با وجود راه دور، ترجیح ‌دادم در صارم زایمان کنم

تاریخ 1396/11/11 زمان 17:49:37 بازدید 1081

الهام محمدیان در گفت‌وگو با روزنامه صارم:‌


خیلی شیرین خواهد بود، برقراری ارتباط با مراجعه‌کننده‌ای که در دردناک‌ترین لحظات زندگیش، درست همان موقعی که بعد از ۹ ماه انتظار برای به دنیا آمدن فرزندش لحظه‌های سختی را سپری می‌کند، تنها نام شما را به خاطر داشته باشد. شمایی که تنها برای اولین‌بار و شاید هم آخرین بار شما را می‌بیند. در آن لحظه نه مادرش، نه خواهرش و نه حتی همسرش را در کنار خود ندارد. تنها اسم شما را می‌شناسد و دست یاری و همدلی به سوی شما دراز می‌کند. در بین شلوغی‌های محل کار و درگیری‌هایی که هرکدام به نوبه‌ی خودشان شیرین هستند، تماس خانمی برای چند دقیقه همه چیز را از ذهنم دور می‌کند. در ادامه خلاصه‌ای از این صحبت و گفتمان را می‌خوانید.
  
سلام و وقت بخیر. بعد از تماس تلفنی شما، سریع به دفتر مسئول فنی مراجعه کردم تا بتوانم شما را ببینم و بیشتر با هم صحبت کنیم. خودتان را معرفی کنید و بفرمائید از چه تاریخی به جزیره‌ی صارم مراجعه می‌کنید؟
 من الهام محمدیان شه‌پر هستم. تاریخ 22/10/96 زایمان کردم که یکی از بهترین و ماندگارترین اتفاق‌های زندگیم شد. اینجا واقعا همگی خیلی خوش‌برخورد هستند و این موضوع بسیار لذت‌بخش است. زایمان، آن هم تجربه‌ی اول بسیار لذت‌بخش و خاص است اما بیمارستان، ماما و پزشک نقش خیلی مهمی را ایفا می‌کنند. من مسیرم به بیمارستان خیلی دور است اما واقعا دوست داشتم اینجا در صارم زایمان کنم. کل مدت بارداری را در اینجا سپری کردم. دکتر کرم‌نیای فر این دوران را برای من بسیار راحت‌تر کرد. واقعا از همین جا نهایت تشکر و قدردانی را از ایشان دارم. اما بیشترین اشتیاقم و مهمترین دلیل اینکه خواستم با شما صحبت کنم، تشکر و قدردانی از مامای همراهم بود. خانم نشاط واقعا خواهرانه کنارم بودند.
چه‌قدر خوب که همه چیز در اینجا برای شما فراهم بوده و خاطره‌ی خوبی برای شما شدیم. از مامای همراهتان بفرمائید. در چه شرایطی و چگونه شما را همراهی کردند که شما این قدر راضی هستید؟
  مامای همراه من به صورت اتفاقی خانم شیما نشاط انتخاب شدند. در آن لحظات تنها ایشان را در کنارم داشتم. زایمان طبیعی، آن هم برای اولین بار شیرینی‌ها و استرس‌های خاص خودش را دارد. اما خوب به خاطر دارم ایشان حتی از زمان استراحت و ناهار خود گذشتند تا در کنار من باشند. ایشان خیلی به من محبت کردند. من تا آخر عمرم ایشان را فراموش نخواهم کرد. در آن لحظات گویی من نوزاد بودم و ایشان مادری که از هیچ محبتی برای من دریغ نمی‌کرد. واقعا از ایشان ممنونم.
نحوه‌ی آشنایی شما با صارم از چه طریقی بوده است؟
 من از طریق آشنایان و بستگان با صارم آشنا شدم. خواهر شوهر و دخترخاله‌ام هم همین‌جا زایمان کردند. آنها هم مثل من از برخوردها، خدمات‌رسانی‌ها و رسیدگی‌ها بسیار راضی بودند.
بسیار عالی. ممنون که ما را در شادی خودتان شریک کردید. اگر اجازه دهید عکس یادگاری شما را در خاطرات صارم ثبت کنیم.
 بله، حتما بسیار خوشحال میشیم که همان‌طور که شما در زندگی ما ثبت شدید و به یادگار ماندید ما هم در یاد و خاطره صارم بمانیم.