لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

IMG_9047-1200x800.jpg
آذر ۱۴, ۱۳۹۸

پس از اتفاقاتی که پنجشنبه گذشته توسط شهرداری منطقه 5 مقابل درب شرقی بیمارستان صارم رخ داد، سایت 4ekbatan که اخبار داخلی شهرک اکباتان را پوشش می‌دهد اقدام به درج خبری با عنوان «بی‌توجهی شیک بیمارستان صارم نسبت به شهرداری منطقه 5» کرد . در پی انتشار این خبر، بیمارستان صارم مراتب اعتراض خود را نسبت به انتشار این خبر به گردانندگان سایت مذکور ابلاغ کرده و خواهان انتشار مطالبی در خصوص رفع ابهامات مطرح شده به عنوان پاسخ رسمی بیمارستان صارم از سوی این پایگاه خبری شده است. به همین دلیل مطابق قانون موجود برای سایت‌های خبری، روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، اگر خبری نسبت به شخص یا مجموعه‌ای منتشر شود و آن شخص حقیقی یا حقوقی پاسخی در آن باره داشته باشد، سایت مذکور موظف به درج پاسخ در همان سایت یا روزنامه می‌باشد. به همین جهت نمایندگان این سایت با حضور در بیمارستان صارم نسبت به انجام مصاحبه و درج پاسخ بیمارستان در سایت اقدام کرد تا ضمن پاسخ به سوالات آنها از سوی سخنگوی بیمارستان ابهامات موجود در این خصوص شفاف سازی شود. متن این مصاحبه که هم اکنون در سایت 4ekbatan نیز در دسترس است در این دو صفحه درج شده است.

*****

توضیحات سخنگوی بیمارستان صارم از چرایی مواجهه با شهرداری

حضور و برخورد جدی شهرداری منطقه 5 با بیمارستان صارم شهرک اکباتان و واکنش متقابل بیمارستان نسبت به اتفاقات صورت گرفته که روز پنجشنبه گذشته به صورت علنی به وقوع پیوست، بی شک در نوع خود کم سابقه محسوب می شود و از این منظر قطعا در بطن خود علل و عوامل پیدا و پنهان بسیاری را جای داده است.

با توجه به اهمیت موضوع، روز یکشنبه و تنها ساعاتی پس از درج خبر مواجهه (اینجا را بخوانید) شرایطی فراهم شد تا یوسف شریف زاده معاونت رسانه ای بیمارستان صارم در مقام «سخنگوی بیمارستان» برای اولین بار پاسخگوی تمام پرسشهای نمایندگان سایت خبری اکباتان باشد.

در ادامه مهمترین و صریح ترین بخشهای گفت و گوی «4 اکباتان» با  سخنگوی بیمارستان صارم آمده که می تواند بیانگر برخی ناشنیده ها باشد.

توضیح مهم اینکه در خلال این مصاحبه پرسشهایی در مورد مباحثی همچون جذب توریسم پزشکی صارم، تصمیم گیری کمیسیون ماده 100 در مورد بیمارستان و برخی موضوعات مهم دیگر مطرح و پاسخهایی دریافت شده است که به دلیل اهمیت اتفاقات رخ داده در روز پنجشنبه فعلا در این مجال به آنها پرداخته نمی شود و در فرصتهای بعدی حتما اطلاع رسانی لازم انجام خواهد شد.

——————————————————————-

جناب آقای شریف زاده چه شد که بیمارستان تصمیم به تقابل علنی با اقدام شهرداری گرفت و نیوجرسی ها (موانع سیمانی) از طرف شما بلافاصله جمع آوری شدند؟

در رابطه با قرار گرفتن موانع سیمانی توسط نیروهای شهرداری در مقابل درب بیمارستان صارم و پس از آن برداشته شدن آنها توسط عوامل بیمارستان موارد مهمی وجود دارند که باید آنها را مدنظر قرار داد. اول اینکه مردم و پرسنل بیمارستان داخل محوطه پارکینگ محبوس شده بودند. در همان لحظات یکی از پزشکان ما باید به بیمارستان میلاد مراجعه می کرد و ما نمی توانستیم جان یک انسان را به خاطر اقدامی که شهرداری بدون ارائه مجوز به ما انجام داده به خطر بیندازیم. تأکید می کنم که هیچکدام از پرسنل شهرداری هیچ برگه، حکم، مجوز و یا حتی کارت شناسایی به ما نشان ندادند. پس از آن هم پلیس در محل حادثه حضور پیدا کرد و با توجه به اینکه مجوزی برای انجام این کار وجود نداشت به ما اعلام کردند که «باید» نیوجرسی ها (موانع سیمانی) برداشته شوند تا مشکلات ایجاد شده برای مردم برطرف شود و ما هم مورد اعلام شده توسط نیروی انتظامی را اجرا کردیم.

یعنی در کلیت فکر می کنید این مدل رفتار در مقابل یک نهاد قانونی صحیح بوده؟   

ما در اینجا یک بحثی با شهرداری داریم و آن این است که اصلا فرض بگیریم بنده یک تخلفی مرتکب شده ام. مردم و پرسنل بیمارستان چه گناهی کرده اند که نباید بروند منزلشان آنهم در پنجشنبه بعدظهر که بعضی همکاران ما بعد از 18 ساعت گذراندن  شیفت خود تازه می خواهند محل کار خود را ترک کنند!؟

اینجا می توان این بحث را مطرح کرد که اگر اخطارهای قانونی صادر شده توسط شهرداری که به دفعات در پیش از روز حادثه به مجموعه شما ابلاغ شده بودند، با واکنش بهتری مواجه می شدند مردم و همکاران شما اصلا به آن دردسرها دچار نمی شدند. درسته؟

در پاسخ به این پرسش من باید یک پرسش را متقابلا مطرح کنم و آن اینکه اگر شهرداری در پاسخ به نامه ها و درخواست هایی که چندین مرتبه برای آنها ارسال کردیم درست برخورد می کرد و اقدام درست و قانونی خود را که قطعا جزو وظایف کاری آنها بوده انجام می داد آیا باز هم کار به اینجا می رسید؟

در این لحظه باید از پاسخ شما مفهوم «مقابله به مثل» را استنباط کنیم؟

به هیچ عنوان. ما می گوییم بیمارستان زیر مجموعه وزارت بهداشت و درمان و آموزشکی است و این وزارتخانه برای ما رسما تکلیف می کند که یک سری آیتم ها در قالب شاخص هایی مشخص باید رعایت شود که البته این آیتم ها کاملا بر اساس مجوز صادره توسط همین وزارتخانه می باشد. این گفته یعنی اینکه بدون دستور العمل و نظارت مستقیم وزارتخانه مذکور هیچ تغییری در بیمارستان امکان پذیر نیست و نخواهد بود. پس خواهش می کنم توجه داشته باشید که کارهای در حال اجرا در بیمارستان کاملا بر اساس خواست قانونی وزارت بهداشت آنهم بر اساس مجوزی است که برای ما صادر کرده اند و اتفاقا برای پیاده سازی آیتم های مدنظر وزارتخانه ضرب الاعجل نیز تعیین شده است.

چرا خواسته های وزارت بهداشت را به شهرداری منتقل نکردید که آنها هم در جریان دغدغه های شما قرار گیرند؟

باور کنید بارها پیگیری کردیم. مجموعه بیمارستان صارم اگر قانون گریز بود و خودسرانه کارها را پیش می برد در پروژه رادیو تراپی که کلی هزینه میلیاردی برای ما داشته است به دنبال تخلف می رفتیم نه برای بخش اورژانس و یک سری تغییرات خیلی محدود که صراحتا باید بگویم دستمان زیر ساطور یک جای دیگر قرار دارد. در این وضعیت به ما هم حق بدهید که به عنوان بخش خصوصی که مجوز خود را از وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی دریافت کرده نمی توانیم تحمل کنیم که دستمان زیر فشار این ساطور قطع شود.

شما در صحبت های خود به تغییر محدود در بخش اورژانس اشاره کردید اما پیش از این مالک بیمارستان در یک مصاحبه مطبوعاتی از تغییر تیپ بیمارستان و تبدیل به یک «تروما سنتر» حرف زده بودند. در حال حاضر هم به نظر می رسد حجم عملیات فعلی بیشتر از تنها یک تغییر محدود در بخش اورژانس باشد.

ما فقط کار را محدود به بخش اورژانس بیمارستان نمی دانیم. اما کل دستور العمل های وزارت بهداشت و درمان آنهم در سرفصل اجرای فرآیند اعتبار بخشی برای بیمارستانها یک سری شاخص های معین دارد. این دستور العمل ها هم برای اورژانس تعریف می شود هم برای رادیولوژی و هم سایر بخشهای بیمارستان و در نهایت ما به عنوان یک نهاد مرتبط مجبور هستیم، به این کلمه توجه فرمایید «مجبور» هستیم [با تأکید]  بر طبق آنها عمل کنیم.

در مورد پروژه تروما سنتر هم باید بگویم که اگر قرار باشد این کار انجام گیرد این حجم از تغییرات در مقابل تعریف و استانداردهای یک «تروما سنتر» قطعا خنده دار خواهد بود چون تروما سنتر فقط از نظر وسعت باید 5 برابر بیمارستان فعلی باشد و با وضعیت فعلی همکاری های دوستان در جاهای مختلف نه کلنگ آن زده شده و نه زده خواهد شد. هر چند که وجود یک مرکز خدمات رسانی اورژانس به مصدومان حوادث نه تنها افتخاری برای اکباتان و منطقه 5 بلکه برای کل کشور خواهد بود.

با توضیحاتی که عرض کردم خود شما هم قطعا متوجه شدید که بی دلیل شایعاتی همچون راه اندازی تروما سنتری که وجود خارجی ندارد و نخواهد داشت مرتبط می شود با بازسازی صورت گرفته در راستای دستورالعمل های وزارت بهداشت و درمان.

اگر به زعم شما این شایعات قوت گرفته است علت خاص خودش را دارد و آن این است که شروع تغییرات بیمارستان پس از آن صورت گرفت که طرح تروما سنتر در یک مصاحبه مطبوعاتی توسط خود آقای دکتر صارمی اعلام شد. پس می بینید که نمی شود همه چیز را به عوامل بیرونی بیمارستان ربط داد.   

کاملا تصادفی بوده و همینجا به عنوان سخنگوی بیمارستان به صورت رسمی اعلام می کنم که حتی کلنگ پروژه تروما سنتر نیز به زمین نخورده. در جریان باشید که حتی اگر بخش کوچکی از آن پروژه بخواهد اجرایی شود باید گودبرداری 50 متری صورت گیرد.

برگردیم به بحث اصلی. با تمام توضیحاتی که شما ارائه دادید به نظر می رسد یک جایی اختلاف نظر بین شهرداری و وزارت بهداشت و درمان در بحث آیین نامه ها وجود دارد. اینجا شما یعنی بیمارستان سعی نکردید که با تعامل شکاف بین این دونهاد را برطرف کنید و رأسا اقدام کردید. کاری که در سطح جامعه مرسوم نیست و مردم بارها برای انجام کارهای حتی روزمره خود با تناقض دستورالعمل ها بین دو سازمان مواجه می شوند اما تنها راه چاره تلاش برای تعامل بین آنها می باشد تا مشکل مربوطه برطرف شود اما در این فقره بیمارستان تصمیم گرفته جلو برود به هر قمیت ممکن. این روال مرسومی در جامعه نیست، در این باره چه نظری دارید؟   

در این مورد من باید بازهم تأکید کنم که هیچ کجا نه کار غیر قانونی صورت گرفته و نه تمایلی به توسل به روندهای غیر قانونی وجود دارد. اما ما یک بازه زمانی تعریف شده برای انجام تغییرات طبق مجوزهای وزارت بهداشت و درمان در اختیار داریم. این تغییرات هم طبق یک کار کارشناسی به ما اعلام شده و ما چاره ای جز اجرای آنها نداریم. در این شرایط وقتی نهادهای مربوطه همکاری لازم را با ما انجام نمی دهند چه باید کرد؟ اجازه بدهید صحبت هایم را با یک مثال عرض کنم. خود شما اگر برای بازسازی یک مورد بسیار حیاتی مثل ترکیدگی لوله آب در قسمتهایی از محل زندگی خود نیاز به تصمیم سریع شهرداری داشته باشید و در عمل متوجه بشوید که عزمی برای تسریع در راه انداختن قانونی کار شما وجود ندارد چه می کنید؟ آیا 3 ماه تحمل می کنید تا شهرداری شاید به شما مجوز بدهد و تمام زندگی شما را در این مدت آب بردارد!؟

در مورد بیمارستان صارم ما با یک ضرب الاعجل زمانی مواجه هستیم که متأسفانه از طرف دوستان درکی برای همکاری وجود ندارد. پس طبیعی است که نخواهیم با مشکل مواجه شویم.

یعنی رأسا اقدام می کنید؟

اگر زمان اولتیماتوم بیمارستان به پایان برسد و مقام مافوق ما را تحت فشار بگذارد بله موظف هستیم که موارد را اجرایی کنیم. اما توجه هم داشته باشید که ما از روز اول تمام مراتب را به اطلاع شهرداری رسانده ایم و خواستار هماهنگی با آنها هم بودیم همانند کاری که در پروژه رادیو تراپی انجام گرفت و تعامل خوبی هم برقرار شد و کارها قدم به قدم در مسیر صحیح پیش رفت. اما در این وضعیت تخلف از طرف آنها است که پاسخی به درخواست های ما ندادند و به عبارتی ما را پس می زنند.

دقیقا منظورتان از «پس می زنند» چیست؟

ما در هر مرحله از کار با شهرداری مکاتبه و اعلام کردیم که وزارت بهداشت طبق این مجوز از ما چنین درخواست هایی را دارد. شما تشریف بیاورید بررسی کنید و نظر بدهید که باید چه کنیم؟ اگر باید عوارض بدهیم در خدمتیم البته با فیش قانونی چون شفاهی چیزی را نمی پذیریم.

پیشنهادات شفاهی داشتید؟

من اطلاعی ندارم


WhatsApp-Image-2019-12-01-at-13.20.10.jpeg
آذر ۱۲, ۱۳۹۸

دیدن بدرفتاری مأموران شهرداری در شهرهای مختلف با مردم هر چند بسیار دردناک است اما اتفاقی جدید به حساب نمی‌آید. هر از گاهی خبر، ویدئو یا صوتی از این گونه وقایع منتشر می‌شود و چون هیچ تصمیم جدی برای رفع آن وجود ندارد بعد از چند روز به فراموشی سپرده می‌شود. اما این قبیل اتفاقات گاهی اوقات شدت بیشتری پیدا می‌کنند و داستان‌های عجیبی را رقم می‌زنند.
حوالی ساعت 3 بعدازظهر پنجشنبه 7 آذر ماه 98، نقض آشکار قوانین توسط تعدادی از مأموران شهرداری منطقه 5 تهران، باعث بروز مشکلات زیادی برای جمع زیادی از مردم شد. ماجرا از آنجا شروع شد که جرثقیلی که حامل یک بلوک سیمانی بزرگ (نیوجرسی) بود جلوی درب ورودی بیمارستان صارم که یکی از مراکز درمانی معروف و خوشنام پایتخت است توقف می‌کند و بدون هیچ توضیحی محموله خود را جلوی درب ورودی بیمارستان تخلیه می‌کند. با دیدن این صحنه پرسنل حراست بیمارستان برای دریافت توضیح و پرسیدن دلیل این کار به جلوی درب ورودی می‌روند اما راننده بی‌توجه به سوالات مطرح شده محل را ترک می‌کند و هیچ مجوزی بابت این اقدام ارائه نمی‌نماید.
در ادامه پرسنل حراست برای روشن شدن موضوع از دو نفر از همراهان اکیپ شهرداری که با خودروی شخصی چند قدم دورتر از جرثقیل توقف کرده و مشغول فیلمبرداری و عکاسی بودند توضیح می‌خواهند اما آنها از پاسخ سرباز زده و می‌گویند: «ما مأمور گذاشتن این بلوک‌ها هستیم و باقی ماجرا به ما ارتباطی ندارد. به ما گفته‌اند این بلوک را بگذاریم و عکس بگیریم.» حراست بیمارستان که شرایط را اینگونه می‌بیند و متوجه می‌شود که با مذاکره نمی‌تواند موضوع را حل و فصل کند با پلیس 110 تماس گرفته و از آنها کمک می‌خواهد. تا رسیدن مأموران پلیس 110 مذاکرات با آن دو مأمور شهرداری ادامه پیدا می‌کند ولی نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود و مردم، پرسنل و پزشکان که قصد ورود به بیمارستان یا خروج از آن را داشتند گرفتار می‌شوند. اعتراض‌ها شدت می‌گیرد و یکی از پزشکان که خودش را متخصص قلب بیمارستان صارم معرفی می‌کند از آنها می‌خواهد راه را باز کنند تا او به جراحی اورژانسی‌اش در یکی دیگر از بیمارستان‌ها برسد. اما هر چه تلاش می‌کند به در بسته می‌خورد. با حضور مأموران نیروی انتظامی در محل و بررسی موضوع، صورتجلسه‌ای تنظیم شده و به دلیل غیرقانونی بودن اقدام شهرداری، دستور بازگشایی صادر می‌شود.
موضوعی که اهمیت بررسی دقیق این اتفاق را دوچندان می‌کند نقض قوانین در موارد مشابه توسط مأموران شهرداری است. اینکه چرا و چگونه اجازه مسدود کردن درب ورودی بیمارستان توسط مسئولان شهرداری صادر شده است سوالی است که آنها باید به صراحت پاسخ دهند. آیا آنها مجاز هستند که جلوی تردد مردم را بگیرند؟ یا اگر خدای نکرده حادثه‌ای مانند آتش‌سوزی در آنجا اتفاق می‌افتاد پیامدهای آن را چه کسانی به عهده می‌گرفتند؟‌ اگر نقص در قوانین برای رفتار و برخورد و اقدامات غیرقانونی شهرداری وجود دارد چرا تاکنون هیچ کس برای اصلاح آن اقدامی صورت نداده است و اگر نقصی وجود ندارد چرا سالهاست نقض می‌شود؟
واقعا قوانین نقص دارند یا نقض می‌شوند؟


photo_2019-12-02_08-02-37.jpg
آذر ۱۲, ۱۳۹۸

در اقدامی عجیب ماموران شهرداری منطقه 5 راه را بر بیماران، پرسنل و پزشکان یکی از معتبرترین بیمارستان‌های ایران بستند؟

ساعت کمی از 3 بعدازظهر گذشته بود و من برای استراحتی کوتاه در بعدازظهر پنجشنبه ،تفریحی چند ساعته را با محسن (یکی از دوستانم) انتخاب کرده بودم.
او که در یکی از بیمارستان‌های مشهور غرب تهران کار می‌کند قرار بود ساعت 3 جلوی در بیمارستان باشد و ما با هم کمی از فضایپر تنش و نه چندان دلچسب کاری این روزهایمان دور شویم.
راستش من عاشق خبرنویسی و خبرنگاری‌ام اما نمی‌دانم چرا چند روزی بود که حال و روز خوشی نداشتم. کمی منتظر ماندم و وقتی دیدم خبری نشد به تلفن متوسل شدم. چند بار زنگ خورد و وقتی ارتباط برقرار شد متعجب شدم چون صداهایی که می‌شنیدم هیچ کدام شبیه صدای محسن نبود. صداها دور و نزدیک می‌شدند و من بعضی‌ها را کامل و بعضی‌ها را مبهم می‌شنیدم. چند لحظه گذشت و صدای محسن که با عصبانیت حرف می‌زد از بقیه صداهای اطراف وضوح بیشتری یافت. می‌گفت: «نمی‌توانم از حیاط بیمارستان بیرون بیایم. اینجا را شهرداری بسته است.»
راستش را بخواهید باور نکردم. آخر به تأخیرهایش عادت داشتم. خواستم سر بزنگاه مچ او را بگیرم. من جلوی متروی اکباتان بودم و فاصله‌ی چندانی با بیمارستان صارم که محل کار محسن بود نداشت.
پیاده راه افتادم ،چند دقیقه ای طول کشید تا به آنجا رسیدم و هنوز چند قدم مانده بود به درب ورودی بیمارستان برسم که سر و صداهایی به گوشم رسید.اطرافم را نگاه کردم از تصویری که می دیدم متعجب شدم. انگار واقعا راست می‌گفت. یک بلوک سیمانی بزرگ (نیوجرسی) که دقیقا ابتدا تا انتهای درب ورودی بیمارستان صارم را پوشانده بود گذاشته بودند. تجمع زیادی آن اطراف بود و داد و بیداد مردم اجازه‌ی شنیدن توضیحات بیشتر را نمی‌داد.
ماشین هایی که برای ورود به بیمارستان از راه می رسیدند پشت سر هم صف بسته بودند و از طرف دیگر کسانی که می خواستند از بیمارستان خارج شوند زندانی شده بودند.مردم هر لحظه عصبانی‌تر می‌شدندو سر و صدایشان بلندتر می شد. موضوع آنقدر برایم عجیب بود که چند لحظه انگار اولین ویژگی یک خبرنگار که کنجکاوی است را فراموش کرده بودم و قدرت طرح چند پرسش ساده را نداشتم. با خودم گفتم خوب که چی؟ اتفاقی نمی‌افتد. خواستم بروم و دست محسن را بگیرم و بگویم توفیق اجباری شد. امروز را با ماشین نمی‌رویم. عوضش کلی پیاده‌روی می‌کنیم. هنوز قدم از قدم برنداشته بودم که با داد زدن یکی از پرسنل حراست بیمارستان به خودم آمدم «آقا، رهام‌گاز باید بره داخل!» دو آقا که انگار بی‌خیال‌تر از بقیه بودند کمی جلوتز مردم در یک ماشین سفید نشسته بودند و لبخند می‌زدند. نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. رفتم جلو و پرسیدم: «آقا چی شده؟!»
یکی که آنجا همان اطراف ایستاده بود گفت: پرسنل شهرداری چند دقیقه قبل با یک جرثقیل این بتون را جلوی درب ورودی بیمارستان گذاشته و جلوی تردد پزشکان بیمارستان را بسته اند. هنوز توضیحات او تمام نشده بود که راننده‌ی یک از خودروهای داخل بیمارستان که خانمی جوان بود اعتراضش بالا گرفت و بلندی صدایش توجه همه را به خودش جلب کرد. می‌گفت: «من 18 ساعت است که سر کارم. واقعا نای سر پا ایستادن ندارم. باید بروم و بچه‌ام را از خانه‌ی مادرم بردارم. نمی‌توانم همین جا منتظر بمانم. من چه گناهی کردم که اینجا زندانی شده‌ام.»
از آقایی که بعدا مشخص شد مسئول حراست بیمارستان است پرسیدم خوب چرا این کار را کرده‌اند؟تخلفی مرتکب شده اید؟ سری به نشانه‌ی نمیدانم تکان داد و رفت تا با همان دو آقایی که آرامش و لبخند غیرطبیعی آنها بدجور توی ذوق می‌زد صحبت کند: «اگه اتفاقی برای کسی بیفته شما مسئولیت دارید. امروز روز شارژ کپسول‌های اکسیژن بیمارستان است و بسیاری از کپسول‌های موجود در بیمارستان خالی است.»
آن دو آقا طوری که انگار آب از آب تکان نخورده است بی‌تفاوت رویشان را برگرداندند و مجددا لبخند به لب مشغول صحبت با همدیگر شدند.
در همین حین یک ماشین دیگر سربالایی آن خیابانی که به درب ورودی بیمارستان منتهی می‌شد را بالا آمد و کنار آنها توقف کرد.
مسئول حراست سلام کوتاهی با او کرد و گفت: «آقای دکتر متاسفانه راه ورودی بیمارستان را شهرداری بسته است و شما نمی‌توانید ماشین را داخل ببرید.» دوباره شروع به صحبت کردن با آن دو نفر کرد: «این آقا پزشک بیمارستان است. ببینید چه جوری همه را اسیر کرده‌اید. او الان باید برود اتاق عمل. جواب این ندانم‌کاری را چه کسی می‌دهد؟»
یکی از آن دو آقا با لبخندی تمسخرآمیز گفت: «بهشان بگویید ماشین را بیاورند پارکینگ شهرداری ما به راننده‌هایمان می‌گوییم او را بیاورند بیمارستان.»
این را که شنیدم جوری که انگار در آن هوای آلوده ی سرد سطل بزرگی آب یخ روی سرم خالی کرده باشند بی‌حرکت ماندم و متعجب شدم. پای پلیس 110 که به این ماجرا باز شد معلوم شد که این پایان ماجرا نیست. انگار داستانهای عجیبی در این بعدازظهر پیچیده‌ی آذر ماه خیال افتادن دارند.
یکی از مأمورها ابتدا با موتور سیکلت به صحنه رسید و بلافاصله درخواست کمک کرد. با گذشت زمان کوتاهی همکارانش رسیدند و من خیالم کمی راحت شد که باز آشوبی دیگر قرار نیست رخ دهد. آنها مشغول بررسی ماجرا شدند و من تازه متوجه شدم که اصلا شهرداری هیچ مجوزی برای این کار ارائه نکرده است و احنمالا مجوز هم از اساس وجود نداشته است.
به فکر فرو رفته بودم و با خودم میگفتم واقعا چه طور ممکن است راه ورودی یک بیمارستان که از اسم آن پیداست یک مکان استراتژی و حیاتی است و با جان مردم سر و کار دارد، اینگونه مسدود شود؟ در همین فکرها بودم که صدای دیگری در آن هیاهو پیچید: «آقا من باید سریع خودم رو برسونم بیمارستان میلاد. مریض اورژانسی دارم. اینجا چه خبره؟»
همه به سمت اون آقا حرکت کردند. بهد از کمی صحبت معلوم شد او متخصص قلب شاغل دربیمارستان صارم است که در بیمارستانهای دیگری از جمله میلاد هم طبابت می‌کند. با خودم گفتم: «این بار کسی نمی‌تواند راه رو باز نکند. آخر شرایط این پزشک از همه اورژانسی‌تر است و ممکن است هر دقیقه اتفاق ناگواری رخ دهد.» اما انگار تنها چیزی که مورد توجه ماموران شهرداری قرار نمی‌گرفت اعتراض و خواسته‌ی مردم بود.
این تصویر زشت انگار برای مسئولینی که دستور چنین کاری را داده بودند بسیار جذاب و دلچسب بود. بتون سنگی بزرگ و دری بسته به روی بیماران، پرسنل و پزشکان و لبخندی اعصاب خردکن که بیشتر به رفتار قهرمانهای اسطوره‌ای داستان های کهن که کاری نشدنی را انجام داده‌ باشند شباهت داشت ، بر لبان آنها نقش بسته بود.
نمی دانم شایددر افکار خودشان به این جمله می اندیشیدندکه «بالاترین لذت دنیا در انجام دادن کاری است که دیگران می‌گویند نمی‌توانی» و آنها اکنون خودشان را دقیقا در همان شرایط می‌دیدند. آنها کاری کرده بودند که کسی به فکرش هم خطور نمی کرد.بستن راه یک مرکز درمانی پرتردد آن هم دقیقا زمانی که اوج حجم ورود و خروج آنجاست.
پلیس وقتی این شرایط را دید دست به کار شد و با توجه به اینکه ماموران شهرداری برای این کار هیچ مجوزی نداشته و کاری کاملا غیرقانونی انجام داده است صورتجلسه‌ای تنظیم کرد و دستور داد برای ایجاد آرامش و امنیت محیط درب ورودی بیمارستانبازگشایی شود و آرامش پس از ساعتی به بیماران، پرسنل و پزشکان بیمارستان بازگردد.
پس از بازگشایی درب و جابجایی بلوک عظیم بتونی کم‌کم شرایط برای تردد مردم فراهم شد. من که نگران وضعیت آن بیمار قلبی شده بودم رفتم و سراغ پزشک را از مسئول حراست گرفتم. خوشبختانه این بار به خیر گذشت و او توانست با مداخله ی به جای پلیس راهی بیمارستان میلاد شوداما آیا همیشه این چنین خطاها به خیر می گذرد؟از آن روز تاکنون چند سوال مدام در ذهن من رژه می‌روند که:
1- آیا اساسا مسدود کردن راه ورودی یک مرکز درمانی که با جان مردم سرو کار دارد توسط شهرداری یا هر ارگان دیگری امری قانونی است؟‌
2- اگر خدای نکرده در آن هنگام آتش‌سوزی یا حادثه‌ای رخ می‌داد که نیاز به ورود امدادگران به داخل ساختمان بود چه کسی مسئول فاجعه‌ی انسانی پیش آمده معرفی می‌شد؟‌
3- پرسنل، پزشکان و بیمارانی که از اقصی‌نقاط کشور به این مرکز مراجعه کرده بودند چه گناهی مرتکب شده‌اند که با این رفتار شهرداری منطقه 5 مواجه شدند؟
4- اگر آن بیمار قلبی در بیماران میلاد به دلیل مسدود کردن راه ورودی بیمارستان توسط شهرداری و در نتیجه دیر رسیدن پزشک معالج دچار حادثه‌ای می‌شد آیا باز هم آن لبخند بر لب مأموران شهرداری باقی می ماند؟
5- در وضعیت کنونی جامعه که مردم تحت فشار اقتصادی و روانی ایجاد شده توسط دشمنان هستند سازمانی به نام شهرداری که مسئولیت خدمت‌رسانی به مردم را دارد اینگونه باید تشنج و ناآرامی را در اذهان مردم ایجاد کند؟‌
6- مسئولی که دستور مسدود کردن درب ورودی این بیمارستان پرتردد را بدون ارائه‌ی مجوز قانونی صادر می‌کند نباید مؤاخذه شود؟‌
پاسخ تمام این سوال ها را هیچ کس به اندازه ی شخص شهردار محترم تهران و شهردار منطقه 5 نمی تواند دقیق توضیح دهد.حالا با توجه به حسن خلقی که از جناب آقای حناچی، شهردار محترم تهران سراغ داریم چند نکته را با ایشان ساده و بی‌پیرانه بیان می‌کنیم:‌
جناب آقای شهردار! در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری جامعه نیاز به آرامش دارد فکر نمی‌کنید این کار پرسنل شهرداری که می‌توانست فاجعه‌ای انسانی را رقم بزند بر طبل دشمن می‌کوبد و مردم را به وحشت می‌اندازد؟
وقتی سازمان بزرگی مانند شهرداری بدون مجوز چنین اقدامی می‌کند می‌توان انتظار داشت که مردم از قوانین سرپیچی نکنند؟ مااز چندین سال قبل شما را به قانون‌مداری و مردم‌داری شناخته‌ایم و شک نداریم هر چیزی که سبب سلب آسایش مردم شود با قوانین فکری و کاری شما در تناقض است.


IMG_6933-1200x800.jpg
آبان ۲۱, ۱۳۹۸

یائسگی در نگاه جامعه امروزی، آغاز دوران افول جسمی و حتی فکری زنان است. دورانی که با تغییرات محسوس و آزاردهنده همراه است و سال‌های سالخوردگی زنان را به شکل قابل توجهی تحت تاثیر قرار داده و از کیفیت آن می‌کاهد. زنان در این دوران بیماری‌های مختلفی از جمله پوکی استخوان، تغییرات خلقی شدید، احساس پیری و از کارافتادگی و حتی سرد مزاجی و پایان زندگی زناشویی را تجربه می‌کنند اما آیا واقعا می‌توان از تمام این رنج‌ها در امان ماند؟ علم پزشکی برای حل این مشکل چه راهکاری اندیشیده است؟
***
سوالی که در ظاهر ساده و در عمل بسیار پیچیده و قابل بحث است که چند سالی است با تحقیقات گسترده عملی و مطالعاتی در یکی از بیمارستان‌های ایران پاسخی روشن و امیدوارکننده برای آن پیدا شده است. زن‌ها می‌توانند یائسه نشوند. این شاید تا چند سال قبل یک آرزوی محال یا یک رویای دور از ذهن در علم پزشکی بود ولی امروزه با روش‌های مبتکرانه محققان ایرانی، به نام فریز بافت تخمدان به وقوع پیوسته است.
دکتر ابوطالب صارمی بنیانگذار IVF در ایران در این رابطه می‌گوید: «فریز بافت تخمدان قدمتی طولانی دارد. در گذشته برای کسانی که به دلایل مختلف تحت شیمی‌درمانی یا سایر روش‌های درمانی دیگر قرار می‌گرفتند و این اعمال بر روی ذخیره تخمدان آنها اثر منفی می‌گذاشت برای حفظ قدرت باروری پس از سپری شدن دوره درمان استفاده می‌شد. تخمدان در زنان به عنوان یکی از ارگان‌های تولیدکننده هورمون‌های داخلی و ارگان تولیدکننده گامت ماده یعنی تخمک، همیشه در علم باروری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است و پزشکان با فریز بافت تخمدان سعی در حفظ قدرت باروری برای زنان در شرایط مختلف داشته‌اند. البته موضوع مشابهی نیز برای مردان وجود دارد و آن از دست رفتن قدرت باروری و تولید اسپرم پس از شیمی‌درمانی و انواع روش‌های مشابه دیگر در آنهاست که به دلیل شرایط متفاوت فیزیولوژیکی آنها، امکان ذخیره گامت نر یا همان اسپرم به مراتب ساده‌تر از زن‌ها است و می‌توان با فریز اسپرم و نگهداری آن در ازت مایع قدرت باروری مردان را به آنها بازگرداند. ولی در مورد خانم‌ها داستان به این سادگی‌ها نیست. اگر بخواهیم تخمک زن را از تخمدان استخراج کرده و فریز نماییم باید فرآیند تحریک تخمک‌گذاری همانند روشی که در فرآیند IVF‌ مورد استفاده قرار می‌گیرد انجام شود.»
وی با اشاره به ارجحیت فریز بافت تخمدان به فریز تخمک افزود: «تا چند سال پیش به همراه فریز تخمک تعداد زیادی از تخمک‌ها از بین می‌رفتند؛ چون تکنولوژی و محیط کشت مطلوب برای حفظ بزرگترین سلول انسان‌ها یعنی تخمک در اختیار نبود. به همین جهت پزشکان سعی می‌کردند به جای فریز تخمک، بافت تخمدان را فریز کنند. روش‌های مختلفی هم برای فریز بافت تخمدان وجود دارد که لاپاراسکوپی یکی از آنهاست. استفاده از این روش‌ها به شرایط بیمار بستگی دارد. در این روش‌ها قطعه‌ای به ابعاد یک سانتی‌متر در یک سانتی‌متر از بافت تخمدان را فریز کرده و در ازت مایع نگهداری می‌کنند. این کار بیشتر برای حفظ بافت تخمدان در کسانی که فرزندی نداشته و تمایل به فرزندآوری بعد از سپری کردن دوره درمان آن بیماری (سرطان و …) دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد و پس از آن یک قسمت از بافت منجمد شده به تخمدان پیوند زده می‌شود. این بافت تحت تاثیر هورمونهای محرکه غدد هیپوفیز و هیپوتالاموس عمل کرده و باعث ادامه فعالیت تخمدان و تولید تخمک همانند قبل از شیمی‌درمانی خواهد شد.»
بنیانگذار IVF در ایران در ادامه از ویژگی‌های منحصر به فرد این روش برای کسانی که به دلایل مختلفی از جمله چسبندگی یا هر علت دیگری امکان دسترسی به تخمدان‌هایشان برای پزشک فراهم نیست اینگونه توضیح می‌دهد: «نکته قابل توجه این است که اگر به دلایل مختلف امکان دسترسی به تخمدان وجود نداشته باشد می‌توان قطعه فریز شده را زیر پوست شکم یا بازو کاشت و عملکرد مورد نظر را با توجه به شرایط بیمار انتظار داشت. البته نباید فراموش کرد در اینگونه موارد تخمک‌گیری باید توسط پزشک انجام شود و بارداری هم با استفاده از روش IVF صورت می‌پذیرد. به عبارتی دیگر در اینگونه افراد امکان بارداری طبیعی وجود ندارد.»
دکتر ابوطالب صارمی در بخش دیگری از سخنان خود به اثرگذاری روش فریز بافت تخمدان برای به تاخیر انداختن دوران یائسگی اشاره کرد و گفت: «بحثی که اکنون مد نظر است و در محافل مختلف پزشکی و علمی دنیا طرفداران زیادی پیدا کرده است استفاده از بافت‌های فریز شده برای به تاخیر انداختن دوران یائسگی است. یائسگی آغازگر دوران سخت و البته طاقت‌فرسا برای زنان است. انواع بیماری‌های مختلف در این دوران گریبانگیر زن‌ها می‌شوند و کیفیت زندگی آنها را کاهش می‌دهند. پوکی استخوان، پیری زودرس، احساس سردمزاجی و تنش‌های روحی و روانی همگی از جمله آثار این دوران است. ما از حدود 6 سال قبل و پس از تحقیقات گسترده مطالعاتی و علمی، راهی را آغاز کردیم که خوشبختانه اکنون به ثمر رسیده و می‌توانیم نوید این راه بدهیم که سن یائسگی حداقل 20 سال به تاخیر می‌افتد. در این طرح گسترده که برای اولین بار در جهان در ایران و توسط تیم تحقیقاتی بیمارستان فوق تخصصی صارم به اجرا درآمد خانم‌هایی که سن آنها زیر 35 سال بود و تمایل داشتند سن یائسگی آنها به تاخیر بیفتد و یا از مصرف داروهای هورمونی منع شده بودند همانند تکنولوژی سابق بافت تخمدان آنها در ابعاد یک سانتی‌متر در یک سانتی‌متر فریز شده و برای استفاده از آن در زمان یائسگی در شرایط خاص نگهداری شده است. پس از رسیدن این افراد به حدود سن 55 سالگی که آغاز دوران یائسگی در ایران است قطعات فریز شده به ابعاد یک میلی‌متر در یک سانتی‌متر تقسیم شده و زیر پوست بازو یا شکم کاشته می‌شود. هر قطعه از این بافت فریز شده می‌تواند 6 الی 7 سال فرآیند تولید هورمون را به صورت طبیعی پشتیبانی کرده و نظم هورمونی را دوباره به جریان بیاندزاد. پس از آن یعنی با گذشت مدت زمان اثرگذاری قطعه‌ی کارگذاشته شده‌ی اول مجددا قطعه دیگری به همان ابعاد کاشته شده و این فرآیند 6 الی 7 سال دیگر ادامه پیدا می‌کند. طبق آخرین مستندات علمی، این روش می‌تواند حداقل 20 سال تولید هورمون‌ها را در زنانی که به سن یائسگی رسیده‌اند ادامه داده و عملا سن یائسگی را از 55 سال به 75 سال برساند و این به معنای 20 سال زندگی با کیفیت در سنین سالخوردگی برای زنان و استفاده از این ظرفیت بالقوه برای نشاط، شادابی و اثرگذاری اجتماعی و خانوادگی آنها می‌باشد.»
مدیر عامل بیمارستان فوق تخصصی صارم در پایان با مهم خواندن اجرای این طرح و درک درست زنان ایران زمین از اثرات مثبت آن در زندگی‌شان از همه آنها خواست در صورتی که به هر دلیلی تحت عمل جراحی اورژانسی یا غیراورژانسی قرار می‌گیرند درخواست فریز بافت تخمدان را از پزشک معالجشان داشته باشند:‌ «اگر به هر دلیلی لازم شد تحت عمل جراحی قرار بگیرید کافی است از پزشکتان بخواهید تا همزمان با عمل جراحی مورد نظر، نسبت به فریز بافت تخمدان هم اقدام کند. موضوع پیچیده‌ای وجود ندارد و پزشک در این شرایط با هماهنگی‌هایی که از قبل باید با آزمایشگاه IVF انجام دهد از آنها می‌خواهد تا محیط کشت لازم برای فریز بافت تخمدان را فراهم نمایند تا به محض خارج کردن قطعه یک ‌سانتی‌متر در یک سانتی‌متری به آزمایشگاه IVF انتقال یافته و فرآیند فریز آن صورت پذیرد تا در زمان لازم برای بازگرداندن سلامتی جسم، جان و روح‌تان مورد استفاده قرار گیرد.»
فریز بافت تخمدان از شش سال قبل برای اولین بار در جهان در کشور ما آغاز شده است و تا کنون تعدادی از زنان ایرانی از این امکان استفاده نموده‌اند و اکنون پس از گذشت این مدت زمان فاز مطالعاتی آن در کشورهای اروپایی آغاز شده است.
کشور ما با بهره‌مندی از دانش روز و تجهیزات پیشرفته و همچنین تجربه پزشکان و متخصصان رشته زنان، زایمان و نازایی از دیرباز جزو کشورهای پیشرو بوده و یکی از پایگاه‌های اصلی تولید علم در این رشته است.


IMG_9895-2-1200x800.jpg
مهر ۱۴, ۱۳۹۸

دکتر صارمی در جمع پزشکان ایرانی آلمانی زبان:

جلسه انجمن پزشکان ایران آلمانی‌زبان صبح روز جمعه با شرکت جمعی از اعضای انجمن در مرکز همایش‌های بیمارستان صارم برگزار شد. در این جلسه که با سخنرانی جناب آقای دکتر صارمی رییس هیات مدیره همراه بود. IVF و چگونگی شکل‌گیری آن در ایران و جهان مورد بحث قرار گرفت. دکتر صارمی در این دیدار ضمن اشاره به وضعیت کنونی این انجمن از انتخابات هیات مدیره جدید و همچنین مجمع عمومی این انجمن در دی ماه سال جاری خبر دادو اهداف این جامعه‌ی دانش‌آموخته‌ی دانشگاه‌های آلمانی زبان را تشریح کرد.
پیشرفت علم IVF و درمان ناباروری در ایران از ابتدای شکل گیری تا کنون بخش دیگری از سخنرانی ایشان بود. وی با تاکید بر توانمندی‌های کشورمان در این زمینه، به راه‌اندازی مراکز مختلف در کشور اشاره کردند و افزودند: «اکنون ده‌ها مرکز درمان ناباروری در سراسر ایران مشغول خدمت به مردم هستند. تعداد زیادی از آنها همان انسان‌های توانمند هستند که در طول سالیان گذشته نزد اینجانب آموزش دیده‌اند و اکنون خوشحالم که شاگردان علمی من توانسته‌اند به چنین پیشرفتی دست پیدا کنند. زکات علم آموزش و انتقال آن به دیگران است و من سعی کرده‌ام با آموزش و تربیت علمی پزشکان و متخصصان این مرز و بوم این زکات را بپردازم.»
قبل از جلسه‌ی عمومی انجمن، اعضای هیات مدیره در گردهمایی آخر دوره‌ی دو ساله خود چگونگی برگزاری انتخابات را در جلسه‌ی آینده بررسی کردند و مصوب شد مقدمات لازم جهت انجام آن در چند هفته‌ی آینده به انجام برسد.


MG_3773-1-1200x1800.jpg
مهر ۱۴, ۱۳۹۸

سخنوری و توانایی ارتباط برقرار کردن یکی از هنرهایی است که لازمه‌ی زندگی امروزی است مخصوصا زمانی که بخواهیم مطالبی را برای کسانی بازگو کنیم که هم اشتیاق دانستن دارند و هم آنها را نمی‌دانند.
فاطمه ارشدی از سال‌های پیش با این ویژگی توانسته است یکی از سخنرانان ثابت کلاس مادران باردار باشد. او که خودش 20 سال قبل این دوران را تجربه کرده است به خوبی می‌داند جای خالی آموزش درست در زندگی مردم چه مشکلاتی را ایجاد کرده و چه پیامدهایی دارد.
اکنون وی پس از سال‌ها تجربه‌ی تدریس در این کلاس‌ها و کسب رضایت حداکثری شرکت‌کنندگان اعتقاد دارد آموزش را یک قدم جلوتر از بارداری باید آغاز کرد.
خودش می‌گوید: «من اگر همان 20 سال پیش درست آموزش می‌دیدم بسیاری از سختی‌ها و مشکلاتی که تجربه کردم را پیشگیری می‌کردم. من جای خالی این آموزش در زندگی خودم را در دوران بارداری لمس کرده‌ام و به همین دلیل می‌دانم مادرانی که روی صندلی‌های سالن مقابل من نشسته‌اند چه نیازهای آموزشی دارند. سعی می‌کنم با آنها به بهترین شکل ممکن ارتباط بگیرم. از بیان توضیحات اضافی پرهیز می‌کنم چون می‌دانم شرایط جسمی آنها به گونه‌ای نیست که این موارد کمکی به آنها بکند. اما همه‌ی آنچه که در حوزه‌ی کاری من مهم است را سعی می‌کنم با بیانی ساده و مفهومی به آنها و همسرانشان انتقال دهم. در این دوران خانم‌های باردار سوالات زیادی از ذهنشان می‌گذرد.
آنها دورانی را تجربه می‌کنند که نسبت به آن هیچ تجربه و شناختی ندارند به همین دلیل بسیار مهم است که بتوانیم آنها را در این تجربه‌ی جدید کمک کنیم. یکی از مواردی که من با تاکید بر آن می‌خواهم اهمیت آموزش را بیان کنم سوالاتی است که درا ین جلسات آموزشی از من و سایر همکارانم پرسیده می‌شود. سوال‌ها گاهی اوقات بسیار ساده هستند و این نشان می‌دهد که خانواده‌ها اطلاعات زیادی از باید‌ها و نبایدهای دوران بارداری ندارند. اما جای خوشحالی دارد که با وجود اینکه نشستن برای آنها سخت است چند ساعت روی صندلی می‌نشینند و به توضیحات ما گوش می‌دهند. من اگر توانسته‌ام ارتباط خوبی با مادران برقرار کنیم دلیل اصلی آن خود مادران هستند چون اعتقاد دارم مستمع صاحب سخن را را بر سر ذوق آورد. آنها به من لطف دارند و خوب گوش می‌دهند و من هم سر ذوق می‌آیم. آنچه را که از تجربه‌ی عملی و آموخته‌های علمی به دست آورده‌آم را بیان می‌کنم. آموزش نیاز اساسی جامعه ماست ولی متاسفانه آنچنان که لازم است مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
خوشحالم که در مکانی کار می‌کنم که این موضوع یکی از دغدغه‌های اصلی محسوب می‌شود. من وضعیت مادران را قبل و بعد از آموزش مورد پایش قرار داده‌ام و به خوبی دریافته‌ام که مادرانی که از آموزش‌های دوران بارداری برخوردار می‌شوند هم زایمان راحت‌تری دارند و هم دوران بارداری باکیفیت‌تر و کم عارضه‌تری را سپری می‌کنند. اما باز هم تکرار می‌کنم به اعتقاد من آموزش در دوران بارداری نه تنها مفید بلکه واجب است و حتی باید قبل از شروع دوران بارداری این آموزش‌ها آغاز شود.»


آمنیوسنتز-1200x783.jpg
مهر ۱۲, ۱۳۹۸

آمنیوسنتز پروسه ایست که طی آن مقداری از مایع اطراف جنین توسط سوزن نازکی بیرون کشیده شده و جهت آزمایش در اختیار آزمایشگاه قرار میگیرد

چه موقع آمنیوسنتز انجام میشود؟

موقعی که در طی آزمایشهای غربالگری یا انجام سونوگرافی یا اکوکاردیوگرافی جنین، شک به بیماری یا سندرم خاصی باشد و یا والدین ناقل یک بیماری شناخته شده با ژن مشخص باشند و قصد بررسی جنین از لحاظ ابتلا به آن بیماری باشد که اواخر هفته پانزده یا اوایل هفته شانزدهم بارداری انجام میشود

چگونه آمنیوسنتز انجام میشود؟

یک سوزن نازک از راه شکم و از اطراف ناف وارد میشود. حتما توسط سونوگرافی بررسی میگردد که سوزن دقیقا کجا میرود و احتیاط میشود که به جنین برخورد نکند. سپس چند سی سی از مایع اطراف جنین کشیده شده و سوزن خارج میشود. کل پروسه بیشتر از سه الی پنج دقیقه طول نمیکشد و درد آن در حد تزریق یک آمپول است. بعد از پروسه ممکن است از شما خواسته شود که بصورت ناگهانی از روی تخت بلند نشوید و دقایقی استراحت نموده سپس برخیزید. در موارد بسیار نادری ممکن است بدلیل جایگیری خاص جنین و جفت، نیاز به ورود سوزن از طریق کانال واژینال باشد ولی خیلی نادر است. ممکن است قدری بیحسی موضعی نیز داده شود ولی لازم نیست

آیا ممکن است سوزن به جنین برخورد کند؟

احتمالش خیلی کم است و در حد صفر میباشد چون پروسه با هدایت و نظارت از طریق سونوگرافی انجام میشود

خطر آمنیوسنتز برای مادر چقدر است؟  خطر آمنیوسنتز برای جنین چقدر است؟

برای مادر تقریبا صفر. برای جنین فقط نیم تا یک درصد

عوارض شایع و بی خطر آمنیوسنتز در مادر چیست؟

درد و پیچش شکم، لکه بینی مختصر تا دو روز و ریزش مایع اطراف جنین در حد بسیار مختصر تا دو روز

خطرات آمنیوسنتز برای جنین چیست؟

بیشتر بحث سقط یا عفونت مطرح میشود ولیکن احتمال وقوع آن فقط نیم درصد میباشد

پس از آمنیوسنتز چه اقداماتی لازم است؟

پیشنهاد میشود که مادر مدت یک الی سه روز در منزل استراحت نماید و فقط جهت استفاده از دستشویی از رختخواب خارج شود. انواع مایعات (آب، شیر پاستوریزه، دوغ پاستوریزه بدون گاز، انواع آبمیوه های طبیعی، چای کمرنگ،…) به وفور مصرف شوند و غذا سبک و مقوی میل شود تا فشار به شکم و لگن و رحم وارد نشود. و نیز اکیدا توصیه میشود که مادر یبوست نداشته باشد. همچنین بهتر است که تا یک الی دو شبانه روز بعد از آمنیوسنتز، ورزش و رابطه جنسی انجام نشود.

علائم خطر بعد از آمنیوسنتز چیست؟

درد و اسپاسم شکم خصوصا طی چند ساعت اول طبیعی تلقی میشود. گرفتگی عضلات، ضعف و تهوع نیز با استراحت برطرف میشوند. ریزش مختصر مایع رحمی در حد دو سه قاشق در شبانه روز و نیز لکه بینی مختصر طی دو روز اول مشکل زا نیستند. ولیکن ریزش مایع شدید، خونریزی، درد شدید و طولانی و یا تب بیشتر از 38 درجه، مسائلی هستند که حتما نیازمند ویزیت فوری توسط پزشک معالج یا مراجعه به اورژانس بیمارستان مربوطه میباشند

آیا آبریزش بعد از آمنیوسنتز حتما مساوی با سقط است؟

خیر. در صورت نیاز، فرد با این مشکل بستری شده و تحت استراحت مطلق قرار میگیرد و نظارت دقیق جهت بررسی وضعیت صورت میگیرد. معمولا خطرناک نیست

خانمهای با گروههای خونی ار هاش منفی چه اقداماتی بعمل آورند؟

طی حداکثر 72 ساعت بعد از انجام آمنیوسنتز بایستی آمپول روگام تزریق نمایند

آیا در صورت درد زیاد میتوان مسکن مصرف کرد؟

بله. مصرف قرص استامینوفن ساده ضرری ندارد

آیا بعد از انجام آمنیوسنتز میتوان رانندگی کرد یا مسافتهای طولانی را در ماشین طی نمود؟

جواب بله است اما توصیه نمیشود. بهتر است در ازای هر 45 دقیقه رانندگی مدت 15 دقیقه به آرامی قدم بزنید و داخل خودرو وضعیت راحت و نیز مصرف مایعات کافی را فراموش نفرمایید

خانمهایی که آسپرین یا هپارین یا انوکساپارین استفاده میکنند چه تدابیری در نظر داشته باشند؟

انوکساپارین لازم است که بسته به دوز مصرفی و با نظارت پزشک معالج حدود 12 الی 24 ساعت قبل از پروسه قطع شود و پس از انجام آمنیوسنتز دوباره شروع شود. هپارین هم لازم است که بسته به دوز مصرفی و با نظر پزشک معالجتان بین 6 تا 12 ساعت قبل از پروسه قطع شود و بعد از آن دوباره شروع شود. در خصوص مصرف آسپرین در پروسه های تهاجمی باور بر این است که بایستی یک هفته قبل تر قطع شود ولیکن فوریت انجام پروسه و نظر پزشک معالج ارجح است. توجه داشته باشید که در صورت مصرف سه داروی فوق همزمان با آمنیوسنتز احتمال لکه بینی یا خونریزی بسیار خفیف و محدودی وجود دارد که معمولا جای نگرانی نیست

آیا جهت انجام آمنیوسنتز نیاز به آمادگی خاصی نظیر پر بودن مثانه یا ناشتا بودن هست؟

خیر. بلکه لازم هست که مثانه قبل از پروسه تخلیه شود. در صورت داشتن تهوع میشود دو ساعت قبل از پروسه، داروی ضد تهوع تجویز شده توسط پزشکتان (مثل اندانسترون یا همان دمیترون) را بصورت خوراکی یا تزریقی مصرف نمایید

برای آمنیوسنتز به چه شخصی و کجا مراجعه شود؟

آمنیوسنتز یک پروسه تهاجمی تلقی میگردد که حتما بایستی توسط فلوشیپ پریناتولوژی (یعنی متخصص زنان و زایمانی که فوق تخصص طب مادر و جنین و حاملگی های پر خطر را دارد) صورت بگیرد. این پروسه باید حتما در یک مرکز مجهز نظیر بیمارستان فوق تخصصی زنان صارم تهران صورت بگیرد.

اگر بعد از انجام آمنیوسنتز دچار هر گونه عارضه ای شدید یا سوالی داشتید چه اقدامی بهتر است؟

میتوانید در هر ساعت از شبانه روز با شماره چهار رقمی 4702 بیمارستان صارم تهران تماس بگیرید و از اپراتور درخواست وصل شدن به اورژانس را نمایید و سوالات خود را بپرسید و راهنمایی بگیرید. به جز آن هم میتوانید در هر ساعت از شبانه روز به اورژانس بیمارستان صارم تهران مراجعه فرمایید و از خدمات بهره بگیرید

جواب آمنیوسنتز در طول چه مدتی آماده میشود؟

در بیمارستان صارم جواب آمنیوسنتز طی دو مرحله آماده میشود:

  • جواب اول طی 3 الی 5 روز (یا کمی دیر و زود تر بسته به شلوغی آزمایشگاه) به دست مراجع میرسد. در این جواب با روش QFPCR فقط کروموزومهای جنسی و 13 و 18 و 21 بررسی و جواب داده می شوند. جنسیت نیز در این مرحله مشخص میگردد. اگر در این مرحله تعداد یکی از کروموزومها به جای دوتا، سه تا گزارش شود پزشکی قانونی به شرطی که سن بارداری از روی سونوگرافی کمتر از 19 هفته باشد مجوز سقط را صادر میکند منتها باید جواب که به روش QFPCR به دست آمده با یک روش دیگر نیز چک و تایید شود که در بیمارستان صارم با روش FISH در مدت کمتر از 48 ساعت تایید صورت میگیرد
  • جواب دوم حدود یک ماه بعد (یا کمی دیر و زود تر بسته به شلوغی آزمایشگاه) آماده میشود که در آن کل کروموزومها از لحاظ تعداد، شکستگی، معکوس شدگی، جابجایی، حذف و… بررسی و گزارش میشوند

 

تهیه و تنظیم: دکتر کامران بهادری مشاور ژنتیک بالینی بیمارستان فوق تخصصی صارم تهران

با تشکر از راهنماییهای سرکار خانم دکتر سیما گیتی فلوشیپ محترم پریناتولوژی بیمارستان صارم

و سرکار خانم دکتر آبادیان مشاور سلامت باروری بیمارستان صارم


molanaaa-1200x2472.jpg
مهر ۹, ۱۳۹۸

به بهانه ی 8 مهرماه، روز بزرگداشت مولانا جلال الدین بلخی

جلال‌الدین محمد، آفریننده‌ی مثنوی معنوی، انسان زمینی است که آسمانی می‌اندیشید و آسمانی زندگی می‌کرد. مولانا انسانی است که از اسرار هستی آگاهی یافته بود. او معتقد بود که خداوندگار هستی را اسراری بود، که تا پیش از خلقت انسان، هیچ یک از آفریدگان و حتی فرشتگان مقرب به درک آن قادر نبودند و نقطه‌ی اوج آفرینش باید در وجودی متجلی می‌شد که به درک این اسرار قادر باشد.. از منظر مولانا، انسان، این آفریده‌ی استثنایی و برترین، ترکیبی از روح پروردگار با عنصر مادی این جهان است؛ آمیزه‌ای از نیکی و بدیع که به صورت روح کمال طلب و نفس دنیاپرست، همواره در ستیزند. در بسیاری از انسان‌ها، نفس دنیاطلب بر روح کمال‌طلب غلبه می‌یابد و آنها را از درک حقیقت هستی باز می‌دارد. در مقابل این اکثریت دنیا دوست، کسانی هم هستند که در راه حق گام برمی‌دارند و می‌دانند که روح آنها قطره‌ای از دریای روح مطلق است و سرانجام باید از این هستی کوچ کنند و به دریای خود بپیوندند.
ما ز بالاییم و بالا می‌رویم
ما ز دریاییم و دریا می‌رویم
مولانا می‌گوید: این انسان‌ها، مردان حق‌اند که می‌کوشند تا جلوه‌های روحانی را بر جلوه‌های اهریمنی نفسانی چیره سازند و آن چه مولانا از خود و از همه‌ی انسان‌های آگاه انتظار دارد، همین کوشش و سیر و سلوک برای چیرگی روح بر نفس است.
او می‌گوید: در این نبرد، تنها سلاحی که می‌تواند روح را بر خواهش‌های نفسانی چیره سازد، معرفت و عشق است؛ جاذبه‌ای که انسان عاشق را به سوی هستی مطلق می‌کشاند. به نظر مولانا، عشق موهبتی طرفینی است و تنها از جانب انسان به پروردگار نیست، بلکه خداوند نیز بندگان عاشق را دوست می‌دارد. به نظر مولانا این جذبه‌ی الهی در همه‌ی هستی و کائنات جاری است:
اگر این آسمان عاشق نبودی
نبودی سینه‌ی او را صفایی
وگر خورشید هم عاشق نبودی
نبودی در جمال او ضیایی
زمین و کوه اگر نه عاشقندی
نرُستی از دل هر دو گیایی
اگر دریا ز عشق آگه نبودی
قراری داشتی آخر به جایی
این نکته‌ها و صدها نکته‌ی ظریف دیگر، نکاتی است که منشور جهان‌بینی مولانا در مثنوی را تشکیل می‌دهد. مولانا در مثنوی معنوی درصدد آموزه‌های علوم ظاهری کلاسیک و مدرسه‌ای نیست، بلکه او درصدد ارائه‌ی علوم باطنی که جان همه‌ی علوم محسوب می‌شود، می‌باشد..


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.