گفتگو با حدیث فولادوند بازیگر سینما تلویزیون

تاریخ 1396/06/07 زمان 14:29:47 بازدید 876

چند روز پیش که در حال گشت زنی خبری در سطح بیمارستان بودم تلفنم زنگ خورد...


چند روز پیش که در حال گشت زنی خبری در سطح بیمارستان بودم تلفنم زنگ خورد.  سرکار خانم محمدظاهری از کلینیک اطفال حامل خبری بود. ظاهرا یکی از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون برای استفاده از خدمات در مانی بیمارستان به کلینیک اطفال مراجعه کرده بود.  به محض شنیدن خبر پیگیر آن شدیم و به کلینیک اطفال مراجعه کردیم.  خانم حدیث فولادوند منتظر بودند تا نوبتشان برسد و نزد پزشک بروند. دختر بچه ای در آغوششان بود که به نظر می رسید فرزندش باشد. اما در خلال صحبت مان مشخص شد که داستان چیز دیگری است.  مشروح گفت و گوی مان را با خانم فولادوند را بخوانید: 
    
خانم فولادوند ضمن خوشامد بفرمایید که علت حضورتان در بیمارستان چیست؟ 
  من چند سالی است که به صورت مستمر از خدمات درمانی بیمارستان صارم استفاده می کنم و چون از نوع رفتار و ارائه خدمات پرسنل و پزشکان این بیمارستان راضی بودم یکی از مشتری های ثابت کلینیک اطفال این بیمارستان شدم. 
یعنی الان دخترتان را آورده اید برای ویزیت؟ 
  این کوچولو، فرزند من نیست. در واقع من عمه او هستم و من به جای برادرم او را به اینجا آورده ام تا نزد پزشک ببرم و ویزیت شود.  این هم مادرش است (اشاره به خانمی که همراه شان بود) 
چند سال است که از خدمات درمانی صارم استفاده می کنید و در این مدت این خدمات چگونه ارائه شده است؟ 
  زمینه آشنایی من با صارم به زمانی مربوط می شود که برادرزاده هایم در  این بیمارستان متولد شدند. من از آن روز تا کنون مشتری پر و پا قرص این بیمارستان و مخصوص کلینیک اطفال هستم. خوشبختانه همه چیز روبراه است و تجربه پزشکان در کنار 
مسئولیت پذیری پرسنل به ما این اطمینان را می دهد که به بهترین شکل به فرزندانمان رسیدگی خواهد شد. به همین جهت همیشه انتخابمان صارم بوده و خواهد بود. 
توصیه ای برای بهتر شدن شرایط و نوع ارائه خدمات در صارم دارید؟ 
  به نظر من همه چیز خوب است و مشکل خاصی به نظرم نمی آید. اما پیشنهاد می کنم در زمینه آموزش به بیمار  از ابزارهای نوین و امروزی بیشتر استفاده کنید. چرا که متاسفانه سواد سلامت جامعه در برخورد با معضلات و اتفاقات اورژانسی و بیماری ها پایین است و شما با استفاده از تخصص و تجربه ای که در بیمارستان وجود دارد می توانید این ظرفیت را در مخاطبین و بیمارانتان افزایش دهید. 
موضوع جالب شد، چون با توجه به همین احساس نیاز بیمارستان صارم مدتی است که در کنار سایر ابزارهای آموزشی دو شبکه تلویزیونی را نیز برای استفاده مراجعین محترم راه اندازی نموده است که هدف آن بالا بردن سطح دانش سلامت مردم است. 
  چه جالب. یعنی شما در حال حاضر خودتان یک صدا و سیما دارید؟ 
یه جورایی بله. 
  خیلی خوب است. بنابراین می توانیم با همدیگر همکاری هم داشته باشیم. (با خنده... در حالی که به تلویزیون های نصب شده در لابی کلینیک اطفال نگاه می کند) یعنی این شبکه هایی در حال پخش برنامه است ویژه ی بیمارستان شماست؟ 
بله. البته این یکی از شبکه هاست که اتفاقا یکی از فیلم هایی که خودتان نیز در آن ایفای نقش کرده اید نیز پخش می کند. 
  کدام فیلم؟ 
همین فیلمی که الان شروع شد. کلاهی برای باران.
  (در حالی که تیتراژ فیلم سینمایی کلاهی برای باران در حال پخش بود) چه اتفاق جالبی. 
نظر شما به عنوان یکی از هنرمندان نام آشنای سینما و تلویزیون می تواند در تعیین جهت و  اهداف برنامه سازی ما در شبکه بسیار مثمر ثمر باشد. در  این خصوص نظر خاصی دارید؟ 
  به اعتقاد من بیمار در زمانی که در بیمارستان اقامت دارد بیشتر از هر چیز به اطلاعات تکمیلی در زمینه بیماری مبتلا شده و مراقبت پس از بهبودی نیاز دارد. اگر بتوانید بیمار را نسبت به این مسائل آگاه کنید می توانید سهم به سزایی در سلامتی وی ایفا کنید. البته باید به این نکته هم توجه کرد که مطالب آموزشی در کنار برنامه های سرگرم کننده می تواند دلنشین شود و تاثیرگذار باشد. شما می توانید از برنامه های آموزشی و پزشکی به صورت ترکیبی استفاده کنید. 
کمی  از فضای گفتمان در بیمارستان صارم خارج شویم. از زندگی هنری تان بگویید. 
  (با خنده) کار ما که مشخص است. بازی کردن در نقش های متفاوت این امکان را به بازیگر 
می دهد که خودش را در آن شخصیت ها تصور کند و 
تجربه ای خوب و مناسب از آنها به دست آورد. به اعتقاد من بازیگری در کنار جذابیت های کاری نوعی آزمون عملی زندگی نیز هست. البته با این تفاوت که بازیگر در این آزمون امکان تجربه اتفاقات مختلف زندگی را پیدا 
می کند و می تواند از این تجربیات که به صورت غیرواقعی لمس می کنید در زندگی شخصی جور دیگری بهره ببرد. کار هنری در کنار سختی هایش، شیرینی نیز دارد و برای من یکی از اتفاقات خوب زندگی ام به شمار می رود. 
هیچ گاه پیش آمده که از کارتان خسته شوید یا تصمیم بگیرید که شغل دیگری انتخاب کنید؟ 
  خسته که شده ام ا ما نه از آن خستگی هایی که تصمیم به تغییر شغل بگیرم.  من کارم را دوست دارم و این شرایط را قبول کرده ام. هر کاری سختی های خودش را دارد. بدیهی است که کار ما هم خالی از این سختی ها نیست. اما چون به کارم علاقمند هستم سختی هایش را نیز تحمل می کنم. 
سخن آخر؟ 
از تمام پرسنل صارم تشکر می کنم. به اعتقاد من یکی از بهترین بیمارستانهایی که در پایتخت وجود داردصارم است. امیدوارم که همیشه در راه خدمت رساندن به مردم کامیاب باشید.