لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

یلدا-طبیب-خویی-1.jpg
مهر ۳۰, ۱۳۹۸

قطعا برای شما پیش آمده که خدماتی را از یک مرکز دریافت می‌کنید و به دلیل رضایتی که دارید در دفعات بعدی نیز به همان جا مراجعه می‌کنید. برعکس قضیه نیز صدق می‌کند و در صورت عدم رضایت، قطعا جای دیگری را امتحان می‌کنید.
بسیاری از مراجعین صارم یا از تجربه دیگران بهره‌مند می‌شوند و صارم را انتخاب می‌کنند یا بر اساس تجربه قبلی خودشان تصمیم می‌گیرند. اینکه کسی بیش از یک بار صارم را انتخاب می‌کند تنها می‌تواند یک دلیل داشته باشد؛ رضایت.
خانم یلدا طبیب خویی مراجعه‌کننده‌ای است که سال‌ها پیش در صارم صاحب فرزند شده است و این بار نیز صارم را انتخاب کرده است. از او درباره دلیل انتخاب دوباره، تفاوت‌هایی که طی این سال‌ها در صارم رخ داده و … همصحبت شدیم.

خانم طبیب‌خویی، قدم نورسیده را تبریک عرض می‌کنیم. چه شد که صارم را انتخاب کردید؟
اولین بار نیست که به صارم می‌آیم. 9 سال پیش اولین فرزندم را در صارم به دنیا آوردم. صارم جایی بود که معنی مادر شدن را متوجه شدم و همان زمان هم از این مرکز بسیار راضی بودم. بعد از «تمنا» حالا برای به دنیا آوردن پسرم «پندار» نیز صارم را انتخاب کردم و تنها دلیلش همان تجربه خوبی بود که آن زمان تجربه کردم.

چقدر خوب که از ما راضی بوده‌اید. در گذشت حدود یک دهه از آن زمان چه تغییراتی را در صارم مشاهده کردید؟‌
صارم در حال حاضر نسبت به آن سال‌ها دارای امکانات بیشتری شده و تغییرات ظاهری و همچنان کیفی در خدمات داشته است. مثلا در این زایمان از خدمات مشاوره استفاده کردم که مرتبه قبلی وجود نداشت. برخورد پرسنل، نظم و انضباط و … رشد محسوسی داشته‌اند. احساس می‌کنم در این زایمان رسیدگی‌های خاص به مادران باردار بیشتر شده است. به هر حال من آن زمان هم از صارم راضی بودم و حالا نیز این تجربه را تکرار کرده‌ام.

از پزشکتان برای ما بگویید.
در زایمان اول، خانم دکتر نادری پزشکم بودند و از ایشان بسیار راضی بودم که البته در حال حاضر در صارم فعالیت نمی‌کنند. در این زایمان نیز سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر زحمت طبابت من را کشیدند و انصافا ایشان نیز با دقت، اخلاق خوب، مسئولیت‌پذیر و مهربانانه همه چیز را تحت نظر داشتند و باعث شدند بارداری خوبی را تجربه کنم.

پزشکتان را خودتان انتخاب کردید یا اتفاقی بود؟
واقعیت این است پزشکان صارم همگی خوب، با اخلاق، با تجربه و حرفه‌ای هستند. این را در مراجعات متعدد خود به صارم متوجه شدم. اما پزشک خودم را با معرفی دوستانم که در صارم تجربه زایمان داشتند انتخاب کردم. ولی باز هم تکرار می‌کنم که همه پزشکان صارم در درجه بالایی از این حرفه هستند و مراجعین دغدغه‌ای در این باره ندارند.

و روز زایمان.
قطعا روز زایمان برای هر مادری ماندگار است. هم از نظر استرس و هیجان و هم از این نظر که مادر شدن را تجربه می‌کنند. این روز هم برای من عالی بود. دکتر کرم‌نیای‌فر با همان لبخند همیشگی و مهربانی خاص‌شان در اتاق عمل حضور داشتند و تقریبا هیچ استرسی نداشتم و زایمان بسیار خوبی را تجربه کردم. پرسنل اتاق عمل، کادر درمان بخش، پرسنل مختلف همگی در ایجاد چنین محیط با آرامشی دخیل هستند و از همگی تشکر می‌کنم و به آنها خسته نباشید عرض می‌کنم.

غیر از مراجعات خود به بخش پره‌ناتال از امکانات دیگر بیمارستان نیز استفاده کرده‌اید.
بیشترین حجم مراجعات من به بخش مراقبت‌های بارداری بوده است اما حین زایمان از خدمات عکاسی و فیلمبرداری و بعد از زایمان از خدمات لیزرتراپی و دیزاین اتاق استفاده کرده‌ام و این هم از تفاوت‌های صارم آن سالها نسبت به امروز است.

صحبتی دارید که در گفت‌وگویمان مطرح نشده باشد.
از تمامی پزشکان خوب صارم، پرسنل با اخلاق و کادر بسیار عالی متشکرم. همگی خسته نباشید.


d2cfb051-ac9f-4b0a-acd2-9dee8e22ac4d.jpg
مهر ۲۵, ۱۳۹۸

گفت‌وگو با پرستاری که در صارم مادر شد

برخی مواقع یک اتفاق کوچک باعث می‌شود در تازه‌ای در زندگی انسان گشوده شود. گاهی مواقع به صورت اتفاقی مسائلی پیش می‌آید که نظر و نگاه آدم‌ها تغییر می‌کند. در صارم روزانه بسیاری از مراجعین را می‌بینیم و همصحبت می‌شویم که با تحقیق فراوان به نام صارم می‌رسند و اینجا را انتخاب می‌کنند . اما بعضی مواقع این آشنایی اتفاقی رخ می‌دهد. خام مهرگان منصوری در زمانی که باردار بوده‌اند به صورت اتفاقی د ر نیمه‌شبی که حال مناسبی نداشتند به صارم می‌آیند و با دیدن صارم یک دل نه صد دل به جزیره صارم می‌دهند و تصمیم می‌گیرند ادامه روند مراقبت‌های بارداری و زایمان خود را در صارم بگذرانند.
صحبت‌های ما را با هم بخوانید:‌

خانم منصوری از آشنایی خود با صارم برای ما بگویید.
یکی از شبهایی که باردار بودم حالم خوب نبودو به صورت اورژانسی به صارم آمدم. تا آن زمان به صارم نیامده بودم و برای اولین بار بودکه این بیمارستان را دیدم. وقتی به اورژانس مراجعه کردیم متخصص زنان و زایمان برای معاینه من بالای تختم آمد. از این موضوع متعجب بودم. اینکه در آن موقع از شب یک متخصص در بیمارستان حضور داشته باشد برایم عجیب بود. من خودم پرستار هستم و با محیط‌های درمانی آشنایی کامل دارم. این موضوع را در هیچ جا ندیده بودم و برایم جالب بود. بعد از اینکه همسرم هم این شرایط را دید با اندک تحقیقی به این نتیجه رسید که ادامه روند مراقبت‌های بارداری را در صارم بگذارنیم. این موضوع را با من در میان گذاشت و من هم پذیرفتم. هر چند صارم نسبت به محل زندگی ما فاصله زیادی دارد اما ارزشش را داشت و همینکه می‌دانستم اینجا متخصصین و پزشکان بسیار با تجربه در هر ساعتی از شبانه‌روز داردآرامش‌بخش و دلپذیر بود و… قول معروف خیال ما را راحت می‌کرد.

پس شما با ا ین که خودتان پرستار هستید و قطعا در مراکز درمانی مختلف کار کرده‌اید و با پزشکان زیادی هم آشنایی دارد تصمیم گرفتید به صارم بیایید. در صارم تحت نظر کدام پزشک قرار گرفتید و از ایشان راضی بودید یا خیر؟
علاوه بر تحقیقی که راجع به خود صارم انجام دادم سراغ پزشک خوب و باتجربه هم گرفتم که به نام خانم دکتر حدادی رسیدم. در آن دوران، خدمت ایشان رسیدم و زحمات زیادی را به دکتر حدادی دادم. خیلی خوشحالم که هم صارم را انتخاب کردم و هم اینکه ایشان پزشکم بودند.

به غیر از مراجعه به پزشکتان در صارم از امکانات دیگری استفاده کردید؟
یکی از جالبترین مواردی که در صارم وجود داشت و من هم از آن استفاده کردم کلاس ویژه مادران باردار بود. همانطور که گفتم من پرستار هستم اما در این کلاس‌ها شرکت کردم و از بخش‌هایی مانند آموزش شیردهی، زایمان طبیعی، مراقبت از نوزاد، ماساژ و … بسیار استفاده کردم. بسیاری از مباحثی که مطرح می‌شد را در دوران تحصیل مطالعه کرده بودم اما هم یادآوری بود و هم کسب اطاعات جدید. در کل کلاس بسیار مفیدی بود و برای کسانی که برای اولین بار می‌خواهند زایمان کنند بسیار مفید است و توصیه می‌کنم در آن شرکت کنند.

صارم را به دوستان و اقوام خود هم توصیه خواهید کرد؟
از آنجایی که شغلم بی‌ارتباط نیست خیلی‌ها ازما مشاوره می‌گیرند و من هم قطعا صارم را معرفی خواهم کرد. اینجا علاوه بر محیطی آرام، پزشــــکان متبحر، کادر درمان مناسب، پرسنل با اخلاق یک ویژگی بسیار مهم دارد. در بیمارستان صارم پزشکان متخصص و فوق تخصص به صورت 24 ساعته حضور دارند و این واقعا مهم و کارساز است. به جرأت می‌توانم بگویم در هیچ مرکز درمانی و بیمارستان دیگری چنین چیزی را ندیده‌ام و شاید اصلا وجود نداشته باشد. وقتی یک بیمار در نیمه شب به یک بیمارستان مراجعه می‌کند و پزشک متخصص آن بیماری حضور نداشته باشد احتمال تشخیص غلط و در نهایت تجویز دارو و درمان اشتباه وجود خواهد داشت و در مراجعینی مانند مادران باردار احتمال دارد این امر بسیار خطرناک و فاجعه‌بار به پایان برسد. ممکن است به هر دلیلی امکان داشتن فرزند را از یک خانواده حتی تا آخر عمر سلب کنند. یا اینکه جان یک بیمار به خطر بیفتد. بنابراین حضور متخصص در آن ساعت از شبانه‌روز بسیار ارزشمند است و باید از چنین مدیریت و برنامه‌ریزی در صارم واقعا تشکر کرد و اولین و مهمترین دلیل خودم از انتخاب صارم نیز همین موضوع بود. امیدوارم چنین کیفیت و طرز تفکری در کشورمان فراگیر شود و بیماران با خیال راحت به مراکز درمانی مراجعه کنند و روند درمان خود را سپری کنند. واقعا یک بیمار در حالت اورژانسی بسیار نگران و ملتهب است و اگر پزشک نتواند درد او را با تشخیص درست درمان کند مشکلات عدیده‌ای پیش خواهد آمد.

از گفت‌وگو با شما خرسند شدیم و برایتان آرزوی سلامتی داریم. قدم نورسیده مبارک.
ممنون از لطف شما، مدیریت و همه کارکنان صارم.


زینب-خانی.jpg
مهر ۲۱, ۱۳۹۸

گفت‌وگو با پر ستاری که در صارم مادر شد

میزبانی صارم از همه قشرهای جامعه هر روز و هر شب ادامه دارد و از همه سطوح مختلف مردم و صاحبان شغل‌های متفاوت مراجعه‌کننده داریم.
در این میان شاید یکی از جالب‌ترین قشر مراجعین، کسانی هستند که خودشان دستی بر آتش دارند و جزو کادر درمان مراکز دیگر هستند.
اگر به خاطر داشته باشید با مراجعین مختلفی که خودشان پزشک، ماما و … بودند نیز گفت‌وگو داشته‌ایم و آن را به چاپ نیز رسانده‌ایم.
امروز نیز با یک پرستار به گفت‌وگو نشسته‌ایم که طعم شیرین مادر شدن را در صارم تجربه کرد.
خانم زینب خانى، خودشان از پرسنل درمان یکی از بیمارستانهای استان البرز و البته یک مرکز درمانی در چالوس هستند که مخاطب امروز باکس گفت‌وگویمان هستند:

ازآشنایی‌تا‌ن با صارم برای ما بگویید و اینکه چرا به صارم آمدید؟
از آنجایی که خودم پرستار هستم می‌دانم که برای تجربه کردن یک زایمان خوب باید به یک بیمارستان خوب و تخصصی مراجعه کرد. به همین دلیل شروع به تحقیق در این باره کردم و از همکاران، دوستان و آشنایان تقاضا کردم تجربیات خودشان را در اختیارم بگذارند که حاصل همه این تحقیقات، رسیدن به نام صارم شد.

مهمترین شاخصه شما از اینکه به نام صارم رسیدید چه بود؟
مهمترین دلیل انتخابم، کادر درمان بود. تحقیقات من در درجه اول برای انتخاب یک پزشک متخصص و البته با اخلاق بود که به نام سرکار خانم دکتر میرفندرسکی رسیدم و انصافا بعد از اولین مراجعه‌ام متوجه شدم که تحقیقاتم درست بوده و تعریف و تمجیدهایی که شنیده‌ام همگی درست بوده است. من در طول مدتی که مشغول به فعالیت در محل کارم هستم با پزشکان و متخصصان مختلف همکاری کرده‌ام و در این باره تجربه کافی دارم. سرکار خانم دکتر میرفندرسکی یکی از بهترین کسانی بوده است که تا کنون تجربه کرده‌ام و از ایشان بابت تمام زحماتشان تشکر و قدردانی می‌کنم. یکی از شاخصه‌های ایشان انرژی مثبت و آرامش‌شان است که باعث می‌شود استرس در وجود مراجعه‌کننده وجود نداشته باشد و به نظرم این برای طی یک روند درمان بسیار مهم است. روحیه بیمارچیزی است که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت و خانم دکتر میرفندرسکی این موضوع را در وجود مخاطب خود به وجود می‌آورد. درکنار ایشان نمی‌توان از اخلاق و رفتار کادر درمان نیز گذشت و از آنها نیز تشکر نکرد. تمام پرسنل صارم که تا امروز با آنها برخورد داشته‌ام در اوج حرفه‌ای بودن اخلاق و رفتار بسیار مناسبی داشتند و از این بابت نیز بسیار خرسندم در بیمارستان صارم حضور داشتم و طعم مادر شدن را در اینجا چشیده‌ام.

در کنار خانم دکتر میرفندرسکی از خدمات دیگر بیمارستان نیز استفاده کردید؟
غیر از مراجعه به پزشکم، از خدمات سایر بخش‌ها ا زجمله آزمایشگاه و البته سونوگرافی نیز استفاده کردم و این هم نکته‌ای بود که باید به آن اشاره می‌کردم. یک خانم باردار وقتی به صارم مراجعه می‌کند به غیر از پزشک خدمات دیگری نیز نیاز دارد که در صارم همه آنها فراهم است و تنها با یک طبقه بالا و پایین شدن به آنها دست پیدا می‌کند و نیازی به مراجعه مراکز تصویربرداری، آزمایشگاه و … در بیرون از بیمارستان وجود ندارد.

با توجه به تجربه شما در این مدت، صارم به دوستان و آشنایان خود نیز توصیه می‌کنید؟‌
به اشتراک گذاشتن تجربیات مفید بسیار خوب است و هم اینکه خودم نیز از همین روش صارم را انتخاب کردم. بنابراین قطعا صارم را به دیگران نیز توصیه خواهم کرد و مطمئن باشید از اطرافیان من نیز دیر یا زود به صارم خواهند آمد.

بار دیگر قدم نورسیده را تبریک عرض نموده و برای شما و خانواده محترم سلامتی آرزومندیم.
من هم از شما و تمام پرسنل صارم تشکر و قدردانی می‌کنم.


9b5bcc60-9761-408e-9ca4-e4aacffef2c2.jpg
مهر ۹, ۱۳۹۸

سحر حسینی در گفت‌وگو با روزنامه صارم:

در صارم هر روز میزبان خیل عظیمی از مراجعین مختلف از اقصی نقاط کشور هستیم. البته میزبانی صارم بین‌المللی است و کمابیش مراجعین خارجی نیز داشته و داریم که با آنها گفت‌وگوهایی نیز داشته‌ایم و در روزنامه صارم نیز بارها آنها را به چاپ رسانده‌ایم. اما همه این مراجعه‌ها و شلوغی‌های صارم باعث نشده است همسایه‌هایمان را از یاد ببریم. همه خوب می‌دانیم که بُعد مسافت برای مراجعین بیمارستان‌ها مخصوصا خانم‌های باردار بسیار مهم است و برخی مواقع یک لحظه هم حکم مرگ و زندگی را دارد. حالا بگذریم از اینکه این روزها در شهر تهران، ترافیک و شلوغی حرف اول و آخر را می‌زند. به همین دلیل علاوه بر مراجعین دوست‌داشتنی که از سراسر ایران زمین و حتی خارج از کشور داریم؛ همیشه سعی کرده‌ایم حق همسایگی را نیز به جا بیاوریم و از به شایستگی میزبان اهالی اکباتان نیز باشیم. وقتی نعمت بزرگی چون صارم در شهرک اکباتان وجود دارد بعید است کسی به دنبال چنین مرکز درمانی در جایی دیگر از تهران باشد. حکایت وجود صارم برای اهالی اکباتان و حومه، حکایت ضرب‌المثل «آب در کوزه و ما گرد جهان می‌گردیم» است. امروز با سرکار خانم سحر حسینی که به تازگی در صارم مادر شده است همکلام شده‌ایم که ساکن قدیمی شهرک اکباتان است و برای زایمان خود بدون هیچ تردیدی صارم را انتخاب کرده است.

خانم حسینی، از آشناییتان با صارم و انتخاب آن برای ما بگویید.
من 31 ساله هستم و از قدیم ساکن اکباتان بوده‌ایم. به همین دلیل، بدون هیچ شک و شبهه‌ای صارم را انتخاب کردم. هم به این دلیل که سالهاست به حُسن شهرت معروف است و هم اینکه علاوه بر تعریف‌های زیادی که از آن شنیده بودم به محل زندگی‌ام بسیار نزدیک است و خدا را شکر می‌کنم که چنین بیمارستانی در نزدیکی محل زندگی‌ام وجود دارد. شبانه‌روز هر لحظه که اراده می‌کردم به صارم می‌آمدم و از این بابت خیالم راحت بود. در کنار همه این دلایل مطمئن بودم صارم از کادر درمان بسیار متبحر و باتجربه‌ای برخوردار است و اطرافیانم که به صارم آمده بودند توصیه اکید داشتند که به اینجا بیایم و من هم از انتخابم مطمئن شدم.

از چه زمانی به صارم آمدید؟‌
از ابتدای بارداری‌ام به صارم آمدم و تحت نظر پزشکان این مرکز بودم. اطمینان قبلی من به صارم بعد از مراجعه به اینجا بیشتر شد و به چشم خودم تعریف‌هایی که شنیده بودم را دیدم. نظم و انضباط، رسیدگی‌های بسیار خوب، متخصصین با تجربه، همگی باعث شد باآرامش بیشتری رفت‌وآمدم به صارم را ادامه بدهم.

پزشکتان چه کسی بود؟ راضی بودید؟
سرکار خانم دکتر سیدی‌مقدم پزشکم بود و ایشان را با پیشنهاد دوستانم انتخاب کردم و بابت انتخابم نیز خوشحالم. واقعا با خوشرویی، حوصله و خوش‌اخلاقی همیشه پاسخگوی من بودند و دوران بارداری و زایمان بسیار خوبی را تحت نظر ایشان پشت سر گذاشتم.

غیر از مراجعه به پزشکتان از دیگر امکانات صارم نیز استفاده کردید؟
بله، بارها از سونوگرافی، آزمایشگاه، نوار قلب و … نیز استفاده کردم و این هم یکی دیگر از امتیازات صارم بود. هر چیزی در طول دوران بارداری‌ام مورد نیاز بود در صارم فراهم بود و من را از مراجعه به مراکز دیگر بی‌نیاز کرده بود و این برای یک زن باردار خیلی مهم است.

در اتاق عمل و زایمانتان برایمان بگویید.
قبل از روز زایمانم فکر می‌کردم خیلی روز سختی باشد و بسیار استرس داشته باشم. اما باور کنید وقتی وارد اتاق عمل شدم پرسنل آنجا چنان با تبحر آرامش را به من تزریق کردند که اصلا استرس نداشتم. واقعا زایمان خوبی را پشت سر گذاشتم و اصلا برای سخت نبود. اصلا فکر نمی‌کردم زایمانم اینقدر راحت باشد. به همه پرسنل محترم صارم مخصوصا پرسنل اتاق عمل خسته نباشید عرض می‌کنم.

در این مدت نقطه قوت و ضعف صارم را در چه دیدید؟


2efdd65c-e680-4285-9abe-9e93dd83dfde-1200x900.jpg
مهر ۹, ۱۳۹۸

گفت‌وگو با مادری که پس از 18 سال فرزندش در صارم به دنیا آمد

یک وقت‌هایی در زندگی آرزوی داشتن چیزی را داریم و آن را در ذهن می‌پرورانیم. اما تا زمانی که آن را به دست نیاورده باشیم همچنان در تخلیات خود روزهای داشتنش را تصور می‌کنیم. اما خیلی هم مشکل نخواهیم داشت اگر هیچ وقت به آن آرزو نرسیم؛ چرا که طعم داشتنش را هرگز به صورت واقعی نچشیده‌ایم.
اما خدا نکند چیزی را داشته باشیم و آن را از دست بدهیم. آن وقت است که از لحاظ روحی و روانی اوضاع مناسبی نخواهیم داشت. به قول خانم پهلوانی، تا چیزی را نداریم که هیچ… اما زمانی که یک بار طعم داشتنش را بچشیم و دوباره آن را از دست بدهیم خیلی سخت و تلخ است.
سرکار خانم منصوره پهلوانی، مادری است که پس از 18 سال باردار شده بود و با دلیل تولد زودرس نوزادش روزهای سختی را سپری کرده تا از سلامتی فرزندش مطمئن شود. روزهایی که نمی‌دانست آیا واقعا مادر شده است یا خیر؟‌
حالا با کیک تولد 5 سالگی فرزندش به صارم آمده است.
گفت‌وگوی ما را بخوانید:

خانم پهلوانی ضمن عرض خیر مقدم، لطفا شرح حال کوتاهی از آشنایی‌تان با صارم و اولین مراجعه‌تان به ما بگویید.
سال 93 به دلیل مشکلات فیزیکی بدنم، احساس کردم مشکل کلیه دارم و برای چکاپ و آزمایش کلیه به بیمارستان مراجعه کردم. با آزمایشاتی که انجام دادم متوجه شدم کلیه‌ام مشکلی ندارد و من باردار هستم. لحظه‌ای که متوجه شدم باردار هستم بسیار شوک بودم.

چرا شوک بودید؟‌مادر شدن که خوشحالی دارد نه شوک شدن؟
آن زمان 18 سال بود که در انتظار داشتن فرزند بودم. وقتی بدون هیچ دارو و جراحی و درمان خاصی باردار شده بودم آن هم پس از گذشت دو دهه از زندگی مشترکمان، برایم عجیب و تکان‌دهنده بود. عجیب‌تر از همه چیز این بودکه من 24 هفته بود باردار بودم و متوجه نشده بودم. بچه‌ام دختر بود و علی‌القاعده 3-2 ماه دیگر به دنیا می‌آمد.

این مدت چگونه گذشت؟‌
دخترمن خیلی عجله داشت. روزی که متوجه شدم باردار هستم به مدت 2 روز در صارم زیر نظر دکتر کرم‌نیای‌فر به خاطر دیابت بارداری بستری شدم. پس از مرخص شدن یک هفته طول نکشید که دوباره به صارم برگشتم. این بار به خاطر زایمان. حدود 10 روز بعد از اینکه بارداری‌ام را فهمیدم فرزندم به دنیا آمد. نوزدهم ماه رمضان و در شبهای قدر بود که متوجه بارداری‌ام شدم و عید فطر فرزند من به دنیا آمده بود.

با این اوصاف قطعا فرزند شما در NICU بستری شده است.
بله، مونیلا در 26 هفته به دنیا آمد و آن زمان به من گفتند که این اولین نوزادی است که اینقدر زود و در 26 هفته در صارم به دنیا آمده است. در صارم تلاش‌های زیادی برای فرزندم انجام دادند. آن روزها را هرگز از یادم نخواهم برد.
تلاش بسیار زیادی توسط کادر درمان صارم انجام شد که مونیلا زنده بماند. الان که با شما صحبت می‌کنم 5 سالش تمام شده. وقتی یادم می‌آید که 960 گرم بیشتر وزن نداشت و حالا برای خودش خانمی شده است بیشتر متوجه تلاش صارمی‌ها می‌شوم.

آن زمان که نوزادتان در NICU بستری بود حالتان چطور بود؟
از طرفی موج پیام‌های تبریک دوست و آشنایان به ما می‌رسید و از طرفی بسیار استرس داشتیم که اصلا این فرزند ما زنده می‌ماند یا خیر؟ زمانی که مرا به اتاق عمل می‌بردند با این پیش‌زمینه که قرار است دخترم را سقط کنم وارد اتاق عمل شدم. با اشک و گریه وارد اتاق عمل شدم. دکتر کرم‌نیای‌فر در آن شرایط بسیار سخت متبحرانه در اتاق عمل فرزند مرا به دنیا آوردند و او را به تیمی که از بخش NICU در اتاق عمل بودند تحول دادند. آن چند ساعت سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. حدود 20 ساعت بعد ا زبه دنیا آمدن مونیلا هنوز به من اجازه نداده بودند او را ببینم. در بخش قدم می‌زدم و وقتی صدای گریه یک نوزاد را از اتاق می‌شنیدم واکنش نشان می‌دادم. با حسرت فرزند و مادر را تماشا می‌کردم و می‌ترسیدم حسرت
به دل بمانم.

بعد از اینکه فرزندتان را دیدید چه حالی داشتید؟‌
به من می‌گفتند تا 3 هفته هیچ چیز معلوم نیست. حال خوبی نداشتم. فقط دعا می‌کردم و البته گریه می‌کردم. همسرم می‌گفت چرا گریه می‌کنی. من در پاسخ می‌گفتم تا وقتی بچه نداشتیم که هیچ… حالا که خودش به ما بچه داده چرا باید دوباره از ما بگیرد. خیلی می‌ترسیدم که مونیلا را از دست بدهم.

از فعالیت پرسنل NICU بگویید.
اولین باری که دکتر مرتضوی را دیدم، روی خندان و گشاده ایشان به من انرژی داد. واقعا صبحت‌های ایشان آرامشبخش بود. هر روز به طور کامل حال نوزادم را تشریح می‌کرد. من کوچکترین اطلاعی از حال و اوضاع نوزاد نارس نداشتم و دکتر مرتضوی خیلی متبحرانه اطلاعات کاملی را به من داد. ایشان شرایط و پیشرفت سلامتی و حال مونیلا را به صورت روزانه به من توضیح می‌دادند. از مشکلات و مقاومت بدن گرفته با شکل گرفتن چشم و …

مونیلا چه زمانی مرخص شد؟‌
بعد از 48 روز که در NICU بود مرخص شد. واقعا در طول آن مدت حال خوبی نداشتم. واقعا اگر برخورد مناسب پر سنل و پزشکان NICU و سایر بخش‌ها نبودحال ما بدتر از قبل می‌شد. هر وقت به NICU می‌رفتم و زنگ را می‌زدم، اگر لحظه‌ای از زمان معمول دیرتر در را باز می‌کردند حالم به هم می‌ریخت. فکر می‌کردم چیزی شده که نمی‌خواهند به من بگویند. جانم به لب می‌رسید تا در را باز کنند و بچه‌ام را ببینم و خیالم راحت شود. هر وقت صدای «آلارم» دستگاه‌ها را می‌شنیدم همه بدنم می‌لرزید. حتی زمانی که در منزل بودم و صدای شبیه به آن را می‌شنیدم از لحاظ روحی و روانی به هم
می‌‌ریختم.

پس از مرخص شدن مونیلا خانم، مشکل خاصی پیش نیامد.
با سفارش جناب آقای دکتر مرتضوی، مراقبت‌های خاصی را شروع کردیم که مهمترین آن چشم مونیلا بود. دو سه سال میهمان بیمارستان فارابی بودیم و معاینات چشم را به طور دقیق انجام می‌دادیم تا خطر نابینایی رفع شود که خدا را شکر رفع شد. حالا هم قرار از سال بعد که به مدرسه می‌رود عینک بزند و مشکلی برای بینایی نداشته باشد.

از صارم راضی بودید؟
مگر می‌توانم راضی نباشم. از مجموعه بیمارستان صارم، جناب آقای دکتر صارمی، جناب آقای دکتر مرتضوی، سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر و کل کادر درمان و پرسنل محترم صارم صمیمانه سپاسگزارم. من پس از 18 سال صاحب فرزند شدم و با تلاش صارمی‌ها توانستم طعم مادر شدن را بچشم. دست‌مریزاد.

حرف پایانی؟‌
از شما که بسیاری از خانواده‌های ناامید را امیدوار به زندگی کرده‌اید و رنگ و بوی تازه‌ای به زندگی‌ آنها بخشیده‌اید صمیمانه متشکرم. امیدوارم مشکل تمام خانواده‌هایی که فرزند ندارند حل شود و زندگی جدید با فرزند را تجربه کنند که دنیای متفاوت است.


3380ca7c-1a33-4dfc-8c24-d6dc60bb2272.jpg
مهر ۳, ۱۳۹۸

همه ما لحظات خاصی در زندگی‌مان داریم که برای همیشه در خاطرمان ماندگار می‌شود. بعضی وقت‌ها قسمتی از زندگی آدم‌ها برایشان آنقدر زیبا و دلنشین می‌شود که همیشه دلشان برای آن زمان تنگ می‌شود.
زیباترین زمان زندگی بسیاری از مادرها لحظه به دنیا آمدن فرزندشان است. زمانی که در طول زندگی بسیاری از آدم‌ها شاید یک بار پیش بیاید.
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که از مقابل بیمارستانی که در آن چشم به دنیا گشوده‌اید عبور کنید، یا حتی به هر دلیلی به آن مراجعه کنید، بدون اینکه چیزی از آن لحظات به خاطر داشته باشید برایتان جالب و خاص است. یا اینکه همراه مادر خودتان باشید و از خاطرات آن موقع برایتان بگوید؛ متوجه می‌شوید که ثانیه به ثانیه آن روز و آن لحظه را به یاد دارد.
بر خود می‌بالیم که میزبان این لحظات برای تعداد قابل توجهی از مادران این سرزمین بوده‌ایم.
خانم زهرا با وقاریکی از هزاران مادر بارداری بوده که چند روز پیش فرزندش را در صارم از خدا هدیه گرفته است.
گپ و گفت کوتاهی با خانم باوقار داشتیم که امروز آن را به چاپ رساندیم:‌

از چگونگی آشنایی خود با صارم برای ما بگویید.
یکی از دوستانم به نام خانم سامانیان قبلا در صارم به عنوان ماما مشغول به کار بودند. به همین جهت با ایشان در این مورد مشورت کردم و خواستم مرکز درمانی یا بیمارستانی را به من معرفی کند که علاوه بر امکانات کامل، دارای پزشکان متخصص و باتجربه باشد. ایشان هم صارم را به من معرفی کردند و همین شد که به صارم مراجعه کردم.

همچنان از انتخاب خود راضی هستید؟‌
بله، چرا که نه، اینجا علاوه بر پزشکان با تجربه از کادر درمان و پرسنل خوش‌اخلاق، منظم و متبحر نیز بهره می‌برد.

پزشکتان چه کسی بود؟
سرکار خانم دکتر نیک‌نفس از پزشکانی بود که دوستم به من معرفی کرد و انصافا هم ایشان همه چیز تمام هستند. اخلاق، خوشرویی، تجربه و خلاصه هر چیزی که از یک پزشک انتظار داریم را خانم دکتر نیک‌نفس یک جا دارند. واقعا از ایشان راضی بودم و هستم.

دوران بارداری و زایمان مناسبی را سپری کردید؟‌
خدا را شکر بله. هم دوران بارداری راحت و بی‌دغدغه‌ای را سپری کردم و هم زایمان مناسب و راحتی را پشت سر گذاشتم. این دوران برایم خاطره‌ای خوب را رقم زد و قطعا یکی از بهترین دوران زندگی‌ام را سپری کردم.

اولین مراجعه‌تان به صارم چه زمانی بود؟
به محض اینکه متوجه شدم باردار هستم به صارم آمدم.

از بیمارستان راضی بودید؟
هر وقت به صارم آمدم شلوغ بود اما فضای مناسب، پزشک خوب و نظم و انضباط اینجا همه شلوغی‌ها را قابل تحمل می‌کرد و نتیجه کار برایم مهم بود که خدا را شکر به بهترین شکل رقم خورد.

در کلاس‌های آموزشی صارم شرکت کردید؟
در برخی از آنها از قبیل تور مامایی، آموزش شیردهی و … شرکت کردم اما به دلیل اینکه در کرج ساکن هستیم و همسرم حدود 4 ماه در کنارم نبود و در ماموریت به سر می‌برد موفق نشدم در تمام این کلاس‌ها شرکت کنم.

از کلاس‌هایی که شرکت کردید راضی بودید؟
بله، انصافا آموزش‌های لازم و ضروری را به بهترین روش ارائه می‌کردند.

از دیگر امکانات جانبی صارم نیز استفاده کردید؟‌
بله، از آزمایشگاه، داروخانه و … استفاده کردم اما خدا را شکر خیلی به جای خاصی نیاز پیدا نکردم و بارداری بدون دغدغه‌ای را پشت سر گذاشتم.

بهترین خاطره‌تان از صارم؟‌
چه خاطره‌ای بهتر از به دنیا آمدن آقا سپهر در صارم. قطعا هرگز این لحظه را از یادم نخواهم برد. معمولا آدم‌ها از بیمارستان‌ها خاطره خوب ندارند اما صارم متفاوت است. من که هر چه از صارم به خاطر دارم همه‌اش لحظات خوش و ماندگار است.

طبق گفته خودتان از کادر بیمارستان نیز راضی بودید.
از همه‌ی بخش‌ها و همه‌ی کارکنان راضی بودم. از پرسنل مختلف مانند پرستارها، ماماها، کارمندان و … همگی تشکر می‌کنم. ویژه‌ترین تشکرم را از سرکار خانم مریم‌السادات ‌دین‌پرورانجام می‌دهم که در روز اول زایمان به قدری به من کمک کردند که من کوچکترین ناراحتی، نگرانی و … نداشته باشم. واقعا خانم حق‌پرور نمونه یک پرستار با اخلاق و متبحر هستند. دست شما درد نکند خانم پرستار دوست‌داشتنی. این تشکرم از ته قلبم است و امیدوارم گوشه‌ای از زحماتش را با این تشکر جبران
کرده باشم.

امتیازی که به ما می‌دهید چند است؟‌
وقتی همه چیز خوب است چه امتیازی باید داد. از اتاقی که در اختیارم قرار گرفته بگیرید تا رسیدگی پرستاران، نظافت، سرویس‌دهی، دیزاین جالب و … همه عالی بودند.

قدم نورسیده را بار دیگر تبریک می‌گوییم و امیدوارم همیشه از صارم به خوبی و خوشی یاد کنید.
ممنون. قطعا همینطور خواهد بود.


سکینه-حصارکی.jpg
مهر ۱, ۱۳۹۸

تا امروز در شرایطی قرار گرفته‌اید که از عالم و آدم دست بریده و امیدی به جایی و کسی نداشته باشید؟ همه راهها را رفته باشید و دیگر چاره‌ای به نظرتان نرسد.
اما همیشه در اوج ناامیدی روزنه امیدی پیدا می‌شود و شما را همچنان روی پا نگه می‌دارد. دلخوش به اینکه شاید این همان فرستاده‌ای است از سوی خداوند که می‌خواهد روزگار ما را برگرداند و روی خوش آن را به ما نشان دهد.
راه و روشی که پیش خودتان بگویید به امتحانش می‌ارزد.
امروز با سرکار خانم حصارکی به گفت‌وگو نشستیم. خانمی که به گفته خودش بسیاری از راه‌ها را برای داشتن فرزند طی کرده است اما متاسفانه به نتیجه نرسیده است. به طوراتفاقی نام صارم را روی بیلبوردهای جاده‌ای دیده و شانس خود را در مراجعه به آن جستجو کرده است.
گپ و گفت ما را بخوانید:‌

سرکار خانم حصاری از آشناییتان با صارم برای ما بگویید.
از زمان ازدواجم مدتی است می‌گذرد و متاسفانه در این مدت باردار نشدم. به مراکز مختلف درمانی و بیمارستانهای زیادی مراجعه کردم تا در صورتی که مشکلی وجود داشته باشد آن را مرتفع کنم اما اتفاق مثبتی نیفتاد و مشکلم حل نشد. بعد از طی همه راه‌هایی که فکر می‌کردم شاید چاره کارم باشد با نام صارم آشنا شدم. در واقع نام صارم را در بیلبوردهای جاده‌ای دیدم و تحقیقات خودم را بعد از آن ادامه دادم و به این نتیجه رسیدم که شانس خودم را در صارم امتحان کنم؛ به همین دلیل
به صارم آمدم.

پزشکتان چه کسی بود که چه درمانی برای شما تجویز
کردند؟‌
سرکار خانم دکتر صادقی پزشک من بودند. بعد از معاینات لازم و آزمایشات مورد نیاز پرونده من را در اختیار جناب آقای دکتر صارمی قرار دادند و با راهنمایی‌های ایشان پس از لاپاروسکوپی تشخیصی، لنفوسیت‌تراپی شدم. دیروز هم جراحی شدم و در حال حاضر با جراحی خوبی که روی من انجام شده در خدمت شما هستم.
از ابتدای آشنایی‌تان با صارم تا به امروز چند وقت گذشته و چقدر راضی هستید؟
حدود دو ماه است که به صارم رفت و آمد دارم و از بیمارستان و همچنین پزشکم سرکار خانم دکتر صادقی بسیار راضی هستم. اینجا همه چیز خوب است و نمی‌شود از آن راضی نبود. ان‌شاءا… ادامه روند درمانم نیز به همین کیفیت پیش برود و من هم آرزوی مادر شدنم به حقیقت بپیوندد و فرزندم را در صارم از خداوند هدیه بگیرم.

جناب آقای دکتر صارمی را هم طی این مدت ملاقات کرده‌اید؟‌
در اتاق عمل قبل از بیهوش شدن ایشان را دیدم. یک سلام و احوالپرسی با هم داشتیم و بعد از بیهوشی چیزی متوجه نشدم تا الان که در خدمت شما هستم. زحمت جراحی من را خود آقای دکتر صارمی کشیدند و بابت این موضوع خیلی خوشحالم و از ایشان تشکر و قدردانی می‌نمایم. امیدوارم خداوند تن سالم و عمری طولانی و با عزت به ایشان عطا کند.

شاخصه بیمارستان صارم را چه می‌دانید و آیا وجه تمایزی با دیگر مراکزی که تا امروز به آن مراجعه کرده‌اید دارد؟
در صارم به سادگی نوبت می‌گیرم و مراجعه می‌کنم. نکته مهمتر پیگری‌هایی است که انجام می‌شود. شخص سرکار خانم دکتر صادقی تمام مراحل درمان را تحت نظر دارد و همه چیز را مو به مو پیگری می‌کند. این خیلی عالی است و خیال آدم از همه چیز راحت است. نظم و انضباط بسیار خوبی در صارم حاکم است و همه اینها باعث می‌شود یک بیمارستان به نام صارم زبانزد شود.

آرزوی سلامتی و همچنین برآورده شدن آرزویتان را برای شما داریم.
از شما تشکر و قدردانی می‌کنم و امیدوارم موفق و مؤید باشید.


dd2fdb34-732d-4298-b401-ce0a76c52d47.jpg
شهریور ۲۶, ۱۳۹۸

از قدیم گفته‌اند از تجربه دیگران استفاده کنید تا خودتان تجربه آیندگان نشوید. حالا حکایت اکثر مراجعه‌کنندگان صارم همین است. از هر کسی که سوال می‌کنیم چه شد صارم را انتخاب کردید از تجربه اطرافیان خود در صارم برای ما می‌گوید و از اینکه از همه چیز راضی بوده‌اند و همین دلیل بر این شده که صارم را انتخاب کنیم.
تحقیق که فقط برای خواستگار نیست! گاهی برای خیلی چیزهای دیگر نیز لازم است که تحقیق و تفحص کنیم و اطمینان حاصل کنیم. درباره مراکز درمانی، پزشک، میزان تبحر آنها، رضایت مردم نسبت به نوع و روند درمانشان همگی باعث شده مراجعین صارم با خیال راحت به این جزیره بیایند و با اعتماد کامل درمان خود را پیگیری کنند.
چند روز پیش با خانم فاطمه حسین‌زاده همکلام شدیم و قدم نورسیده را به ایشان تبریک گفتیم. این خانم نه تنها آقا پسر دوست‌داشتنی‌اش را در صارم به دنیا آورده است بلکه اولین فرزندش را نیز چهار سال پیش در جزیره صارم از خداوند هدیه گرفته بود و همین دلیل بر این بود که ما موفق عمل کرده‌ایم. با ایشان همکلام شدیم:

خانم حسین‌زاده، سلام. قدم نورسیده مبارک.
سلام. ممنونم. امیدوارم شما و همه پرسنل محترم صارم سرحال و موفق باشید.

از انتخاب صارم برای ما بگویید.
قبل از اینکه با صارم آشنا شوم جاری من در این بیمارستان زایمان کردند و وقتی به ملاقات او آمدیم با محیط صارم آشنا شدیم. هم خودش از اینجا بسیار راضی بود و همین که ما محیط مرتب و منظم صارم را دیدیم و به همین دلیل صارم را از آن زمان زیر نظر گرفتم. بعد از آنکه خودم باردار شدم به صارم آمدم و زیر نظر پزشکان باتجربه این مرکز قرار گرفتم و حالا هم پس از 4 سال دومین فرزندم هم در صارم از خدا هدیه گرفتم و از این بابت خیلی خوشحالم.

از اینکه صارمی‌ها به شکلی عمل کردند که دوباره اینجا را انتخاب کردید خوشحالیم. به غیر از زایمان از امکانات دیگر بیمارستان نیز استفاده کردید؟‌
غیر از کلینیک زنان که نزد پزشک خود می رفتم از بسیاری از امکانات جانبی مانند سونوگرافی، غربالگری و … نیز بهره‌مند شدم. خودتان بهتر می‌دانید که صارم یک پکیج کامل برای مراجعین مخصوصا خانم‌های باردار است و طبیعی است برای بسیاری از آزمایشات و … یک خانم باردار به سادگی می‌تواند از امکانات داخل صارم استفاده کند و برای کوچکترین کاری نیاز نداشته باشد به یک مرکز تصویربرداری، آزمایشگاه و… مراجعه کند. این هم یکی از ویژگی‌های صارم است که ما را در انتخاب این مرکز مطمئن‌تر می‌کرد.

پس از دومین زایمان خود در صارم چه امتیازی به ما می‌دهید. از همه چیز راضی بودید؟
اینجا واقعا همه چیز فوق‌العاده است. پزشکان متبحر، امکانات لازم، نظم و انضباط همگی از درجه بالایی برخوردار است و من پس از دو زایمان خودم و البته مراجعه اطرافیانم عیب و ایرادی را در این جزیره ندیده‌ام. امیدوارم همچنان در این راه موفق باشید و روزبه روز از گذشته بهتر هم بشوید.

پزشکتان چه کسی بود؟ از ایشان نیز راضی بودید؟
بالاترین امتیاز صارم پزشکان عالی و متبحرش است. من زیر نظر دکتر هاشمی‌جم بودم و انصافا ایشان بسیار صبور، خوش‌اخلاق و با تجربه بودند. در هر ساعت از شبانه‌روز که نیاز بود از پزشکم راهنمایی می‌گرفتم و ایشان با صبوری و مهربانی پاسخ لازم را می‌دادند. بسیاری اوقات حضوری خدمت ایشان می‌رسیدم و برخی مواقع تماس می‌گرفتم و حتی پیامک می‌دادم و تمام آنها را جواب می‌داد. این برای من خیلی باارزش بود و قوت قلب می‌گرفتم. جا دارد به ایشان یک خسته‌نباشید حسابی عرض کنم و صمیمانه تشکر کنم. ایشان بهترین پزشکی است که تا به امروز دیده‌ام.

حرفی خاصی ندارید که نگفته باشید.
از همگی شما تشکر می‌کنم و امیدوارم مراکزی مانند صارم در مملکت ما بیشتر باشد تا همه بتوانند از این امکانات استفاده کنند و با خیال راحت به آن مراجعه نموده و مانند من خدمات پزشکی با کیفیتی را تجربه کنند.


مهناز-گنجی-2.jpg
شهریور ۲۵, ۱۳۹۸

همه به کلمه انتظار آشنا هستیم و کما بیش طعم آن را چشیده‌ایم. انتظار همانطور که اسمش پیداست همیشه همراه است با دلشوره و دلواپسی، گاهی اوقات نتیجه شیرین، گاهی هم بی‌پایان و تلخ. اما کسانی معنای انتظار را با همه وجود لمس می‌کنند و طعم آن را می‌دانند که آن را سال‌های سال به یدک کشیده باشند. حالا به هر نحوی و هر نوعی. در صارم هم خانواده‌های بسیاری را دیده‌ایم که انتظار سالهای متمادی آنها به بهترین شکل پایان یافته است. چند روز پیش خانمی را دیدیم که با یک پسر بچه 3-2 ساله به صارم آمده است و سراغ مشاور کلینیک کمک‌باروری را می‌گیرد. موضوع برایمان جالب شد و با ایشان همصحبت شدیم:‌

ضمن عرض سلام خدمت شما، می‌توانیم از علت مراجعه‌تان به صارم جویا شویم؟
سلام. مهناز گنجی هستم. مادر سید مسیحا هاشمی که بعد از 21 سال خدا وند او را با تجربه و تلاش صارمی‌ها به من هدیه داد. امروز همراه یکی از اقوام که برای سونوگرافی به صارم آمده است به اینجا آمدم. هم برای تجدید خاطره و هم شاید مشاوره برای فرزند دوم.

پس آقا مسیحا در صارم به دنیا آمده است.
بله، خیلی از مطب‌ها، مراکز درمانی و بیمارستانها را زیر پا گذاشتم و تقریبا ناامید شده بودم که خداوند صارم را پیش روی من گذاشت حالا من طعم مادر شدن را چشیده‌ام و می‌دانم.

چه شد که با صارم آشنا شدید؟‌
همانطور که گفتم سال‌های سال به دنبال رفع مشکل و بچه‌دار شدن بودم و متاسفانه نتیجه نمی‌گرفتم. بعداز 21 سال که از ازدواجمان گذشته بود هنوز خانواده ما سه نفره نشده بودو خیلی تحت فشار روانی بودم. چند بار IVF کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم. همان زمان تعدادی از اقوام به صارم آمده بودند و نتیجه گرفته بودند. به همین دلیل من هم به صارم آمدم. برای مشاوره نزد خانم دکتر صفری رفتم. خوب به خاطر دارم که دی ماه سال 1395 بود. به دلیل اینکه 37 سال داشتم و شاید خیلی فرصت باقی نمانده بود خانم دکتر صفری از آقای دکتر صارمی خواستند که من را ویزیت کنند و زحمت کارهایم به دوش ایشان افتاد.

پس عمل شما توسط آقای دکتر صارمی انجام شد.
قرار شد عمل لاپاروسکوپی انجام بدهم وقتی آقای دکتر صارمی را دیدم ناخواسته گریه کردم و از ایشان خواستم خودشان زحمت عمل من را بکشند. آقای دکتر صارمی با لبخند همیشگی‌شان در حق من لطف کردند و خواهشم را پذیرفتند و خودشان من را عمل کردند.

نتیجه عمل رضایت‌بخش بود؟
خدا را شکر بله. من فقط 4 تخمک داشتم که میان آنها فقط یک تخمک طوری بود می‌توانست به کار گرفته شود. به طور طبیعی شانس کمی وجود داشت که همان یک تخمک تبدیل به جنین شود و نهایتا من باردار شوم اما به لطف خدا و تجربه جناب آقای دکتر صارمی و همکاران محترمشان این اتفاق افتاد. روزی که برای انتقال آمده بودم آقای دکتر با همان لبخند همیشگی گفتند یک جنین داریم اما چه جنینی. خیلی پرجنب و جوش است و مدام در حال سلول‌سازی است. همان جنین پرجنب و جوش تبدیل به مسیحای من شد و الان در آغوشم قرار دارد.

از سال‌های قبل از مادر شدن برایمان بگویید.
سال های انتظار خیلی سخت بود. سعی می‌کنم به آن فکر نکنم. هر وقت یادش می افتم اعصابم خرد می‌شود. با اینکه الان مشکلم حل شده اما هر وقت به آن روزها فکر می‌کنم حالم خراب می‌شود. ترجیح می‌دهم در حال زندگی کنم تا گذشته‌ام.

الان که به صارم آمدید خودبخود به یاد آن روزها هم می‌افتید.
بله. این که درست است اما به یاد روزهای خوش می‌افتم. در صارم فقط روزهای خوش برای من اتفاق افتاد. نه تنها خودم بلکه دو نفر از اقوامم نیز همینجا بچه‌دار شدند. یکی پس از 18 سال و دیگری بعد از 20 سال. خودم هم بعد از 21 سال. شاید از روز اول اگر صارم را انتخاب می‌کردم خیلی زودتر از این حرف‌ها به نتیجه می‌رسیدم. اما باز هم خدا را شکر می‌کنم. من اولین مراجعه‌ام به صارم تیر ماه 95 بود و در دی‌ماه همان سال من نتیجه گرفته بودم. این برای من که انتظار 21 ساله را یدک می‌کشیدم چیزی شبیه معجزه بود. یکی از همان آشنایانم که قبلا در صارم باردار شده بود و الان بچه دارد، بار دیگر به صارم آمده و حالا منتظر فرزند دومش است. این فرزندش پسر است.

از حس و حال مادری برایمان بگویید.
بعضی اوقات که پسرم را نمی بینم اما صداش رو می‌شنوم با خودم می گویم خدایا این پسر من است؟ و به خاطر می‌آورم چقدر قبل داشتنش عذاب کشیدم.

همسرتان در این مدت شما را به خوبی همراهی کرد؟
بله، انصافا ایشان مرد زحمتکش و شریفی است. طی این دو دهه حتی یک بار به روی من نیاورد که بچه نداریم. هر وقت هم که خودم حرفش را پیش می‌کشیدم می‌گفتند هر چه خواست خدا باشد همان می‌شود. اگر بخواهد می‌شود و اگر هم نخواهد هر کاری کنیم نمی‌شود.

به فکر فرزند دوم نیستید؟
راستش را بخواهید چرا که نه. امروز هم که به صارم آمدم سراغ کلینیک کمک‌باروری رفتم و دلیلش همین بود. البته پدرش می‌گوید خدا همین یکی را برای ما حفظ کند از سرمان زیاد است. ولی من فکر فراهم کردن مقدمات کار هستم و اگر خدا بخواهد شاید دوباره باردار شوم. البته هنوز تصمیم قطعی نگرفته‌ام.

حرف خاصی دارید که بخواهید آن را بیان کنید؟‌
من پسرم و شاید خانواده‌ام را اول از خدا دارم و بعد از جناب آقای دکتر صارمی. خیلی مدیون ایشان هستم. نمی‌توانم بگویم چقدر ایشان را دوست دارم. باور می‌کنید اگر بگویم عکس ایشان را به عنوان تصویر پروفایل خودم انتخاب کرده‌ام؟ بقیه‌اش را خودتان حدس بزنید. خوب به خاطر دارم وقتی من عمل شدم آقای دکتر صارمی یک پلیپ به اندازه یک کف دست از شکم من درآوردند. چیزی که در این مدت نه هیچ جا به من گفته بودند و نه اینکه حتی تشخیص داده بودند. تجربه دکتر صارمی باعث شد عمل موفقیت‌آمیزی داشته باشم و الان مادر باشم. امیدوارم مشکل تمام کسانی مثل من هستند مرتفع شود و به آنها توصیه می‌کنم هرگز از لطف خدا ناامید نشوند.


IMG_7660-1200x800.jpg
شهریور ۱۸, ۱۳۹۸

اولین بار که وارد صارم شدم هیچ گاه فکر نمی کردم بعداز 2 سال احساس مادر شدن را خودم تجربه خواهم کرد.همیشه از ارتباط با خانم های باردار و از راهنمایی هایشان لذت می بردم و وقتی خودم باردار شدم تازه فهمیدم خانم ها در این دوران چه سختی هایی را سپری می کنند. صبا نجفی از پرسنل پر تلاش جزیره ی صارم که به تازگی مادر شده است مخاطب خاص امروز روزنامه صارم است.گفت و گو ی ما با این همکار خستگی ناپذیرمان را در ادامه از نظر می‌گذرانید.

خانم نجفی از ورودتان به صارم بگوئید.چگونه وارد اینجا شدید؟
صارم را سال 96 یکی از دوستانم معرفی کرد.آن زمان من به دنبال یک کار خوب و فضای مناسب برای حضور در آن می گشتم و ایشان به من پیشنهاد کردند صارم را انتخاب کنم.من هم قبول کردم و اینجا فرم استخدام پر کردم.پس از آن برای مصاحبه با من تماس گرفتند.خوب به یاد دارم همان روز اول که برای مصاحبه آمده بودم با خانم حبیبی صحبت کردم و ایشان شرایط را به خوبی برای من توضیح دادند.از همان روز آرامش صارم را درک کردم و به انتخابم اعتماد کامل پیدا کردم .مدتی گذشت و از اینجا با من تماس گرفتند که برای آغاز همکاری مراجعه کنم.واقعا آن روز از ته دل خوشحال شدم و تا حالا هم این رضایت ادامه یافته است. همه چیز این 2 سال عالی بوده است.

از دوران بارداریتان بگویید.پزشکتان چه کسی بود و این دوران برای شما چگونه سپری شد؟
برای من یکی از بهترین روزهای زندگیم دوران بارداری بود.در این دوران واقعا مشاوره های خوبی از پزشکم و سایر همکارانم که اطلاعات کافی در مورد این دوران داشتند به دست آوردم.
پزشک من سرکار خانم دکتر سیدی مقدم بود.آرامش ایشان به من هم آرامش می داد .استرس در دوران بارداری برای مادران باردار تا اندازه ای طبیعی است اما با راهنمایی ها و کمک های خانم دکتر سیدی مقدم توانستم بر این استرس ها غلبه کنم.در کل می توانم بگویم دوران باردای خوبی را پشت سر گذاشتم و با سلامت جسمی و روحی کامل با این دوران خداحافظی کرده ام.

در انتخاب پزشک معیار و ملاک مشخصی داشتید؟
من که خودم 2 سال است در قسمت نوبت دهی فعالیت می کنم اکثر پزشکان را به خوبی می شناسم و توانایی هایشان را درک کرده ام.به جرات می توانم بگویم تمام پزشکان صارم فوق العاده هستند اما بنده به دلیل ارتباط عاطفی و روانی خوبی که با خانم دکتر سیدی مقدم داشتم ایشان را انتخاب کردم و واقعا از انتخابم رضایت کامل دارم.
روز زایمان و اتاق عمل برای شما تجربه متفاوتی بود یا قبلا تجربه ی آن را داشتید؟
خیر.چنین تجربه ای نداشتم. من برای اولین بار مادر شدم و روز اتاق عمل کاملا حس متفاوتی داشتم.پرسنل و همکاران پر تلاش و کار بلد بنده در اتاق عمل با درایت و مسئولیت پذیری تمام کارها را انجام می دادند و به من احساس راحتی و آرامش می دادند.واقعا از تک تک آنها ممنونم.آنها من را مدیون محبت خودشان کردند.حتی پس از انتقال به بخش هم همکاران بخش بستری 3 در حق من سنگ تمام گذاشتند.اکنون و پس از زایمان که بدون شک یکی از دلچسب ترین اتفاقات زندگی من بوده است می گویم بسیار خوشحالم که 2 سال قبل وارد صارم شدم تا امروز از تجربه مادر شدن اینگونه احساس شعف و شادمانی کنم.
از جناب آقای دکتر صارمی تشکر ویژه دارم.اینجا جایی برای آسایش زنان ایران زمین است و من به عنوان یک زن ایرانی از ایجاد این چنین بیمارستانی که هم می توانم در آن با خیال راحت کار کنم و هم از آن خدمات درمانی با بالاترین کیفیت بهره مند شوم تشکر و قدردانی می کنم.
پسر من چند روز است که در صارم چشم به دنیا گشوده است و من بابت این هدیه ی ارزشمند، خدا را هزار بار شکر
می کنم.سانیار کوچولوی من با ورودش به زندگیمان تمام سختی های دوران بارداری را از حافظه ی من پاک کرده است و این یکی از معجزات الهی است.
مادر شدن یکی از بزرگ ترین نعمت های خدادادی است که نصیب زنان شده است و من با تولد پسرم این حس را به خوبی تجربه کرده ام.
هر بار که به او نگاه می کنم سراسر وجودم را در شوق و شعف فرا می گیرد و همین با عث ایجاد احساس لذت در من
می شود.مادری احساس متفاوتی است که چند روزی است مهمان تمام لحظه های من شده است.

سخن پایانی؟
از شما و تمام همکاران خوبم در قسمت های مختلف از واحد خودم که وقت دهی است گرفته تا دفتر پرستاری همکاران بخش بستری پرسنل کلینیک اتاق عمل سایر دوستان زحمت کشی که در قسمت های مختلف بیمارستان مشغول ارائه خدمت به مراجعین هستند سپاسگزارم و برایشان بهتر ین ها را آرزو می کنم.

ما هم برای شما و خانواده ی محترمتان آرزوی بهروزی و شادکامی می کنم و امیدواریم ساینار کوچولو زیر سایه پدر و مادرش آینده ای درخشان را تجربه کند.


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.