لطفا صبر کنید ...

مونیلا اولین نوزاد 26 هفته در صارم بود

مهر ۹, ۱۳۹۸ توسط Sarem admin
2efdd65c-e680-4285-9abe-9e93dd83dfde-1200x900.jpg

گفت‌وگو با مادری که پس از 18 سال فرزندش در صارم به دنیا آمد

یک وقت‌هایی در زندگی آرزوی داشتن چیزی را داریم و آن را در ذهن می‌پرورانیم. اما تا زمانی که آن را به دست نیاورده باشیم همچنان در تخلیات خود روزهای داشتنش را تصور می‌کنیم. اما خیلی هم مشکل نخواهیم داشت اگر هیچ وقت به آن آرزو نرسیم؛ چرا که طعم داشتنش را هرگز به صورت واقعی نچشیده‌ایم.
اما خدا نکند چیزی را داشته باشیم و آن را از دست بدهیم. آن وقت است که از لحاظ روحی و روانی اوضاع مناسبی نخواهیم داشت. به قول خانم پهلوانی، تا چیزی را نداریم که هیچ… اما زمانی که یک بار طعم داشتنش را بچشیم و دوباره آن را از دست بدهیم خیلی سخت و تلخ است.
سرکار خانم منصوره پهلوانی، مادری است که پس از 18 سال باردار شده بود و با دلیل تولد زودرس نوزادش روزهای سختی را سپری کرده تا از سلامتی فرزندش مطمئن شود. روزهایی که نمی‌دانست آیا واقعا مادر شده است یا خیر؟‌
حالا با کیک تولد 5 سالگی فرزندش به صارم آمده است.
گفت‌وگوی ما را بخوانید:

خانم پهلوانی ضمن عرض خیر مقدم، لطفا شرح حال کوتاهی از آشنایی‌تان با صارم و اولین مراجعه‌تان به ما بگویید.
سال 93 به دلیل مشکلات فیزیکی بدنم، احساس کردم مشکل کلیه دارم و برای چکاپ و آزمایش کلیه به بیمارستان مراجعه کردم. با آزمایشاتی که انجام دادم متوجه شدم کلیه‌ام مشکلی ندارد و من باردار هستم. لحظه‌ای که متوجه شدم باردار هستم بسیار شوک بودم.

چرا شوک بودید؟‌مادر شدن که خوشحالی دارد نه شوک شدن؟
آن زمان 18 سال بود که در انتظار داشتن فرزند بودم. وقتی بدون هیچ دارو و جراحی و درمان خاصی باردار شده بودم آن هم پس از گذشت دو دهه از زندگی مشترکمان، برایم عجیب و تکان‌دهنده بود. عجیب‌تر از همه چیز این بودکه من 24 هفته بود باردار بودم و متوجه نشده بودم. بچه‌ام دختر بود و علی‌القاعده 3-2 ماه دیگر به دنیا می‌آمد.

این مدت چگونه گذشت؟‌
دخترمن خیلی عجله داشت. روزی که متوجه شدم باردار هستم به مدت 2 روز در صارم زیر نظر دکتر کرم‌نیای‌فر به خاطر دیابت بارداری بستری شدم. پس از مرخص شدن یک هفته طول نکشید که دوباره به صارم برگشتم. این بار به خاطر زایمان. حدود 10 روز بعد از اینکه بارداری‌ام را فهمیدم فرزندم به دنیا آمد. نوزدهم ماه رمضان و در شبهای قدر بود که متوجه بارداری‌ام شدم و عید فطر فرزند من به دنیا آمده بود.

با این اوصاف قطعا فرزند شما در NICU بستری شده است.
بله، مونیلا در 26 هفته به دنیا آمد و آن زمان به من گفتند که این اولین نوزادی است که اینقدر زود و در 26 هفته در صارم به دنیا آمده است. در صارم تلاش‌های زیادی برای فرزندم انجام دادند. آن روزها را هرگز از یادم نخواهم برد.
تلاش بسیار زیادی توسط کادر درمان صارم انجام شد که مونیلا زنده بماند. الان که با شما صحبت می‌کنم 5 سالش تمام شده. وقتی یادم می‌آید که 960 گرم بیشتر وزن نداشت و حالا برای خودش خانمی شده است بیشتر متوجه تلاش صارمی‌ها می‌شوم.

آن زمان که نوزادتان در NICU بستری بود حالتان چطور بود؟
از طرفی موج پیام‌های تبریک دوست و آشنایان به ما می‌رسید و از طرفی بسیار استرس داشتیم که اصلا این فرزند ما زنده می‌ماند یا خیر؟ زمانی که مرا به اتاق عمل می‌بردند با این پیش‌زمینه که قرار است دخترم را سقط کنم وارد اتاق عمل شدم. با اشک و گریه وارد اتاق عمل شدم. دکتر کرم‌نیای‌فر در آن شرایط بسیار سخت متبحرانه در اتاق عمل فرزند مرا به دنیا آوردند و او را به تیمی که از بخش NICU در اتاق عمل بودند تحول دادند. آن چند ساعت سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. حدود 20 ساعت بعد ا زبه دنیا آمدن مونیلا هنوز به من اجازه نداده بودند او را ببینم. در بخش قدم می‌زدم و وقتی صدای گریه یک نوزاد را از اتاق می‌شنیدم واکنش نشان می‌دادم. با حسرت فرزند و مادر را تماشا می‌کردم و می‌ترسیدم حسرت
به دل بمانم.

بعد از اینکه فرزندتان را دیدید چه حالی داشتید؟‌
به من می‌گفتند تا 3 هفته هیچ چیز معلوم نیست. حال خوبی نداشتم. فقط دعا می‌کردم و البته گریه می‌کردم. همسرم می‌گفت چرا گریه می‌کنی. من در پاسخ می‌گفتم تا وقتی بچه نداشتیم که هیچ… حالا که خودش به ما بچه داده چرا باید دوباره از ما بگیرد. خیلی می‌ترسیدم که مونیلا را از دست بدهم.

از فعالیت پرسنل NICU بگویید.
اولین باری که دکتر مرتضوی را دیدم، روی خندان و گشاده ایشان به من انرژی داد. واقعا صبحت‌های ایشان آرامشبخش بود. هر روز به طور کامل حال نوزادم را تشریح می‌کرد. من کوچکترین اطلاعی از حال و اوضاع نوزاد نارس نداشتم و دکتر مرتضوی خیلی متبحرانه اطلاعات کاملی را به من داد. ایشان شرایط و پیشرفت سلامتی و حال مونیلا را به صورت روزانه به من توضیح می‌دادند. از مشکلات و مقاومت بدن گرفته با شکل گرفتن چشم و …

مونیلا چه زمانی مرخص شد؟‌
بعد از 48 روز که در NICU بود مرخص شد. واقعا در طول آن مدت حال خوبی نداشتم. واقعا اگر برخورد مناسب پر سنل و پزشکان NICU و سایر بخش‌ها نبودحال ما بدتر از قبل می‌شد. هر وقت به NICU می‌رفتم و زنگ را می‌زدم، اگر لحظه‌ای از زمان معمول دیرتر در را باز می‌کردند حالم به هم می‌ریخت. فکر می‌کردم چیزی شده که نمی‌خواهند به من بگویند. جانم به لب می‌رسید تا در را باز کنند و بچه‌ام را ببینم و خیالم راحت شود. هر وقت صدای «آلارم» دستگاه‌ها را می‌شنیدم همه بدنم می‌لرزید. حتی زمانی که در منزل بودم و صدای شبیه به آن را می‌شنیدم از لحاظ روحی و روانی به هم
می‌‌ریختم.

پس از مرخص شدن مونیلا خانم، مشکل خاصی پیش نیامد.
با سفارش جناب آقای دکتر مرتضوی، مراقبت‌های خاصی را شروع کردیم که مهمترین آن چشم مونیلا بود. دو سه سال میهمان بیمارستان فارابی بودیم و معاینات چشم را به طور دقیق انجام می‌دادیم تا خطر نابینایی رفع شود که خدا را شکر رفع شد. حالا هم قرار از سال بعد که به مدرسه می‌رود عینک بزند و مشکلی برای بینایی نداشته باشد.

از صارم راضی بودید؟
مگر می‌توانم راضی نباشم. از مجموعه بیمارستان صارم، جناب آقای دکتر صارمی، جناب آقای دکتر مرتضوی، سرکار خانم دکتر کرم‌نیای‌فر و کل کادر درمان و پرسنل محترم صارم صمیمانه سپاسگزارم. من پس از 18 سال صاحب فرزند شدم و با تلاش صارمی‌ها توانستم طعم مادر شدن را بچشم. دست‌مریزاد.

حرف پایانی؟‌
از شما که بسیاری از خانواده‌های ناامید را امیدوار به زندگی کرده‌اید و رنگ و بوی تازه‌ای به زندگی‌ آنها بخشیده‌اید صمیمانه متشکرم. امیدوارم مشکل تمام خانواده‌هایی که فرزند ندارند حل شود و زندگی جدید با فرزند را تجربه کنند که دنیای متفاوت است.

کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.