لطفا صبر کنید ...

عکس آقای دکتر صارمی را به عنوان تصویر پروفایلم قرار داده‌ام

شهریور ۲۵, ۱۳۹۸ توسط Sarem admin
مهناز-گنجی-2.jpg

همه به کلمه انتظار آشنا هستیم و کما بیش طعم آن را چشیده‌ایم. انتظار همانطور که اسمش پیداست همیشه همراه است با دلشوره و دلواپسی، گاهی اوقات نتیجه شیرین، گاهی هم بی‌پایان و تلخ. اما کسانی معنای انتظار را با همه وجود لمس می‌کنند و طعم آن را می‌دانند که آن را سال‌های سال به یدک کشیده باشند. حالا به هر نحوی و هر نوعی. در صارم هم خانواده‌های بسیاری را دیده‌ایم که انتظار سالهای متمادی آنها به بهترین شکل پایان یافته است. چند روز پیش خانمی را دیدیم که با یک پسر بچه 3-2 ساله به صارم آمده است و سراغ مشاور کلینیک کمک‌باروری را می‌گیرد. موضوع برایمان جالب شد و با ایشان همصحبت شدیم:‌

ضمن عرض سلام خدمت شما، می‌توانیم از علت مراجعه‌تان به صارم جویا شویم؟
سلام. مهناز گنجی هستم. مادر سید مسیحا هاشمی که بعد از 21 سال خدا وند او را با تجربه و تلاش صارمی‌ها به من هدیه داد. امروز همراه یکی از اقوام که برای سونوگرافی به صارم آمده است به اینجا آمدم. هم برای تجدید خاطره و هم شاید مشاوره برای فرزند دوم.

پس آقا مسیحا در صارم به دنیا آمده است.
بله، خیلی از مطب‌ها، مراکز درمانی و بیمارستانها را زیر پا گذاشتم و تقریبا ناامید شده بودم که خداوند صارم را پیش روی من گذاشت حالا من طعم مادر شدن را چشیده‌ام و می‌دانم.

چه شد که با صارم آشنا شدید؟‌
همانطور که گفتم سال‌های سال به دنبال رفع مشکل و بچه‌دار شدن بودم و متاسفانه نتیجه نمی‌گرفتم. بعداز 21 سال که از ازدواجمان گذشته بود هنوز خانواده ما سه نفره نشده بودو خیلی تحت فشار روانی بودم. چند بار IVF کرده بودم و نتیجه نگرفته بودم. همان زمان تعدادی از اقوام به صارم آمده بودند و نتیجه گرفته بودند. به همین دلیل من هم به صارم آمدم. برای مشاوره نزد خانم دکتر صفری رفتم. خوب به خاطر دارم که دی ماه سال 1395 بود. به دلیل اینکه 37 سال داشتم و شاید خیلی فرصت باقی نمانده بود خانم دکتر صفری از آقای دکتر صارمی خواستند که من را ویزیت کنند و زحمت کارهایم به دوش ایشان افتاد.

پس عمل شما توسط آقای دکتر صارمی انجام شد.
قرار شد عمل لاپاروسکوپی انجام بدهم وقتی آقای دکتر صارمی را دیدم ناخواسته گریه کردم و از ایشان خواستم خودشان زحمت عمل من را بکشند. آقای دکتر صارمی با لبخند همیشگی‌شان در حق من لطف کردند و خواهشم را پذیرفتند و خودشان من را عمل کردند.

نتیجه عمل رضایت‌بخش بود؟
خدا را شکر بله. من فقط 4 تخمک داشتم که میان آنها فقط یک تخمک طوری بود می‌توانست به کار گرفته شود. به طور طبیعی شانس کمی وجود داشت که همان یک تخمک تبدیل به جنین شود و نهایتا من باردار شوم اما به لطف خدا و تجربه جناب آقای دکتر صارمی و همکاران محترمشان این اتفاق افتاد. روزی که برای انتقال آمده بودم آقای دکتر با همان لبخند همیشگی گفتند یک جنین داریم اما چه جنینی. خیلی پرجنب و جوش است و مدام در حال سلول‌سازی است. همان جنین پرجنب و جوش تبدیل به مسیحای من شد و الان در آغوشم قرار دارد.

از سال‌های قبل از مادر شدن برایمان بگویید.
سال های انتظار خیلی سخت بود. سعی می‌کنم به آن فکر نکنم. هر وقت یادش می افتم اعصابم خرد می‌شود. با اینکه الان مشکلم حل شده اما هر وقت به آن روزها فکر می‌کنم حالم خراب می‌شود. ترجیح می‌دهم در حال زندگی کنم تا گذشته‌ام.

الان که به صارم آمدید خودبخود به یاد آن روزها هم می‌افتید.
بله. این که درست است اما به یاد روزهای خوش می‌افتم. در صارم فقط روزهای خوش برای من اتفاق افتاد. نه تنها خودم بلکه دو نفر از اقوامم نیز همینجا بچه‌دار شدند. یکی پس از 18 سال و دیگری بعد از 20 سال. خودم هم بعد از 21 سال. شاید از روز اول اگر صارم را انتخاب می‌کردم خیلی زودتر از این حرف‌ها به نتیجه می‌رسیدم. اما باز هم خدا را شکر می‌کنم. من اولین مراجعه‌ام به صارم تیر ماه 95 بود و در دی‌ماه همان سال من نتیجه گرفته بودم. این برای من که انتظار 21 ساله را یدک می‌کشیدم چیزی شبیه معجزه بود. یکی از همان آشنایانم که قبلا در صارم باردار شده بود و الان بچه دارد، بار دیگر به صارم آمده و حالا منتظر فرزند دومش است. این فرزندش پسر است.

از حس و حال مادری برایمان بگویید.
بعضی اوقات که پسرم را نمی بینم اما صداش رو می‌شنوم با خودم می گویم خدایا این پسر من است؟ و به خاطر می‌آورم چقدر قبل داشتنش عذاب کشیدم.

همسرتان در این مدت شما را به خوبی همراهی کرد؟
بله، انصافا ایشان مرد زحمتکش و شریفی است. طی این دو دهه حتی یک بار به روی من نیاورد که بچه نداریم. هر وقت هم که خودم حرفش را پیش می‌کشیدم می‌گفتند هر چه خواست خدا باشد همان می‌شود. اگر بخواهد می‌شود و اگر هم نخواهد هر کاری کنیم نمی‌شود.

به فکر فرزند دوم نیستید؟
راستش را بخواهید چرا که نه. امروز هم که به صارم آمدم سراغ کلینیک کمک‌باروری رفتم و دلیلش همین بود. البته پدرش می‌گوید خدا همین یکی را برای ما حفظ کند از سرمان زیاد است. ولی من فکر فراهم کردن مقدمات کار هستم و اگر خدا بخواهد شاید دوباره باردار شوم. البته هنوز تصمیم قطعی نگرفته‌ام.

حرف خاصی دارید که بخواهید آن را بیان کنید؟‌
من پسرم و شاید خانواده‌ام را اول از خدا دارم و بعد از جناب آقای دکتر صارمی. خیلی مدیون ایشان هستم. نمی‌توانم بگویم چقدر ایشان را دوست دارم. باور می‌کنید اگر بگویم عکس ایشان را به عنوان تصویر پروفایل خودم انتخاب کرده‌ام؟ بقیه‌اش را خودتان حدس بزنید. خوب به خاطر دارم وقتی من عمل شدم آقای دکتر صارمی یک پلیپ به اندازه یک کف دست از شکم من درآوردند. چیزی که در این مدت نه هیچ جا به من گفته بودند و نه اینکه حتی تشخیص داده بودند. تجربه دکتر صارمی باعث شد عمل موفقیت‌آمیزی داشته باشم و الان مادر باشم. امیدوارم مشکل تمام کسانی مثل من هستند مرتفع شود و به آنها توصیه می‌کنم هرگز از لطف خدا ناامید نشوند.

کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.