حتی یک لحظه وسوسه نشدم

تاریخ 1396/09/07 زمان 13:29:56 بازدید 828

چند روز پیش اتفاق جالبی در بیمارستان روی داد. یکی از پرسنل وظیفه‌شناس ...


چند روز پیش اتفاق جالبی در بیمارستان روی داد. یکی از پرسنل وظیفه‌شناس واحد کاخداری یک عدد کیف را که حاوی مقادیر زیادی طلا و سکه بود را پیدا کرد و در کمال صحت و سلامت به صاحبش برگرداند. 
به همین مناسبت گفت‌وگویی را با ایشان ترتیب دادیم تا جزئیات بیشتری از این رویداد را برای ما بازگو کند. گزیده این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:‌
   
آقای آقازاده از خودتان بگویید. چند وقت است که وارد بیمارستان شده‌اید؟ 
  من تقریبا 6 ماه است که در بیمارستان صارم مشغول فعالیت شده‌ام. یعنی ورودم به بیمارستان مصادف بود با تولدم. از 15 تیر ماه به استخدام بیمارستان درآمدم و تا کنون مشغول به کار هستم. 

فضای کارتان چگونه است؟ از کارتان احساس رضایت دارید؟ 
  خدا را شکر. همه چیز خوب است. من از محیط کار اینجا راضی‌ام. کار در بخش‌های مختلف را تجربه کرده‌ام و مشکلی با آنها ندارم. امیدوارم که توانسته باشم به خوبی از پس وظایف محول شده برآیم. 

می‌دانید دلیل مصاحبه امروزتان چیست؟‌
  بله، حدس می‌زنم. چون از چند روز قبل که آن اتفاق رخ داد چند مرتبه از دوستان شنیدم که ممکن است برای مصاحبه سراغم بیایید. من هم حس می‌کنم اکنون برای همان موضوع آمده‌اید. درست است؟‌

بله، کاملا. از آن رویداد برایمان بگویید. چه طور شد که آن کیف دست شما رسید و چگونه آن را پیدا کردید؟‌
  آن روز من مشغول کار در بخش اورژانس بودم که دیدم یک کیف جامانده است. اول آن را نگاه کردم که بتوانم کارت شناسایی صاحب آن را پیدا کنم، اما چشمم به مقدار زیادی طلا و سکه خورد. مقدار زیادی هم پول نقد در داخل کیف بود. من به محض دیدن آنها، حراست را در جریان گذاشتم و کیف را تحویل آنها دادم آنها هم پس از بررسی‌های لازم کیف را به صاحب آن که یک خانم 25 ساله بود برگرداندند. 

زمانی که کیف را پیدا کردید وسوسه نشدید آن را بردارید؟ 
  اصلا. این اولین بار نیست که من یک چیزی را پیدا می‌کنم. در همان روزهای ابتدایی که اینجا حضور داشتم در لابی یک بسته اسکناس 10 هزارتومانی پیدا  کردم و تحویل صاحبش دادم. من خودم چند بار شده که اشیایی از قبیل گوشی و وسایل کوچک‌تر گم کرده‌ام و حال و روز خودم را به خوبی به یاد دارم. کسی هم که کیفش را گم کرده است حالش مشابه من است. چون اصلا نمی‌خواهم این شرایط را کسی تجربه کند هیچ‌گاه وسوسه نخواهم شد. آن کیف مال من نبود و دلیل ندارد پیش من بماند. همین که بتوانم روزی حلال کسب کرده و زندگی خودم را اداره کنم برایم کافی است. من یاد گرفته‌ام که برای کسب روزی عرق بریزم ولی به مال هیچ کس چشم‌داشت نداشته باشم. 

وقتی که کیف را تحویل دارید انتظار چه برخوردی از صاحب کیف داشتید؟ 
  من هیچ انتظاری نداشتم. چون به خاطر اعتقادات خودم این کار را کردم. حتی وقتی کیف را تحویل داده‌اند صاحب کیف تشکر هم نکرد اما من ناراحت نشدم. هر کسی برای خودش اعتقاداتی دارد و من هم پایبند اعتقادات خودم هستم. اگر صدبار دیگر هم این شرایط پیش بیاید مطمئن باشید که هیچگاه وسوسه نخواهم شد. 

از طرف مجموعه صارم به خاطر این رفتار شایسته از شما تشکر می‌کنیم و خوشحالیم که پرسنلی با این ویژگی‌ها در این مجموعه مشغول فعالیت است. برای شما آرزوی توفیق روزافزون داریم و بهترین آرزوها را برایتان می‌کنیم. 
  من هم از شما ممنونم و برای همه همکارانم آرزوی سربلندی می‌کنم و خوشحالم که در جمع این همکاران محترم هستم.