گفت‌وگو با خا نواده محترم زارع که پس از 10 سال صاحب فرزند شدند

تاریخ 1397/04/12 زمان 12:32:38 بازدید 186

چند روز قبل میزبان خانواده‌ای بودیم که پس از 10 سال خداوند فرزند دیگری به آنها هدیه کرده بود. دختری که بیش از 30 پزشک و بیمارستان به آنها توصیه کرده بودند که امکان ندارد بتواندزنده به دنیا بیاید، اما صارم هانا کوچولو را با سلامت کامل به دامان این خانواده هدیه کرد.


گفت‌وگو با خا نواده محترم زارع که پس از 10 سال صاحب فرزند شدند

انرژی مثبت دکتر گیتی ما را هم سر ذوق می‌آورد

 

ما ایرانی‌ها به میهمان‌نوازی مشهور هستیم و به قیمت اذیت شدن خودمان هم نمی‌گذاریم به کسی بد بگذرد. ما صارمی‌ها هم نه تنها از این قاعده مستثنی نیستیم بلکه سنگ تمام می‌گذاریم برای میهمانانمان. قدمشان را سر چشم می‌گذاریم و برایشان همه کار می‌کنیم تا راحتی و آرامش را احساس کنند. 
چند روز قبل میزبان خانواده‌ای بودیم که پس از 10 سال خداوند فرزند دیگری به آنها هدیه کرده بود. دختری که بیش از 30 پزشک و بیمارستان به آنها توصیه کرده بودند که امکان ندارد بتواندزنده به دنیا بیاید، اما صارم هانا کوچولو را با سلامت کامل به دامان این خانواده هدیه کرد. 
گفت‌وگوی ما را با سرکار خانم زارع و همسرشان بخوانید: 

 سرکار خانم زارع، از دلیل آمدنتان به بیمارستان بگویید. 
در دو سالگی‌ام به دلیل مشکلی که داشتم یک عمل جراحی روی من انجام شده بود که دچار مشکل چسبندگی بالا در رحم شده بودم. ده سال قبل هم خداوند یک پسر به ما داد که به توصیه پزشکان دیگر امکان بچه دار شدنمان وجود نداشت. 

پس چه شد که دوباره تصمیم گرفتید بچه‌دار شوید؟ 
خواستیم با معالجه و مراجعه به پزشکان متعدد در صورت امکان این مشکل مرتفع شود و بچه دوم نیز داشته باشیم. به همین دلیل به بیش از 30 پزشک مراجعه کردیم و تقریبا همگی ما را از این کار منع کردند و می‌گفتند خطر بالایی برای من و فرزندم وجود خواهد داشت و پارگی رحم و ... از جمله خطرات پیش رو ما خواهد بود.

با این حال این ریسک را کردید؟‌
در واقع ما ریسک نکردیم. پس از مراجعه به بیمارستان صارم، نزد دکتر گیتی رفتیم و ایشان با سونوگرافی و آزمایش‌های متعدد مجوز بچه‌دار شدن ما را صادر کرد. اما تذکر دادند که عمل سختی در پیش خواهم داشت و  احتمال اینکه تا 4 عمل پیاپی روی من انجام شود بسیار زیاد است. 

در طول بارداری مشکل یا علائم خاصی  نداشتید؟ 
اول اینکه به شدت دچار استرس بودم که خانم دکتر گیتی با روحیه و نشاط من را به آرامش دعوت می‌کرد. علائم زایمان زودرس از قبیل لکه بینی، دردهای زودهنگام و ... نیز داشتم. 

دخترتان به موقع به دنیا آمد یا دچار زایمان زودرس شدید؟ 
خدا را شکر و به لطف کادر درمان علی‌الخصوص سرکار خانم دکتر گیتی زایمان آسان و به موقعی  داشتم.  وقتی در اتاق عمل به جای بیهوشی کامل من را به طور موضعی بی‌حس کردند و طی یک عمل کوتاه مدت از اتاق عمل بیرون آمدم باورم نمی‌شد که سالم هستم و فرزندم هم زنده  و سرحال است. از خوشحالی می‌خواستم پرواز کنم. 

از حالتان پس از زایمان و در حال حاضر بگویید؟ 
حال من قبل و بعد از زایمان قابل قیاس نیست. پس از 9 ماه بارداری پراسترس  که هفته‌های آخر از نگرانی فقط گریه می‌کردم حالا نفسی راحت می‌کشم. (با بغض)  دست همه پرسنل و کادر درمان را می‌بوسم. خدا را شکر که شما را سر راه من قرار داد. دیشب برای اولین بار بعد از 9 ماه راحت خوابیدم. نزدیک به یک سال است که نمی‌توانستم راحت بخوابم. 

صحبت خاصی با پزشکتان، کادر درمان، همسر و فرزندانتان ندارید؟‌
فقط تشکر می کنم ، دست همه را می بوسم (با بغض) خوشحالم بچه‌ام سالم است. هانا و یاسین را خداوند به من هدیه کرده و من هم تلاشم را خواهم کرد به بهترین شکل آنها را تربیت کنم. امیدوارم همگی سلامت باشید.  وقتی به گذشته فکر می‌کنم و به دلیل ناامیدی که مراکز دیگر به من تزریق کردند و اینکه می‌گفتند سالم از اتاق عمل بیرون نمی‌آیم و بعضی اوقات به این فکر می‌کردم که بچه ام بدون مادر بزرگ شود، نمی‌توانم جلوی بغضم را  بگیرم. فقط می‌توانم خدا را شکر کنم. 

پیشنهاد یا انتقادی هم دارید؟‌
اینجا اینقدر همه چیز عالی است که هیچ پیشنهادی ندارم. 

یک پیغام برای هانا بگذارید. 
9 ماه استرس و ‌ استراحت مطلق کردم و همه چیز را تحمل کردم فقط برای اینکه او را داشته باشم.  دوستت دارم. 

 

[ چند کلامی هم با پدر هانا همکلام شدیم]

از احساس پدرانه‌تان بگویید. 
احساسم قابل وصف نیست. آرزوی دختر داشتم، خدا هم لطف کرد و به کمک شما، و خانم دکتر گیتی  این آرزویم برآورده شد. از همگی تشکر  می‌کنم و چیزی نمی‌توانم بگویم که همه چیز با زبان قابل گفتن نیست.

چقدر امیدوار بودید؟ 
بیش از 90 درصد ناامید بودم. به دلیل هجمه موج منفی که همه جا به ما داد کمتر از 10 درصد امید داشتم. فقط با توکل به خدا و امید به دستان شفابخش خانم دکتر گیتی پیش رفتیم. روحیه عالی ایشان، انرژی مثبت او بود که ما الان همگی سالم هستیم و سلامت. فکر می‌کنم خانم دکتر گیتی وسیله‌ای بود و ماموریتی از طرف خداوند به ایشان داده شده بود که به نحو احسن انجام دادند.

از بیمارستان های دیگر بگویید. خاطراتتان از ناامید‌ها.‌
صارم با همه جا متفاوت است. باور کنید اگر بگویم جاهایی رفتیم که وحشتناک بودند گزافه نگفته‌ام. همه جا آب پاکی را  روی دست ما ریخته بودند و پیش‌بینی‌های ناجوری داشتند. هنوز در شوک هستم که دختر به NICU هم احتیاجی نداشته. فکر می‌کردم مدتی طول بکشد که دخترم را ببینم. اما در همین روز اول توانستم او را ببینم. بدون کوچکترین مشکلی.

شما به همسرتان آرامش می‌دادید یا اوضاع شما هم همانطور ناآرام بود؟ 
با اینکه به خانمم روحیه می دادم خودم خیلی نگران بودم. شاید بیشتر از همسرم هم نگران بودم اما به روی خودم نمی‌آوردم. از یزد، کرج، تهران  و ... همه جا را زیر پا گذاشته بودیم و هیچ جایی به غیر از صارم به ما اجازه باردار شدن نداده بود.  صارم را همیشه با عنوان «خارجکی» یاد می‌کنم و وقتی وارد اینجا می‌شوم می‌گویم شاید اینجا ایران نیست. کمتر جایی را دیده‌ام که اینقدر نظم، تبحر، انسانیت و ... همگی یکجا جمع شده باشد. 

صارم را از کجا شناختید؟
خواهرم معرفی کرد، قبلا دو تا از همکارانش به اینجا آمده بودند و آنها اینجا را به ما معرفی کردند. دست آنها هم درد نکند من هم از این به بعد به همه توصیه خواهم کرد تا دعای خیری پشت سر ما هم باشد. 

جمله‌ای برای فرزندان خود بگویید که یادگاری شود. 
به آنها توصیه می‌کنم قدر زندگی را بدانند، هر لحظه زندگی نعمتی از طرف خداست که به ما عنایت شده. ما همگی تسلیم خداوند هستیم، هر چه خدا بخواهد همان می‌شود و نباید از بخشش و کرم او ناامید شویم. پسر م فقط خدا را داشته باشی کافی است و دخترم، سعی کن شبیه به سرکار خانم دکتر گیتی باشی که انسانیت، روحیه، امید به خدا از جمله ویژگی‌های اوست.