از ناامیدی مطلق تا لذت مادر شدن

تاریخ 1396/07/29 زمان 14:49:57 بازدید 436

روایت جذاب خانواده‌ی میرزایی از تولد دخترشان


چندی پیش سرکار خانم نیلوفر فرخی و جناب آقای محمد میرزایی در بیمارستان صارم صاحب فرزندی به نام  ستيا شدند. با خانم نیلوفر فرخی که پس از مدتی دوباره به صارم مراجعه کردند همکلام شدیم. در زیر صحبت‌های او را می‌خوانیم:‌
  
اولین بار چه زمانی و به چه دلیل به بیمارستان صارم مراجعه کردید؟‌
  2 سال و نیم قبل. من اندومتریوز گرید 4 داشتم اما به هر پزشکی که مراجعه می‌کردم، تشخیص نمی‌دادند. به پزشکان مختلفی که مراجعه کرده بودیم نظرهای مختلفی درباره بیماری من ارائه می‌کردند. تا اینکه به دکتر صارمی مراجعه کردم. پس از دو بار لاپاراسکوپی و یک سال تحت درمان بودن، به شکل طبیعی باردار شدم که این معجزه بود. به هر پزشکی هم که تاکنون تو ضیح داده‌ام باورش نمی‌شود و می‌گوید اتفاق عجیبی است چرا که هم من دچار مشکل بودم و هم شوهرم. 

کمی به عقب برگردیم. چطور با بیمارستان صارم آشنا شدید؟‌
  من ماما هستم، یکی از دوستانم هم که ماما است در صارم مشغول به فعالیت است.  به همین خاطر با بیمارستان صارم آشنایی داشتم.  البته من در بیمارستان دیگری در کرج مشغول به فعالیت هستم، اما متاسفانه در آنجا کسی نتوانست مشکل من را تشخیص بدهد و آن را درمان کند.  تمام آزمایش‌ها، سونوگرافی‌ها و .. نشان از سلامت من می‌داد اما به شدت درد داشتم و دیگر تحمل آن سخت شده بود. 

در اولین مراجعه‌ای که به بیمارستان صارم داشتید چه گذشت؟‌
  اولین باری که دکتر صارمی را دیدم با رویی گشاده و لبخند بر لب با من صحبت کرد. اولین جمله‌ای که بعد از  معاینه به من گفت این بود که چرا دیر اومدی؟! و گفتند همین فردا صبح برای عمل آماده شو. 

شما هم بلافاصله مورد عمل قرار گرفتی؟‌
  بله، صبح فردای آن روز وقتی به اتاق عمل رفتم یکی از مادرانی که فرزندش به دنیا آمده بود را دیدم که به من گفت سال بعد روی تخت من خواهی بود و صاحب فرزند می‌شوی! خیلی برایم قابل درک نبود اما خوشبختانه همین اتفاق افتاد و درست یک سال بعد خداوند دخترم را به من هدیه داد. 

برای عمل استرس داشتید؟‌
  به دلیل اعتماد کاملی که به دکتر صارمی داشتم هیچ استرسی نداشتم. ایشان قبل از عمل هم من را دید و  به من گفتند که نگران نباش و مطمئن باش صد در صد درمان می شوی. همین جمله باعث شد بیش از پیش خیالم راحت شود و بدون کوچکترین استرسی مورد جراحی قرار بگیرم. 

از امکانات، برخورد پرسنل و به طور کلی بیمارستان صارم برایمان بگویید. 
  در یک جمله بگویم که همه چیز عالی بود. کمتر مرکز درمانی با این دیسیپلین و نظم و انضباط دیده‌ام. چون محل کار خودم هم بیمارستان هست و با این مجموعه‌ها کاملا آشنا هستم. 

پیشنهادی برای بهتر شدن صارم دارید؟‌
  واقعا بدون تعارف هیچ مشکلی وجود ندارد که پیشنهادی داشته باشم.  
هر زمانی که از کنار این بیمارستان رد می‌شوم اینقدر خاطرات خوب از آن دارم که به همسرم می‌گفتم اگر مقدور بود دوست داشتم هر روز دکتر صارمی و بیمارستان صارم را ببینم. (با خنده)

حرف آخر.
  از خدا می‌خواهم اشخاصی مانند دکتر صارمی را هزار سال نگه دارد تا به مردم خدمت کند. واقعا به امثال ایشان در مملکت نیاز داریم. یک جمله هم بگویم به پزشکان کشورمان. به نظر من انسان هر کاری را که می‌خواهد انجام بدهد باید به نحو احسن انجام دهد؛ مانند دکتر صارمی.  اگر همه پزشکان سرزمین‌مان پزشکانی حاذق مانند ایشان بودند دیگر کسانی مانند من، اینقدر هزینه اضافی، آزمایش‌های متعدد، جراحی‌های مختلف، داروهای بسیار زیاد و از همه مهمتر زمان زیادی صرف نمی‌کردند. اگر از زاویه‌ای دیگر به این ماجرا نگاه کنیم، می‌بینیم کسانی مانند من که با مجموعه‌ای مانند صارم و جناب آقای دکتر صارمی آشنا نشده‌اند چقدر در زندگی شخصی خود دچار مشکل هستند و ناامیدی به سراغ آنها می‌آید. به امید آن روز. برای همه شما در مجموعه صارم بهترین آرزوها را دارم.