته هشتم بارداری هستم. همانطور که گفتم برای اینکه به اینجا برسم تمام آزمایش‌ها، تصویربرداری مختلف و … را نیز در صارم پشت سر گذاشته‌ام و تقریبا با تمام بخش‌های این بیمارستان آشنا و زحمات فراوانی را به پرسنل صارم داده‌ام. وظیفه خود می‌دانم از همه پرسنل و کادر درمان صارم که انصافا وظیفه‌شناس و خوش‌برخورد هستند تشکر و قدردانی کنم. تشکر ویژه‌ام هم نثار خانم دکتر بهرامی و البته دکتر سیدی مقدم که زحمات زیادی را در این راه متحمل شده‌اند. همگی سلامت و شاد باشید.»

تهیه شده در معاونت رسانه بیمارستان زنان و زایمان صارم


rsz_1img_5290.jpg
آذر ۱, ۱۳۹۹

مراجعه‌کننده‌ی عزیزی که در هفته سی‌ام بارداری و به قول معروف در یک‌چهارم پایانی 9 ماه عاشقی به سر می‌برد در لابی بیمارستان گفت‌‌وگوی کوتاهی با خبرنگار صارم انجام داد.

از او درباره نحوه‌ی آشنایی و انتخاب صارم پرسیدیم:

«از طریق یکی از آشنایان که تجربه زایمان در صارم را داشت با صارم آشنا شدم و خودم نیز در این باره تحقیق کردم و نهایتا صارم را انتخاب کردم. اینجا چند حسن همزمان برای من داشت. اول اینکه امکانات و رسیدگی کادر درمان به مراجعه‌کنندگان بسیار عالی و مناسب است. دوم اینکه از نظر موقعیت مکانی برای من بسیار عالی است و در مواقع حساس خیالم راحت است که فاصله زمانی زیادی با صارم ندارم. سومین نکته بارز که در صارم به چشم من آمد تمیزی و نظافت فو ق‌العاده خوب بیمارستان است. این نکات چیزهایی بود که من را در انتخاب صارم مصمم کرد. از دوستانم هم خیلی ممنون هستم. »‌

او صحبت‌هایش را اینگونه ادامه داد:‌

«پس از اینکه صارم را انتخاب کردم نوبت به انتخاب پزشکم رسید که انتخاب نهایی من خانم دکتر میرفندرسکی بود. هم دوستانم تعریف کرده بودند و هم خودم شاهد صبوری، آرامش و رسیدگی بسیار خوب ایشان به بیمار بودم. من از ماه چهارم به بعد تحت نظر ایشان قرار گرفتم و از آن موقع نگرانی و استرسم بسیار کمتر شده است و وقتی نزد ایشان می‌آیم خیالم راحت است که حواس‌شان به همه چیز هست . ایشان بسیار با حوصله هستند و با همین طمأنیه‌ی خاص خودشان من را به هفته سی‌ام بارداری رسانده‌اند و کمتر از 10 هفته دیگر به زایمان من زمان، باقی مانده است.»‌

از لحظه‌ای که متوجه شدند باردار هستند پرسیدیم:

«وقتی متوجه باردرای‌ام شدم، فقط گریه می‌کردم و هیچ اراده‌ی خاصی برای انجام هیچ کاری از فرط شادی نداشتم . آن موقع همسرم خواب بود؛ او را بیدار کردم و این خبر را با همه انرژی به او دادم. از خوشحالی تا صبح نخوابیدم و فقط منتظر بودم که صبح بشود تا این خبر را به اطرافیان بدهم. من و همسرم حدود یک سال منتظر چنین لحظه‌ای بودیم و پس از یک سال من باردار شده بودم؛ به همین دلیل خوشحالی‌ام خیلی خاص و مضاعف بود. انگار دنیا را به من داده بودند. »

و در ادامه از لحظه شنیدن صدای قلب نوزادشان در سونوگرافی هم برای ما گفت:

«این لحظه اصلاً قابل توصیف نیست. چه می‌توانم بگویم از اینکه یک موجود زنده درون وجودت در حال رشد و نمو است و تو صدای قلب او را می‌شنوی. لحظه‌ای که صدای قلب فرزندم را برای اولین بار شنیدم، لحظه به سر آمدن انتظار من بود. لحظه خوشحالی و شکرگزاری از لطف خدا. ان‌شاءا… قسمت همه زنان ایران زمین شود.»

از او پرسیدیم ا گر فرزندتان همین الان توانایی صحبت کردن با شما را داشت چه می‌گفت:

«به نظرم مرا دعوت به آرامش می‌کرد و می‌گفت استرس نداشته باشم. ضمن اینکه شاید از من درخواست می‌کرد اینقدر با او حرف نزنم و اجازه بدهم کمی استراحت کند! (با خنده) زمانی که من استراحت می‌کنم تکان‌های او هم بسیار کم می‌شود و احساس می‌کنم او هم در حال استراحت است. اما زمانی که مشغول به انجام کاری می‌شوم او هم مدام ورجه وورجه می‌کند و خلاصه تکان‌های زیادی دارد. از آنجایی که از تکان‌هایش لذت می‌برم و فعالیتش را دوست دارم مدام در حال کار کردن هستم تا او هم تکان بخورد و من حض کنم. اگر می‌توانست صحبت کند احتمالا از من می‌خواست هم بیشتر استراحت کنم و هم اینکه کمتر حرف بزنم!»

در پایان گفت‌وگوی‌مان از او پرسیدیم به لحظه‌ی اولین ملاقاتش با فرزندش پس از بدنیا آمدن فکر کرده است؟‌ :

«خیلی زیاد، آن لحظه، صحنه‌ای شیرین و البته سوال‌برانگیز است. شیرین به این جهت که قطعه‌ای وجودت که با تمام عشق و علاقه مراقبش بودی حالا در آغوشت است و مادر شده‌ام. سوال برانگیز به این دلیل که آیا این موجود از وجود من است؟‌ آیا من حامی این موجود کوچک خواهم بود؟ قرار است به من تکیه کند؟‌قرار است همه‌ی عشق و هستی من شود؟‌ واقعیت این است که بعضی احساس‌ها و لحظات را نمی‌شود با کلمات و دایره‌لغات ما بیان کرد و آنها را باید حس کرد. حس مادر به فرزند از آن دسته است و باید آن را حس کرد و من هر چه بخواهم توصیف آن را انجام بدهم از پسش برنمی‌آیم. امیدوارم چنین لحظات شیرینی برای همه‌ی خانواده‌ها با حمایت‌ها و خدمات چنین مراکزی بیش از پیش تکرار شود. از همه شما، کادر درمان، پرسنل و مخصوصاً پزشکان صارم از جمله پزشک خودم بسیار متشکرم و امیدوارم پیش از گذشته موفق و مؤید باشید. »


rsz_mvi_5298mp400_00_00_00still001.jpg
آذر ۱, ۱۳۹۹

مراجعه‌کننده‌ای که در طول بارداری‌اش چندین بار پزشک و بیمارستانش را تغییر داده است حالا به صارم رسیده و به قول خودش دیگر خیالش راحت است.

او در گفت‌وگوی کوتاهی با اشاره به دلیل انتخاب صارم می‌گوید:‌

«من در طول بارداری‌ام چندین پزشک و البته چندین مرکز درمانی و بیمارستان را امتحان کردم و تقریباً هیچکدام به دلم ننشست تا این یکی از دوستانم که 5 سال پیش در صارم زایمان کرده بود اینجا را به من معرفی کرد. من هم به صارم آمدم و این شد که انتخاب نهایی‌ام در حال حاضر صارم است. این را هم بگویم که پزشک دوستم ، یکی دیگر از پزشکان بود اما من پس از پرس‌وجو از مراجعین دکتر میرفندرسکی را انتخاب کردم و بسیار هم از این موضوع راضی‌ام. در مراکز دیگر بارها شده بود که مثلا با یک مادر باردار دیگر نزد پزشک و داخل مطب بودیم اما اینجا برای تک‌تک مراجعین وقت مجزا می‌گذارند و به اندازه‌ کافی نیز معاینه و راهنمایی‌های لازم صورت می‌گیرد. همه اینها تمایز صارم را دیگر مراکز را به رخ می‌کشد. پزشکم آنقدر دقیق و با حوصله به من رسیدگی می‌کند، سوالاتم را پاسخ می‌دهد و توصیه‌های لازم را گوشزد می‌کند که هیچ جای شبهه‌ای نمی‌ماند. با خیال راحت می‌آییم و با خیال راحت می‌رویم. متأسفانه برخی مراکز و پزشکان بیشتر شبیه مراکز تجاری و کاسبی است تا مرکز درمانی و این برای مراجعه‌کنندگان و بیماران بالاخص مادران باردار بسیار بد است. این نکته را هم بگویم همین وقت زیادی که پزشکان در صارم می‌گذارند باعث می‌شود صف انتظار نیز طبیعتا طولانی‌تر شود که به هر حال هر کسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد! »

این مادر گرامی که در ماه نهم بارداری‌اش به سر می‌برد و کمتر از دو هفته دیگر زایمان خواهد کرد صحبت‌هایش را اینگونه ادامه داد:

«صارم از آنجایی که به صورت تخصصی و فوق تخصصی ویژه مادران باردار است و به بیماری‌های زنان و زایمان رسیدگی می‌کند خیال مراجعه‌کننده را راحت کرده است و با توجه به شیوع ویروس کرونا در حال حاضر بیش از پیش ارزنده و مهم است که احتمال برخورد با برخی آلودگی‌ها، تجمعات و … در اینجا کمتر است. »‌

او از حس مادری‌اش اینگونه می‌گوید:

«زمانی که در وجودت یک نفر دیگر در حال زندگی است و زنده است، می‌شنود، تکان می‌خورد، تغذیه می‌‌کند و … نمی‌توان حسش را بیان کرد. این حس را کسی می‌تواند متوجه شود که تجربه‌اش را داشته باشد. وقتی کسی از وجود شما چشم به دنیا می‌گشاید خیلی خاص و فوق‌العاده است. شنیدن صدای ضربان قلب برای اولین بار فوق‌العاده عجیب است. موجودی بند انگشتی که قلب دارد و قلبش در حال تپیدن است. این احساس پر از انرژی، حیات و حرکت است. البته پسرم، دومین بچه ما خواهد بود و یک دختر نیز دارم که الان در کنارم است. ‌ برخی فکر می‌کنند تجربه دوم مادر شدن شاید عادی‌تر از قبل باشد اما باید بگویم فرقی ندارد. حتی اگر 10 بار هم تجربه بارداری داشته باشی هم نمی‌توانی بگویی این حال، یک حال معمولی است.»‌

از گفتمان مادر و فرزندی با بچه‌ای که چند روز دیگر به دنیا می‌آید برایمان گفت: «با هم زیاد اختلاط می‌کنیم . اگر او می‌توانست با من صحبت کند قطعا از من می‌خواست که نگرانی نداشته باشم و با خیال راحت منتظر روزهای آینده باشم که به زودی من را بغل خواهی گرفت و با تمام وجودت می‌توانی من را حس کنی. »‌

دخترکوچولوی دوست‌داشتنی هم جملاتی بیان کرد و از احساساتش گفت:

«خیلی منتظرشم و دوست دارم داداشم را بغل کنم. به همین دلیل سعی می‌کنم به مادرم کمک کنم. مثلا اتاقم را خودم مرتب می‌کنم و خانه را به هم نمی‌ریزم تا مادرم اذیت نشود. بابام هم اصلا به من کمک نمی‌کند! (باخنده)»‌

مادر خوش‌صحبت این گفت‌وگو صحبت‌هایش را اینگونه بابه پایان رساند:

«در شرایط خاص کنونی خیلی باید مراقبت سلامتی‌مان باشیم. من شاغل هم هستم و به طور کلی مشکلات بیشتری نسبت به بقیه دارم اما استفاده از مطالب آموزشی بیمارستان صارم که در صفحه اینستاگرام ارائه می‌شود بسیار جالب و آموزنده است. موارد کاربردی و بسیار عالی در آن ارائه می‌شود که باعث آرامش خاطر و رفع نگرانی‌ام شده‌اند . امیدوارم همه صارمی‌ها با شاخصه نظم و انضباط، تبحر، علم و تجربه همچنان به هم‌میهنان عزیز متخصوصا مادران باردار خدمات کامل ارائه دهند و بدانند کسانی که با وجدان و حوصله کار می‌کنند دعای خیر ما را نیز پشت سرشان دارند.»


rsz_1img_4902.jpg
آذر ۱, ۱۳۹۹

مراجعه‌کننده‌ای که پیش از بارداری‌اش برای طی کردن دوران پیش بارداری به صارم آمده است دوران بارداری، زایمان و حالا مراقبت‌های لازم برای «رُزا» دخترش را نیز در صارم گذرانده ومی‌گذراند.

او از انتخاب صارم و پزشکش می‌گوید:

«بسیاری از اطرافیان و دوستانم بیمارستان فوق تخصصی زنان صارم را پینشهاد کردند. خودم آمدم و متوجه شدم انتخاب درستی است. پس از اینکه به صارم آمدم مطابق راهنمایی‌هایی که به دست آورده بودم دکتر میرفندرسکی را انتخاب کردم و دوران بارداری‌ام را سپری کردم. واقعا دوران خوب و راحتی را پشت سر گذاشتم. البته دخترم کمی زودتر از موعد به دنیا ‌آمد ولی کوچکترین مشکلی برای من و فرزندم به وجود نیامد.»‌

او صحبت‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد:

«علاوه بر کادر درمان بیمارستان صارم، امکانات کامل اینجا چیزی نیست که بشود به سادگی از آن گذشت. وقتی یک پزشک از شما آزمایش، سونوگرافی و … می‌خواهد با یک جابجایی یک طبقه‌ای می‌توانی سونوگرافی یا آزمایش مورد نظر را انجام بدهی. این برای یک مادر باردار بسیار ارزشمند است. در واقع یک مادر با خیال راحت می‌تواند صفر یا حتی از قبل از صفر تا صد ماجرای باردرای‌اش را در صارم طی کند. من حالا که بچه‌ام به دنیا آمده است هم به صارم می‌آیم. تمام پرونده فرزندم از روز اول تا امروز در صارم و تحت نظر دکتر معماری بوده و همچنان هست. قطعا تا زمانی که سن فرزندم اقتضا کند به صارم خواهم آمد و هم خودم خیالم راحت است و هم سلامتی فرزندم تضمین می‌شود. دخترم در حال حاضر 7 ماهه است و حالا حالاها میهمان کلینیک کودکان صارم خواهیم بود. »

مراجعه‌کننده‌ی صارم با اشاره به زندگی جدید با ورود عضو جدید به خانواده‌شان صحبت‌هایش را اینطور ادامه داد:

« بعضی اوقات با همسرم که صحبت می‌کنیم و زندگی‌مان را مرور می‌کنیم یادمان نمی‌آید قبل از به دنیا آمدن فرزندمان چطور زندگی‌ می‌کردیم و زندگی‌مان اصلا طعم و مزه‌ای داشت یا نه؟‌واقعا با به دنیا آمدن رُزا زندگی ما طور دیگری رقم خورده و تازه شبیه خانواده‌ شده‌ایم. از زندگی‌کنونی ام بسیار راضی‌تر هستم. درست است که سختی‌هایی دارد و کارمان بسیار بیشتر شده است اما بسیار شیرین‌تر و خواستنی‌تر شده است. »‌

او با اشاره به فضای مجازی بیمارستان صارم می‌گوید:‌

«زمانی که من باردار بودم کرونا نیامده بود و فکر می‌کنم کلاس‌های مجازی به این حد و اندازه نبود. اما حالا که رفت و آمد برای مادران باردار بسیار سخت و خطرناک شده است ا ین کلاس‌ها بسیار عالی و فوق‌العاده است. واقعا به درد بخور هستند. من خدم لایوهای متخصصان اطفال را حتما می‌بینم و مطمئنم مادران باردار از این کلاس‌ها نهایت استفاده را خواهند کرد. سوالشان را می‌پرسند و پاسخ را نیز بلافاصله دریافت می‌کنند. دقیقا مثل یک ویزیت رایگان!»

این مادر تازه‌کار! در پایان صحبت‌هایش می‌گوید:

« همانطور که عرض کردم دکتر میرفندرسکی و صارم به من معرفی شدند. من هم تا الان که کمتر از یک سال می‌گذرد سه نفر از دوستانم را به صارم فرستاده‌ام و خدا را شکر آنها نیز راضی‌اند. واقعیت این است که من خودم بسیار ریزبین و حساس هستم. اما دکتر میرفندرسکی از من حساس‌تر و دقیق‌تر بودند . من با خیال راحت خدمت ایشان می‌رسیدم . ایشان در نهایت دقت پیگیر تمام موارد و موضوعات مربوطه بودند. زمانی که مثلا یک سونوگرافی برای من تجویز می‌کردند و من برای سونوگرافی به یک مرکز نزدیک محل زندگی‌مان هم مراجعه می‌کردم ایشان رامی‌شناختند و می‌گفتند این پزشک آنقدر دقیق است که باید دقیقا سونوگرافی را در زمانی که گفته بگیریم و اصلا دیرتر یا زودتر نشود. این نشان از حسن توجه، دقت و مهارت ایشان بوده است که امیدوارم هم ایشان، هم دکتر معماری و البته تمام صارمی‌ها در کمال صحت و سلامت همچنان قبراق و سرحال به مردم خدمت‌رسانی کنند و خدا نیز یار و یاورشان باشد. »


rsz_mvi_3411mp400_00_40_06still001.jpg
آذر ۱, ۱۳۹۹

محبوبه رمضانی‌فرد از مراجعین محترم بیمارستان صارم که در نیمه راه دوران بارداری‌اش به سر می‌برد، منتظر به دنیا آمدن دومین فرزندش می‌باشد.

رمضانی‌فرد از انتخاب صارم می‌گوید:‌

«من یک بارداری را 12 سال پیش تجربه کرده‌ام و حالا در دومین بارداری به سر می‌برم. به خاطر همین موضوع و البته تجربه‌ای که داشتم می‌دانستم پزشک و مجموعه‌ی درمانی که در این دوران به آن مراجعه می‌کنم بسیار مهم است. به همین جهت تحقیقات زیادی کردم و از اطرافیان سوالاتی در این زمینه کردم تا از تجربیات آنها استفاده کنم. بسیاری از اطرافیان که تجربه زایمان داشتند، بیمارستان بسیار مجهز صارم و پزشکان آنها را توصیه کردند و من بر این اساس به صارم آمدم و متوجه این تاییدات و توصیه‌های اکید شدم. صارم واقعا انتخاب مناسبی است و خوشحالم از این انتخابم.»‌

او در ادامه می‌گوید:

«واقعاً دراین مدت از عملکرد پزشکان، کادر درمان و پرسنل صارم رضایت کامل داشته‌ام و امیدوارم بعد از این هم با همین کیفیت ادامه داشته باشد. بارداری اول که تجربه خاص خودش را دارد. این بارداری معنی کامل مادر شدن را دارد و شاید با هیچ شرایطی قابل قیاس نباشد. بارداری دوم در راستای تکمیل خانواده است واینکه پسرم همیشه دنبال داشتن یک خواهر یا برادر بود؛ البته ترجیح می‌دهد خواهر داشته باشد که به لطف خدا هم همین اتفاق افتاد و فرزند دومم دختر است. پسرم از همین حالا با خواهرش ارتباط گرفته است و شاید برایتان جالب باشد بدانید که گوشی پزشکی خریده است و مانند پزشکان گوشی را روی شکمم می‌گذارد و با خواهرش صحبت می‌کند. به او می‌گوید هر چه زودتر بیاید که منتظرش است. با اینکه 12 ساله است اما فکر می‌کند باید برایش بزرگی کند و مراقبتش باشد. خلاصه اینکه منتظر آمدن خواهرش است و برای آن، لحظه‌شماری می‌کند. چند روز پیش می‌گفت خواب دیدم خواهرم به دنیا آمده و من او را بغل کرده‌ام.»

از او سوال کردیم که اگر دخترشان می‌توانست صحبت کند چه می‌گفت:

«احتمالا مرا دعوت به آرامش می‌کرد و می‌گفت کمتر استرس داشته باشم. می‌گفت هر چه خدا بخواهد همان می‌شود و اگر او بخواهد من برایتان می‌مانم و به زودی به جمع خانواده‌تان اضافه خواهم شد. اما شما بهتر می‌دانید که هر چقدر هم این دوران را به راحتی و طمأنینه پشت سر بگذارید باز هم یک مادر باردار دچار استرس می‌شود و نمی‌شود خیلی بی‌خیال بود. »‌

سوال قبلی‌مان را اینبار طور دیگری مطرح کردیم و از مادر پرسیدیم شما چه صحبت‌هایی با جنین خود در این مدت داشته‌اید:

«در این مدت خیلی با هم صحبت کرده‌ایم. تقریباً تمام اتفاقات روز را برایش توضیح می‌دهم. از هر کسی ناراحت یا خوشحا ل می‌شوم برای دخترم نیز توضیح می‌دهم. برایش شعر و داستان می‌خوانم و مطمئنم متوجه می‌شوم. این را از روی تجربه عرض می‌کنم. من در بارداری اولم برای پسرم زیاد قرآن خواندم. شعر هم جزو چیزهایی بود که برایش زیاد خواندم. پسرم بعد از به دنیا آمدنش تقریبا 10 ماهه بود همان شعرها را از حفظ می‌خواند. احساس می‌کردم آن زمان که هنوز به دنیا نیامده بود آنها را می‌شنید و حالا که می‌تواند صحبت کند، آنها را بلد است و به خوبی می‌خواند. پس از اینکه پسرم به مدرسه رفت بدون اینکه کلاس خاصی رفته باشد و آموزشی دیده باشد روخوانی قرآن را به راحتی انجام می‌داد و من نسبت به اینکه دوران جنینی نوزاد متوجه صداها و فعالیت‌های اطراف خود می‌شود مطمئن‌تر شدم. از این رو به مادران باردار توصیه می‌کنم دوران بارداری را جدی بگیرند و نسبت به رفتار و صحبت‌ها، حالات روحی و روانی و خلاصه همه چیز حساس باشند. »‌

از آموزش‌های آنلاین و برنامه‌های فضای مجازی صارم نیز بی‌خبر نبود:‌

«با توجه به مشغله‌ فراوانی که دارم مدام پای گوشی و فضای مجازی نیست اما برخی برنامه‌های آنلاین بیمارستان صارم را تماشا می‌کنم و پیگیری آنها هستم. در واقع باید گفت آموزش‌های پرباری است و می‌توان به آنها استناد کرد. در این زمانه اگر چند دقیقه‌ای را پای اینترنت بنشینیم متوجه می‌شویم که راجع به یک موضوع اظهارنظرهای زیاد و عجیب و البته در پاره‌ای از مواقع ضد و نقیض وجود دارد. در دنیایی که راجع به یک موضوع کلی اطلاعات غلط و درست وجود دارد نمی‌توان به آنها استناد کرد و با دلی مطمئن همه‌ی آنها را به کار بست. بنابراین باید یک مرجع درست و مطمئن پیدا کرد و چه بهتر از اینکه یک برنامه‌ی آموزشی توسط یک بیمارستان خوب و البته کارشناسان باتجربه و کاربلد وجود داشته باشد و از آن استفاده کرد. زمانی که راجع به یک سوال و دغدغه‌ی مادر باردار، یک پزشک متخصص و فوق تخصص به صورت یک برنامه‌ی زنده اظهارنظر می‌کند، مطمئنا آن پاسخ کارشناسی و صحیح است و با چرخیدن در سایت‌های مختلف تبدیل به یک موضوع دیگر نمی‌شود. زمانی که صحبت یک پزشک را به صورت زنده با گوش‌های خودم می‌شنوم با اطمینان خاطر می‌دانم پاسخ آن دغدغه و سوال چیست و شبهه‌ای در آن نیست و این پاسخ موثق است. باید از همه‌ی دست‌اندرکاران این برنامه و البته تمام کادر پزشکی و پرسنل بیمارستان صارم تشکر و قدردانی کنم و یک خسته نباشید جانانه بگویم.»‌


مراجعین-بیمارستان-فوق-تخصصی-صارم.jpg
آذر ۱, ۱۳۹۹

ملیحه غلامیان، مراجعه‌کننده‌ای که در آخرین روز بارداری به سر می‌برد و 40 هفته بارداری کامل را تجربه کرده است و به زودی نوزادش را در آغوش خواهد کشید با روزنامه صارم همصحبت شد.

او که برای آخرین معاینه به بیمارستان صارم آمده بود می‌گوید:

«به صارم آمده‌ام تا آخرین معاینه را پشت سر بگذارم و تکلیف بستری شدن و زایمانم طی امروز یا نهایتاً فردا مشخص شود. الان که در خدمت شما هستم آمادگی کامل برای بستری شدن و البته زایمان دارم که به تشخیص پز شکم امروز و شاید فردا این اتفاق بیفتد. »‌

او ادامه می‌دهد:

«وقتی که جنین شروع به تکان خوردن کرد تازه باورم شد که قرار است مادر شوم. من کمی دیرتر به این باور رسیدم اما پدرش از همان روزهای اول خودش را پدر می‌دانست و با فرزند آینده‌مان همکلام می‌شد. این روزهای آخر، روزهای پراسترسی است و امیدوارم در شرایط سخت کرونا و البته کلیه موارد حاشیه‌ای، زایمان مناسب و بی‌دغدغه‌ای را پشت سر بگذارم.»‌

غلامیان با اشاره اینکه امیدوار است بتواند مادر خوبی باشد می‌گوید:

«مادر خوب بودن خودش هنر است و گاهی اوقات آن را با خودم مرور می‌کنم و سعی می‌کنم مادر بودن را تمرین کنم. من پس از 9 سال ازدواج و تشکیل زندگی مشترک تصمیم گرفتم باردار شوم و به همین دلیل باور مادر شدن هم برایم کمی سخت بود. اما حالا شاید ساعاتی با مادر شدنم فاصله نباشد و من دیگر یک مادر هستم. ایمدوارم بتوانم مارد خوبی باشم.»‌

مراجعه‌کننده‌ی محترم صارم از شنیدن صدای قلب جنین می‌گوید:

«همانطور که گفتم تا ماه‌های آخر هنوز باور نداشتم که قرار است عضو جدیدی به خانواده‌ی ما اضافه شود. اما بعدها این تبدیل به حس بی‌بدیل و بدون رقیب شد. اولین باری که صدای قلب فرزندم را شنیدم تنها عکس‌العملم اشک ریختن بود. اشک از خوشحالی، اشک برای این اتفاق فرخنده، اشک برای این موهبت الهی که شامل حالم شده بود. »‌

از خانم غلامیان سوال کردیم که اگر نوزادشان توانایی صحبت کردن داشت؛ فکر می‌کنید در این شرایط به شما چه می‌گفت:

«اولین چیزی که به نظرم می‌رسد که شاید می‌توانست سوال کند اینکه چرا دو ماه است که برعکس هستم؟ حالم بد شد از بس کله‌پا مانده‌ام . شما خودتان می‌توانید 10 دقیقه برعکس بمانید که من روزهای زیادی است برعکس مانده‌ام میان زمین و هوا؟»

او از صحبت‌های درگوشی‌اش با پسرش نیز برای ما گفت:

«در هر فرصتی که پیش می‌آید با او صحبت می‌کنم. صدها بار به او گفته‌ام که دوستش دارم و هنوز هم می‌گویم. کمی از دنیا برایش گفتم. اینکه این دنیا بالا وپایین‌های زیادی دارد. در زندگی باید صبر داشت، حوصله کرد، محبت کرد، دوست داشت و خلاصه کلی از این حرف‌ها. البته همانطور که اشاره کردم پدرش بیشتر و زودتر از من حضورش را باور کرده بود. هر زمان که صدای پدرش را می‌شنود تکان‌های عجیبی می‌خورد و برای من مسجل شده است که صدای پدرش را کامل تشخیص می‌دهد. البته این موضوع را من تجربه داشته‌ام. در آشنایان نیز این اتفاق افتاده است و تمام اطرافیان که در طول دوران بارداری صدایشان در اطراف مادر باردار بوده است بعد از تولد به سادگی با نوزاد ارتباط برقرار می‌کنند و این نشان از آن دارد که این صدا برای بچه آشناست. به همین دلیل است که من و پدرش با او خیلی صحبت می‌کنیم؛ هم برای ما خوب است و به نظرم هم برای او.»

این مراجعه‌کننده محترم از انتخاب صارم و پزشکش نیز برای ما اینگونه گفت:

«دوستان، آشنایان، اقوام و … تجربه حضور در صارم را داشتند و به همین دلیل ما هم از تجربه‌ی موفق آنها استفاده کردیم و به صارم آمدیم. از این انتخاب نیز خوشحالم. همان دوستان که صارم را توصیه کردند دکتر میرفندرسکی را نیز پزشکی حاذق و متبحر می‌دانستند و به همین دلیل ایشان را به عنوان پزشکم انتخاب کردم و واقعاً راضی هستم. از پزشکم راضی هستم و انرژی خوبی از او می‌گیرم. امیدوارم در این ‌آخرین ویزیت نیز خبرهای خوب از ایشان بشنوم و بتوانم یک زایمان طبیعی خوب را پشت سر بگذارم. از آنجایی که ترجیح من زایمان طبیعی است و تا الان نیز همه چیز خوب پیش رفته است امیدوارم این اتفاق بیفتد و بتوانم یک زایمان بی‌دردسر و البته طبیعی را پشت سر بگذارم و پایان شیرینی از روزهای بارداری را تجربه کنم. از پسرم نیز انتظار دارم با مادرش همکاری کند و به سادگی پابه دنیا بگذارد و چشمش را به این جهان به مبارکی بگشاید. هم من از او راضی باشم هم کادر درمان و پزشکم. امیدوارم با تلاش و تبحر پزشک و کادر درمان و البته قبل از همه‌ی اینها لطف خدا، بتوانم خاطره‌ای شیرین از 9 ماه در کنار پسرم بودن را تجربه کنم. این دوران را برای همه‌ی زنان ایران زمین که در انتظار داشتن فرزند به سر می‌برند تکرار شود و شروع، طی زمان و البته پایان شیرینی داشته باشند.»‌

توضیح: از آنجایی که این مصاحبه در روزهای گذشته تهیه شده است خانم غلامیان در حال حاضر مادر شده است و ما قدم نورسیده را به ایشان تبریک عرض می‌کنیم و امیدواریم روزهای پر از شادی و نشاط در انتظارشان باشد و فرزندشان نامدار باشند.


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.توصیه های ارایه شده اعم از تشخیصی و درمانی توصیه های کلی بوده شما را از مراجعه به پزشک معالجتان بی نیاز نمی کنند.مطالب این سایت ممکن است در گذشت زمان و با توجه به یافته های جدید علمی تغییر کنند.

تماس فوری با ما