لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

IMG_6652-1200x674.jpg
ژانویه 21, 2020

گاهی اوقات در زندگی شرایطی پیش می‌آید که باید با یک تصمیم سرنوشت خودتان را مشخص کنید. تلاش برای رسیدن به هدف یا دست کشیدن از هدف و تن ندادن به سختی‌ها.
مخاطب امروز روزنامه صارم سرکار خانم مریم میرزایی؛ تا 22 هفتگی، بارداری نرمالی را پشت سر گذاشته بود تا اینکه مشکلات زیادی باعث شد به دنبال بیمارستانی مجهز و البته پزشکی حاذق باشد.
خانم میرزایی در این باره می‌گوید: «اولین بارداری‌ام بود و تا هفته 22 بارداری مشکلی وجود نداشت. تا اینکه دچار خونریزی‌های زیادی شدم. برای رفع مشکلات پیش آمده تحقیق کردم و بیمارستان صارم و سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر را به من معرفی کردند. از هفته 22 زیر نظر ایشان قرار گرفتم و با بیمارستان صارم آشنا شدم. در این مدت از ایشان و بیمارستان خیلی راضی بودم. از لحظه اولی که دکتر کرم‌نیای‌فر را دیدم انرژی مثبت دریافت کردم و یک حس خوب به من می‌گفت که همه چیز به خوبی و خوشی به پایان خواهد رسید. واقعیت این است که در یک پروسه درمانی، بین بیمار و پزشک یک اعتماد دوطرفه باید برقرار باشد و در غیراینصورت نمی‌توان به نتیجه کار امیدوار بود. فکر می‌کنم میان من و خانم دکتر کرم‌نیای‌فر چنین حسی برقرار شده بود و ایشان هر چه می‌گفتند من تمام و کمال رعایت می‌کردم و واقعا خانم دکتر هم سنگ تمام گذاشتند. در بسیاری از موارد به دلیل نگرانی‌هایی که داشتم با ایشان در تماس بودم و با پیامک یا زنگ زدن، سوالات خود را مطرح می‌کردم و ایشان با سعه صدر و حوصله فراوان تمام مشکلات من را پاسخ می‌دادند. اینکه یک پزشک در تمام طول شبانه‌روز به تمام پیامک‌های بیمارش پاسخ می‌دهد یعنی اوج اخلاق حرفه‌ای و مهربانی. واقعا باید از ایشان قدردانی کنم.»
از خانم میرزایی در ادامه صحبت‌هایشان د ر مورد روند مراقبت‌های دوران بارداری و زایمانشان پرس‌وجو کردیم: «مدتی خونریزی و دردهای موضعی در ناحیه شکم داشتم که با داروها و مراقبت‌هایی که خانم دکتر تجویز کردند مرتفع شده بود. در هفته 29 بارداری‌ام دچار دردهای به شدت زیادی شدم که قطع و وصل می‌شد. به همین دلیل فکر کردم که ممکن است درد زایمان باشد. با شرایط اورژانسی به بیمارستان آمدم. خانم دکتر کرم‌نیای‌فر پس از معاینه تشخیص دادند که باید زایمان صورت گیرد و اینگونه شد که زایمان در هفته 29 بارداری من رخ داد. در واقع چیزی حدود 11 هفته زودتر از موعد مقرر.»
زایمان زودرس برای نوزاد خانم میرزایی، مراقبت‌های خاص خودش را می‌طلبد. در این باره از ایشان پرسیدیم: «در واقع در صورتی که زایمان صورت نمی‌گرفت هم جان خودم در خطر بود و هم نوزادم. شاید اگر تشخیص دکتر کرم‌نیای‌فر نبود اکنون زنده نبودم. تشخیص و کمک به موقع پزشکم باعث شد که الان خودم در بخش ICU و نوزادم هم در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان (NICU) بستری شود. قبل از زایمان چیزهایی شنیدم که جفت در وضعیت خوبی نیست و اینکه الان هر دو نفر سالم هستیم لطف خدا و تلاش پرسنل و کادر درمان صارم می‌باشد.»
از نظرشان درباره صارم پر سیدیم: «در این مدت به بسیاری از اطرافیانم صارم را پیشنهاد کرده‌ام و می‌دانم از معرفی صارم به دیگران سربلند خواهم شد. من هنوز نوزادم را ندیده‌ام ولی می‌دانم پرسنل محترم همانند فرزند خودشان تمام رسیدگی‌های لازم را خواهند کرد و از این حیث اصلا نگران نیستم. همگی خسته نباشید و دست تک‌تک‌ صارمی‌ها مخصوصا پزشکم سرکار خانم کرم‌نیای‌فر درد نکند.»


سیریتا-1200x842.jpg
ژانویه 19, 2020

با رایزنی واحد رسانه بن‌های تخفیف 20 درصدی برای پرسنل محترم صارم جهت خرید محصولات برندهای سریتا و ژئوبایوتیک فراهم شده است. برند سریتا که بیش از یک دهه از شروع فعالیت آن می گذرد و در سال ۱۳۸۳ ثبت و وارد بازار گردیده است. محصولات این برند در راستای ارتقاء سطح سلامت جامعه و با نگاهی تخصصی در زمینه سلامت و زیبایی مو و با رویکردی علمی و دانش بنیان پا به عرصه رقابت با همتایان بین المللی خود نهاد. هدف این برند تولید محصولاتی با کیفیت بالا در زمینه زیبایی و مراقبت از مو با استفاده از مواد موثره گیاهی و همچنین ارائه محصولات تخصصی با استفاده از تکنولوژی روز دنیا و با بکارگیری از نیروی متخصص و مجرب می باشد. ژئوبایوتیک از دیگر برندهای معتبر محصولا ت آرایشی و بهداشتی می‌باشد که محصولات باکیفیتی از جمله کرم‌های ضدآفتاب، ضد آکنه، ترمیم‌کننده و پاکسازی را به بازار ارائه می‌کند. همکاران گرامی می‌توانند با دریافت بن تخفیف از واحد رسانه به داروخانه صارم مراجعه کرده و محصولات مورد نظر خود را با 20 درصد تخفیف تهیه کنند. ضمنا جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره می‌توانید با شماره تلفن 45857000 تماس حاصل فرمایید.


IMG_6992-1200x800.jpg
ژانویه 19, 2020

در اوج جوانی اگر خبری به شما بدهند که دیگر نمی‌توانی حتی فکر بچه‌دار شدن را هم بکنی چه حالی به شما دست می‌دهد؟
واقعا اگر کسی ماجراجویی نکند و همان لحظه تن به تشخیص اولیه بدهد ممکن است اتفاقاتی در زندگی‌اش بیفتد که بعدها غیر قابل جبران باشد.
خانم پریسا صادقی که متولد 1370 و ساکن قزوین می‌باشد در سن 23 سالگی با مشکلات زیاد به پزشک مراجعه می‌کند و پزشکان تشخیص می‌دهند که …
ادامه ماجرا در گفت‌وگوی ما بخوانید:

سرکار خانم صادقی، مشکل شما از کجا شروع شد و چه شد که به صارم آمدید؟‌
از سال 93 دچار خونریزی بودم و به پزشکان زیادی در قزوین مراجعه کردم. آنجا تشخیص دادند که باید رحم تخلیه شودو هیچ راه دیگری وجود ندارد. خبر بسیار تکان‌دهنده‌ای بود و واقعا نمی‌دانستیم چه باید بکنیم. آن زمان یکی از اقوام ما که برای رفع مشکل نازایی‌اش در صارم جراحی شده بود و حالا بچه نیز دارد صارم را به ما معرفی کرد. دراوج ناامیدی به صارم آمدیم و نزد دکتر بهرامی رفتیم و ایشان من را معاینه کردند.

پس از اینکه نتایج معاینات و آزمایشات مشخص شد، توصیه پزشکتان چه بود؟
ایشان توصیه کردند که نتایج آزمایشات و معاینات تکمیلی به سمع و نظر آقای دکتر صارمی برسد. ما هم خدمت آقای دکتر صارمی رسیدیم و ایشان نیز تمام جوانب را بررسی کردند و جمله‌ای امیدبخش به من گفتند. هرگز آن لحظه را فراموش نخواهم کرد. پس از آنکه چند پزشک به من گفته بودند که باید رحم تخلیه شود، آقای دکتر صارمی برای اولین بار گفتند که نیازی به این کار نیست و شما درمان خواهید شد.

حال شما در آن لحظه چطور بود و پس از آن چه اتفاقاتی افتاد؟‌
خیلی خوشحال بودم. این خبر در آن زمان بهترین جمله‌ای بود که می‌توانستم بشنوم. آقای دکتر به من گفتند که دچار اندومتریوز هستم و باید جراحی شوم و مشکلم پس از آن حل خواهد شد. آقای دکتر صارمی به من گفتند برای اولین بار می‌خواهند این جراحی را که در خاورمیانه تا به حال انجام نشده است روی من انجام دهند. به خاطر دارم که ایشان، کمتر پیش می‌آمد که شخصا کسی را عمل کند ولی آن زمان این اتفاق افتاد و به لطف خدا و زحمات فراوان آقای دکتر صارمی و تبحر ایشان، من تحت جراحی قرار گرفتم.

نتیجه جراحی چه شد؟‌
بسیار مطلوب بود و مشکل من تا حدود زیادی مرتفع شد. البته این نوع جراحی (لاپاروسکوپی کیست) زمان‌بر است و مراجعات متعددی را می‌طلبد تا مشکل به صورت کامل مرتفع شود.

با توجه به بعد مسافت از قزوین تا تهران، از رفت و آمد به صارم خسته نمی‌شوید؟
رفت و آمد سخت است اما با توجه به اینکه در صارم مدام خبرهای خوب به گوش ما می‌رسد و هر بار که به صارم می‌آیم پیشرفت کار را می‌بینم، خستگی از تن‌مان دور می‌شود.

در این مدت، موضوع خاصی در صارم جلب نظر کرد؟‌
اینجا همه چیز سرجای خودش است. از برخورد خوب پرستارها مخصوصا ICU نمی‌توانم به سادگی عبور کنم و بهترین شاخصه صارم، رفتار خوب پرسنل آن است. صارم تنها بیمارستانی است که در آن می‌توانی به آرامش برسی و استرس نداشته باشی.

در حال حاضر چند روز است که بستری شده‌اید؟‌
فعلا 5 روز است که در صارم هستم و حال عمومی‌ام خوب است.

از پزشکتان (سرکار خانم بهرامی) کمتر برایمان گفتید.
اگر خانم دکتر بهرامی و دکتر صارمی نبودند که در حال حاضر من حالم اینقدر خوب نبود. از همان روزی که به صارم آمدم و دکتر بهرامی را دیدم به ایشان اعتماد کامل پیدا کردم. دکتر بهرامی خیلی برای من وقت می‌گذاشتند و این موضوع بسیار با ارزش بود. برای ایشان و همچنین جناب آقای دکتر صارمی آرزوی سلامتی کامل و طول عمر با عزت دارم. یکی از موارد بسیار مهم برای مر اجعین در صارم، پزشکان قابل اعتماد و متبحرمی‌باشد. انصافا همگی کاربلد و خوش‌اخلاق هستند.

از زمانی که به صارم آمدید پیش آمده که صارم را به دوستان و اقوام خود نیز معرفی کنید؟
بله، خیلی ها آدرس صارم را در این مدت از من گرفته‌اند و بسیاری از آنها به صارم آمده‌اند و درمان‌های لازم را نیز پشت سر گذاشته‌اند. مثلا یکی از اقوام که مشکل ناباروری داشتند با توصیه من به صارم آمدند و حالا صاحب فرزند نیز هستند. یا اینکه یکی دیگر دقیقا مشکل مشابه من را داشتند و تازه در صارم متوجه شدند که چنین مشکلی دارند و جراحی مشابهی به روی ایشان نیز انجام شد.

از صارم خاطره‌ای نیز دارید؟
بله، چند ساعتی مانده بود به تحویل سال 1397 که من در صارم بستری بودم. به دلیل اینکه لحظه تحویل سال نو در خانه نبودم حال روحی بسیار بدی داشتم. به پزشکم سرکار خانم دکتر بهرامی التماس می‌کردم که اجازه بدهد به خانه بروم ولی ایشان موافق این موضوع نبود. به من گفت که حال و اوضاع شما طوری نیست که اجازه مرخصی بدهم. پس از اینکه روحیات بد من و اشک ریختنم را دید با اصرار فراوان و توصیه‌های کامل به من اجازه داد که به منزل بروم. خوب به یاد دادم که ساعت 2 صبح سال نو تحویل شد و من 4 صبح با حال بسیار بدی به صارم برگشتم. آن موقع متوجه شدم که توصیه‌های دکتر بهرامی بی‌دلیل نبود و باید به حرف ایشان گوش می‌کردم.

امیدواریم حال و احوالتان از این هم بهتر شود و به زودی شما را با سلامتی کامل در صارم ملاقات کنیم.
من هم امیدوارم و ان‌شاءالله این اتفاق به زودی رخ خواهد داد.


IMG_6657-1200x674.jpg
ژانویه 19, 2020

هر روز در صارم شاهد اتفاقات شیرین و خاص زیادی هستیم. از پدر و مادرهای زیادی که در صارم برای اولین بار طعم شیرین داشتن فرزند را چشیده‌اند تا خانواده‌هایی که تولد چندمین فرزندشان را در صارم جشن می‌گیرند. برخی نیز با شرایط خاص، اورژانسی و حتی بسیار ناامید به صارم آمده‌اند و با لبی خندان و خاطره‌ای خوش اینجا را ترک کرده‌اند. این نکته‌ای که صارم را با بسیاری از مراکز درمانی متمایز کرده است. سهم خبرهای خوش در این جزیره نسبت به خبرهای ناامیدکننده بسیار بالاست و این یعنی تک‌تک اعضای بیمارستان صارم در انجام امور محوله به بهترین شکل عمل می‌کنند.
با سرکار خانم ابراهیمیان که فرزند دومشان را در صارم به دنیا آورده‌اند هم کلام شدیم. مادری که بعد از اولین فرزندشان که پسر است، حالا دومین نوزادش که دختر است را در آغوش گرفته است. ولی شرایط به دنیا آمدن نوزاد دومشان کمی خاص بوده است. او در این باره می‌گوید: «با درد شدیدی به صارم آمدم و معاینات و آزمایشات متعددی را پشت سر گذاشتم تا علت مشخص شود. از آنجا که باردار بودم یکی از اولین نکاتی که به ذهن می‌رسید درد زایمان بود اما این درد کمی زودتر از موعد بود. بنابراین با تجویز پزشک محترم نوار قلب خودم و نوزادم، سونوگرافی، آزمایش خون و … را انجام دادم و با نظر ایشان مشخص شد که این درد، برای زایمان نیست و من آپاندیسیت دارم. بنابراین نیاز به جراحی فوری داشتم و همین
امر اتفاق افتاد.»
به دلیل ابتلای همزمان به آپاندیسیت و دیابت بارداری فرزند ایشان نیز کمی زودتر از موعد به دنیا آمد. او با اشاره به این موضوع می‌گوید: «دوران بارداری خود را زیر نظر دکتر کرم‌نیای‌فر طی کردم. در آن دوران دیابت من هم تحت کنترل بود و درمان‌های خاص خودش را زیر نظر ایشان پشت سر گذاشتم. با توجه به اینکه دچار آپاندیسیت نیز شدم فرزندم کمی زودتر از موعد به دنیا آمد. این باعث شد که نوزادم در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان NICU بستری شود. در این مدت علاوه بر پزشکانم که خیلی برای من زحمت کشیدند و تشخیص‌های به موقع آنها باعث نجات جان من و فرزندم شده است، راهنمایی‌های خوب سایر پرسنل مانند پرستاران، ماماها و … نیز بسیار راهگشا بوده است و این باعث خوشنامی صارم و البته خیال راحت من شده است.»
خانم ابراهیمیان از رضایت کلی خودش از صارم برای ما گفت: «صارم محیط بسیار خوب و آرامی دارد. با ور کنید اینجا اینقدر آرامش دارد که آدم دردهایش را هم از یاد می‌برد. اینجا با تبحر کادر درمان و پرسنل محترم، هیچ دغدغه‌ای نداشتم. برای همه پرسنل، کادر درمان و مخصوصا جناب آقای دکتر صارمی، آرزوی موفقیت، سرافرازی، سلامت و توفیق روزافزون دارم. ان‌اشاءالله همیشه تندرست باشند.


IMG_4032-1200x800.jpg
ژانویه 19, 2020

آرام و متین نشسته بودند و لبخند ملیحی بر لبانشان نقش بسته بود. مثل کبوترهای عاشق برای هر کنش همدیگر واکنشی نشان می‌دادند. با هر سرفه‌ی مرد، زن مهربان به نشانه‌ی توجه و نگرانی کمی سر جایش جا‌به‌جا شده و وقتی مطمئن می‌شد که یک سرفه‌ی معمولی بوده است، آرام می‌گرفت.
شاخه گل رز در دستانش جلب توجه می‌کرد. زن مهربان همچنان به مرد رؤیاهایش خیره مانده بود و من را یاد گذشته‌های خواستنی و خاطرات غبارگرفته‌ی سال‌‌های قبل می‌انداختند. جلو رفتم و از آنها اجازه خواستم تا چند دقیقه‌ای میهمان خلوت دو نفره‌شان شوم.

کنارشان نشستم و از دلیل آمدنشان پرسیدم. زن مهربان پاسخ داد:‌
شوهرم حال مساعدی نداشت و چون قبلا به صارم آمده بودیم و از کیفیت خدمات آن راضی بودیم دوباره به اینجا مراجعه کردیم. ما خودمان بیمه‌ی شرکت نفت داریم و با وجود اینکه می‌توانیم از مراکز دیگر درمانی هم استفاده کنیم اما صارم را از هر نظر را قبول داریم و هر بار به این بیمارستان می‌آیم.
در طول حضورتان در صارم چه موضوعی برایتان جالب توجه بود؟ یا چه موضوعی شما را اذیت کرده است؟‌
من از صارم و پرسنل مهربان آن فقط خاطره‌ی خوب دارم. من خودم پرستار بودم و پرسنل و پرستاران بخش به محض اینکه متوجه شدند که من خودم هم قبلا در همان موقعیت آنها به مردم خدمت کرده‌ام من را در آغوش روانی گرفتند و چون در روز پرستار هم اینجا بودیم برایم گل و کیک آوردند و روز پرستار را به من تبریک گفتند برای من و همسرم بسیار جذاب بود و از اینکه این شرایط فراهم شد خیلی خوشحال شدیم. فکر نمی‌کردم روز پرستار امسال در صارم تا این اندازه برای من خاطره انگیز باشد.
پرسنل بخش بستری 2 آنقدر مهربان بودند که من حس می‌کردم فرزندان خودم کنارم هستند
من خودم از ساکنین قدیمی شهرک اکباتان هستم. از سال 65 یعنی بیش از 30 سال است که در این شهرک زندگی می‌کنم و از روز اول که صارم اینجا احداث شده است من و بسیاری از ساکنین این شهرک در مواقع اورژانسی به این بیمارستان مراجعه کرده و جانشان نجات پیدا کرده است. به نظر من وجود چنین مراکزی در اکباتان بسیار ضروری است و وقتی می‌بینم که خدمات آن، روز به روز کامل‌تر می‌شود خوشحال می‌شوم. چند روز است که ما، در صارم هستیم و پزشک معالج شوهرم آقای دکتر حاتمی هستند. ایشان بسیار با ادب و پیگیر و دقیق کارشان را انجام می‌دهند و من واقعا از لطف ایشان سپاسگزارم. همکاران شما در بخش بستری 2 هم سنگ تمام گذاشتند. خوشحالم که در کشور خو دمان و در شهرک اکباتان که بزرگترین شهرک ایران با نزدیک به 100 هزار نفر جمعیت است، این بیمارستان مجهز و عالی احداث شده است.
سخنان شیرین مملو از مهربانی این پرستار روزهای گذشته و همسر و یار مهربان امروزی، من را محو خودش کرده بود و داشتم از این همه لطف و محبت لذت می‌بردم. من سرگرم صحبت‌های او بودم که شوهرش مجدداً سرفه‌ای کرد و همین کافی بود که رشته‌ی کلام از دست همسرش خارج شود و به سمتش برود. چند لحظه که گذشت و حال پیرمرد دوست‌داشتنی مساعد شد رو کرد به من و گفت: «من عبدالرحیم طبیب از شهرک‌نشینان قدیمی اکباتان هستم و از نزدیک با صارم و خدماتش آشنایی دارم. من سا‌ل‌ها است که بیماری قلبی هم دارم. مراکز زیادی رفتم. هر بار کلی دارو و قرص به من دادند ولی اثر چندان مثبتی نداشت. اکنون چند ماه است که به کلینیک قلب صارم مراجعه می‌کند. خانم دکتر یعقوب‌پور که بسیار حاذق و مهربان هستند داروهایی برایم تجویز کردند و مشاوره‌هایی به من دارند که دنیایم را تغییر داده است. حالا انگار بیماری قلبی ندارم و حال جسمی من بعد از تجویزهای ایشان بسیار مطلوب است. تشکر ویژه‌ای از ایشان دارم؛ صارم از هر نظر برای من و خانواده‌ام ایده‌آل است و احساس می‌کنم با احداث آن یکی از اصلی‌ترین نیازهای شهرک اکباتان تامین شده است
اینجا روز به روز در حال بهبود وضعیت و ارتقای کیفیت خدمات است و این برای یک مرکز درمانی بسیار حیاتی و لازم است. به نظر من کسی که چنین مرکزی را تأسیس کرده است باید از طرف مردم و اهالی اکباتان مورد تقدیر قرار گیرد چون می‌توانست این سرمایه‌گذاری را انجام نداده و بی‌تفاوت باشد. اما حالا آمده است و برای تأمین نیازهای مردم و ایجاد شغل برای فرزندان ما سرمایه‌ی خود را خرج کرده است و به نظر من این حرکت قابل ستایش است. دست مریزاد می‌گویم به جناب آقای دکتر صارمی و به ایشان تبریک می‌گویم برای ایجاد چنین مرکزی. همه ایده‌آل و عالی هستند و من واقعا از اینجا رضایت کامل دارم.
حرف‌های ایشان که به پایان رسید از آنها خواهش کردم عکس یادگاری و دو نفره‌ای هم ثبت کنیم و به خاطرات صارم سنجاق نمائیم.


WhatsApp-Image-2020-01-12-at-12.50.03-e1579326287294.jpeg
ژانویه 18, 2020

داوطلب اجباری
از کمیِ خواب، یا بی‌خوابیِ زیاد دارم چشمهام رو از دست می‌دم.
موندم بین دو راهی عجز و اندوه.
نمی‌دانم حال این روزهای من شبیه کدام آدم نه‌چندان خوشبخت است که نمی‌داند دلش به حال غم‌های تلنبار شده‌اش بسوزد یا رویاهای هیچوقت محقق نشده.
مانده‌ام بین زمین و آسمان، چنان که نه آسمان من را می‌پذیرد و نه زمین اجازه بازگشت می‌دهد.
انگار هر چه عاشقانه است در فراق به انتها می‌رسد و وصال، آخر هیچ کدام از داستانهای اساطیری ما نیست و نخواهد بود .
اصلا نمی‌دانم حال آنهایی که رفته‌اند چگونه است؟ راستش را بخواهید اصلا هم نمی‌خواهم بدانم؛ همین اندازه که غم رفتنشان بر گرده‌ی ما سنگینی می‌کند برای هفت‌پشت‌مان کافی است. اما خوب می‌دانم هیچکدام از آنهایی که سیل اشک‌شان برای رفتن عزیزانشان جاری شد نمی‌توانند مفهوم خطای انسانی را درک کنند. این شاید سخت‌ترین انتظار از این خانواده‌ها باشد.
رفتن همیشه عذاب‌آور است؛ آن هم زمانی که منتظرانی در مقصد و بدرقه‌کنندگانی در مبداء چشم انتظار رسیدنت باشند و هیچ‌گاه این رسیدن رنگ واقعیت به خودش نگیرد.
نمی‌دانم چگونه به این خانواده‌ها باید تسلیت گفت؟
نمی‌دانم حرف‌های برخواسته از اندوه قلبی‌مان درصدی هر چند ناچیز از ملال شان می‌کاهد یا خیر؟
شاید سکوت معنادار ترین رفتار قابل انجام این روزهای ما باشد.
انسان موجود عجیبی است. آنقدر عجیب که گاهی وقت‌ها بیشتر از هر چیز دیگری باید به خودمان شک ‌کنیم.
آنها رفتند و خانواده‌هایشان را در انتظاری ابدی تنها گذاشتند.
کاش می‌توانستیم فریاد بزنیم که باور کنید گاهی آنهایی که می‌روند اصلا مقصر نیستند و رفتن اجباری‌ترین رفتار داوطلبانه آنها در زندگی ست.

(یوسف شریف زاده)
دی 98

WhatsApp-Image-2020-01-12-at-14.07.53-e1579325976114.jpeg
ژانویه 18, 2020

سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند با این همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
ری را
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نام های کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،

از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.