لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

rsz_img_1122.jpg
فروردین ۱۱, ۱۴۰۰

حسن یوسفی که از سال 1396 به جمع خانواده‌ی بزرگ صارم اضافه شده است پیش از حضور در بیمارستان، یک ورزشکار حرفه‌ای و عضو تیم‌ملی فوتبال جوانان ایران بوده است.

او در ابتدای صحبت‌هایش می‌گوید: «3 سال است که افتخار همکاری با جزیره صارم را دارم و ورودم خیلی اتفاقی بود. قبل از آمدن به صارم قرار بود در جایی دیگر مشغول به فعالیت شوم که دقیقا همان روزها یکی از دوستانم صارم را به من معرفی کرد. به اینجا مراجعه کردم که متأسفانه اکیپ کارکنان کامل شده بود و جایی برای جذب نیروی جدید وجود نداشت. در حین رفتن آقای گودرزی از من سوال کرد که پیش از این، مشغولیتت چه بوده که از فوتبالیست بودنم گفتم و خلاصه همین موضوع باب شروع صحبت شد و خدا خواست که در صارم مشغول به فعالیت شدم.»

از یوسفی خواستیم که بیش از این درباره سابقه‌ی ورزشی اش برایمان بگوید:

«16 سال فوتبالیست بودم و در سطح حرفه‌ای بازی کردم. در بازی‌های آسیایی 1385 (2005 میلادی) عضو تیم ملی جوانان ایران بودم و در سطح باشگاهی نیز در باشگاه‌های زیادی مانند:‌ استقلال، استقلال خوزستان، صباباتری، نفت مسجد سلیمان، شهرداری ماهشهر، اکسین البرز، شیرین‌فراز کرمانشاه و … توپ زدم. کمی بدشانسی با چاشنی مصدومیت و البته نداشتن مدیربرنامه‌ی حرفه‌ای باعث شد که نتوانم آنطور که شایسته‌اش بودم اسم و رسم داشته باشم و خلاصه قسمت این بوده است که در حال حاضر در خدمت شما و بیمارستان صارم باشم. در اکثر تیم‌هایی که بازی کردم لباس آبی بر تن داشتم و البته خانوادگی استقلالی هستیم اما فوتبال را منطقی می‌بینیم. بسیاری از استقلالی‌ها در حال حاضر که پرسپولیس 4 سال پشت سر هم قهرمان شده آیتم‌هایی مانند لابی، پارتی، وزارت ورزش و … را بهانه می‌کنند اما واقعیت این است که این تیم در سه سال گذشته دو بار فینالیست آسیا شده است و آدم باید واقعیت را بپذیرد که در حال حاضر این تیم قوی‌تر است و بهتر فوتبال بازی می کند. بعضی‌ها چه در فوتبال و چه در زندگی از حرف منطقی ناراحت می‌شوند اما منطقی بودن بهتر از هر روش دیگری است.»

از یوسفی درباره‌ی خاطرات این سه سال و اندی که در صارم بوده است پرسیدیم:

«این سال‌ها که در صارم بوده‌ام همیشه پر از خاطرات خوب بوده است. اساساً در صارم همیشه خبر از تولد، حل مشکل مراجعین و … است که همه‌اش خاطره‌ی خوب است. در واحد حراست که من فعالیت می‌کنم همیشه با مراجعین سر و کار داریم و شخصاً همیشه سعی کرده‌ام کارشان را راه بیندازم و اگر مشکلی وجود دارد حل کنم. دوست دارم وقتی از صارم خارج می‌شوند با خاطره‌ای خوب بروند و برای ما هم دعا کنند و به هر کسی برسند از پرسنل صارم تعریف کنند و ابراز رضایت کنند. به خاطر دارم روز مصاحبه به شخص جناب آقای دکتر صارمی نیز گفتم پیراهن صارم هم مانند پیراهن تیم ملی که پوشیدن آن خیلی زحمت کشیدم، برایم مقدس است و سعی می‌کنم کارم را درست انجام دهم ، چرا که صارم خدماتی به خانواده‌ها می‌دهد که ارزشمند است و مشکلات صعب‌العلاج آنها را دوا می‌کند. در فوتبال یک اصطلاح وجود دارد که می‌گویند فلانی برای تیمش سرش را هم جلوی توپ می‌گذارد؛ یعنی با جان و دل بازی می‌کند؛ این موضوع برای من در صارم نیز صدق می‌کند و برای خدمت به مراجعین، خوشنامی بیمارستان صارم و در کل انجام درست وظایفم سرم را هم جلوی توپ می‌گذارم. »

عضو پیشین تیم ملی جوانان ایران در ادامه می‌گوید:

« یکی از خاطرات جالبم را که به یاد دارم این است که روزی که در لابی بیمارستان بودم یکی از مراجعین که سن و سال نسبتاً بالایی داشت و بعداً متوجه شدم که 58 سال دارد نزد من آمد و از من خواست با تماس از اتاق عمل پیگیر حال زایمان یک خانمی شوم. من در ابتدا فکر کردم که قرار است دختر یا عروسش زایمان کند و او به زودی پدربزرگ شود. وقتی سوال کردم که قرار است نوه‌تان به دنیا بیاید؟ خندید و گفت :نه، همسرم در اتاق عمل است. من ابتدا عذرخواهی کردم ولی ایشان مدام می‌خندید و ازا ین که قرار است پدر شود خیلی خوشحال بود. او می‌گفت 24 سال پیگیر رفع مشکل ناباروری همسرم بودم اما مشکل حل نمی‌شد . فقط یک سال و نیم است که به صارم آمده‌ایم که حالا من پدر شده‌ام. کاش زودتر از اینها به صارم می‌آمدم و الان فرزندم یک روزه نبود و سالها بود که پدر شده بودم.»

یوسفی در پایان صحبت‌هایش از ارتباط خوب بین پرسنل با هم و البته ارائه خدمات به مراجعین گفت:

«در صارم، همه‌ اعضای یک تیم هستیم و صرفاً شیفتهای متفاوتی سر کار هستیم. در واحد حراست همه تلاش می‌کنیم نظم کامل در بیمارستان برقرار باشد و عملکردی داشته باشیم که مراجعین از صارم راضی باشند. واقعیت این است که ما ساعتهای بیشتری در صارم نسبت به خانواده‌ی خود کنار هم هستیم. اینجا 24 ساعت کنار هم هستیم اما در خانه برخی ساعتها خواب هستیم و … و خلاصه به 24 ساعت نمی‌رسد! به خاطر همین مثل خانواده هستیم و همکاری و رفاقتمان بسیار خوب و صمیمی است. بر خودم وظیفه می‌دانم از چند نفر تشکر ویژه کنم. ابتدا از شخص اول بیمارستان آقای دکتر صارمی تشکر می‌کنم و برایشان سلامتی آرزومندم. بعد از ایشان از آقایان گودرزی (مسئول پیشین واحد حراست) و آقای مومن‌پور (مسئول فعلی واحد حراست) متشکرم که همیشه به من لطف داشته‌اند. در نهایت از تمام مسئولین بیمارستان که به فکر کارکنان بیمارستان هستند و همیشه دغدغه احقاق حقوق آنها را دارند متشکرم و امیدوارم سال جدید سالی پر از خبرهای خوب و موفقیت برای تمام همکارانم باشد و روزهای خوب برای همه در پیش باشد. پیشاپیش سال نو را به همه صارمی‌ها تبریک عرض می‌کنم.»


rsz_img_9333.jpg
اسفند ۳, ۱۳۹۹

خانم مریم شامی را شاید بتوان پرسابقه‌ترین عضو جزیره‌ی صارم دانست. او که از سال 1375 تا به حال دوشادوش دکتر صارمی مشغول به فعالیت بوده است مخاطب امروزمان در روزنامه صارم است.

شامی ابتدای صحبت‌های خود می‌گوید:

«24 سال است که در کنار دکتر صارمی فعالیت می‌کنم و پیشینه‌ی کارم به مرکز درمان ناباروری ایشان در خیابان خردمند برمی‌گردد. برخی مواقع که از دکتر صارمی می‌شنوم که خطاب به من می‌گوید «او دختر من است و من او را بزرگ کرده‌ام» که دقیقاً درست است. من پیش از اینکه وارد دانشگاه شوم همراه مادرم که بیمار دکتر صارمی بودند به مرکز درمانی خیابان خردمند مراجعه می‌کردم و از همان موقع به این رشته علاقمند شدم. بعدها در رشته مامایی ادامه‌ی تحصیل دادم و پس از پایان تحصیلاتم در همان مرکز درمانی مشغول به فعالیت شدم. بعدها نیز پس از افتتاح بیمارستان صارم به اینجا نقل مکان کردیم و همچنان در همان رشته و با همان خدمات در خدمت مراجعین هستیم.»

او در ادامه می‌گوید:

«زمانی که در مرکز درمانی قبلی بودیم و اوایل افتتاح بیمارستان صارم، خدمات پریناتال و نازایی در یک کلینیک به صورت مشترک ارائه می‌شد و بعدها با افزایش تعداد مراجعین و افزایش خدمات بیمارستان این کلینیک‌ها به صورت جداگانه فعالیت کردند و من هم به صورت تخصصی در بخش کمک‌باروری به ادامه‌ی فعالیت پرداختم. پیش از آن مسئولیت هر دو کلینیک بر عهده‌ی من بود و بعدها با جدا شدن خدمات، صرفاً در بخش نازایی مشغول به فعالیت شدم.»

از او علت این فعالیت طولانی در بیمارستان صارم را جویا شدیم:

«در درجه اول وجود دکتر صارمی باعث چنین امری شده است. از افتخارات من این است که در این مدت در خدمت ایشان بودم و شاگردی کردم و به داشته‌هایم افزودم. شاید برای شما جالب باشد که بدانید شروع فعالیت ما در بیمارستان صارم به صورتی بود که تعداد پرسنل نهایتاً محدود به 50 نفر می‌شد و دلیل این موضوع محدودیت خدماتی بود که به مراجعین ارائه می‌شد. در حال حاضر در بیمارستان صارم خدمات درمانی جنرال ارائه می‌شود و این باعث افتخارمان است. هم‌اکنون در بیمارستان صارم قریب به 750 نفر مشغول به فعالیت هستند و این یعنی رشد بی‌نظیر و اعتماد مردم به صارم. هر چند صارم در تهران، ایران و حتی سطح جهان به یک برند در فیلد نازایی مشهور است و حرفهایی زیادی در این ارتباط برای گفتن دارد اما ارائه‌ی خدمات تکمیلی به مردم و اهمیت کسب رضایت آنها باعث شده است خدمات مختلف در رشته‌های درمانی گوناگون برای ارائه داشته باشیم و مراجعین برای استفاده از خدمات مختلف در سطح شهر سرگردان نشوند. »

مریم شامی هر روز فعالیتش در صارم یک خاطره بوده است؛ از او خواستیم برای نمونه یکی از آنها را بیان کند:

«همانطور که خودتان گفتید هر روز فعالیت در صارم یک خاطره است؛ هر چند برخی از آنها بیادماندنی‌تر از بقیه می‌باشند. باور کنید موفقیت و به ثمر رسیدن هر کدام از کیس‌های مختلف مانند به نتیجه رسیدن یکی از اعضای خانواده‌مان برای ما شیرین است. اصلاً باید یک موضوع را بیان کنم و آن اینکه زمانی که یکی از مراجعین 14 سال در کنار ما و مراجعه‌کننده‌ی ما باشد چه عنوانی غیر از عضوی از خانواده‌ بودن را می‌توان به آنها اطلاق کرد. به خاطر دارم یکی از بیماران که دچار نارسایی زودرس تخمدان شده بود از ناباروری رنج می‌برد و نیاز به تخمک اهدایی داشت.

یکی از دوستانش مدام با او به بیمارستان مراجعه می‌کرد تا تخمک مورد نیاز را اهدا کند و روند درمان طی شود. پس از مدتی که هنوز به زمان نتیجه رسیدن راه زیادی باقی بود، شخص بیمار به بیمارستان آمد و گفت احساس می‌کند شکمش بزرگ شده و شاید باردار است. از او آزمایش گرفتیم و متوجه شدیم 4 ماه است باردار است و خودش نیز متوجه نبود. این موضوع بسیار شیرین و بیادماندنی شد و بدون استفاده از تخمک اهدایی و درمان‌های جانبی او باردار شده بود و 5 ماه بعد طعم مادر شدن را چشید.»

او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید:

«باید از دکتر صارمی تشکر و قدردانی ویژه کنم که وجود ایشان باعث ایجاد چنین تشکیلاتی شده است و به خود می‌بالم که افتخار شاگردی ایشان را در این مدت داشته‌ام و در این مدت خدمتی هر چند کوچک به سهم خودم در خانواده‌ی بزرگ صارم برای مراجعین دوست‌داشتنی‌اش ارائه کرده‌ام. برای همگی همکاران و دوستانم آرزوی سلامتی دارم.»


rsz_img_9358.jpg
بهمن ۲۹, ۱۳۹۹

اکرم حاجی‌نسب ، پرسنل با تجربه و قدیمی بیمارستان که در عرصه‌های مختلف رقابتی بین همکاران نیز همیشه فعال بوده و در غالب مسابقاتی که میان پرسنل در مراسم‌های مختلف برگزار می‌شود همیشه برنده بوده مخاطب امروزمان می‌باشد.

حاجی‌نسب با شوخ‌طبعی و روحیه‌ی سرحال همیشگی صحبت‌هایش را اینطور شروع می‌کند:

«از سال 1392 در واحد تغذیه، بخش میهمانداری مشغول به فعالیت هستم. از همان ابتدا که وارد بیمارستان شدم در همین قسمت فعال بوده‌ام و همچنان در کنار همکاران خوبم حضور دارم و به کار خود ادامه می‌دهم. خدا راشکر همه چیز روبراه است و مثل همیشه از شغل خودم راضی‌ام. از امنیتی که اینجا برایم برقرار است و مسئول مستقیمم بسیار خشنودم و امیدوارم همیشه مثل این 7 سال اوضاع بر وفق مراد باشد. »‌

او در ادامه می‌گوید:

«کارهایی که به خورد و خوراک مربوط باشد معمولاً جزو وظایف خانم‌ها در خانه است. من در صارم نیز به همین کار مشغول هستم و به همین دلیل صارم و خانه‌ام برایم تفاوتی ندارد و اینجا هم مثل خانه راحت هستم و علاقه‌ام به محل کارم دو چندان شده است. پیش از صارم کار اداری دیگری داشتم و صارم اولین بیمارستانی است که در آن کار می‌کنم.»

حاجی‌نسب با اشاره به ارتباط واحد تغذیه با بیماران بستری می‌گوید:

«تمام تلاش شبانه‌روزی ما و البته تمام همکاران محترم بیمارستان، جلب رضایت حداکثری مراجعین بیمارستان است. خدا را شکر معمولا هیچ کم و کاستی وجود ندارد اما به هر ترتیب اگر کوچکترین نقصی در کار هم باشد با تمام وجود تلاش می‌کنیم آن را رفع کنیم و بیمار کوچکترین کم و کاستی در خدمات ارائه شده احساس نکند. روی خوش و میهمان‌نوازی تمام همکاران از جمله خصوصیات اخلاقی‌شان است که همیشه آن را رعایت می‌کنند. شخصاً تمام تلاشم بر این است که تمام شرایطی که را که دوست دارم برای خودم مهیا باشد برای همه بیماران تدارک ببینم و فکر کنم شخص بستری شده از نزدیکان و اقوام خودم می‌باشد.»

این عضو جزیره‌ی صارم می‌گوید:

«روحیه‌ی شخصی من معمولا شوخ‌طبعی و با انرژی بودن است. همیشه سعی می‌کنم کسی از من ناراحت نباشد و با بگوبخند مشکلات را رفع کنم. تکه کلام «چقدر تأثیر دارد؟» را بسیاری از جاها حتی بی‌ارتباط به موضوع و بی‌ربط استفاده می‌کنم و در غالب شرایط خنده‌دار از آب در می‌آید. یک بار در اتاق بستری به یکی از کادر درمان بدون هیچ مقدمه گفتم «خانم …. می‌دونی چقدر تأثیر داره؟» که با خنده آن همکارم روبرو شدم. در همین لحظه بیمار به کنجکاوی سوال کرد: «چی چقدر تأثیر داره؟» که برایش توضیح دادیم این تکه کلام است و اصلا مناسبتی با این شرایط ندارد. »

حاجی نسب با اشاره به این نکته که رفع کسالت بیماران برای ما هم بسیار خوشحال‌کننده است می‌گوید:

«ما در بیمارستان صارم معمولاً بیماران بسیار بدحال که زندگی‌شان در خطر باشد نداریم اما هر از گاهی که چنین مواردی را می‌بینیم بسیار ناراحت‌کننده است و از ته دل برایشان دعا می‌کنیم. مدتی قبل یکی از بیماران که در بخش ICU بستری بود حال و اوضاع خوبی نداشت که باور کنید شبانه‌روز برایش دعا می‌کردم. یادم است روزی که باران می‌آمد آنقدر برایش دعا کردم که شاید برای هیچ موضوع دیگری تا به حال اینقدر دعا نکرده بودم. حتی وقتی برای ارائه خدمات به این بخش مراجعه می‌کردم بر سر بالین آن بیمار آیت‌الکرسی می‌خواندم از خدا شفایش را می‌خواستم که خدا را شکر حالش خوب شد و واقعا از ته قلبم برایش خوشحال بودم. آن روز با همسرم که صحبت می‌کردم گفتم خدا در روز ولنتاین به ما یک هدیه بسیار خوب داد و آن هم سلامتی یک بیمار بدحال بود.»

این همکار گرامی در پایان صحبت‌هایش گفت:

«پیشاپیش سال نو را تبریک می‌گویم و امیدوارم در این سال جدید خدا نفس کشیدن راحت را به ما هدیه کند. بلای کرونا از جمیع مردم جهان دور باشد و زندگی عادی خود را ادامه دهیم. در سالی که گذشت حتی نفس کشیدن عادی هم برای همه دغدغه شده است و دوست دارم حداقل به زندگی عادی خود برگردیم. به امید آن روز.»


rsz_img_9301.jpg
بهمن ۲۹, ۱۳۹۹

با شادی نوری، پرسنل محترم صارم که این روزها در بخش پذیرش بستری مشغول به فعالیت می‌باشند گپ و گفت کوتاهی داشتیم.

او از آمدنش به صارم می‌گوید:

«حدود یک سال و نیم است که عضو خانواده‌ی بزرگ صارم شده ‌ام و از این اتفاق خیلی خوشحالم. در حال حاضر در قسمت پذیرش بستری در خدمت مراجعین محترم هستم و سعی می‌کنم با انجام درست وظایفم به سهم خودم گامی در جهت جلب رضایت مردم و نیل به اهداف مجموعه صارم بردارم.»

او در ادامه می‌گوید:

«از شاخصه‌های بیمارستان که در این مدت به چشمم آمده است پرسنل وظیفه‌شناس، مودب و به طور کلی دوست‌داشتنی‌اش است که واقعا همکاری با آنها برایم جذاب است و همیشه تلاشم بر این بوده که همکاری مناسبی با همه‌ی اعضای جزیره‌ی صارم داشته باشم.»

نوری معتقد است در صارم همه چیز در حال پیشرفت است:

«محیط مناسب صارم باعث شده است اعضای آن نیز به خوبی به انجام وظیفه بپردازند و همیشه رو به جلو حرکت کنند. در صارم پیشرفت به وضوح قابل مشاهده است و فکر می‌کنم سایر همکاران نیز از کار کردن در صارم راضی باشند. علاوه بر همکاران، بیماران نیز از انتخاب صارم خوشحالند. من در قسمتی هستم که بیماران در بدو بستری و زمان اتمام زمان بستری‌شدنشان با ما سروکار دارند و از روحیه‌ی آنها به سادگی می‌توان از میزان رضایت یا عدم رضایت آنها آگاهی پیدا کرد. باید بگویم که غالباً بیماران از انتخاب صارم راضی هستند و یکی از دلایل شلوغ بودن بیمارستان صارم هم همین موضوع است. در چند ماه اخیر شلوغی بیمارستان بیش از گذشته بوده است و این امر باعث شده است کار پرسنل نیز بیشتر شود اما به هر ترتیب رضایت مراجعین خستگی را از تن ما خارج می‌کند. به همه همکاران محترم خسته نباشید عرض می‌کنم و امیدوارم مثل همیشه قبراق و سرحال با سلامتی کامل در خدمت مراجعین باشند.»


rsz_img_7856.jpg
بهمن ۲۲, ۱۳۹۹

حامد کاظم‌لو از پرسنل خوش‌اخلاق و قدیمی بیمارستان صارم است.

او که از سال 1392 به جمع خانواده‌ی بزرگ صارم اضافه شده است می‌گوید:

«پیش از صارم در بیمارستان دیگری مشغول به فعالیت بودم و پس از آشنایی با صارم، مراجعه، مصاحبه و … به جمع صارمی‌ها اضافه شدم. ابتدا در صندوق، بعدها پذیرش و …، در حال حاضر هم در بیمه و ترخیص در خدمت مراجعین محترم هستم. البته بخشی که هم‌اکنون در آن مشغول به فعالیت هستم مرتبط‌ترین جا با توجه به رشته تحصیلی‌ام می‌باشد و از آنجایی که رشته دانشگاهی‌ام نیز بیمه است بنابراین فکر می‌کنم در این بخش بهتر و بیشتر می‌توانم از داشته‌هایم استفاده کنم و در خدمت مجموعه صارم باشم.»‌

او در ادامه می‌گوید:

«از ابتدای حضورم در صارم، همه چیز برای من خوب بوده است. البته همه کارها فراز و نشیب‌هایی دارند و روزهای سخت و آسان زیادی را باید تجربه کرد؛ کار ما هم از این امر مستثنی نبوده است. نکته‌ای که به نظرم می‌رسد این است که امیدوارم همچنان به عنوان یک نیروی مفید در خدمت بیمارستان صارم باشم و در این راستا همه‌ی انرژی و تلاشم را به کار گرفته‌ام؛ اما در کل فکر می‌کنم مجموعه‌ی صارم آخرین جایی باشد که به عنوان یک نیروی اداری مشغول به فعالیت باشم و روزی روزگاری پس از صارم، دیگر کار اداری و دفتری انجام نخواهم داد.»

کاظم‌لو با اشاره به اخلاق و رفتار پرسنل صارم می‌گوید:

«پرسنل صارم همیشه درجه یک بوده‌اند و هیچ عضوی از صارم تا به حال از نظر اخلاق حرفه‌ای در کار مشکلی نداشته‌ است. همیشه و همه جا گفته‌ام و همچنان نیز خواهم گفت که بیمارستان صارم از کادر بسیار خوش‌اخلاق، خوش‌خلق و خوش‌برخوردی برخوردار است و این یکی از ویژگی‌های بارز جزیره‌ی صارم است. درباره‌ی رفتار و خلقیات من هم دیگران باید نظر بدهند و امیدوارم کسی از من ناراحت و دلگیر نباشد.»

او صحبت‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد:

«همانطور که اشاره کردم در همه‌کارها روزهای خوش و روزهای سخت وجود دارد . یکی از بهترین روزهای من در صارم روز تولد فرزندم در صارم بوده است. یکی از مواردی که من به صارم تعلق خاطر دارم این است که پیش از آمدن به صارم من متأهل نبودم. پس از ورود به صارم تشکیل خانواده دادم و حالا فرزندم هم به جمع خانواده‌ی ما اضافه شده است. اینها همه در روزهایی برای من رقم خورده است که در صارم مشغول به فعالیت بوده‌ام و به همین دلیل است که نگاهم به صارم چیزی فراتر از محل کار می‌باشد و با تمام سختی‌ها می‌گویم در صارم از ابتدا همه چیز برای من خوب بوده است.»

او در بخش پایانی صحبت‌هایش می‌گوید:

«زمانی که من در این واحد (بیمه) شروع به فعالیت کردم با 14 بیمه قرارداد داشتیم؛ اما در حال حاضر با 41 بیمه همکاری می‌کنیم و این باعث شده حجم کار با همان نیروی انسانی قبلی به شدت افزایش یابد. البته ما تمام انرژی خود را برای پیشبرد امور به کار گرفته‌ایم و امیدواریم در این امر موفق عمل کرده باشیم. جا دارد از شخص جناب آقای دکتر صارمی تشکر ویژه نمایم که همیشه فشار حداکثری روی دوش ایشان می‌باشد اما با مدیریت خودشان تمامی امور را رفع و رجوع می‌کنند. امیدوارم مجموعه‌ی صارم همچنان پابرجا و استوار به کار خود ا دامه دهد و سایه‌ی جناب آقای دکتر صارمی در سلامتی کامل بر سر ما و تمام اعضای جزیره‌ی صارم باشد. »


rsz_img_7842.jpg
بهمن ۱۸, ۱۳۹۹

شبنم کنش‌لو از اعضای نسبتاً جدید خانواده‌ی بزرگ صارم می‌باشد که با او به گفت‌وگو نشستیم.

او از آمدنش به صارم می‌گوید:

«پیش از صارم در محیطی کاملاً متفاوت با بیمارستان مشغول به کار بودم و هیچ ارتباطی با کار درمانی نداشت. البته آنجا نیز چیزهای زیادی آموختم و به داشته‌هایم اضافه کردم. از اردیبهشت 1399 به خانواده‌ی بزرگ صارم پیوستم از این بابت خیلی خوشحالم. اینجا در محیطی قرار گرفتم که آدم‌های خوب در اطرافم بسیار زیادند و دایره رفقا و دوستانم را به شکل قابل توجهی افزایش داد. خوشحالم این فرصت را پیدا کردم که دوستان و همکاران خیلی خوب پیدا کنم و به موضوع را به فال نیک می‌گیرم.»

کنش‌لو در ادامه به خواسته‌های قلبی‌اش اشاره می‌کند:

«موضوعی که همیشه دنبال آن هستم ارتباط بسیار خوب با اطرافیانم است. در صارم با رابطه‌ی خوبی که میان پرسنل وجوددارد همیشه در حال آموختن هستم. چنین مجموعه‌ای دائماً در حال پیشرفت خواهد بود. البته نکته‌ای که مدام در ذهنم می‌پرورانم و به آن معتقدم این است که در اوج و بالاترین نقطه کیفی نیز همیشه جای پیشرفت وجوددارد. در اینکه صارم خوب است و محیطی بسیار مناسبی برای ارائه‌ی خدمات درمانی بسیار با کیفیت است شکی نیست اما همیشه جا برای پیشرفت و بهتر شدن وجود دارد و شخصاً در هر محیط کاری که بوده‌ام این هدف را دنبال کرده‌ام و سعی می‌کنم با انجام درست وظایفم به بهتر شدن مجموعه کمک کنم؛ این چالش را خیلی دوست دارم و همیشه دنبالش می‌کنم. »

او با اشاره به شروع فعالیتش در کلینیک اطفال می‌گوید:

«بهترین خاطره‌ام در همین مدت کوتاه در ارتباط با کودکانی است که برای رسیدگی و رفع بیماری به کلینیک کودکان مراجعه می‌کردند. این کودکان معصوم و دوست‌داشتنی را قسمتی از وجودم می‌دانم و به قدری با آنها اُخت می‌شدم و سعی می‌کردم مهربانانه برخورد کنم که وقتی در کلینیک نبودم، همکارانم به من می‌گفتند برخی کودکان که به کلینیک می‌آیند سراغت را می‌گیرند و دوست دارند تو را ببینند. برخی از آنها آنقدر با من دوست می‌شدند که در کلینیک دنبالم می‌دودیدند و هر جا می‌رفتم آنها هم می‌آمدند! به طور کلی دنیای بچه‌ها را خیلی دوست دارم.»

کنش‌لو نظر جالبی پیرامون ارتباط بین پرسنل در صارم دارد:

‌«موضوعی که به ذهنم می‌رسد این است که همه‌ی آدم‌ها روزهایی سر حوصله نیستندو بعضی اوقات نمی‌توان از آنها اخلاقیات و عکس‌العمل‌های همیشگی را انتظار داشت. با تنش‌های کوچک و صحبت‌های لحظه‌ای نباید میان همکاران کدورت و ناراحتی پیش بیاید و باید از آن گذشت و در رسیدن مجموعه به اهداف عالیه تلاش کرد. در کنار این موضوع اگر یک مسئول و مدیر در یک مجموعه علاوه بر مدیر بودن مدبر هم باشد می‌تواند در لحظات خاص درست فکر کند، درست تصمیم بگیرد و درست عمل کند. مدیرِ مدبّر باعث پیشرفت محیط کار و ایجاد فضای گرم و صمیمی میان اعضای آن می‌شود و فکر می‌کنم در صارم این اتفاق افتاده است و دلیل صمیمت و رابطه درست میان تمام اعضای صارم همین است.»

او صحبت‌هایش را اینطور به پایان می‌رساند:

«امیدوارم تا زمانی که خیر و صلاح است اینجا بمانم و از بودن در این مجموعه همواره راضی و خوشحال بوده‌ام.صارم را دوست دارم چون می‌توانم به همنوعانم خدمت کنم و در تعامل با مردم باشم. در این مدت از همه همکارانم آموخته‌ام و برای همه آنها بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. امیدوارم همیشه حکمت خدا با خواسته‌ی دل همه‌ی عزیزانم که می‌شناسم یا حتی نمی‌شناسم یکی باشد. سلامتی و موفقیت همه‌ی شما آرزوی قلبی من است.»


rsz_فخیم.jpg
بهمن ۱۵, ۱۳۹۹

غزاله فخیمی‌راد با سابقه حضور نزدیک به یک دهه در جزیره‌ی صارم مخاطب نام‌آشنای امروز روزنامه صارم است.

او که از اول تیر ماه 1390 در صارم شروع به فعالیت کرده است کارش را از اورژانس آغاز و حضورش را در دفتر پرستاری ادامه د اده است.

فخیمی راد در ابتدای صحبت‌هایش می‌گوید: «زمانی که من به خانواده‌ی بزرگ صارم پیوستم سرکار خانم قمصری به عنوان مترون فعالیت می‌کردند و با هماهنگی ایشان و علاقه‌ی بسیار زیادم به حضور در اورژانس، در این بخش شروع به کار کردم. بیش از دو سال در اورژانس صارم در خدمت مراجعین محترم بودم و پس از آن به دفتر پرستاری منتقل شدم. حالا نزدیک به یک دهه است که به عنوان عضو کوچکی از صارم در خدمت همکاران و بیماران هستم. »‌

از او درباره‌ی شغل پرستاری و به طور کلی فعالیت در صارم جویا شدیم:

«در هیچ کجای دنیا شغل پرستاری بدون چالش و استرس نیست. البته همه‌ی کارها سختی‌های مخصوص خودش را دارد و پرستاری هم از این امر مستثنی نیست و در صارم کمی با جاهای دیگر متفاوت است و قشنگی‌های ویژه و مخصوص خودش را دارد. باید اعتراف کنم که صارم در کنار چالش‌ها و موارد مختص به خودش، محیطی بسیار آرامش‌بخش و خاص است. این نکته را، هم اعضای قدیمی صارم تصدیق می‌کنند هم کسانی که سابقه‌ی آنچنان زیادی در صارم ندارند به این نتیجه خواهند رسید. کسانی که تجربه کار کردن در محیط‌های دیگر را دارند قطعاً می‌دانند که در صارم مشکلات و حاشیه‌ها بسیار کمتر از قشنگی‌ها و دلخوشی‌هایش است. در صارم خیلی راحت می‌شود کار کرد و به مراجعین خدمات ارائه کرد. جوّی که میان پرسنل صارم وجود دارد بسیار صمیمی است و همه با هم احساس می‌کنیم یک خانواده هستیم. همه پرسنل پس از مدتی به رنگ صارم در می‌آیند و خودشان را عضو خانواده‌ی بزرگ صارم می‌دانند.»

فخیمی‌ در ادامه با اشاره به مشکلات موجود در سالی که گذشت می‌گوید:

«در سالی که به دنیا گذشت خیلی چیزها به مردم ثابت شد. سختی‌ها و اتفاقات غم‌انگیز زیادی در آن رخ داد. تعداد زیادی از مردم قربانی ویروس کرونا شدند و این چالش همچنان ادامه دارد. اما اگر بخواهیم به نیمه‌ی پر لیوان نگاه کنیم باید بگویم مردم به نقش پررنگ و تأثیر گذار کادر درمان و پرستارها بیشتر پی بردند و این قشر از احترام بیشتری نسبت به قبل برخوردار شد؛ از جان‌گذشتگی‌هایشان بیشتر به چشم آمد و سختی‌های کارشان را بیشتر ارج نهادند. خوشحالم که عضوی از این جامعه‌ی زحتمتکش و کم‌توقع هستم و می‌توانم نام خودم را پرستار بگذارم. »‌

سوپروایزر خوش‌کلام بیمارستان صارم صحبت‌هایش را با یک خاطره به پایان برد:

«اگر بخواهم خاطره بگویم راجع به تمام روزهای فعالیتم باید صحبت کنم اما برخی از روزها خاص و ماندگار می‌شود. خوب به خا طر دارم اوایل روزهایی بود که به عنوان سوپروایزر فعالیت می‌کردم و از قضا یکی از شبها شرایطی پیش آمد که باید به سرعت یک عمل جراحی بسیار سخت و اورژانسی در اتاق عمل انجام می‌شد. هدنرس آن روزها سرکار خانم درزی بودند و به همین دلیل حدود ساعت 2 شب با ایشان تماس گرفتم و خواستم به بیمارستان بیایند. پس از حدود 20 دقیقه ایشان در اتاق عمل حاضر شدند که این سرعت عمل برایم بسیار جالب بود. نکته‌ی جالبتر این بود که من خانم درزی را به صورت حضوری تا آن لحظه ندیده بودم و اولین برخوردم با ایشان در چنین شرایطی رخ داد؛ هر چند که دوست داشتم در حال بهتری اتفاق می‌افتاد. نمی‌دانستم خانم درزی نسبت به کسی که این زمان از نیمه شب او را به بیمارستان کشانده و از قضا برای اولین بار او را می‌بیند چه حسی دارد و در دلش چه می‌گذرد، اما بعدها آن شب به خاطره‌ها پیوست و حالا ما در کنار هم رفقا و همکاران قدیمی به حساب می‌آییم و روزهای سخت‌تر و عجیب‌تر را نیز پشت سر گذاشته‌ایم.»


rsz_img_252.jpg
بهمن ۱۵, ۱۳۹۹

مریم شاپورگان، از مراجعین محترم بیمارستان است که برای بار دوم صارم را انتخاب کرده است و این نکته‌ای است که خبر از رضایت او در زایمان اولش می‌دهد.

شاپورگان در باره دلیل انتخابش می‌گوید:

«4سال پیش دنبال یک مرکز درمانی یا بیمارستان بسیار خوب و البته پزشکی حاذق در رشته زنان و زایمان بودم که به نام صارم رسیدم. در صارم هم تحقیق کردم و دکتر کرم‌نیای‌فر را انتخاب کردم. دوست داشتم زایمان طبیعی داشته باشم و خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد. پسرم کیان در حال حاضر 4 سال دارد و خدا را شکر از همه چیز راضی بودم. به همین دلیل است که برای بار دوم بدون هیچ تردیدی صارم را انتخاب کردم و حالا هم در هفته 35 بارداری دومم هستم و چیزی به پایان این دوره نیز باقی نمانده و پسر دومم هم به زودی به دنیا خواهد آمد.»‌

او صحبت‌هایش را اینطور ادامه داد:

«در حال حاضر تقریباً به صورت میانگین ماهی یک بار به صارم مراجعه می‌کنم و پزشکم معاینات، آزمایش‌ها و خلاصه هر آنچه لازم است را با حوصله و سرفرصت برایم انجام می‌دهد. ایشان واقعاً‌باتجربه و البته با حوصله هستند و زمانی که خدمت ایشان می‌رسم آرامش خاصی به من دست می‌دهد. دکتر کرم‌نیای‌فر هیچ سوالی را بی‌پاسخ نمی‌گذارند و تمام ابهامات ذهنی بیماران را رفع می‌کند. با اینکه مراجعین صارم مخصوصاً دکتر کرم‌نیای‌فر زیاد است و همیشه سرشان شلوغ است اما تا به حال ندیدم سر حوصله نباشند و به دلیل تراکم زیاد مراجعین، معاینه‌ای را ناتمام یا کاری را با عجله انجام دهد. با خیالی راحت آخرین روزهای دوران بارداری ام را پشت سر می‌گذارم و به زودی آرمان نیز به دنیا خواهد آمد و خاطرات خوش من از صارم دو برابر می‌شود.»

شاپورگان در ادامه می‌گوید:

«من چهار سال پیش به قسمتهای مختلف صارم از قبیل کلینیک، سونوگرافی، تصویربرداری، آزمایشگاه و … مراجعه کرده‌ام و در حال حاضر نیز با تمام این قسمتها سرو کار دارم. انصافاً همه چیز سر جای خودش است و نظم و انضباط بیش از پیش رعایت می‌شودو به ما نند گذشته همانقدر با کیفیت است. در این مدت هم پزشک و هم بیمارستان را به اطرافیان توصیه کرده‌ام و دوست دارم این تجربه شیرین و خیال راحت را اطرافیانم نیز تجربه کنند. علاوه بر کادر درمان، بخش‌های مختلف و … پرسنل صارم نیز بسیار با اخلاق و حرفه‌ای عمل‌کنند و احترام حرف اول و آخر در صارم است. »

از حس و حال دوباره مادر شدن نیز سوال کردیم:

«پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند که با جنین صحبت کنیم و با او ارتباط برقرار کنیم. من این نکته را بسیار مفید می‌دانم و به آن نیز جامه‌ی عمل می‌پوشانم. پسرم در حال حاضر متوجه تمام چیزهایی که دوروبرش است می‌شود و عکس‌العمل نشان می‌دهد. حرفهای با انرژی مثبت، زیاد بین ما رد و بدل می‌شود. از او می‌خواهم که مثل برادرش راحت به دنیا بیاید و هم خودش و هم من را اذیت نکند. این بار حسم تفاوت زیادی با دفعه‌ی قبل دارد. این بار حس مادری را بیشتر درک کرده‌ام و تجربه‌ی گذشته من را آبدیده کرده است. مرتبه‌ی قبل بیشتر استرس داشتم و کمتر به روزهای مادری فکر می‌کردم. اما الان بیشتر به آن روزها فکر می‌کنم؛ هر چند بزرگ کردن بچه بسیار سخت و طاقت‌فرساست اما ارزشش را دارد و وقتی رشد و نمو او را تماشا می‌کنی لذتبخش است. »‌

او در پایان می‌گوید:

«خدا این فرصت را به هر کسی که آرزوی مادر شدن دارد بدهد و ان‌شاءا… همه بچه‌ها سالم به دنیا بیایند و با رفتن این بیماری شرایط جامعه بهتر شود. سلامتی همه را آرزومندم و دعا می‌کنیم برای دیدن روزهای بدون کرونا و اینکه ماسک از صورت همه‌ی مردم جهان برداشته شود.»


rsz_img_5360.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۹

مریم ناز حاتمی، مراجعه‌کننده محترم صارم که در اواخر دوره‌ی بارداری‌اش به سر می‌برد و یکی دو هفته دیگر طعم مادر شدن را خواهد چشید مخاطب امروز روزنامه صارم می‌باشد.

از ایشان خواستیم برایمان بگوید که در کجای مسیر 9 ماهه‌ی بارداری قرار دارد و چرا صارم را انتخاب کرده است:

«در ماه نهم بارداری هستم و یکی دو هفته دیگر فرزندم به دنیا می‌آید. آشنایی‌ام با صارم به زایمان یکی از دوستانم در سال گذشته برمی‌گردد. او تیر ماه سال گذشته در بیمارستان صارم زایمان کرد و از آنجا که دوست نزدیکم بود در جریان روند مراقبت‌های دوران بارداری ایشان بودم و هر چه برایش رخ می‌داد را برایم تعریف می‌کرد. او از بیمارستان صارم بسیار راضی بود و خیلی از اینجا تعریف می‌کرد. البته من صرفاً به تایید دوستم اکتفا نکردم و به همین دلیل فضای مجازی و کامنت‌های مختلف را بررسی کردم و ازمردم نیز نظرخواهی کردم و نسبت به انتخاب صارم مطمئن شدم. خرداد ماه که برای اولین بار به صارم آمدم یکی از اقوام را هم اینجا دیدم که برای طی مراقبت‌های دوران بارداری به اینجا آمده بود و به همین دلیل از او هم تحقیق کردم و ایشان نیز صارم را تایید کرد. همه‌ی این دلایل باعث شد که به انتخابم مطمئن شوم و حالا در حال طی کردن روزهای پایانی دوران باردرای‌ام هستم.»‌

او در ادامه می‌گوید:

«پزشک دوستم در سال گذشته، شخص دیگری بود و من در حال حاضر زیرنظر دکتر میرفندرسکی هستم. ایشان نیز پزشکی بسیار با اخلاق و حاذق هستندو واقعاً در این مدت از ایشان راضی هستم. هر چند مطمئن هستم مجموعه‌ای مانند صارم دارای کادر درمان بسیار عالی، پزشکان فوق‌العاده خوب و امکانات کامل است اما من تجربه‌ی شخصی‌ام را عرض کردم و آن رضایتم از پزشک خودم می‌باشد. از شاخصه‌های اخلاقی ایشان این است که بسیار باحوصله به تمام حرف‌ها و سوالات و نگرانی‌هایم گوش می‌دهند و بسیار دقیق به جزئیات توجه می‌کنند و در نهایت همه جوانب را در نظر گرفته و پاسخ تمام سوالات و ابهامات ذهنی‌ام را می‌دهند و به همین دلیل از انتخابم بسیار خرسندم.»

از خانم نازحاتمی سوال کردیم که آیا با جنین صحبت می‌کند:

«بله، بسیار زیاد. هم من و هم پدرش خیلی با او صحبت می‌کنیم و برایش خیلی آرزوها داریم. در وهله‌ی اول که دوست داریم سالم و صالح باشد و اینکه خودش به آرزوهایش برسد. اما ما هم از او می‌خواهیم برای بیماران مخصوصا بیماران کرونایی دعا کند و شفای همه بیماران را از خداوند بخواهد. او که هنوز به دنیا نیامده ارتباطش به خدا بیشتر است و اگر دعا کند حتماً برآورده می‌شود.»

این مراجعه‌کننده‌ی عزیز خاطره‌ی ‌جالبی هم از دوران مراجعاتش به صارم دارد:

«حدوداً در ماه پنجم بارداری بودم که طبق معمول در زمان مقرر به صارم آمدم و آن روز برای سونوگرافی به بیمارستان مراجعه کرده بودم. اینجا هم طبق معمول و همیشه، همه چیز طبق روال و منظم بود و من برای سونوگرافی به تصویربرداری مراجعه کردم. آن روز فرزندم خیلی حرکت می‌کرد و به قول معروف دائم در حال ورجه وورجه بود. خانم دکتر که مشغول سونوگرافی بود به من گفت فرزندتان خیلی به فوتبال علاقه دارد و مدام در حال حرکت است. من آن زمان نمی‌دانستم جنسیت فرزندم چیست و همان لحظه متوجه شدم که فرزندم پسر است. خانم دکتر، زمانی که دیدحرکت جنینم متوقف نمی‌شود از من خواست به دلیل حرکت زیاد جنین، یک ربع استراحت کنم تا جنین آرام شود و بتواند بررسی‌های لازم را انجام دهد. از مطب بیرون آمدم و به پدرش گفتم کمی با جنین صحبت کند تا آرام شود. موضوع را پرسید و گفتم دکتر می‌گوید احتمالا فوتبالیست می‌شود و حرکاتش زیاد است. پدرش هم که علاقه‌ی زیادی به فوتبال دارد متوجه شد که فرزندمان پسر است و کلی با او صحبت کرد تا کمی استراحت کند تا دکتر بتواند سونوگرافی را انجام دهد.»‌

نازحاتمی در ادامه می‌گوید:

« حالا هم هر وقت به صارم می‌آیم اولین سوالی که از من می‌پرسند این است که پدرش قد بلند است؟ من هم می‌گویم بله. 192 سانتی‌متر قد دارد. آنها هم تایید می‌کنند و می‌گویند پسرتان درشت است و به پدرش کشیده و اندامش شبیه اوست. بر خودم وظیفه می‌دانم که از کلیه پرسنل صارم مخصوصا دکتر سیدی‌مقدم که برای من خیلی زحمت کشیده‌اند تشکر کنم و به همگی خسته نباشید عرض کنم. نکته آخری که دوست دارم آن را بیان کنم نظافت و تمیزی بیمارستان است که در شرایط حساس کنونی بسیار مهم می‌باشد. اینجا همه چیز مرتب است و مایع ضدعفونی‌کننده نیز در دسترس است. از کلیه عوامل که باعث کاهش اضطراب و نگرانی مراجعین می‌شوند متشکرم. برای همه کسانی که قصد بارداری دارند یا در آینده پدر و مادر خواهند شد آرزوی فرزندی صالح و سالم دارد و امیدوارم در این اوضاع کرونا به سلامت بچه‌شان به دنیا
بیاید.»


rsz_img_4452.jpg
بهمن ۱۴, ۱۳۹۹

معصومه قاسم‌خواه، سرپرستار با سابقه‌ی اتاق عمل بیمارستان صارم، مخاطب نام‌آشنای امروزمان می‌باشد.

او که سابقه یک دهه حضور در جزیره‌ی صارم را یدک می‌کشد در حوالی روز پرستار با ما گفت‌وگو کرده است و برخی صحبت‌هایش پیرامون روز پرستار به همین دلیل است.

قاسم‌خواه در ابتدای صحبت‌هایش می‌گوید:

«10 سال افتخار حضور در صارم را دارم و در حال حاضر به عنوان سرپرستار اتاق عمل فعالیت می‌کنم. بیش از دو دهه سابقه فعالیت در رشته پرستاری در بیمارستان‌های مختلف را دارم اما بهترین خاطرات و دوران زندگی‌ام در سال‌هایی رقم خورده که در صارم بوده‌ام. همیشه از صارم به عنوان یک «هپی‌هاسپیتال» یاد کرده‌ام و معتقدم در صارم انرژی خوبی به آدم‌ها تزریق می‌شود و همین نکته است که باعث ایجاد علاقه و انگیزه برای همکاری و استفاده از نهایت انرژی‌‌مان برای ارتقاء سطح کیفی خدمات ارائه شده به مراجعین در صارم می‌شود.»‌

سرپرستار اتاق عمل با اشاره به شیوع ویروس کرونا و کار سخت کادر درمان در مراکز درمانی مختلف می‌گوید:

«من و تمام همکارانم، یک سال است در شرایط بسیار سخت کار می‌کنیم. اگر دقت کرده باشید بسیاری از مشاغل به صورت دورکار مشغول به فعالیت هستند و در صورتی که چنین امکانی برای آنها وجود نداشته باشد با ایجاد ترفندهای مختلف، نوع ارائه‌ خدمات و فعالیتشان را به شکلی تغییر داده‌اند که کمترین ریسک حضور در مکان‌های شلوغ و مراوده با دیگران را داشته باشند و از درصد ابتلا به بیماری کووید 19 کاسته شود. در واقع منظورم این است که با شرایط موجود هر پیشه و شغلی به نوعی سعی می‌کند بیشتر در امان باشد و کمتر به صورت فیزیکی در محل کارشان حضور داشته باشند. فارغ از موضوع این بیماری، در شرایط‌های خاص دیگر طی ا ین سالیان مشاهده کرده‌ایم که تمهیداتی برای اقشار مختلف جامعه اندیشیده می‌شود. مثلا در هوای آلوده برخی مشاغل تعطیل می‌شوند. با بارش برف و باران و شرایط جوی حالت دیگری برای برخی اقشار جامعه رخ می‌دهد. در تعطیلی‌های مختلف، امتیازات خاصی برای غالب اقشار جامعه در نظر می‌گیرند و خلاصه از این قبیل اتفاقات همیشه ساری و جاری است؛ اما تمام این حالت‌ها را با شرایط شاغلین مراکز درمانی و بیمارستان‌ها مقایسه و تفاوت را به سادگی احساس کنید.

نه تنها پرستاری، به اعتقاد من تمام افراد حاضر در چنین مراکزی باید عاشق باشند که بتوانند با شرایط کنار بیایند و ادامه‌ی فعالیت برایشان امکان‌پذیر باشد. کسانی که پس از گذشت 2 سال مدت طرح‌شان در رشته‌های پزشکی حاضرند همچنان در همان رشته ادامه‌ی فعالیت بدهند، دیگر بحث مالی مطرح نیست و عشق و علاقه به خدمت‌رسانی به همنوعان کلیدواژه تصمیم و موفقیت‌شان است. وقتی شاهد فعالیت پرحرارت ماماها، پرسنل اتاق عمل، حتی منشی‌ها و … هستی، چیزی غیر از این به ذهن آدم خطور نمی‌کند. ما و هم‌لباس‌هایمان ایستاده‌ایم و به کمک مردم و لطف خدا امیدواریم هر چه زودتر این بیماری رفع شود و به روزهای خوب گذشته برگردیم. امیدوارم دست پروردگارمان همیشه به همراه پرستاران و کادر درمان باشد و شاهد لطفش در زندگی‌شان باشند.»

قاسم‌خواه در بخش پایانی صحبت‌هایش با اشاره به انتخاب خانم درزی به عنوان پرستار نمونه سال جاری می‌گوید:

‌«با توجه با شرایط موجود و شیوع بیماری کووید 19، انتخاب خانم درزی انتخاب بسیار درست و دقیقی بود. شاید دنبال دلیل این صحبت‌من باشید. باید عرض کنم کار کردن به عنوان پرستار در سال جاری، بسیار پرریسک بود و صبر و حوصله‌‌ی بیش از حد معمول و انتظار را می‌طلبید و خانم درزی، انسانی بسیار درون‌گرا، دقیق و با حوصله‌ای هستند و در عین حال از سطح علمی و اطلاعات بسیار خوبی برخوردارند. به همین جهت است که انتخاب ایشان را در این سال بسیار بجا و درست می‌دانم و امیدوارم همیشه در زندگی شخصی‌شان نیز موفق و پیروز باشند. اشاره به زندگی شخصی کردم و می‌خواهم بگویم شغل‌ ما طوری است که خیلی باید در ایجاد توازن بین شغل و زندگی شخصی‌مان دقیق عمل کنیم. همانطور که گفتم در کار ما تعطیلاتی مانند شب عید، تعطیلات نوروز، شب یلدا، مناسبت‌های مذهبی و … مفهومی ندارد و همین باعث می‌شود انتظارات از ما در جامعه و خانواده به شکل دیگری باشد.

ما هم همیشه تلاش می‌کنیم مشکلات محل کارمان را پشت در خانه بگذاریم و وارد زندگی شخصی‌مان شویم و البته بالعکس؛ یعنی مشکلات شخصی‌مان را نیز پشت در بیمارستان بگذاریم و در محل کار حاضر شویم و مشغول به فعالیت و خدمت‌رسانی به بیماران شویم. همکاران ما در بخش‌های خدمات درمانی علاوه بر تقویت از لحاظ علمی از نظر اجتماعی هم باید دارای هوش بالایی باشند تا با ایجاد توازن و تعادل میان زندگی شخصی و کار که نکته بسیار مهمی است، باعث بالا رفتن سطح کیفی هر دو قسمت شوند و فکر می‌کنم همکارانم هم همین شیوه و روش را پیش گرفته باشند.»


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.توصیه های ارایه شده اعم از تشخیصی و درمانی توصیه های کلی بوده شما را از مراجعه به پزشک معالجتان بی نیاز نمی کنند.مطالب این سایت ممکن است در گذشت زمان و با توجه به یافته های جدید علمی تغییر کنند.

تماس فوری با ما