لطفا صبر کنید ...

داوطلب اجباری

ژانویه 18, 2020 توسط Sarem admin
WhatsApp-Image-2020-01-12-at-12.50.03-e1579326287294.jpeg

داوطلب اجباری
از کمیِ خواب، یا بی‌خوابیِ زیاد دارم چشمهام رو از دست می‌دم.
موندم بین دو راهی عجز و اندوه.
نمی‌دانم حال این روزهای من شبیه کدام آدم نه‌چندان خوشبخت است که نمی‌داند دلش به حال غم‌های تلنبار شده‌اش بسوزد یا رویاهای هیچوقت محقق نشده.
مانده‌ام بین زمین و آسمان، چنان که نه آسمان من را می‌پذیرد و نه زمین اجازه بازگشت می‌دهد.
انگار هر چه عاشقانه است در فراق به انتها می‌رسد و وصال، آخر هیچ کدام از داستانهای اساطیری ما نیست و نخواهد بود .
اصلا نمی‌دانم حال آنهایی که رفته‌اند چگونه است؟ راستش را بخواهید اصلا هم نمی‌خواهم بدانم؛ همین اندازه که غم رفتنشان بر گرده‌ی ما سنگینی می‌کند برای هفت‌پشت‌مان کافی است. اما خوب می‌دانم هیچکدام از آنهایی که سیل اشک‌شان برای رفتن عزیزانشان جاری شد نمی‌توانند مفهوم خطای انسانی را درک کنند. این شاید سخت‌ترین انتظار از این خانواده‌ها باشد.
رفتن همیشه عذاب‌آور است؛ آن هم زمانی که منتظرانی در مقصد و بدرقه‌کنندگانی در مبداء چشم انتظار رسیدنت باشند و هیچ‌گاه این رسیدن رنگ واقعیت به خودش نگیرد.
نمی‌دانم چگونه به این خانواده‌ها باید تسلیت گفت؟
نمی‌دانم حرف‌های برخواسته از اندوه قلبی‌مان درصدی هر چند ناچیز از ملال شان می‌کاهد یا خیر؟
شاید سکوت معنادار ترین رفتار قابل انجام این روزهای ما باشد.
انسان موجود عجیبی است. آنقدر عجیب که گاهی وقت‌ها بیشتر از هر چیز دیگری باید به خودمان شک ‌کنیم.
آنها رفتند و خانواده‌هایشان را در انتظاری ابدی تنها گذاشتند.
کاش می‌توانستیم فریاد بزنیم که باور کنید گاهی آنهایی که می‌روند اصلا مقصر نیستند و رفتن اجباری‌ترین رفتار داوطلبانه آنها در زندگی ست.

(یوسف شریف زاده)
دی 98

کليه حقوق اين سايت متعلق به بیمارستان صارم می‌باشد.