سرکار خانم ابراهیمی فر : همه‌جای صارم بوی زندگی می‌دهد

تاریخ 1397/08/19 زمان 13:30:35 بازدید 341

شبنم ابراهیمی، یکی از مراجعین محترم بیمارستان هستند که حالا فرزندشان حدود 6 ماه است خانواده‌شان را سه نفره کرده است. خانم ابراهیمی از استرس روزهای بارداری و روز زایمانش برای ما گفت و...


دکتر هاشمی‌جم ساعت 12 شب به تلفن من پاسخ می‌دادند و پیگیر حالم بودند

 

سرکار خانم ابراهیمی فر : همه‌جای صارم بوی زندگی می‌دهد
 
 
وقتی که اعتماد دو طرفه باشد، از هر سو انرژی مثبت خواهی گرفت و کارها هم خوب پیش می‌رود. همه عوامل تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا اتفاق خوبی بیفتد. به قول معروف  در و تخته با هم جور می‌شوند و همه کارها طبق برنامه‌ریزی و مطابق میل شما پیش می‌رود. 
شبنم ابراهیمی، یکی از مراجعین محترم بیمارستان هستند که حالا فرزندشان حدود 6 ماه است خانواده‌شان را سه نفره کرده است. خانواده‌ای سرشار از انرژی و مملو از شادی. خانم ابراهیمی از استرس روزهای بارداری و روز زایمانش برای ما گفت و اینکه چطور همه این نگرانی‌ها جای خود را به سرعت به شادی و سرور داد. 
از اطمینانش به کادر درمان برایمان گفت و اینکه حتما صارم را به دیگران نیز توصیه خواهد کرد.  به طور کلی از اینکه گروهی در بیمارستان با آنها به گفت‌وگو نشسته‌اند و حرف‌های آنها را می‌شنوند تعجب و البته تشکر کردند. 
گفت‌وگوی ما را بخوانید: 
  
 
سرکار خانم شبنم ابراهیمی‌فر ضمن معرفی خودتان برای ما بگویید سابقه آشنایی‌تان با صارم به چه زمانی برمی‌گردد و به طور کلی چرا صارم را انتخاب کردید؟‌
 شبنم ابراهیمی‌فر هستم، 24 ساله و در سال 96 برای مراقبت‌های بارداری و نهایتان زایمان به صارم مراجعه کردم.  به دلیل اینکه به موضوع خیلی حساس بودم قبل از انتخاب صارم چندین بیمارستان خصوصی و دولتی را بررسی کردم و به صورت حضوری به آنجا مراجعه کردم. بیمارستان صارم با امتیاز خیلی بالا و با فاصله نسبت به سایر بیمارستان‌ها، انتخاب نهایی من بود. من برای مراقبت‌های بارداری و زایمان می‌خواستم یک بیمارستان را انتخاب کنم و صارم در این مورد یک مرکز فوق تخصصی بود. در صارم زندگی را دیدم. هر لحظه چشم باز کردن یک نوزاد جدید، امکانات فوق العاده کامل در این باره مهیا بود. مراجعه‌کنندگان غالبا راضی بودند و خنده بر لب داشتند. همه اینها باعث شد صارم را انتخاب کنم. 

 

از رفتار پرسنل، کادر درمان و به طور کلی محیط بیمارستان صارم راضی بودند؟ از انتخابتان پشیمان نشدید؟‌
 محیط بیمارستان صارم به شدت آرامش بخش و منظم است. خونگرمی پرسنل، رفتار خوب کادر درمان هم که گفتن ندارد، همه خوب بود و رضایت‌بخش.  این بیمارستان سرشار از انرژی است و همیشه بوی زندگی می‌دهد؛ بوی امید و آرامش می‌دهد. 

 

نام پزشکتان چه بود و چه زمانی زایمان کردید؟‌
 دکتر هاشمی جم پزشک من بودند. از ابتدای بارداری تحت نظر ایشان بودم و همه چیز تحت کنترلشان بود. هفدهم اردیبهشت امسال پسرم به دنیا آمد. 

 

زمانی که به روز زایمان خود نزدیک می‌شدید چه احساسی داشتید؟‌
 حقیقت ماجرا این است که خیلی استرس داشتم. زایمان آن هم در مرتبه اول حسی است که قبلا آن را تجربه نکرده‌اید و طبیعی است که استرس سراسر وجود من را گرفته بود. این احساس را از دو سه روز قبل از زایمان داشتم و تا اتاق عمل ادامه داشت. اما رفتار حرفه‌ای پرسنل اتاق عمل، کادر درمان و ... موضوعی بود که توجه من را به خود جلب کرد. حالا که به آن روزها فکر می‌کنم، یادم می‌آید که همه انگرانی من آن روز تبدیل به امید و آرامش شده بود. آنجا پر بود از کسانی که برای آن لحظات حساس به صورت حرفه‌ای آموزش دیده بودند. آنقدر دقیق و درست به کار خود آشنا بودند که لحظه‌لحظه رفتار و صحبت‌های آنها من را مطمئن‌تر از قبل می‌کرد. خوب یادم است صبح روزی که پذیرش شدم تا لحظه‌ای که وارد اتاق عمل شدم پر بودم از التهاب. اما همه را پشت در اتاق عمل جا گذاشتم و با حال خوب وارد اتاق عمل شدم. 

 

موضوع خاصی بوجود نیامد؟ همه چیز به خوبی پیش رفت؟
 بله، همه چیز خوب بود و کلیه افراد حاضر در اتاق عمل کار خودشان را به خوبی انجام دادند. چیزی که برای من از همه این موضوعات مهم‌تر بود حضور همسرم در اتاق عمل بود. این نکته‌ای بود که صارم را از خیلی مراکز دیگر متمایز کرده بود. وجود همسرم در کنار من در اتاق عمل قوت قلبی به من داد که انگار مطمئن بودم همه چیز خوب پیش می‌رود و البته همینطور هم شد. 
 

 

اگر بخواهید از ما انتقاد کیند یا پیشنهادی به ما بدهید چه می‌گویید؟‌
 واقعا انتقادی به نظرم نمی‌آید. اینجا همه چیز عالی بود، من مشکلی نداشتم و امیدوارم دیگران نیز مشکلی نداشته باشند. 

 

از این رفت‌وآمدها و زایمان‌تان چیزی به عنوان  خاطره در ذهن‌تان مانده است؟‌
 همه رفت و آمدهای ما در صارم و تک تک لحظات حضورمان در صارم برای ما خاطره بود. اما زمانی که من باردار بودم و اولین سونوگرافی را انجام دادم تا وضعیت فرزندم مشخص شود برای من ماندگار شد. آن روز تحت نظر سرکار خام دکتر نوشین محمدی سونوگرافی را انجام دادم و حدود 30 دقیقه بعد پاسخ سونوگرافی را به من دادند. مشخص شد که فرزندم، پسر است. حال آنکه خانواده همسر من دوست داشتند فرزندم دختر باشد. از سونوگرافی تا لابی که همسرم و خانواده‌اش آنجا نشسته بودند برای من خیلی سخت گذشت. تا به آنها برسم و این موضوع را به آنها بگویم برای من پر شد از فکرهای گوناگون و پیش‌بینی عکس‌العمل‌های متفاوت. اما برای آنها بیشتر از این موضوع سلامتی فرزندم مهم بود و آن روز برای من خاطره شد. 

 

در طول مراجعات متعددتان مشکل خاصی برایتان بوجود نیامد؟ از برخورد پرسنل راضی بودید؟‌
 پرسنل صارم، همیشه با روی باز و خنده رویی برخورد می‌کردند  و  هیچ وقت بدخلقی از آنها ندیدم. نه تنها در مراجعات حضوری، بلکه به صورت تلفنی هم همیشه به ما احترام می‌گذاشتند. باور کنید بارها شد که در ساعت‌های شب و نیمه‌شب با پزشکم سرکار خانم هاشمی‌جم تلفنی صحبت می‌کردم و ایشان همیشه پاسخگو بودند و پیگیر همه جوانب بودند. خاطرم هست یک بار ساعت 12 شب که خجالت می‌کشیدم تماس بگیرم با ایشان یک اس‌ام‌اس دادم و بلافاصله ایشان با من تماس گرفتند و پیگیر موضوع شدند که این نشان از احساس مسئولیت و رفتار انسانی و حرفه‌ای ایشان داشت.  از ایشان واقعا تشکر می‌کنم. تمام به احترام ایشان می‌ایستم و به ایشان می‌گویم سرکار خانم دکتر هاشمی‌جم از تمام زحمات شما ممنونم. الهی که همیشه سرحال باشید و سرزنده. 

 

سخن پایانی؟‌
 برای ما خیلی جالب بود که گروهی پیگیر اخبار این چنینی هستند و در بیمارستان که شاید رسالت اصلی‌اش چیز دیگری است چنین به اخبار، نظرات و پیشنهادات مراجعین و ... اهمیت می‌دهند. در روزهای مراجعه‌مان به صارم، تلویزیون‌های اختصاصی شما تماشا می‌کردیم. نشریاتتان را مطالعه می‌کردیم و حالا هم که با هم در حال گفت‌وگو هستیم. از واحد فعال گروه رسانه مشتکریم. از اینکه وقتتان را برای شنیدن سخنان ما گذاشتید متشکریم.  الهی همیشه پایدار و موفق باشید.