لطفا صبر کنید ...



آرشیو اخبار

IMG_5065-1200x800.jpg
فوریه 18, 2020

مسابقات ویژه پرسنل صارم از مرحله‌ی مقدماتی در حال انجام است و شرکت‌کنندگان رشته‌های دارت، شطرنج و سودوکو با هم به رقابت پرداختند.
در مسابقات روز شنبه که در رشته‌ی دارت برگزار شد آقایان زوار، گلستانی، مردانی و غفاری پا به مرحله بعد گذاشتند.
در مسابقات شطرنج نیز آقایان ایمانی ، زوار و فرشادیان به مرحله بعد صعود کردند. مسابقه شطرنج بین آقای مردانی و قره‌داغلی برای تعیین نفر صعودکننده به دلیل عدم حضور آقای قره‌داغلی برگزار نشده و طبق قوانین مسابقات آقای مردانی به مرحله بعد صعود کردند.
مسابقه سودکو نیز میان همه شرکت‌کنندگان این رشته ساعت 15 روز یکشنبه در سالن همایش بیمارستان برگزار شد که به امتیازات کسب شده در صفحه 2 آمده است:‌
گروه اول: جعفر شکری (285 امتیاز)، زهرا بابایی (230 امتیاز)، عبدالله غفاری (224 امتیاز)، تینا جلالی‌پور (218 امتیاز)، نرگس شاه‌آبادی (189 امتیاز)
گروه دوم: بهاره مطوف (383 امتیاز)، علیرضا الف‌زاده (260 امتیاز)، اسماعیل نعمتی (232 امتیاز)، سکینه مهدی‌پور (178 امتیاز)، رامین قپانوری (164 امتیاز)
بدین ترتیب آقای جعفری شکری و سرکار خانم زهرا بابایی از گروه اول و سرکار خانم بهاره مطوف و آقای علیرضا الف‌زاده از گروه دوم به مرحله بعد صعود کردند و مسابقات نهایی را به صورت ضربدری و رودررو برگزار خواهند کرد.
***
مسابقات امروز (سه‌شنبه) در رشته‌‌های پانتومیم و دارت ادامه پیدا خواهد کرد .
در رشته پانتومیم تیم‌های گروه یک (محمد صفر – ابوالفضل عظیمی)، (زهرا بابایی – نرگش شاه‌آبادی)، (حمید مردانی – محمد صنایع) و (احمد بیک‌لو، عبدالمنان جار محمدنژاد) راس ساعت 15 در سالن آمفی‌تئاتر به رقابت خواهند پرداخت.
در رشته دارت نیز شرکت‌کنندگان گروه‌های 2 و 3 با هم به رقابت خواهند پرداخت.
گروه 2 شامل آقایان اسماعیل نعمتی، حامد کاظم‌لو و پوریا رشیدی و خانم سمیرا نظری می‌باشد که مسابقه آنها راس ساعت 16 در سالن آمفی‌تئاتر برگزار خواهد شد.
گروه 3 نیز شامل آقای سعید ابراهیم‌زاده، سعید قربانی، اباذر قره‌داغلی و خانم فاطمه صادق‌نیا می‌باشد که مسابقه آنها راس ساعت 17 در سالن آمفی‌تئاتر برگزار خواهد شد.
ضمنا مسابقات شرکت‌کنندگان گروه اول شامل خانم‌ها منصوره طائی، سکینه مهدی‌پور و آقایان ابوالفضل عظیمی و محمد جوانمرد نیز فردا چهارشنبه راس ساعت 16 برگزار
می‌شود.
***
در آخرین روز مسابقات گروهی (چهارشنبه 30 بهمن) آقایان مهدی گودرزی، سعید ابراهیم‌زاده، محمد کاظم حسینی و خانم سکینه مهدی‌پور از گروه دوم و آقایان عبدالله غفاری، کاظم کاظم‌لو، ناصر کریمی‌زاده و خانم معصومه حسینی از گروه اول در رشته شطرنج راس ساعت 15 به رقابت خواهند پرداخت.


587349_158.jpg
فوریه 18, 2020

نگاهش که می‌کردم. شعرهایش جلوی چشمانم ظاهر می‌شدند. سال‌ها بود که کتاب‌هایش را در کتابخانه‌ی کوچک خانه‌ام داشتم و هر از گاهی به سراغشان می‌رفتم. این بار غیرمنتظره و یک هویی قرار بود ملاقاتش کنم. وارد کلینیک شدم و از دیدنشان به وجود آمدم. جلوتر رفتم و با شعفی استرس‌زا به صحبت پرداختم.
استاد محمد علی بهمنی چند روز قبل میهمان ما و جزیره‌ی زیبایمان بودند.
او که از 9 سالگی به دنیای شعر و نوشتن وارد شده است و تا کنون آثار فراوانی را به چاپ رسانده است و از دوران جوانی با فریدون مشیری ارتباط داشته است. این روزها بدون حاشیه و در دنیای آرام خودش سیر می‌کند. کتابهای باغ لال، عشق است، نیستان،‌غزل زندگی کنیم،‌من زنده‌ام هنوز، شاعر شنیدنی است ، غزل فکر می‌کنم و … از آثار منتشر شده‌ی ایشان است. خوانندگان زیادی از جمله حبیب، ناصر عبداللهی، شادمهر عقیلی، همایون شجریان و … شعرهای این شاعر صاحب‌نام را خوانده‌اند.
وی تا کنون جوایز زیادی را به خود اختصاص داده است و توانسته در ادبیات فارسی عصر حاضر به یکی از چهره‌های تأثیرگذار تبدیل شود.
در ادامه گفت وگوی ما با ایشان را از نظر می‌گذرانید.

استاد عزیز برامون از احوالات این روزهای خودتان برایمان بگویید. ما بیشتر شما و احوالاتتان رو در کتابهاتان جویا می‌شیم اما امروز که در خدمتتان هستیم از زبان خودتان شنیدن یه لطف دیگه داره.
– حال و روز من شکر خدا خوب است. من اعتقاد دارم بین زیستن و نیستن انتخاب با خود ماست. ما انتخاب می‌کنیم که مجموعه‌ی کنش و واکنش‌هایمان به زیستن ختم شود یا به نیستن. بدون شک تک‌تک رفتارها و برخوردهای ما در طول روز در این انتخاب مؤثر است.

استاد چرا کسانی که ارتباطی نزدیک و عمیق با ادبیات فارسی دارند این چنین با آرامش و با اطمینان سخن می‌گویند و رفتار می‌کنند؟ چه چیزی در ذات ادبیات ما وجود دارد که اینگونه اعتماد به نفس می‌بخشد؟
– به نظر من آرامش ریشه در ادب انسانها دارد. فردی که ادب دارد آرام است. ادبیات هم برگفته از همین واژه است. شما اگر دقت کنید کسانی که در رفتار و گفتارشان با متانت و مؤدبانه رفتار می‌کنند خودشان انسان‌های آرامتری نسبت به بقیه هستند. ما ادبیات غنی و با شکوهی داریم همین اصل باعث تأثیر بر رفتار کسانی می‌شود که ارتباط بیشتری با ادبیات فارسی دارند. آرامش برای یک هنرمند جزو شرایط زیست اوست و اگر آن را بگیرند دیگر هنرمند نمی‌تواند ان چنان که باید مؤثر باشد و خلق کند.

شما آثار فاخر زیادی دارید. اگر بخواهید یکی از آنها را برای ما انتخاب کنید کدام را می‌گزینید؟
من اعتقاد دارم شعر خودش خلق می‌‌شود و این تصور که شاعر شعر را می‌سراید اشتباه است بلکه این شعر است که شاعر را می‌آفریند. شاعر تنها فرد منتخبی است که شعر مجرای فکری او را برای بیان شدن انتخاب می‌کند. شعرها و اصولا هر اثر ادبی و هنری شناسنامه‌ی مستقلی دارد. به اعتقاد من هرگز نمی‌توان یک اثر را برگزید و گلچین کرد. خوب و بد بودن یک اثر از نظر خواننده، به زمان و حال و احوالات درونی وی بستگی دارد. ممکن است ما یک اثری را قبلا مطالعه کرده باشیم و زیاد مورد توجه ما قرار نگرفته باشد اما در یک زمان دیگر و با روحیات بهتر و شرایط مناسب‌تر همان اثر جلوه‌ی دیگری در نظرمان داشته باشد. آثار ادبی را نمی‌شود خارج از روحیات خواننده و شرایط وی قضاوت کرد به همین دلیل است که این آثار معمولا در ذهن مخاطب جا خوش می‌کنند و ماندگار می‌شوند.

از دلیل حضورتان در صارم برایمان بگویید.
من یک بار دیگر هم اینجا آمده بودم. یک سری آزمایش بود که باید پزشکم رویت می‌کرد. اینجا نزد جناب آقای دکتر تافتاچی ویزیت می‌شوم و در مدت ارتباطم با ایشان بسیار خوب و باتجربه عمل کرده‌اند. از اطلاعاتی که ایشان در حوزه‌های مختلف داشتند لذت بردم. همصحبتی با ایشان برای بنده و همسرم واقعا لذتبخش بود. در کل محیط اینجا و نوع برخورد پرسنل بسیار برایم جالب بود.

اینجا محل تردد و رفت و آمد مادران است. در واقع خانواده‌ها با ما در ارتباط هستند. با توجه به شناختی که شما از اینجا پیدا کرده‌اید لطفا بفرمایید از نظر شما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم که بهتر از قبل بتوانیم به مردم ایران زمین خدمت‌رسانی کنیم؟
تلاش برای بهتر شدن در روحیه همه‌ی ما نهادینه شده است. به نظر من هر اندازه که تلاش کنیم روابط‌مان با دیگران بهتر شود و آنها را جزئی از نزدیکان خود بدانیم به موفقیت رسیده‌ایم. اگر تصور کنیم همه‌ی افرادی که در طول روز، با ما در ارتباط هستند جزو نزدیکان و خویشاوندان ما بوده و نیاز است که به بهترین شکل به آنها رسیدگی شود بسیاری از مشکلاتی که هم‌اکنون وجود دارد حل می‌شود. من برای همه‌ی انسانها آرزوی خوب می‌کنم. به نظر من اگر فردی برای خودش آروزهای خوب داشته باشد هنر نکرده است. هنر این است که برای دیگران آرامش و آسایش بخواهی.


دکتر-حدادی.jpg
فوریه 18, 2020

مراجعه کننده ی عزیزمان سرکار خانم پریسا داوودی عکس کوچولوی دوست داشتنی شان را به همراه سرکار خانم دکتر حدادی برایمان ارسال کرده اند. برای ایشان و خانواده ی محترمشان و سرکار خانم دکتر نگین حدادی که از پزشکان با تجربه و حاذق بیمارستان صارم هستند آرزوی سلامتی روز افزون داریم.


دکتر-نیک-نفس.jpg
فوریه 18, 2020

خانم دکتر نیک نفس فرشته ای است که توی هر بیمارستانی باید چنتا از اون باشه»
این نظر و ابراز لطف یکی از مراجعین بیمارستان به نام سرکار خانم آتنا هاشمی است که عکس های این پست را هم برایمان ارسال کرده و خواسته تا از زحمات خانم دکتر نیک نفس و سایر پرسنل بیمارستان قدردانی بشه.
دختر ناز ایشان ۱۸ ماه پیش در صارم متولد شده است. موفق و مؤید باشید.


saremhospital_1581762658_1.jpg
فوریه 16, 2020

‎به مناسبت روز زن و روز مادر و با همکاری واحدهای رسانه،دفتر پرستاری و منابع انسانی،از مادران و بانوان محترم بیمارستان صارم با اهدای گل تقدیر به عمل آمد.این تقدیر از ساعت 10 صبح با حضور مترون،مسئول منابع انسانی و همکاران واحد رسانه در بخش های مختلف بیمارستان صورت گرفت.


saremhospital_1581762026_1.jpg
فوریه 16, 2020

‎به مناسبت روز زن و روز مادر و با همکاری واحدهای رسانه،دفتر پرستاری و منابع انسانی،از مادران و بانوان محترم بیمارستان صارم با اهدای گل تقدیر به عمل آمد.این تقدیر از ساعت 10 صبح با حضور مترون،مسئول منابع انسانی و همکاران واحد رسانه در بخش های مختلف بیمارستان صورت گرفت.


saremhospital_1581762447_1.jpg
فوریه 16, 2020

‎به مناسبت روز زن و روز مادر و با همکاری واحدهای رسانه،دفتر پرستاری و منابع انسانی،از مادران و بانوان محترم بیمارستان صارم با اهدای گل تقدیر به عمل آمد.این تقدیر از ساعت 10 صبح با حضور مترون،مسئول منابع انسانی و همکاران واحد رسانه در بخش های مختلف بیمارستان صورت گرفت.


2411073.jpg
فوریه 16, 2020

فقط هشت سالم بود
تنم بوی مدرسه می‌داد، بوی دبستان، بوی لقمه هایی که مادرم در کیفم می‌گذاشت، آخ که چقدر این بو را یادم هست!
فقط هشت سالم بود
تا دست راست مادرم را در آغوش نمی‌گرفتم خوابم نمی‌برد! عادت بود دیگر!یک عادت عاشقانه!
فقط هشت سالم بود
عاجز بودم از بستن بند های کتونی ام!تلاش هم نمی‌کردم یاد بگیرم چون می‌دانستم مادرم هست دیگر، او می‌بندد، چقدر عاشق این لحظه بودم، وقتی بند کفش هایم را می‌بست موهایش را بو می‌کردم، نفس می‌کشیدم! مگر خوش بو تر از این هم چیزی هست؟
فقط هشت سالم بود……
ظهر سردی بود، از آن ظهر هایی که خورشید با زمین قهر کرده، بدترین ساعات زندگی‌ام را می گذراندم، آخر صبح بر سر رفتن به مدرسه با مادرم دعوا کردم، سرش داد زدم، تمام روز در مدرسه به این فکر می‌کردم که چگونه با مادرم آشتی کنم!
رسیدم سر کوچه، شلوغ بود ، صدای پدرم از بین جمعیت به گوشم رسید، مردم جور دیگر نگاهم می‌کردند، راه باز شد و رفتم جلوتر…مادر که روی زمین افتاده بود، پدر که ضجه میزد، نان‌های تازه‌ی آغشته شده به خون، پیرمردی که روی زمین نشسته بود و بر سرش می‌کوبید و می‌گفت بدبخت شدم و …. زمزمه های مردم که می‌گفتند تمام کرد بیچاره و گل‌های رزی که از دستانم افتاد
من ماندم و کیف بدون لقمه، من ماندم و بند کفش هایی که هر وقت می‌خواستم ببندم یک ربع گریه می‌کردم، من ماندم و بی خوابی ….


کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.