گفت و گو با سرکار خانم اسماعیل‌پور بعد از یک عمل جراحی سخت

تاریخ 1397/07/08 زمان 13:27:24 بازدید 253

امروز با یکی از مراجعین بیمارستان هم‌کلام شدیم. کسی که معتقد است در اوج ناامیدی و سختی، خداوند دکتر صارمی را سر راه او قرار داده و حالا در سلامت کامل به سر می‌برد. ده‌ها بیمارستان، پزشک و مرکز درمانی را امتحان کرده ....


 

سرکار خانم اسماعیل‌پور، مراجعه‌کننده‌ای که یک عمل جراحی سخت را پشت سر گذاشته:
 
با شما از معجــزه‌ای به نام دکتر صارمی سخن می‌گویم
 
معتقدیم در هیچ حالتی خداوند حالتی چون یأس و نامیدی را نمی پذیرد چرا که در هر لحظه راهکاری را برای انگیزه یافتن و امیدواری به خود را فراهم ساخته است. گاهی شرایطی را فراهم می‌کند که در آرمانی‌ترین حالت هم فکرش را نمی‌کنید که چنین سرنوشتی در انتظارتان باشد. 
برای شروع در هر کاری و برای رسیدن به هر هدفی که دنبالش باشیم باید نیرویی قوی در انسان باشد تا به او توان حرکت بدهد. نه اشتباه نکنید آنچه ما را به حرکت وادار می کند، اراده نیست، بلکه اراده خود نیز نیازمند محرکی است به نام انگیزه. بله، انگیزه در ما شرایطی را محیا می کند، تا ما در تلاش برای بدست آوردن آنچه که ما را به هدفمان نزدیک می کند با تمام قدرت و توان خود حرکت کنیم و در این مسیر اگر با مشکلی برخورد کنیم اوست که ما را به ادامه راه و سعی در حل مشکلات تشویق و ترغیب می‌نماید. زمانی که با تمام وجود برای حل مشکل‌تان تلاش می‌کنید خداوند شرایط و ابزارش را هم مقابل شما قرار می‌دهد.  امروز با یکی از مراجعین بیمارستان هم‌کلام شدیم. کسی که معتقد است در اوج ناامیدی و سختی، خداوند دکتر صارمی را سر راه او قرار داده و حالا در سلامت کامل به سر می‌برد.  ده‌ها بیمارستان، پزشک و مرکز درمانی را امتحان کرده و همگی متفق‌القول یک نظر را به او داده بودند، اما جناب آقای دکتر صارمی نظر متفاوتی داشتند. این گفت‌وگوی جذاب را بخوانید: 
 
***
سرکار خانم اسماعیل‌پور، کمی  از خودتان برایمان بگویید. 
فاطمه اسماعیل‌پور، 35 ساله از استان مازندران، شهر بابل هستم که در حال حاضر در بخش 2 بیمارستان صارم بستری هستم. 

 

دلیل مراجعه‌تان به بیمارستان صارم  چیست؟ 
یک عمل جراحی سخت و تقریبا غیرممکن از نظر بسیاری از پزشکان و بیمارستان‌های دیگر را در اینجا پشت سر گذاشتم. 

 

کمی بیشتر برای ما توضیح بدهید. 
من یک فرزند دارم و مدتی قبل برای فرزند دومم باردار شدم. در ماه چهارم و طی معاینات و آزمایش‌ها متوجه شدم دچار چسبندگی جفت هستم. با پیگیری و مراجعه به مراکز درمانی، مطب‌ها و بیمارستان‌های مختلف، همه متفق‌القول گفتند که باید رحم از بدنم خارج شود. به شدت دچار ترس و استرس شدم و نمی‌دانستم چه کاری درست است و چه تصمیمی باید بگیریم.  برای ادامه درمان به تهران آمدم و در یک بیمارستان بستری شدم. در آنجا هم آزمایشات مختلفی بر روی من انجام شد و آنها هم به این نتیجه رسیدند که رحم باید از بدنم خارج شود.  مستاصل بودم و چاره‌ای به جز تن ندادن به این عمل نداشتم. طی جستجوی فراوان و پرس‌وجو با بیمارستان صارم و جناب آقای دکتر صارمی آشنا شدم.  متوجه شدم که ایشان عمل جراحی‌های مشکل‌تر از این کیس را نیز قبلا انجام داده‌اند و به همین خاطر تصمیم گرفتم به صارم مراجعه کنم. برای مراجعه صارم نیز با مشکلات زیادی روبرو شدم؛ چرا که بیمارستانی که در آنجا بستری بودم  باید یک نامه به من می‌داد که به پزشکی قانونی و بعد از آن به صارم مراجعه کنم که از این کار ممانعت می‌کردند. با هر سختی که شد این کار را کردم و به صارم آمدم. 

 

بعد از اینکه به صارم آمدید چه اتفاقاتی افتاد؟‌
نزد آقای دکتر صارمی رفتم و ایشان معاینات لازم را انجام دادند و به من گفتند می‌توانند فرزندم را تا هشت ماهگی هم نگه دارند و بعد از آن من را عمل کنند. این جمله غریبی برای من بود. تا دیروز سلامتی خودم را نیز تضمین نمی‌کردند چه برسد به فرزندم و حالا دکتر صارمی به من وعده سلامتی هر دوی ما را می‌دادند.  راستش را بخواهید به سبب سختی‌ها و خبرهای بدی که تا به آن روز دیده و شنیده بودم، با رضایت خودم خواهش کردم که هر چه زودتر عمل را روی خودم انجام بدهند. بنابراین با نامه پزشکی قانونی جناب آقای دکتر صارمی، من را عمل کردند. 

 

قبل، حین و بعد از عمل را برایمان بگویید. 
در مورد این عمل خیلی تحقیق کرده بودم. می‌دانستم این عمل جراحی به شدت مشکل است و طی آن خون زیادی از بدن خارج می‌شود. پلاکت خون به شدت کاهش می‌یابد و اساسا کار هر پزشکی نیست و به همین جهت هم کسی تن به انجام این عمل نمی‌داد غیر از جناب آقای دکتر صارمی.  این  عمل بیش از 4 ساعت به طول می‌انجامد که با حضور دکتر صارمی و دستان شفابخش و معجزه‌گر ایشان، حدود 2 ساعت و خرده‌ای من در اتاق عمل بودم.  طی این عمل جنین از رحم من در آورده شد، چسبندگی جفت  رفع شد و ترمیم مثانه هم انجام شد. اینها یعنی معجزه. یعنی لطف خدا که با دستان و تجربه جناب آقای دکر صارمی شامل حال من شده است. 

 

و حالا، اوضاع عمومی حال شما رضایت بخش است. 
چیزی فراتر از رضایت‌بخشی.  اصلا فکرش را نمی کردم که چنین شود. باور کنید بیش از یک ماه نه خواب داشتم و نه خوراک. همه زندگی‌ام شده بود استرس و نگرانی. اما حالا سرزنده و سرحال هستم. با شما از معجزه‌ای به نام دکتر صارمی صحبت می‌کنم. کسی که کار غیرممکن به نظر تمام پزشکانی که قبلا نزد آنها رفتم تبدیل به یک کار ممکن و شدنی کرد. تمام سختی‌ها را به لطف بیمارستان صارم  و جناب آقای دکتر صارمی پشت سر گذاشتم. خدا را شکر. 

 

از بیمارستان صارم، پر سنل  و کادر درمان چقدر راضی هستید؟ چه نمره‌ای به ما می‌دهید؟
من تجربه اتاق عمل و زایمان را در بیمارستان خصوصی قبلا هم داشتم. جوی که در اتاق عمل بیمارستان صارم بود نه تنها آدم را از نگرانی می‌رهاند بلکه امید و زندگی را به آدم تزریق می‌کند. تا به حال چنین جوی را هیچ کجای دنیا ندیده و نشنیده بودم.  رضایتم از همه چیز و همه جای بیمارستان در حد اعلی است اما اتاق عمل چیز دیگری بود. همه خوب هستند و آنها از همه خوب‌تر.  من به غیر از اتاق عمل در ccu  و Icu  هم بودم و الان هم در بخش 2 هستم که انصافا همگی فوق‌العاده و خوب هستند. مهربانی و انسانیت از سر روی این پرسنل می‌بارد. جا دارد قبل همه چیز و همه کس از سرکار خانم دکتر گیتی هم تشکر می‌کنم که با روحیه بالای خود من را در این راه یاری کردند و در حق من خواهری کردند. بعد از آن هم جناب آقای دکتر صارمی را که ستایش می‌کنم و از خلقت ایشان از خداوند تشکر می‌کنم. خدا رو شکر با صارم و دکتر صارمی آشنا شدم

 

صحبتی دارید که نپرسیده باشیم؟‌
من قبل از اینکه جناب آقای دکتر صارمی را از نزدیک ببینم ایشان را در برنامه تلویزیونی ماه عسل دیده بودم. پیش خودم فکر می‌کردم مهربانی بیش از حد ایشان احتمالا به دلیل این است که مقابل دوربین تلویزیون است و اقتضای برنامه حکم می‌کند که اینگونه رفتار کند.  اما واقعیت چیز دیگر بود. ایشان انسانی فوق‌العاده و نمونه هستند. انسانیت را در تک‌تک حرف‌ها و رفتار ایشان از نزدیک دیدم. بعد از عمل که به بخش 2 منتقل شدم آمدند و از من عیادت کردند. تلاش کردم دستشان را ببوسم که اجازه نداند. در تمام طول مراحل درمان، جراحی و حتی حالا که همه چیز مرتب است حتی یک بار هم به زبان نیاوردند که من شما را عمل کردم. هر کسی چنین کار بزرگی انجام بدهد هزار بار منتش را بر سر آدم می‌گذارد، اما ایشان طوری رفتار می‌کنند که انگار کار خاصی نکرده‌اند. چه بگویم. هیچ کلمه و جمله‌ای نمی‌تواند حال درونم را شرح دهد. فقط خوشحالم. از همه چیز و همه کس که من را کمک کردند تشکر می‌کنم. من که نمی‌توانم جبران این همه مهربانی و لطف شما را بکنم فقط می‌توانم از خدا بخواهم به هر آنچه می‌خواهید برسید و تمام خوبی‌ها و سلامتی‌های دنیا نصیب شما شود. 

 

صارم را به دیگران هم پیشنهاد خواهید کرد؟‌
قطعا. چرا که نه.  پیشنهاد کرده‌ام و خواهم کرد. البته یکی از دوستانم که قبلا چندین زایمان ناموفق و سقط داشتند هم در اینجا یک زایمان موفق داشتند و فرزندشان را به دنیا آوردند. همه اینها یعنی انتخاب من درست بوده و از این بابت اول از خدا و بعد از آن از دکتر صارمی تشکر و قدردانی می‌کنم. اگر زایمان دیگری در پیش داشته باشم بی‌تردید به صارم خواهم آمد و تجدید دیدار خواهم کرد. 

 

ان‌شاءا... موفق و سلامت باشید. 
من هم برای تک‌تک پرسنل و کادر درمان صارم آرزوی بهترین‌ها را دارم. الهی که به همه چیزی که دلتان می‌خواهد برسید.