درمان OHSS از زبان دكتر ابوطالب صارمي
تاریخ نگارش : یکشنبه 1394/11/11
سندروم بيش تحريكي تخمدان : Ovarian hyperstimulation syndrome

 

 

 

 

Ovarian hyperstimulation syndrome: (OHSS) سندرم بيش تحريكي تخمدان

 

سندروم تحریک بیش از حد تخمدان ها بعد از تزریق داروهای هورمونی هنگام لقاح خارج رحمی (IVF) اتفاق می افتد. لقاح خارج رحم یا آی وی اف، یکی از روش های درمان نازایی است که در محیط آزمایشگاهی صورت می گیرد.تزریق داروهای هورمونی باروری (درمان نازایی) رشد تخمک ها را در تخمدان ها تحریک می کند، ولی اینکه بگوییم شما دقیقا به چه میزان دارو نیاز دارید، مشکل است.مقادیر بیش از حد این هورمون ها در بدن شما منجر به بروز سندرم تحریک بیش از حد تخمدان ها (OHSS) می شود که در این حالت تخمدان ها ورم می کنند و درد می گیرند.

علائم این سندروم از احساس فشار شكمي(bloating) تا احساس پري ريه و تنگی نفس ممكن است متغیر باشند. نوع حاد آن می‌تواند منجر به عوارض خطرناک تهدید کنندة حیات و مرگ و میر ناشی از عوارض گردد.
 
 
 
 

 

 

 

شیوع نوع متوسط این سندروم 3 تا 6 درصد و نوع شدید آن 0/1تا 2درصد در منابع ذکر شده است، اما در زنانی که در گروه high risk قرار می‌گیرند رقم شیوع به 38% و بالاتر صعود مي‌كند.
 
 
OHSS ممكن است در دو زمان معين كه بيمار در معرض اثر hCG قرار مي‌گيرد اتفاق بيفتد. OHSS اوليه، بلافاصله پس از تخليه فوليكولي اتفاق مي‌افتد و منعكس كننده اثر hCG اگزوژن است كه به منظور بالغ كردن نهايي فوليكولها پس از مصرف FSH، تزريق شده است. OHSS ثانويه، 10 روز يا بيشتر بعد از دوز اوولاتوري hCG اتفاق مي افتد وعامل آن hCG اندوژن ناشي از حاملگي اوليه است. نوع ثانويه OHSS مي تواند خطرناك‌تر و شديدتر از نوع اوليه باشد و به سختي قابل پيش بيني است.
 
 
از آنجا كه این سندروم از عوارض مهم برنامه‌هاي درماني ARTو روشهایIVF محسوب مي‌شود، انجام اقدامات پيشگيرانه اوليه-قبل از شروع برنامه IVF براي بيماراني كه احتمال بروز اين سندروم پیش بینی می‌شود - واقدامات پيشگيرانه ثانويه-براي بيماراني كه طي دوره تحريك تخمدان در پروسه درمان، علائم پاسخ بيش از حد را از خود بروز مي‌دهند-پيشنهاد شده است .
 
در OHSS، تخمدان‌ها درجات قابل توجهي از ورم ناحيه استرومال را دارند و به طور پراكنده در ميان آنها كيستهاي متعدد خونريزي دهنده فوليكولي وtheca–lutein ، نكروز در ناحيه كورتكس و نئووسكولاريزاسيون مشاهده مي‌شود.
 
 
افزايش نفوذپذيري عروق در اثر مواد وازواكتيوي است كه از تخمدان‌هاي بیش تحریک شده، به دنبال تزريق hCG و يا LH ، حاصل مي‌شوند. به نظر مي‌رسد در ميان اين مواد،   فاكتور   رشد   اندوتليال     عروقي (Vascular Endothelial Growth Factor-VEGF) نقش اصلي را ايفا مي‌كند.
 
 
 

 

 

در مطالعاتin vitro ، hCG محرك قوي سلول‌هاي گرانولوزاي تخمدان براي ترشح  فاكتور رشد اندوتليال عروقي  (VEGF) است.
 
عليرغم نقش تعيين كننده hCG در ايجاد OHSS به نظر نمي‌رسد كه اين هورمون به تنهايي بتواند اين سندروم را ايجاد كند، نقش انواعي از سايتوكاين‌ها و اينترلوكين‌هاي مرتبط با التهاب،inhibin (A&B)، گروه selectin ها مانند E-selectin، فاکتورVon Willebrand، تغييرات ايمونوگلوبولين‌ها، تغييرات متابوليك و همچنین سیستم رنين-آنژیوتانسین در ارتباط با شدت و بروز OHSS به اثبات رسيده است.
 
بالا بودن استراديول سرمي نشان ارزشمندي براي پيش بيني وقوع OHSS است، به طوري كه بيماران در ريسك OHSS، يا مقادير بالاي استراديول سرمي دارند (>2500pg/ml) يا استراديول سرم آنها به سرعت صعود مي‌كند.
 
پيشگيري از سندروم OHSS، باروشهای دارویی و      غیر دارویی امكان پذير است. روشهای غیر دارویی عبارتند از كاهش ميزان تحريك تخمدان، كاهش دوز hCG، تاخير در تزريق  hCGيا Coasting، كنسل كردن سيكل، انجماد جنين به منظور جايگزيني در زمان بعد، آسپيراسيون فوليكولي وVitrification اووسيت است؛روش‌هاي دارويي مطرح نیز شامل انفوزيون آلبومين يا هيدروكسي اتيل استارچ، و درمان با آگونيست‌هاي دوپاميني است.
 
Asch و همکارانش اولین کسانی بودند که تزریق داخل وریدی آلبومین را در خلال آسپیراسیون فولیکولی به منظور پیشگیری از بروز OHSS پیشنهاد نمودند و از آن زمان این دارو به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین راههای درمان دارویی سندروم OHSS بکار گرفته شده است.
 
گفته مي‌شود دوپامين و آگونيستهاي آن مانند (Cabergoline) نیز با مهار گيرنده هاي  VEGF در كنترل عوارض و مدیریت OHSS كمك مي‌كنند و به نظر مي‌رسد اين كار با مهار فسفريلاسيون رسپتور تيپ 2 فاكتور رشد اندوتليال عروقي(VEGF) صورت مي‌گيرد. هيدروكسي اتيل استارچ (Hydroxy Ethyl Starch-HES) نیز با مكانيسم افزايش فشار اسمزي داخل عروقي مورد استفاده دارد.
 

با توجه به تعداد قابل توجه بيماران مبتلا به درجات متوسط و شديد OHSS در اين مطالعه (377 نفر)، عدم وجود مورتاليتي و تنها دو مورد موربيديتي از نتايج مطلوب اين مطالعه مي‌باشند.
 
 
نتيجه‌گيري:
 
با توجه به نتايج به دست آمده از اين مطالعه 19 ساله، به نظر مي‌رسد كه اثربخشي نسبتا مطلوبي در درمان با مانيتول به منظور مديريت سندروم بيش تحريكي تخمدان حاصل شده است. به خصوص در ارتباط با كنترل علائم و نشانه‌هاي بيماري، شاخص‌هاي اصلي كنترل بهبود بيماران و همچنين مورتاليتي و موربيديتي نتايج قابل قبول مي باشند.
 
 
 
 
 
بازدید : 1494 نفر