نمره صارم و صارمی‌ها 100 است

تاریخ 1396/09/25 زمان 09:06:17 بازدید 509

سپینود، آرام و بی‌صدا کنار تخت مادر به خوابی عمیق فرو رفته بود...


سپینود، آرام و بی‌صدا کنار تخت مادر به خوابی عمیق فرو رفته بود. نگاه عاشقانه‌ی مادرش انگار حرف‌های زیادی برای گفتن داشت. با هر نفس سپینود، لبخند بر لب مادرش نقش می‌بست. چشم‌های مادر طوری به چهره‌ی  معصوم نوزاد تازه متولد شده‌اش دوخته شده بود که انگار همه آنچه را که می‌خواسته یکجا پیدا کرده است. 
از آن طرف اتاق، محو خلوت مادر و فرزند شده بودم و مدام این سوال در ذهن من تکرار می‌شد که چه عشقی می‌تواند از این نگاه صادقانه‌تر باشد؟ چه معشوقی جذاب‌تر از این کوچولوی دوست‌داشتنی می‌تواند هوش از سر عاشق ببرد؟ 
هر چه با خود کلنجار رفتم نتوانستم از پاسخ این سوالات بگذرم و با مادر هم‌صحبت شدم. 
می‌گفت: «من دنیا را با آمدن سپینود سپیدتر می‌دانم. انگار دنیا به بهشتی تبدیل شده است که از آسمانش هر روز برفی سپید بر سرم می‌بارد. دلیل انتخاب این اسم هم برای فرشته‌ی کوچکم همین تصویر و تصور است. سپینود به معنای برفی است که در بهشت می‌بارد.»
به اینجای صحبت‌هایش که رسید مکثی کرد و آرام ادامه داد: «من 19 سال پیش کیست درموئید داشتم. این مشکل امانم را بریده بود. هر بار که تحت درمان قرار می‌گرفتم بعد از مدتی دوباره عود می‌کرد. این کیست‌ها مشکلات زیادی برایم بوجود آورده بودند. پزشک‌ها می‌گفتند چسبندگی رحم به روده، افتادگی مثانه و ایجاد کیست در پشت رحم آن هم با بافتی غیرمعمول، همه از وجود این کیست‌ها نشأت گرفته‌اند. برای حل این مشکل نزد پزشکان زیادی رفتم تا اینکه دکتر صارمی را یکی از دوستانم به من معرفی کرد.»
مکثی طولانی کرد. انگار خاطرات آن روزهای برایش تکرار شده بود. نفس عمیقی کشید و ادامه داد:‌«هیچ کدام از پزشکان قبلی نتوانسته بودند مشکل من را تشخیص دهند. آن روزها برای من آنقدر سخت می‌گذشت که هیچ وقت از ذهنم پاک نمی‌شود. اولین دیدارم با دکتر صارمی مساوی بود با آغاز تغییر نگرش من. ایشان در همان جلسه اول آنقدر با اطمینان ا زحل مشکل من صحبت کردند که امیدوار شدم. و اینگونه شد که روند درمان من وارد فاز جدیدی شد. در هر مرحله از درمان آنقدر ساده و صمیمی شرایط را برای من توضیح می‌دادند که هیچ ابهامی در ذهن من وجود نداشت. 5 بار تحت عمل جراحی قرار گرفتم. با وجود اینکه تکنولوژی لاپاراسکوپی تازه بود ایشان آنچنان خوب این کار را انجام دادند که بعد از گذشت 19 سال من هیچ گاه آن مشکلات را تجربه نکرده‌ام.» 
در طول مدت زمان صحبت کردنش مدام به صورت فرزندش خیره شده بود و هر بار که سپینود  تکان کوچکی می‌خورد حواسش را بیشتر جمع می‌کرد. 
او ادامه داد: «از آن سال‌ها تا کنون صارم یادآور خاطرات خوب و امیدبخشی برای من بوده است. از چند ماه گذشته برای مراقبت‌های دوران بارداری بار دیگر در صارم حاضر شده‌ام و زیر نظر دکتر سیدی‌مقدم زایمان کردم. این نوزاد کوچک دوست‌داشتنی که کنار من خوابیده است را اینجا به دنیا آورده‌ام. از تک‌تک پرسنل صارم ممنونم، مخصوصا از جناب اقای دکتر صارمی و سرکار خانم دکتر سیدی‌مقدم که باعث شدند حضور سپینود در زندگی من به یکی از ماندگارترین خاطرات تبدیل شود. من آنقدر به مجموعه صارم اعتماد دارم که اگر بخواهم نمره بدهم بدون شک از 100 نمره، نمره کامل یعنی 100 را خواهم داد، چون واقعا همه چیز عالی بود.»
این‌ها بخش‌هایی از گفته‌های خانم طناز طهوری بود که چند روز پیش در بیمارستان صارم زایمان کردند. این حرف‌ها نشان از حسن انجام وظیفه‌ی تعداد زیادی از همکاران محترم در بخش‌های مختلف بیمارستان است که به همه‌ی آنها خداقوت می‌گوییم و برایشان آروزی توفیق روزافزون داریم.